ويژگيهاي مديريت آموزشي
داشتن بصيرت و بينش و ارزش اگرچه در ساير مديريتها نيز كاربرد دارد، ولي در مديريت آموزشي ركن اصلي محسوب ميشود. مديريت آموزشي با درك ماهيت و اولويت ارزشهاي اساسي و كلي موجود و جديد، بطور آگاهانه و با تشخيص جوانب مشترك، تفاوتها و اولويتها اقدام ميكند و گذشته و آينده را به هم ميپيوندد.
در مجموع، عصر حاضر، عصر اطلاعات، دانش، آزادانديشي و به ويژه عصر آزادمنشي ناميده شده است. پس مدير بايد واقعاً مدير باشد. او بايد شرايط خلاقيت و ابتكار را فراهم آورد و با تزريق نوآوريها و به كارگيري تدبير مديريتي، از دانشها و فنون حداكثر استفاده را ببرد.
در مديريت جديد آموزشي، سعي براين است كه اعضاي سازمان، به ويژه مربیان، توان خود را در بهبود كمي و كيفي وظايفشان به كار گيرند و بهطور چشمگير و خستگيناپذيري در ارتقاي تواناييهاي دانشي، بينشي، ارزشي، مهارتي و تجربي خود بكوشند و دائم در حال سبقتجويي از يكديگر باشند و از اين كار و تلاش خود لذت ببرند. سعي براين است از يك سو ميان خواستها و منافع فرد، گروه، سازمان و جامعه توازن به وجود آيد و از سوي ديگر، ميان ماهيت انساني بشر و نهادهاي سياسي، اقتصادي، آموزشي و فرهنگي، همسازي ايجاد شود.
اين شيوه مديريتي تا حدي به ديدگاه بومشناختي شبيه است كه هم به زمينههاي مادي و هم به زمينههاي معنوي توجه دارد. در زير به طور مختصر به تواناييهاي چنين مديريتي اشاره ميشود.
الف. تواناييهاي شناختي و شخصيتي
1- علاقه دروني به مردم، افكار، رويدادها و پديدهها، همراه با شكيبايي ويژه حرفه مديريت.
2- داشتن و بينش عميق نسبت به نيروها و روندهاي محيطي مؤثر بركار آموزش.
3- توانايي تحليل ويژگيهاي شخصيتي، همچون كنشهاي دروني، ويژگيهاي جسمي - رواني، ظرفيت عصبي، توان هوشياري و...
ب - مهارتهاي لازم
1-مهارتهاي شخصي؛ شامل توانايي ايجاد تعادل ميان ويژگيهاي شخصي، شغلي و اجتماعي و مهارتهاي تقويت درك مستقيم و انتخاب ارادي و آزاد.
2-مهارتهاي گروهي؛ توانايي ايجاد انگيزش در ديگران با ارتباط دادن منافع و عقايدشان به يك ديدگاه مشترك و از طريق تعامل منافع و عقايدشان تا بتواند از يك توده پريشان، گروهي منسجم تشكيل دهد. اين كار مستلزم مهارتهاي ارتباطي و تسهيل گروه سازي است.
3- مهارتهاي فرهنگي؛ ايجاد نظم سازماني، هماهنگي ميان افراد، همگرايي هدفها، ارتقاي بينش و مأموريت فرد و سازمان.
4 -توانايي ايجاد تغيير براساس نيازهاي ضروري سازمان و مأموريتهاي آن.
ج - تواناييهاي تدبيرانديشي
مدير آموزشي سعي دارد توانايي خود را در زمينه عناصر نوانديشي، آزادانديشي و آزادمنشي و... توسعه دهد. در مورد اين توانمنديها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- توسعه ظرفيت درك مستقيم و شهودي (تفكر)
2- توسعه بصيرت يا دريافت ژرفتر و جامعتر از مشاهدات عادي
3 -مشاهده جامع و عميق روابط به ظاهر مبهم و نامربوط و زير سئوال بردن روابط عادي و روابط جديد.
در اين شيوه، مديريت ارزشی و فرهنگگرا جايگزين ديدگاه مدیریت اقتصادگرا ميشود و نقشي تسهيلكننده، خلاق و نجاتبخش را ايفا ميكند.
در اينجا با توجه به فرهنگ اسلامي خود، به ارائه تعريفي كاملتر از رهبري و مديريت آموزشي ميپردازيم: مديريت آموزشي فرآيندي است خود سازنده و اجتماعي و بالنده كه همه توان خود را در استفاده از تمامي نيروهاي انساني و منابع مادي، براي حصول هرچه بهتر هدفهاي درسي و آموزشي به كار ميگيرد. خود سازنده، يعني اين كه مدير آموزشي تنها به ديگران نور نميدهد و فقط به اصلاح و پرورش ديگران نميپردازد؛ بلكه يك مدير آموزشي موفق در نظام اسلامي خود سازنده است و خود را در روند رهبري و مديريت بالاتر ميبرد.
مفهوم و فرآيند تغيير و نوآوري
زيربناي تغيير، خلاقيت است و ميان خلاقيت و نوآوري نيز تفاوت وجود دارد. خلاقيت، پيدايي و توليد انديشه و فكر نو است، درحالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. به عبارت ديگر، خلاقيت به قدرت ايجاد انديشههاي نو اشاره دارد و نوآوري به معناي كاربردي ساختن آن افكار نو و تازه است. خلاقيت، لازمة نوآوري است و تحقق نوجويي، وابسته به خلاقيت است.
تغيير سازماني به اين صورت تعبير شده است: پذيرفتن يك ايده يا رفتار جديد به وسيله يك سازمان. برعكس، نوآوري سازماني عبارت است از پذيرفتن يك عقيده يا رفتاري كه براي صنعت، بازار يا محيط عمومي تازگي دارد.
مديريت آموزشي و نوآوري
يكي از تعاريف موجود، مديريت آموزشي را راهنمايي، كنترل و اداره امور مربوط به جريان تعليم و تربيت از قبيل گزينش مربیان و دانشآموزان، برنامه مطالعاتي، برنامههاي درسي و روشهاي آموزشي معرفي ميكند.
در اين تعريف، مدير آموزشي در همه فعاليتهاي آموزشي نقش و جايگاه ويژهاي برعهده دارد. به عبارت ديگر، مديريت آموزشي بايد با نگاهي نو به اين موارد براي تقويت هرچه بيشتر محيطهاي آموزشي گام بردارد.
موانع نوآوري و پژوهش
- كمبود نگرش علمي نسبت به مديريت: كمبود به اين معني است كه تاكنون به مسأله مديريت و رهبري آموزشي توجه لازم نشده و هنوز نگرش مناسب در اين زمينه تعميق و تعميم نيافته است.
- كم توجهي به اهميت مديريت آموزشي: تصدي پست مديريت بايد با جاذبه همراه باشد، به ويژه در نهادهاي آموزشي كه اداره آنها با دشواري بيشتري همراه است، لزوم جذب پست مديريتی بيشتر، مورد تأكيد است.
- تأثير منفي حب و بغضهاي شخصي مديريت و رهبري آموزشي: بعضي از مديران تحمل كوچكترين انتقادي را ندارند و به محض برخورد با افرادي كه از روي دلسوزي يا ناآگاهي انتقاد ميكنند، آنها را از كار بركنار مينمايند و جامعه را از وجود افرادي توانا محروم ميسازند.