اهمیت ایجاد اشتغال درایجاد ثبات اقتصادی

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-unhide:no; border:solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt:solid windowtext .5pt; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid windowtext; mso-border-insidev:.5pt solid windowtext; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";}
اهمیت ایجاد اشتغال درایجاد ثبات اقتصادی جامعه موضوعی غیر قابل انکار است. توجه هر چه بیشتر به موضوع اشتغال در جامعه می تواند منجر به افزایش سطح رفاه عمومی و توسعه همه جانبه در جامعه گردد.نویسنده ضمن توجه به راهکارهای ایجاد اشتغال مهمترین نکته را خلق بسته اموزشی ای در نظر دارد که بتواند ضمن توانمند سازی افراد فعال جامعه راهکاری مناسب برای پایدار سازی مشاغل را نیز ارائه نماید. در کشورهای مختلف از طرق علمی به این مسئله پرداختند و ارتباط معنی داری بین اشتغال و اشتغال پایدار با توانمند سازی منابع انسانی و مدلهای استاد شاگردی و انکیباتورها و زنجیره ارزش و زنجیره تامین و .... تعریف نمودند. موضوع مهم اینست که چگونه یک فرد بتواند از منابع و فرصتهای موجود برای ایجاد اشتغال استفاده نماید و چگونه بتواند این اشتغال را پایدار نماید. البته با در نظر گرفتن شاخصه های پایداری مشاغل که بعدا بعرض می رساند. سوال مهم ما اینست که برای ایجاد اشتغال پایدار چه سازو کاری مناسب است و برای پایدار سازی ان از چه شیوه های میتوان استفاده کرد البته به این سوال و سوال مهمتر از ان یعنی راهکارهای توانمند سازی و دانش مورد نیاز ان نیز پاسخ دادیم. خوشه سازی مشاغل از موضوعاتی است که می تواند بعنوان یک راهکار سنتی و نوین در ایجادبسیاری از شاخصهای پایدارسازی مشاغل در ایران بشکل مناسبی عمل نماید.یکی از مشکلاتی که در قبل از ایجاد شغل وجود دارد عدم وجود یک منبع اموزشی جامع است که در این مجموعه سعی شده از ابتدای ایجاد یک شغل تا انتهای فرایند شغلی مطالب مورد نیاز مخاطبین را کنار هم قرار دهد اما این کافی نیست. ما مصمم بودیم تا ایراد مهم در وضع موجود اشتغال را نیز مرتفع سازیم که انهم بهره گیری از مدلی است بنام خوشه سازی مشاغل و البته بسیار مهم هم هست.چند دلیل را می توان برای اینکار مورد اشاره قرار دهیم: 1-   قیمت تمام شده: قیمت تمام شده محصولات در مشاغل بسیار بالاست یا به بیان دیگر هزینه ها تولید بسیار بالاست. هزینه هایی مانند آموزش ،تامین مواد اولیه ،هزینه بازاریابی،هزینه تحقیقات،هزینه فروش،هزینه برند سازی، هزینه بسته بندی و ... بخش عمده ای از این هزینه ها را شکل می دهند. 2-   تامین منابع مالی:در وضع موجود این منابع عمدتا از طریق دولت تامین می شود که ضمن ایجاد تعهدات مالی مانع از بهره گیری از فرصتهای موجود می شود.در این مدل بیشترین حجم منابع از داخل مجموعه و با ایجاد صندوق حمایت از مشاغل داخل خوشه صورت می گیرید که هم پایدارتر است و هم فرصتهای زیادی در اختیار مجموعه قرار می دهد. 3-   تامین نیازهای بازار: نیاز بازارهای امروز بسیار متفاوت است هم از نظر حجم نیاز که امکان تامین ان توسط یک یا چند بنگاه اقتصادی کوچک و حتی متوسط و بزرگ مشکل است و هم از نظر کیفیت محصول با توجه نیازهای بسیار متنوع مشتریان این موضوع مهم است. 4-   بهره گیری از تکنولوژِی: بنگاههای اقتصادی با حجم تولید پایین و بصورت انفرادی کمتر امکان بهره گیری از تکنولوژی روز را بدلیل قیمت بالا و نگهداری و پشتیبانی را دارند. 5-   بهره گیری از حداکثر ظرفیت: بدلیل محدودیت بازار برای محصولات محدود امکان بهره گیری از فرصتهای بازار زمانی ایجاد می شود که حجم تولید افزایش منطقی پیدا کند 6-   ضرورت توجه به حوزه های بالادستی مشاغل: موضوعات مهمی در قسمت بالادستی بنگاههای اقتصادی وجود دارد که عموما هزینه های بالایی را به مشاغل در صورت قابلیت تحقق تحمیل می نماید.مواردی چون هزینه اموزش و بازاریابی و فروش و ارزیابی محصول و کیفیت و طراحی و ...که از عهده یک بنگاه اقتصادی خارج است می تواند در قالب یک خوشه براحتی مدیریت شوند. 7-   سازماندهی مشاغل: ارتباط بین مشاغل و تعریف این ارتباطات برای کسب فرصتهای محیطی و بهره گیری حداکثری از منابع موجود در مدل شبکه ای خوشه قابل دسترسی می باشد. 8-   تخصصی شدن: بدلیل توجه ویژه به محصولات نهایی در خوشه این امکان که تمام منابع انسانی و غیر انسانی بنگاههای اقتصادی مصروف اهداف تخصصی گردد بوجود می اید .وجود یک مجموعه محصول با ویژگیهای ثابت موجب تمرکزتخصصی بنگاههای بهم مرتبطبرروی آن می گردد. 9-   ارزیابی و نظارت: با توجه به معماری خوشه امکان ارزیابی مستمر از فرایند انجام کار با هزینه بسیار پایین ایجاد می گردد بخصوص که در این مدل شبکه عارضه یابی و موقعیت هر یک از واحد ها و فعالیتها از قبل مشخص شده است و ضعف یک بخش به بخشهای دیگر اثر مهمی نخواهد گذاشت. البته دلایل زیاد دیگر نیز وجود دارد که در متن بسته اموزشی لحاظ گردید. توجه به برند سازی و تولید محصول سالم از جمله این بحثهاست.استاندارد شدن کالاها و سادگی تبلیغ و با قابلیت طبقه بندی کردن مشتریان و توجه به نیازهای انها نیز بخشی از عواملی است که می تواند موجب توفیقات بیشتر در تولید و عرضه محصول و خدمات نهایی باشد. شاید نکته قابل توجه برای نویسنده بهره گیری از روشهای علمی کارامد گذشته ایران است که علما و دانشمندان ایرانی توانستند ان را بعنوان راهکار مسئله اشتغال خلق نمایند و تولید دانش کاربردی ناشی از این تدبیر بشکلهای نوین در کشورهای دیگر مورد بهره برداری قرار می گیرد مانند مدلهای راسته بازار ها بجای خوشه و روشهای استاد شاگردی بجای مراکز رشد، و البته تحقیقات و مطالعات میدانی بسیاری که در اجرای طرح ملی پایدار سازی مشاغل در ایران بدست اوردیم. بهرحال امیدواریم که بتوانیم با راهنمایی های صاحبان علم و فرهنگ محتوایی کاملا ایرانی ارائه نماییم که نتیجه ان همانی باشد که ما می خواهیم و خدوند متعال برای رسیدن به ان کمک مان خواهند فرمود.           مقدمه:   آموزش به صورت یك امر طبیعی درآمده است. پیشرفت و توسعه سازمانها و موسسات درگرو ارتقای سطح دانش، مهارت، رفتار و بینش منابع انسانی است. برهمین اساس، اكثر سازمانها دوره های آموزش موجود در داخل یا خارج از كشور برای كاركنان خود برگزار می‌كنند و اجرای هر دوره متضمن سرمایه گذاری هنگفت است لذا آگاهی از میزان اثربخشی دوره های آموزشی و بازدهی حاصل از آنها برای مدیران بسیار بااهمیت است. ارزشیابی یكی از مهمترین مراحل برنامه ریزی آموزشی است كه انجام صحیح آن اطلاعات بسیار مفیدی را درباره چگونگی طرح ریزی و اجرای برنامه های آموزشی دراختیار می گذارد و مبنای مفیدی جهت ارزیابی عملكرد آموزشی مراكز آموزشی به دست می دهد. اگر اهداف را به صورت وضع مطلوب سازمان در آینده تعریف كنیم، اثربخشی سازمان عبارت است از درجه یا میزانی كه سازمانها به هدفهای موردنظر خود نائل می آیند (ریچارد دفت، ۱۳۷۷) پیتر دراكر صاحبنظر به نام مدیریت، اثربخشی را انجام كار درست تعریف كرده است. تعاریف دیگری همچون اصلاح رویه های مدیریت، كسب موفقیت، تولید ایده های جدید، تقویت ارزشهای سازمانی، تفكرگروهی، مشاركت و مواردی از این قبیل از جمله تعابیری هستند كه در مدیریت معادل با اثربخشی به كار می روند (سلطانی، ۱۳۸۰). تعابیری كه باتوجه به مفاهیم بالا می توان برای اثربخشی آموزشی ابراز داشت عبارتند از: ▪ تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی؛ ▪ تعیین نتایج قابل مشاهده از كارآموزان در آموزشهای اجراشده؛ ▪ تعیین میزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازمانی آنها؛ ▪ تعیین میزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است؛ ▪ تعیین میزان توانایی ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به اهداف؛ ▪ تعیین میزان ارزش افزوده آموزشی؛ ▪ تعیین میزان بهبود شاخصهای موفقیت كسب و كار. مفهوم اثربخشی در مدیریت با تغییر میزان موفقیت نتایج حاصل از كار باید مهمترین هدف مدیر باشد. بازدهی كار یك مدیر نیز باید ازطریق صادره های مدیریت سنجیده شود نه میزان وارده ها یعنی موفقیتهای كاری او، نه مجموعه كارهایی كه به وی محول می شود یا در روز انجام می دهد. اثربخشی چیزی است كه از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و انجام می دهد. اثربخشی چیزی است كه مدیر از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده كار ارائه می كند. تعریف اثربخشی عبارت است از میزان موفقیت مدیر در زمینه بازدهی و نتایج كاری است كه به او محول شده است. درمورد مفهوم اثربخشی آموزش تعریف جامع و مشخصی وجود ندارد زیرا فرایند دستیابی به آن، كار دشواری است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی اینكه تاحدودی تعیین كنیم آموزشهای انجام شده تاچه حد به ایجاد مهارتهای موردنیاز سازمان به صورت عملی و كاربردی منجر شده است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی: تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی، تعیین نتایج قابل مشاهده از كارآموزان در اثر آموزشهای اجراشده، تعیین میزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازمانی، تعیین میزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است، تعیین میزان تواناییهای ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به هدفها. باتوجه به مباحث بالا باید گفت كه اثربخشی آموزش ازطریق بررسی كارایی درون و برونی نظام آموزش سازمانی تعیین می گردد. یعنی اگر بتوانیم كارایی درونی و برونی سیستم آموزش سازمانها را اصلاح كنیم تقریبا اثربخشی آموزش تضمین می شود (ایرج سلطانی، تدبیر).   ويژگي‌هاي مديريت آموزشي‌ داشتن بصيرت و بينش و ارزش اگرچه در ساير مديريت‌ها نيز كاربرد دارد، ولي در مديريت آموزشي ركن اصلي محسوب مي‌شود. مديريت آموزشي با درك ماهيت و اولويت ارزش‌هاي اساسي و كلي موجود و جديد، بطور آگاهانه و با تشخيص جوانب مشترك، تفاوت‌ها و اولويت‌ها اقدام مي‌كند و گذشته و آينده را به هم مي‌پيوندد. در مجموع، عصر حاضر، عصر اطلاعات، دانش، آزادانديشي و به ويژه عصر آزادمنشي ناميده شده است. پس مدير بايد واقعاً مدير باشد. او بايد شرايط خلاقيت و ابتكار را فراهم آورد و با تزريق نوآوري‌ها و به كارگيري تدبير مديريتي، از دانش‌ها و فنون حداكثر استفاده را ببرد. در مديريت جديد آموزشي، سعي براين است كه اعضاي سازمان، به ويژه مربیان ، ‌توان خود را در بهبود كمي و كيفي وظايفشان به كار گيرند و به‌طور چشمگير و خستگي‌ناپذيري در ارتقاي توانايي‌هاي دانشي، بينشي، ارزشي، مهارتي و تجربي خود بكوشند و دائم در حال سبقت‌جويي از يكديگر باشند و از اين كار و تلاش خود لذت ببرند. سعي براين است از يك سو ميان خواست‌ها و منافع فرد، گروه، سازمان و جامعه توازن به وجود آيد و از سوي ديگر، ميان ماهيت انساني بشر و نهادهاي سياسي، اقتصادي، آموزشي و فرهنگي هم سازي ايجاد شود. اين شيوه مديريتي تا حدي به ديدگاه بوم‌شناختي شبيه است كه هم به زمينه‌هاي مادي و هم به زمينه‌هاي معنوي توجه دارد. در زير به طور مختصر به توانايي‌هاي چنين مديريتي اشاره مي‌شود. الف. توانايي‌هاي شناختي و شخصيتي‌ 1‌- علاقه دروني به مردم، افكار رويدادها و پديده‌ها، همراه با شكيبايي ويژه حرفه مديريت. 2- داشتن بينش عميق نسبت به نيروها و روندهاي محيطي مؤثر بركار آموزش. 3- توانايي تحليل ويژگي‌هاي شخصيتي، همچون كنش‌هاي دروني، ويژگي‌هاي جسمي - رواني، ظرفيت عصبي، توان هوشياري و... ب - مهارت‌هاي لازم‌ 1-‌مهارت‌هاي شخصي؛ شامل توانايي ايجاد تعادل ميان ويژگي‌هاي شخصي، شغلي و اجتماعي و مهارت‌هاي تقويت درك مستقيم و انتخاب ارادي و آزاد.‌ 2-‌مهارت‌هاي گروهي؛ توانايي ايجاد انگيزش در ديگران با ارتباط دادن منافع و عقايدشان به يك ديدگاه مشترك و از طريق تعامل منافع و عقايدشان تا بتواند از يك توده پريشان، گروهي منسجم تشكيل دهد. اين كار مستلزم مهارت‌هاي ارتباطي و تسهيل گروه سازي است. 3- مهارت‌هاي فرهنگي؛ ايجاد نظم سازماني، هماهنگي ميان افراد، همگرايي هدف‌ها، ارتقاي بينش و مأموريت فرد و سازمان. 4 -توانايي ايجاد تغيير براساس نيازهاي ضروري سازمان و مأموريت‌هاي آن. پ - توانايي‌هاي تدبيرانديشي‌ مدير جديد آموزشي سعي دارد توانايي خود را در زمينه عناصر نوانديشي، آزادانديشي و آزادمنشي و... توسعه دهد. در مورد اين توانمنديها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: 1- توسعه ظرفيت درك مستقيم و شهودي (تفكر) . 2- توسعه بصيرت يا دريافت ژرف‌تر و جامع‌تر از مشاهدات عادي.  3 -مشاهده جامع و عميق روابط به ظاهر مبهم و نامربوط و زير سئوال بردن روابط عادي و روابط جديد. در اين شيوه، مديريت ارزش فرهنگ‌گرا جايگزين ديدگاه اقتصادگراي مديريت مي‌شود و نقشي تسهيل‌كننده، خلاق و نجات‌بخش را ايفا مي‌كند. مفهوم و فرآيند تغيير و نوآوري‌ زيربناي تغيير، خلاقيت است و ميان خلاقيت و نوآوري نيز تفاوت وجود دارد. خلاقيت پيدايي و توليد انديشه و فكر نو است، درحالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است. به عبارت ديگر، خلاقيت به قدرت ايجاد انديشه‌هاي نو اشاره دارد و نوآوري به معناي كاربردي ساختن آن افكار نو و تازه است. خلاقيت لازمه نوآوري است و تحقق نوجويي وابسته به خلاقيت است. تغيير سازماني به اين صورت تعبير شده است، پذيرفتن يك ايده يا رفتار جديد به وسيله يك سازمان. برعكس، نوآوري سازماني عبارت است از پذيرفتن يك عقيده يا رفتاري كه براي صنعت، بازار يا محيط عمومي تازگي دارد. مديريت آموزشي و نوآوري‌ يكي از تعاريف موجود، مديريت آموزشي را راهنمايي، كنترل و اداره امور مربوط به جريان تعليم و تربيت از قبيل گزينش مربیان  و دانش‌آموزان، برنامه مطالعاتي، برنامه‌هاي درسي و روش‌هاي آموزشي معرفي مي‌كند.‌ در اين تعريف، مدير آموزشي در همه فعاليت‌هاي آموزشي نقش و جايگاه ويژه‌اي برعهده دارد. به عبارت ديگر، مديريت آموزشي بايد با نگاهي نو به اين موارد براي تقويت هرچه بيشتر محيط‌هاي آموزشي گام بردارد. موانع نوآوري و پژوهش‌ كمبود نگرش علمي نسبت به مديريت: كمبود به اين معني است كه تاكنون به مسأله مديريت و رهبري آموزشي توجه لازم نشده و هنوز نگرش مناسب در اين زمينه تعميق و تعميم نيافته است. كم توجهي به اهميت مديريت آموزشي: تصدي پست مديريت بايد با جاذبه همراه باشد، به ويژه در نهادهاي آموزشي كه اداره آنها با دشواري بيشتري همراه است، لزوم جذب پست مديريت بيشتر مورد تأكيد است. تأثير منفي حب و بغض‌هاي شخصي‌ مديريت و رهبري آموزشي: بعضي از مديران تحمل كوچك‌ترين انتقادي را ندارند و به محض برخورد با افرادي كه از روي دلسوزي يا ناآگاهي انتقاد مي‌كنند، آنها را از كار بركنار مي‌نمايند و جامعه را از وجود افرادي توانا محروم مي‌سازند. در اينجا با توجه به فرهنگ اسلامي خود، به ارائه تعريفي كامل‌تر از رهبري و مديريت آموزشي مي‌پردازيم. مديريت آموزشي فرآيندي است خود سازنده و اجتماعي و بالنده كه همه توان خود را در استفاده از تمامي نيروهاي انساني و منابع مادي، براي حصول هرچه بهتر هدف‌هاي درسي و آموزشي بكار مي‌گيرد. خود سازنده، يعني اين كه مدير آموزشي تنها به ديگران نور نمي‌دهد و فقط به اصلاح و پرورش ديگران نمي‌پردازد؛ بلكه يك مدير آموزشي موفق در نظام اسلامي خود سازنده است و خود را در روند رهبري و مديريت بالاتر مي‌برد.‌   جهانی شدن اموزش:[1] بعضاً از جهانی شدن به عنوان جهان‌گرایی یاد می‌کنند، بعضی هم به عنوان جهانی سازی! درمتن هر یک از این تعابير ایدئولوژی های متفاوتی نهفته است. نئولیبرالیسم ها از جهانی شدن جهان گرایی را دنبال می کنند،اروپایی ها عموما در جهانی شدن بحث جهان سازی نوینی را مطرح می کنند تا منافع خود را در رقابت با امریکا مجدداً سازماندهی کنند. جهان سومی‌ها، پدرسالارها، دولت‌گراها، عدالت خواه‌ها و عموماً کشورهای با مناسبات متفاوت از پروسه مدرنیته، آنرا به عنوان یک نوع جهان سازی یا به تعبیری Westernization غربی شدن یا Americanization امریکایی کردن جهان از آن یاد می کنند ولی یک نکته بین همه این تعابیر مشترک است و آن این که اساسا مناسبات اقتصادی-سیاسی جهانی شکل جدیدی پیدا کرده است و تغییر مناسبات اجتماعی شبکه ای، جامعه در حال یاد گیری، پارادایم هایی که جوامع را به این سمت ها هدایت می کنند، الزامات اقتصاد نوین اطلاعاتی که بر جهان حاکم شده است، نهایتا یک فرهنگ مجاز واقعی را در محیطی مجازی ایجاد کرده و پیامد هایش عینی و واقعی است. به این معنی که اصل پارادایمها در محیط مجازی است ولی با پیامد های عینی و واقعی همراه است. نسبت جهانی شدن  با فرهنگ از این حیث مهم است که می گویند "جهانی شدن در ذات فرهنگ مدرن نهفته است". این تعریف مبتنی بر واقع بینی است، مثل ترافیک شهر تهران، یا هوای آلوده شهر و جمعیت تهران واقعیت های عینی است. در مواجهه بااین پدیده ها نمی توانید بگویید که ما سال ها پیش گفته بودیم که پایتخت را ببرید جای دیگر ،این راه حل به درد این واقعیت امروزنمی خورد. پدیده عینی، واقعیت عینی، تجزیه تحلیل های عینی و فرمول های عملی ولازم خودش را می طلبد. لذا در این تعبیر اگر شما وارد پروسه مدرن سازی شوید الزاما پایان این خط چیزی است به نام مبادلات جهانی در حوزه تجارت و اقتصاد، که بعدا به حوزه های دیگرنیزخواهد رسید. جهانی شدن و فرهنگ  مدرن جهانی شدن در ذات فرهنگ  مدرن است. از این حیث یک نسبتی با این فرهنگ دارد و درعین حال راه  و رسم فرهنگی در ذات جهانی شدن نهفته است. یعنی به تعبیری منش  فرهنگی ما هم متقابلا تحت تاثیر پروسه جهانی شدن  است. امروزه بیشترکودکان جهان کارتن تام و جری هالیوود را می شناسند. ممکن است قیچی بردارید بخشی از آن را قیچی کنید و بخشی از آن را پخش نکنید، ولی از کودک ایرانی تا افریقایی، ژاپنی، آسیایی و استرالیا همه آنها هر روز صبح پای تلویزیون های خودشان تام و جری را می بینند. تام جری فرهنگ خاص خودش را هم القا می کند، شما با احتیاط یا وسواس ممکن است بخشی از آنها را ببرید، ولی اصل موضوع و پیام های فرهنگی آن قابل انکار نیست. اصلش را نمی توانید منکر شوید. شما در جهان کدام تلویزیونی را می توانید باز کنید که مدام نگوید:بخرید،بخرید،بخرید؟ اگر شما هم چنین می کنید پس درروش فروش به یک رویکرد جهانی رسیده اید.اگر چه ما با تاخیر به این روش روی آوردیم ولی بلاخره شما در هر کجای جهان اعم از چپ گرا، راست گرا ،دولت سالار ،دموکراتیک های مقید و دموکراتیک های بدون قید، جامعه آزاد و غیر آزاد هر ساعتی از شبانه روز سویچ تلویزیون را روشن کنید او به شما خواهد گفت:بخرید بخرید ،بخرید!! واین یک روش جهانی فروش است وشما هم در كسب و كار از آن استفاده می کنید و لذا است که راه و رسم فرهنگی در تعیین هزینه در تخصیص منابع ،در توزیع منابع و در منش شما با عنوان فراهم آوردن شیوه اثر بخش کردن منابع و هزینه ها در حوزه های  اقتصاد و فرهنگ و آموزش موثر است و در ذات  جهانی شدن است و شما نا خواسته دارید استفاده می کنید .مصداق های بسیاری از این قسم وجود دارد.لذا این راه و رسم فرهنگی به معنی مفهوم سازی نوینی از فرهنگ ومنطقه، کشور، بین الملل را هم به وجود می آورد. شما در گفتگوهای بین فرهنگی با واژگان کلیدی با موضوعاتی آشنا می شوید که دیگر مبادله را کار دشواری نمی کند وشما در سطح گفتمان بین المللی هم به نحوی در قالبهایی فکر می کنید و سخن می گویید که عملا واژگان ومناسبات ویژه ای دارد. حتی اگر این گفتمان ، گفتمان برای پیوستن به یک کنوانسیون بین المللی یا عدم پیوستن به آن باشد ،مثل گفت وگودرباره حق و حدود تكاليف انسان درجهان معاصر. جهانی شدن و آموزش ارتباط جهانی شدن با آموزش آهسته و خیلی کند و پنهان،نا پیدا ونا آشکار در حوزه فرایند های آموزش ویادگیری از خانه شروع می شود،از پای تلویزیون شروع می شود،یعنی شما در سن شش –هفت سالگی به این فکر می افتید که پیامد های آن را با آموزه هایی درمحتوای کتابهای درسی جبران کنید.اینجاست که بحث الزامات جهانی شدن در حوزه آموزش را به وجود می آورد. اگر تغییرات جغرافیایی دانش ،جغرافیای مهارت و جغرافیایی نگرش آدم ها نسبت به خود شان و جغرافیا ی شان وهستی عوض شود. شما دنباله رو  کنترل این تغییر جغرافیا هستید.آموزش وپرورش به این معنی در حوزه بومی فقط منفعل است و فقط در یک شرایط سخت واکنش نشان می دهد، ولذا است که اگر شما می خواهید این مناسبات را به هم بزنید،الزاما باید آموزش و پرورش شما از لحاظ طولی جلوی این واقعیت قرار گرفته باشد، تا بتواند از حالت انفعالی خارج وفعال در مقابل آن واکنش نشان دهد، واین نیازمند یادگیری است،یادگیری به نحوجدید با هدف جدید ،با رویکرد های جدید ودر محیط جدید، با ساختارهای خاص خودش. محیط های سنتی یادگیری فقط در بهترین شرایط و اثر بخش ترین شرایط میوه های خاص خودش را دارد ،که آن میوه ها در بازارامروزدردست فروشی های رايج سنتي قابل مبادله وعرضه نیست ،تقاضایی هم ممکن است برایش وجود نداشته باشد، لذا بی جهت نيست که در جولای  2003 دپارتمان آموزش و پرورش آمریکا یک گزارشی داد که نشان می دهد 56%  از کسانی که کار می کنند. درس می خوانند و36% از کسانی که درس می خوانند، کار می کنند این رقم در ژاپن 46% است، کسانی که درس می خوانند ،کار می کنند والزاما برای اینکه عقب نیفتند و خود را با بازار تقاضای آموزش هماهنگ کنند. بازار تقاضای آموزش نه به معنای شغل پیدا کردن و گرفتن چند هزار تومان برای گذران زندگی، بازار تقاضای آموزش به منظور تغییر جغرافیای دانش، مهارت و بینشی است که مدام تحت تاثیر فن آوری های اطلاعات و ارتباطات و تحولات اجتماعی تغییر می کنند. نکته دیگری که در ارتباط با جهانی شدن و آموزش وجود دارد، نقش آموزش است در گسترش ظرفیت های جهانی در سه حوزه  to ability to،to develop to ،to understand to «بینشی» «مهارتی» و «دانشی» شما چه چیزی را، چگونه وبه چه منظوری باید توسعه دهید و اثر بخش کنید؟ لذا این چگونگی ها و چرایی ها بحث اصلاحات آموزشی را در دنیا امروز فراگیر کرده است. پابه پای جهانی شدن در مطبوعات جهان وکنفرانس‌های بین المللی، ندای اصلاحات آموزشی گسترش می‌یابد. جهانی شدن مانند مهمان فربهی است که فرا خوانده شده است و آمادگی فرا خوا ندنش را نداریم، ولی مهمان فربه مرزها را درمی نوردد و پیامدهای خاص خود را دارد. با این مهمان فربه چه باید کرد؟ نگرش اصلاحات آموزشی به خروجی ها باشد یا ورودی ها، به جواب اهمیت بدهیم ،یا به نحوه طرح سوال؟ به مهارت گفتن نمره بدهیم یا به شنیدن ؟ در واگرایی سرمایه گذاری بکنیم یا در هم گرایی؟ شیوه این سرمایه گذاری ها در دانش و مهارت و بینش افراد و توسعه منابع انسانی چگونه ممکن است؟ پیام‌های جهانی شدن    پیام اول این است که  برای مواجه با هر پدیده ای نیازمند باز اندیشی و پارادایم کارآمد هستیم. بدون داشتن پارادایم ما فقط بسان موجودات زنده ای هستیم که با تاخیر به انبوه محرک های محیطی واکنش های تاخیری نشان می دهیم. اگر بخواهیم این چنین نباشیم در خصوص مواجهه با جهانی شدن الزاما باید یک هستی شناسی معین و یک پارادایم مشخص داشته باشیم. ما از این طیف های ایدئولوژی، یا روشن فکری یا کارگری یا سیاسی که درجهان امروزبا جهانی شدن مواجه می کنند، یا آنها را حمایت می کنند، جزء کدام یک ازاین گروه ها و هیات ها هستیم ؟ چرا؟ و الزاما نقش ما درهریک ازاین ها چه می تواند باشد منحصربودن درهریک ازاین ها چه چیز را دنبال می کند ؟ عضویت صرف مسئله ای را حل نمی کند. پس اولین پیام این است که نیازمند یک پارادایم هستیم. با خودمان باید مسائلمان را حل و فصل کنیم، خود فرهنگی -اجتماعی مان، وآن وقت نقشه و طرحی دراندازیم که قادر باشد با این پدیده ها و تناقضات متعددی که هر روز درآستانه ذهنمان وزندگی مان قرار می گیرد ،بتوانیم کنار بیاییم این حرکت پاندولی را یک جوری مدیریت کنیم که اگر به راهی می رویم و برمی گردیم، درحرکت دوم یا دوهزارم حداقل متری و کیلومتری هم نسبت به شروع جلوتر رفته باشیم.  پیام دوم ضرورت آمادگی برا ی دخالت در فرایند جهانی شدن است  . اگر شما علی رغم وجود تعریف یا پارادایمی معین بخواهید که حتی فرایند جهانی شدن را تفسیر کنید دچار مشکل می شوید. یعنی تفسیر یک پدیده هم الزاما نیازمند یک بینش خاص است.اتفاقات زیادی ممکن است در سرراهتان بیفتد.آن گاه می توانید این پدیده را تفسیر کنید که الزاما بینش موثرداشته باشید.همه این پدیده را می بینند. ولی همه یک تعریف واحد ندارند چون همه بینش واحدی ندارند.انسان وقتی می تواند مشاهده گر دقیقی باشد، که الزاما بینش داشته باشد. انسان بدون بینش پدیده های بسیار خطرناک راهم خیلی خطرناک نمی بیند، یا پدیده های بسیارعادی را با وسواس ملاحظه می کند. پس ضرورت آمادگی برای دخالت در فرایند مدیریت، تفسیر،بازیگری،وحتی کنترل پیامد های جهانی شدن هم نیازمند به آموزش و یادگیری دارد. حتی اگر شما قادر نباشید جهانی شدن را مدیریت بکنید وفقط بخواهید پیامدهای اجتناب ناپذیر پدیده ای به نام جهانی شدن را کنترل کنید نیازمند بینش و اندیشه موثری هستید.  پیام سوم عبارت است از این سوال که با آموزش سنتی و یادگیری سنتی نمی توان در این عرصه پاسخگوی نیاز های دانشی و بینشی و مهارتی لازم بود.ما باید به نحو دیگری با آن برخورد کنیم .الزاما مدیریت فرهنگی و آموزشی بازسازی فرهنگی مبتنی بر تجربه را لازم دارد.کار بسیار طاقت فرسایی است. بازسازی فرهنگی تا رسیدگی مهلت و فرصت زیادی لازم دارد.اروپایی ها سال های طولانی این راه را رفتند، ژاپنی ها البته به جهت تجربه های اروپایی ها این راه را سریعتررفتند، کره ای ها به خاطراین که منازعه فرهنگی ریشه داری با این پروسه نداشتند، خیلی معطل نشدند. یک ملت وقتی پیشینه تاریخی کهنی دارد، می تواند آن را وسیله تغذیه این فرایند کند یا درمسیرش لایه هایی از مشکلا ت را به وجود آورد .پس بازسازی فرهنگی مبتنی بر تجربه و مدیریت تحول معیارها ی فرهنگی مبتنی بر تجربه لازم است و ما در این زمینه ها بسیار نیاز به کار داریم .نیاز به گفتن و نوشتن و خواندن وگفتگو داریم.  توسعه نیافتگی فرهنگی علی رغم ورود تکنولوژی مسائل بسیاری را در طول این 60 سال گذشته برای ما فراهم آورده است، سینما ، دانشگاه ، روزنامه ، مدرسه ، ماشین ، موبایل ،تلویزیون ،اينترنت ،همه این ها را به ما داده است ولی اثربخشی و بهره وری آنها نیاز به بازاندیشی دارد. ورود تکنو لوژی بدون بنیان های فرهنگی بازسازی شده مشکلات ایجاد می کند.  پیام چهارم این بحث ها پیشگیری از سوء تفاهم ها و بد گمانی هاست .«ماهاتیر محمد»در کنفرانس سال 2001 در مالزی که تحت عنوان "جهانی شدن و اسلام" بود خطابه بسیار قرایی در نفی جهانی شدن ایراد کرد . ولی یک پارا گراف از آن سخنرانی که مطلع پایانی ونتیجه گیری ایشان درآن خطابه مفصل است این بود که جهان اسلام دو باربا دو پروسه دچار بد گمانی و سوء تفاهم شد، بیایید به هم کمک کنیم برای بار سوم در مطلع جهانی شدن جهان، دوباره سوء تفاهم ها ما را به حاشیه نبرد. تعبیر دقیق ایشان این است "جهانی شدن وکنفرانس امروز به دنبال هم اندیشی برای پیشگیری از سوء تفاهم ها و بد گمانی هایی است که دو بار درعصرصنعتی شدن جهان و درعهد مدرن شدن جهان، اسلام با آن مواجه شد  وموجب شد که نه تنها جهان اسلام بلکه همه جهان سوم را به حاشیه ببرد.امروزدر آستانه تحول سوم هستیم .اگر باهم اندیشی نتوانیم آن را مدیریت کنیم ،این بار فقط به حاشیه رانده نخواهیم شد،این بار حتی کسی را برای چانه زنی نخواهیم داشت".  پیام پنجم، جهانی شدن به عنوان یک سیر تحول است. نگاه به جهانی شدن به عنوان یک سیر تحول اساسا ادبیات حماسی را تبدیل به ادبیات علمی و کارشناسی می کند. شما در علم اقتصاد بحث پیروزی و شکست ندارید. می گویند درآمد نسبی شما پایین آمد یا بالا رفت. در پدیده های اقتصادی شما بحث تسخیر و واگذاری را ندارید. شما میزان شاخص های توسعه انسانی را در سال با دیگران مقایسه می کنید. در اینجا در یک سیر تحول نسبت به دیگران ودریک رقابت فشرده حرکت می کنید. لذا نگاه به جهانی شدن به عنوان سیرتحول اقتصاد بین المللی با نیرو های پیش برنده ای که فقط امریکا نیست قابل تجزیه و تحلیل است. این نیروهای پیش برنده فقط هم در سقوط شوروی سابق به وجود نیامده، عوامل بسیارریشه دارتری درآن هست . لذا اگر با ادبیات حماسی با پدیده ای مواجه شوید،آنوقت پاسخ ناتوانی های خودتان را در ادبیاتی مثل سلطه ، واگذاری کشور در اختیار شرکت های چند ملیتی نمایان خواهید ساخت. لذاست که کلمات مورد استفاده درعلم اقتصاد به جای جنگ،رقابت،به جای شکست ، فقیر تر شدن نسبی ،به جای پیشروی، جذب سرمایه و گرفتن بازار ،به جای پیروزی، رفاه نسبی به کار می رود.این ادبیات کاملا با هم متفاوت است. از ادبیات حماسی استفاده کردن در یک مقوله علمی کارساده ای است و البته عقب افتادگی ها را به جای دیگری حواله می کند که اثبات آن کار دشواری هم نیست، ولی اصل واقعیت را تغییر نمی دهد .  پیام ششم، در مواجهه با جهانی شدن ما نیازمند راهی برای حل تناقض های ملی، منطقه ای و جهانی هستیم. تناقض بین مجموعه مناسبات جدید وسنتی که در یک فرهنگ بومی از آن استفاده می کنیم ومی خواهیم با آنها زندگی کنیم ،آنها را عزیزمی داریم  و به عنوان هویت ملی پاس می داریم . ولی بلاخره این چالش ها وتعارضات را باید سامان داد، اگرنتوانیم سامان بدهیم، آنگاه پیامد های آن بسیارناگواری خواهد بود. مثل چالش های عدالت ،آزادی ،مثل چالش های انسان وجهان،مثل چالش های بوم ،منطقه ،ملت وجهان. بومی بودن منطقه ای بودن، جهانی بودن چگونه ممکن است؟ گرفتن دانش دربعد اقتصادی و صنعتی و رها کردن دانش در بعد علوم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یعنی پارادایم صنعتی شدن را در زیرساخت فن آوری اطلاعات بپذیریم ،ولی پیامد های این فناوری اطلاعات را در بهره گیری آن درحوزه های اجتماع و فرهنگ نخواهیم بپذیریم!! این نگاه مسائلی را ایجاد می کند که در خود جهانی شدن به ماهو جهانی شدن هم وجود دارد. یعنی  هر تعبیری که بخواهید بکنید چه جهانی شدن را به عنوان یک امر واقعی غیر قابل بازگشت بپذیریم، چه جهانی شدن را بدون مسئول بدانیم،چه جهانی شدن را با مدیر واحد تحت منافع قومی و ملیتی یا جغرافیایی خاص بدانیم ،چه جهانی شدن را به نفع همه بدانیم ،و چه جهانی شدن را کمک به توسعه مردم سالاری بدانیم و چه جهانی شدن را مانع خلق خلاقیت ها و استعداد ها و شکوفایی آنها به عنوان یک فرد یا یک ملت یا یک قوم یا یک جغرا فیا بدانیم و مانع رفاه نسبی انسان ها بدانیم،  يا جهانی شدن را به معنای آزاد سازی بدانیم، یا جهانی شدن را به معنای حراج کردن منافع ملی و منافع منطقه ای و جغرافیایی خودمان بدانیم ،اینهاطیف هایی از اظهار نظر هستند. این بحران نیاز به مدیریت دارد.اگر در مدیریت این چالش ها حیران باشیم به مشکلات افزوده خواهد شد. اگر عنوان مدیریت دوران گذر را در جایی شنیدید، منظور همین است که در واقع در این همراهی ها بتوانید ازیک سیر تحول از یک نقطه ای به نقطه دیگر برسید  و با همگرایی معنا دار و اثر بخشی به بازسازی فرهنگی و مدیریت معیارهای فرهنگی بپردازید و این دوران را سازماندهی و مدیریت کنید تا به عنوان یک انسان هدفداروهویت دار به صورت نیرومند درتعامل با چالش های جدید سازماندهی خوبی داشته باشید. بنیادها و چهره‌های جهانی شدن جهانی شدن به عنوان یک پدیده چالشی است در فرایند توسعه وتحول تاریخی جهان. و به عنوان یک حرکت تاریخی در نظر گرفته می شود . اگر بخواهیم ببینیم ابزارهای این فرایند  چیست باید برگردیم و حداقل پس ازجنگ جهانی دوم تاریخ جهان را مرور کنیم. به این معنا که وضعیت شرکت های بین المللی وچند ملیتی ، نقش بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و گات ،بانک های منطقه ای مثل بانک آسیا و نقش گروه هشت را در نظر داشته باشیم.حالا اگر با این فرایند آن را مطالعه کنیم، می رسیم به مفهوم جهانی شدن که مهم ترین چیزی که از آن برمی آید، واژه «تعامل» است. یعنی ازواکنش منفعل  به کنش های متعامل تبدیل شدن.من فکر می کنم در زبان فارسی واژه "تعامل" گویای این مفهوم باشد. نکته دوم فرو ریختن مرزهاست که پیامد های خاص خودش را دارد. آن چه که درbasic of globalization مطرح است اساس و پایه جهانی شدن را توضیح می دهد. مواردی مانند بازار آزاد اقتصادی ، مردم سالاری ، دولت اثر بخش، خصوصی سازی، رفع نابرابری،اعم از جنسی، قومیت ، نژاد ، جغرافیا، حرکت آزاد سرمایه ،ایجاد تشکیل سرمایه و توسعه با توجه به حفظ محیط زیست پایدار. در جهان امروزدو صورت یا چهره از جهانی شدن ترسیم می شود.یکی چهره ای که به پیامدهای ناگوارجهانی شدن می پردازد ودیگری چهره ای که آن را خوشبینانه ارزیابی می کند. به زعم استگر توصیف خوشبختی و بدبختی ازجهانی شدن را جمله توصیف هایی می شمارد که شمال و جنوب ندارد، یعنی این طوری نیست که این هایی که تصور می کنند جهانی شدن عین خوشبختی است همه شان شمالی باشند و آنهایی که آن راعین بدبختی می دانند همه شان جنوبی باشند. درهر دو گروه طیف متنوعی از اندیشمندان وجود دارند. قائلین به بدبختی می گویند که این راه و مسیر جهانی شدن مترادف با مشی امپریالیسم است. بخشی از این نگرش این است که این فرايند یک طرفه است و شما اگر اسباب و ابزار و امکانات و مهارت و دانش برای فروش، برای مبادله ،برای مبارزه ، برای مواجهه ، برای رقابت باهرادبیاتی که می خواهی ازآن استفاده کنی نداشته باشید .آنگاه در این پروسه شما دچار مشکل می شوید. در عین حال توصیف خوشبینانه می گوید که جهانی شدن یک انرژی، قوه و امکانی است که به شما  کمک می کند در فرایند تحولات جهانی شدن سهم خود را بخواهید. حداقل این است که مطالبه کنید .حالا چقدر به شما می دهند بحث دیگری است. دراین نوع نگاه جهانی شدن می تواند مزیت های نسبی شما را تعدیل کند و شما را دراین راستا حمایت کند. در کنار این نگرش های خوشبینانه و بدبينانه سطح دیگری از تحلیل ارائه می دهد. انگاره دیگری می گوید جهانی شدن  فرایند و فرمول پیچیده و پنهان است. پنهان – ناپیدا، خیلی کند، پیچیده ولی در حال حرکت که جهان را می برد به سمت غربی کردن آن بخش از جهان که هنوز غربی نیست. غربی کردن به معنی فرهنگی آن چون غرب صرف نظر از شکل اقتصاد آزاد آن بیشتراز زیر ساخت های فرهنگي اجتماعی آن یاد می شود و از این هم اجتنابی نیست، حتی تا جایی که نگاه شما را تغییر می دهد. ذائقه شما را عوض می کند، شما دیگرازدیزی خوشت نمی آید و کنار یک دیزی فروشی ماشین های زیادی را می بینید که پارک کرده و رفته اند پیتزا فروشی به صف ایستاده اند. در کنار نظریه های مخالف، ديدگاه موافقی وجود دارد که جهانی شدن را نیروی پیش برنده می داند و برای مواجه شدن با مسائل مختلف ملی و منطقه ای نیروی پر قدرتی است و می تواند در کنار شما قراربگیرد وحداقل به شما اجازه بدهد سهم خواهی كنيد، وببینید چقدر از این سهم قابل به حساب آوردن و کسب کردن است.اینها پله های مختلفی هستند و لذا اگر شما در سطح اول کل بازی را به هم زده باشید، یا داوری اش را نپذیرید، یا به قواعد بازی آشنا نباشید، چون قاعده بازی را رعایت نکردید، بازی به نفع شما تمام نخواهد شد. به هر حال این حرکت به عنوان یک واقعیت عینی و بیرونی در جریان است وحداقل بخاطرمنافع متقابل ومزیت نسبی شما هم که شده سهم شما را مجبورند در موقعیت جغرافیایی،در موقعیت اقتصادی، معادن، صنایع، بازارمصرف، در محصول، درموقعیت ژئو پولوتیک،درنفوذ در کشورهای دیگر یا ملت های  دیگر بدهند. بلاخره شما نیازمند توانایی هستید. اگرناتوان ظاهرشوید آن وقت همه چیز به شکل متفاوتی جریان پیدا می کند که معلوم نیست منافع شما را تامین کند. جهانی شدن به مثابه پروژه یا پروسه بحث درباره پدیده جهانی شدن در قالب  ارائه پیش فرض های  دو سویه پروژه یا پروسه نیز مطرح است. دو پیش فرض است که آیا جهانی شدن پروسه است یا پروژه ؟ چه پارادایم هایی در پس هر یک از این فرض ها نهفته  است ؟اگر شما بپذیرید که جهانی شدن یک پروسه است پذیرفته اید که یک سیستم ،یک فرایند ونیروی اجتماعی است.شما اگر طبق پارادایم خاصی بپذیرید جهانی شدن یک پروسه است به فاعل خاصی نياز ندارد. روند طبیعی جهان به این سمت می رود ،باطبع به موازات با آن سامانه دیگری خواهیم یافت و آن وقت که شما معتقدباشید جهانی شدن یک پروژه است. باور خواهید کرد فاعلی دارد وآن فاعل جزء منافع خودش به هیچ چیز دیگرتوجه نمی کند.در مواجه با جهانی شدن در جامعه کارگری ما اغلب نگاه خوش بختی وبدبختی داریم.در نگاه سیاستمداران داوری های مثبت و منفی داریم . در حوزه روشنفکران و تئوری پردازان فرضیه پروژه وپروسه را داریم .لذا آن هایی که در خیابان «سیاتل» شعار می دادند ،آن ها به خوشبختی و بد بختی سرنوشت خود، بیمه و تامین اجتماعی و شغلشان و کارشان نگاه می کردند.آن ها که در حوزه اندیشه مثل آقای «استگر» به عنوان ایدئولوژی نئو لیبرال بر جهان گرایی و جهانی شدن نگاه می کنند آن ها با مقیاس علمی با این پدیده مواجه می شوند و تحلیل می کنند.سیاستمداران فقط به پیامدهای مثبت و منفی این پدیده توجه دارند. ولی کارشناسان اقتصادی و جامعه شناسی آن را به عنوان واقعیت عینی تجزیه و تحلیل کنند. پیامدهای بنیادی جهانی شدن جهانی شدن در حوزه اقتصاد،سیاست،جامعه،فرهنگ،صنعت،و فناوری و ... دو پیامد بنیادی دارد.این دوپیامد عبارت است از بین المللی شدن و فروریختن مرزها برای تعامل و همکاری بیشتر این همکاری الزاماً هم مثبت نیست و خیلی وقت ها رقابت های بسیار سختی را هم برمی انگیزد. جهانی شدن مرزهای ملی را در حوزه سیاست و اقتصاد متزلزل می کند و فرهنگ و صنعت و ارتباطات بازارسرمایه، گردش نیروی کار، را آزاد می کند وشما را الزاما وادار می کند که تعامل داشته باشید و در این تعامل شما تابع یک دولت جهانی می شوید و دولت های ملی خیلی نمی توانند قدرت آن را نا دیده بگیرند. دراین تعریف چند جزء اساسی نهفته است : یکم، جهان به عنوان یک کل واحد در نظر گرفته می شود. دوم تعامل است. شما الزاما باید تعامل داشته باشید. حصار کشیدن و جدا شدن هیچ مشکلی را برای هیچ کسی حل نمی کند.البته این تعامل عموما هم همکاری خوشبینانه نیست .خیلی وقت ها باید جدی در یک رایزنی های فشرده تقلا بکنی،افکارعمومی را در درون و بیرون سازماندهی کنند تا بتوانید انرژی های پراکنده را به سنرژی (synergy) تبدیل کنید و هدف خودت را پیش ببری.سوم، یکپارچه سازی اقتصادی است. یعنی الزاماً شما در صحنه تعاملات ومبارزات منافع ملی به شکل یکپارچه ای یا تلفیقی یا مرتبط با هم عمل می کنید. چهارم، این که شما بتوانید مجموعه فعالیت ها واکنش های بین المللی خودتان را متوازن کنید. نمی شود در حوزه سیاست تابع یک پارادایمی بود و در حوزه فرهنگ تابع پارادایمی دیگر و احتمالاً در حوزه فناوری اطلاعات تابع یک پارادایم. پارادایم فناوری اطلاعات می گوید که تکنولوژی نه خوب است و نه بد ،خنثی هم نیست پیامدهای خاص خودش را دارد شما اگر فناوری اطلاعات می خواهید گردش آزاد اطلاعات الفبای این پارادایم است. پارادایم فناوری اطلاعات میگوید که شما باید دانش را همه جا ارزان در دسترس همه قرار دهید. پارادایم فناوری اطلاعات میگویدit is ok to make mistakes  می گوید این نیست که شما به عنوان دانشجو،بد نیست،زشت نیست که اشتباه بکنید می گوید اصلاً مهم نیست که اشتباه بکنید مهم این است که قادر باشید از فرایند اشتباه خودتان بیاموزید. تمرین آموختن از تجربه ها بسیار حیاتی است. ترویج چگونگی آموختن و اندیشه مهم است نه حفظ و به خاطر سپردن اندیشه ها. جهانی شدن ازمنظر انگاره‌های فلسفی  دست کم شما از سه منظر فلسفی می توانید با هر پدیده ای مثل حقوق کارگر، حقوق زن، آزادی، عدالت، تقسیم کار، توزیع درآمد برخورد کنید وازآن جمله بحث جهانی شدن است.از منظر رئالیسم واقعیت عینی ملاک ارزیابی است آنها بر این باورند که دولت ها می توانند قدرتمند باشند و هنوزstate می تواند موجودیت خود را به معنای یک بازیگر قدرتمند حفظ کند. به شرط اینکه قدرت را دنبال کند. پارادایم تعاملات رئالیستی معتقد است که دولت به شرط اقتدار و به شرط عقلانی کردن روش ها و مناسبات اجتماعی اش در حوزه اقتصاد و سیاست قطعا می تواند بازيگر خوبي باشد، ومباحث جهانی شدن به معناي محو اقتدار دولت بومی نيست. دولت جهاني درست است كه در قالب كنوانسيون هاي مختلف حضور دارد، اعمال قدرت مي كند، نظارت مي كند، ما را محدود مي كند ولي همه كاره هم نيست. ازمنظرليبراليسم جهاني شدن فرايند حتمی آزادسازی ها است وهر روز فراگیرترمي شود و زمينه ها وموجوديت ها وموقعيت هاي مختلفي را در بر می گیرد. لیبرال ها معتقدند كه درتعاملات بين المللي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، ما توليد يك دولت مقتدر جهاني مي كنيم كه مجازي است. حضور ملموسي ندارد ودولت مردي ندارد. ولي اعمال قدرت مي كند .از طريق مجامع بين المللي و دولت هايي را در سطوح مختلف وادار به رفتارهايي مي كند كه ناخواسته در مسيرآن قرارمي گيرند و بعضا هم خوشايند نيست . ماركسيست ها بر اين باورند كه جهاني شدن چيز تازه اي نيست و ادامه فربه شدن كاپيتاليسم است. كاپيتاليسم فربه تر شده است، و فرايند جهاني شدن را مي سازد و به شكلي كه مي خواهد سامان مي دهد، همان طور كه با سرمايه داري مبارزه مي كرديم با جهاني شدن مبادله و معامله مي كنيم. اينجا ديگر لفظ مبارزه ، ازاين ادبيات حماسي جاي خود را مي دهد به تعامل؛ چون بلاخره، موقعيت جهانی بعد از جنگ سرد و پس از یازده سپتامبر كاملا با موقعيت قبل از آن و جهان امروز مختلف و متفاوت است. عوامل پیش برنده جهانی شدن  یکم، فناوري های اطلاعات و ارتباطات است كه انواعٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍ e را ترویج می كند كه نهايتا ابزار و فرهنگ خودشان را مي خواهد.  دوم، تجارت آزاد Trade liberalization، گردش آزاد فقط هم اقتصادي و کالا نيست، به مغزها هم مي رسد. بازارسرمايه، بازار نيروي انساني، بازار نيروي كار و الزام آن هم ليبرال بودن است و هيچ مرزي را هم نمي شناسد و مرز زداست؛ به باور فيلسوفان اين حوزه، وهيچ محدوديتي را برنمي تابد.  سوم، بين المللي شدن سرمايه است وهمانطور كه گفتم شما به ميزاني كه مي تواني سرمايه را جذب كني به همان ميزان هم سهم خودت را می گیرد، مشاركت در بازار سرمايه جهاني بسيار مهم است.  چهارم، تشكيل بازار نيروي كار جهاني است. منظور از بازار نيروي كار جهاني آسان شدن گردش نيروي کار بین المللی است. در کنفرانسی که در فروردین سال 81 در شهر لیون فرانسه برگذار شد، مدیر کل بخش آموزش یونسکو می گفت ما داریم به سمتی می رویم که بحث فرارمغزها دارد شکل جدیدی پیدا می کند. "مغزها در میان ما هستند ولی با ما نیستند" که این  یک شکل دیگري از مهاجرت نخبگان است. شكاف‌ها  براساس گزارش توسعه انسانیHDR سال 2003،  15درصد از مردم جهان 88 درصد كاربران اينترنت را تشكيل مي دهند و اين فاصله وحشتناكي است.23 درصد از مردم جهان در افريقا و شمال آسيا فقط 1درصد كاربر اينترنتی را دارند. به نظر مي رسد كه  اقتصاد آزاد راه open capital market را باز کرده است به معني آزادي بازار سرمايه. سازمان تجارت جهانی(WTO) ونسخه هاي بانك جهاني که براي كشورهاي اندونزي، برزيل پيچيده شده است تا حالا پيامدهاي بيشتري براي فربه تر شدن توسعه يافته ها داشته تا كمتر توسعه يافته ها و كشورهاي در حال توسعه اغلب به دليل عدم توانايي كه داشتند به حاشيه رانده شدند.اينجا تعبير جالبي از رئيس قبلي بانك جهاني وجود دارد، او معتقد بود كه همه برنامه هاي حمايتي كشورهاي توسعه يافته بيش از آن كه به درد كشور هاي در حال توسعه بخورد، به سود شركت هاي بزرگ امريكایی است. يعني منفعتي كه اين ها مي برند خيلي بيشتر است. فرارمغزها كه در سال 1972 چيزي فقط درهمان سال حدود 51 ميليون نفرازسرمايه هاي كشورهاي جهان سوم راجذب کشورهای برخوردار کرده است. دربخش بين المللي كردن سرمايه به اين معنا كه مادر سال 1960 ،3500 شركت چند مليتي داشتيم؛ درحالي كه در سال 1999 ،90 هزار شركت چند مليتي داريم كه در يك حركت بسيار فشرده در هم مي ريزند و دوباره ازهم جدا مي شوند. يعني شما مدام در خبرها مي خوانيد شركت ها درهم ادغام مي شوند و دوباره ازهم جدا مي شوند كه اين فرايند حركت اقتصاد جهاني است. بعضی از این شرکت ها ازبرخي از كشورها ميزان تولید، درآمد و فروششان بيشتر است و فقط آمار 1997 نشان مي دهد كه توليد ناخالص برخي از شركت ها مثلا ‹جنرال موتور› با برخي از كشور ها مانند افريقاي جنوبي برابراست يا توليد ناخالص تويوتا موتور از مالزي بيشتر است. یعنی بعضی ازشرکت های چند ملیتی بعضا به اندازه چند کشورخاورمیانه ای یا چند کشورافریقایی در سال سرمایه تولید می کنند.  ارزشیابی ارزشیابی در لغت به مفهوم یافتن ارزشهاست، درواقع ارزشیابی قسمتی از فرایند بقای انسان است به ترتیبی كه پیوسته درصدد ارزشیابی اعمال و تجربه هایی است تا عملكرد آینده، رضایت بیشتری را به دست آورد. ارزشیابی فرایندی پیچیده است كه در جستجوی عوامل مربوط به عملكرد و اثربخشی یك طرح یا پروژه می پردازد تا انجام پذیری آن را تشخیص داده، راه حلهایی برای مشكلات اجرایی بیابد و پروژه ها و طرحهای مفیدتری برای آینده طراحی كند. (درآمدی بر ارزشیابی فعالیتهای آموزشی و ترویجی، ۱۳۷۳) در ارزیابی نظامهای آموزشی معمولا مفاهیم كیفیت، كارایی و اثربخشی موردتوجه قرار می گیرد. كیفیت با كارایی و اثربخشی رابطه مستقیم دارد.   كیفیت نظام آموزشی    عبارت است از میزان تطابق وضعیت موجود با هریك از حالتهای زیر: ۱ –استانداردها (معیارهای ازقبل تعیین شده)؛ ۲ –رسالت، هدف و انتظارات (CRAFT, ۱۹۹۴). كیفیت نظام آموزشی را می توان برمبنای هریك از عناصر (عوامل تشكیل دهنده) نظام آموزشی ارزیابی كرد. عناصر آموزشی عبارتنداز: ▪ درونداد؛ ▪ فرایند؛ ▪ محصول؛ ▪ برونداد و پیامد. براساس عناصر نظام آموزشی می توان كیفیت را به شرح زیر مطرح ساخت. ▪ كیفیت دروندادها: عبارت است از میزان تطابق دروندادهای نظام (ویژگیهای رفتار ورودی یادگیرندگان، قابلیتهای مدرسان، برنامه درسی و غیره) با استانداردهای ازقبل تعیین شده و هدفها (انتظارات). ▪ كیفیت فرایند: عبارت است از میزان رضایت بخشی فرایندهای یاددهی – یادگیری و سایر فرایندها (ساختی، سازمانی و فرایند پشتیبانی). ▪ كیفیت محصول: عبارت است از اینكه تاچه اندازه بروندادهای واسطه ای نظام (نتایج امتحانات نیمسال تحصیلی، ارتقای از یك دوره به دوره بالاتر و...) رضایت بخش هستند. به عبارت دیگر، میزان رضایت بخشی هریك از بروندادهای واسطه ای می تواند نمایانگر كیفیت نظام آموزشی باشد. ▪ كیفیت بروندادها: عبارت است از اینكه تاچه اندازه نتایج نظام آموزشی (دانش آموختگان، نتایج پژوهشها و آثار علمی دیگر، خدمات تخصصی عرضه شده) در مقایسه با استانداردهای ازقبل تعیین شده یا اهداف و انتظارات رضایت بخش هستند. ▪ كیفیت پیامدها: عبارت است از اینكه وضعیت اشتغال به كار و یا پیامد آموخته ها در شغل افراد (از دیدگاه خود و جامعه استفاده‌كننده از خدمات آنان) رضایت بخش است. (بازرگان، ۱۳۸۰)   فرهنگ جهانی راه ورسم جهانی شدن الزاماتی را ایجاد می کند چه چیزهایی است و چگونه این ها ارتباطات بسیار تنگاتنگ و پیامد های فرهنگی خودش رادارد؟ به این معنا اکنون به طور واضح می گویند حتی اگر شما بخواهید مدرن هم بشوید، الزاما بايد به این قطار در حال حرکت (اقتصاد جهانی) وصل شوید.این پارادایم می گوید که جهان سوم اگر هم بخواهد مدرن شود، و دریک پروسه تاریخی عقب افتادگی ها را جبران كند الزاماً باید بتواند با جهان تعامل داشته باشد و بتواند پیامد های مخرب فرایند جهانی شدن با جهانی سازی را کاهش دهد. این ازلحاظ فرهنگی نیاز به یک مدل عملی دارد ما باید کوشش کنیم یک تعریف جدیدی از این دوران گذار و نحوه مدیریتش  داشته باشیم. در حوزه فرهنگ علاوه بر مدیریت فرهنگی ما نیازمندیم که به عنوان یک کشور درحال توسعه تجربه های فرهنگی را بازسازی و مدیریت معیارهای فرهنگی را ترویج کنیم. از جمله یکی ازآنها بازسازی آموزش واصلاح ساختارهای آموزشی است. به نحوی که از پاسخ به سوال، از گفتن به شنیدن ، از مهارت یادآوری به مهارت تفکربرسیم و مهمترازآن چیزی که به آن نیاز داریم مکانیزم های انباشت سرمایه اجتماعی است. تاًثیر جهانی شدن برآموزش   آموزش جهانی، توسعه منابع انسانی، توان ظرفیت های جهانی رشد و مهارت های شهروندی چند بعدی پیامدهای جهانی شدن در حوزه آموزش است.  در"جهان امروزچه چیزی ارزش آموختن دارد؟" روزهای زیادی روزنامه صبحی در توکیو به این مقوله می پرداخت که درجهان امروز چه چیزی ارزش آموختن دارد. موضوعاتی برای یادگیری یا راه ها وچگونگي يادگيري و مهارت بهره گیری ازاطلاعات. این که چه چیزی ارزش آموختن دارد،چالش اول است.کشورهای مهم دنیا اقداماتی را آغاز کردند و شما اگر در صفحه اول yahoo داخل آن باکس search  بزنید2061، انبوهی ازداده ها را می‌آورد که به شما می‌گوید امریکا در سال 2061 در سواد فناوری، درریاضیات وعلوم می‌خواهد به کجا برسد. می‌گوید امریکا در سال 2061 می‌خواهد چه استانداردی از سواد فناوری،ریاضی و علوم داشته باشد. به عنوان سه پیش برنده مدیریت این دوران گذار به تحولات نوين جهاني شدن.  مهارتهای شهروندی، آشنایی با انواع حقوقی که امروز در ادبیات فرهنگی ما نيز آمده است، نگاه به آینده، بحث تعامل حوزه های فرهنگ، اقتصاد،و جامعه زیر ساخت های علمی دانش بیولوژی جدید،بحث کیفیت زندگی و نابرابری ها و مساله عدالت ،بحث توسعه پایدار ،توانایی شما در مواجه با دنیای غیر مشخص ،آینده نامعین و ... مهارت هاي زندگي نه ذهن انباشته، الزامات پرورش کودک و شهروند تاب آور و ترویج فرهنگ تاب آوری.  توانمندسازي نيروي انساني و برقراری ارتباط آن باهویت ملی و اجتماعی برای بهبود زندگی کاری.  احتراتم نسبت به ارزش های انسانی مشترک میان انسان ها به ارزش های به ما هو انسان ، وارزش هایی که برای هویت های بومی تعبیرهای فرهنگی دارد. ظرفیت های اخلاقی، سعه صدر،ارتباطات، احساس های لطیف، به واقع احساس های مثبت نسبت به پدیده ها و روابط انسانی، مهارت های ارتباطی، خلاقیت ، خود گردانی، بحث اینکه می خواهید چه چیزی را یاد بگیری ویاد بگیرید که چگونه یادگیری مداوم داشته باشید.  مهارت های چند بعدی شهروندی (Citizenship Multidimensional) به این معنی که شما فقط شهروند ایران نیستید، شهروند جهانی هستید و آموزش جهانی(global learning) معنی اش این است که شما را آماده می کند، با این مهارت ها زندگی کنید. مهارت های چند بعدی شهروندی است.  مشارکت با دیگران، ترویج تفکر سیستماتیک و انتقادی. یعنی قادر باشید نقد کنید آموزش را نه آموزگار را، نقد کنید سیاست را نه سیاستمدار را، نقد کنید بروندادهای یک سیستم را نه فقط یک سیستم را، اجزای یک سیستم را سامان بدهید به عنوان یک معلم یا دانش آموز، ولی شما آموزش را نقد کنید نه آموزگار را.     انواع آموزش       مهارت شغلی   جوامع امروزی به دلیل توسعه روز افزون فعالیت های اجتماعی ، اقتصادی و تولیدی ناگزیر به داشتن افرادی آموزش دیده ، توانمند ، متخصص و کارا به عنوان مهمترین عامل پویایی نیاز دارند . این آموزشها می تواند در سطوح دانشگاهی و یا به صورت علمی و کاربردی باشد . به هر صورت برای بالا رفتن توانمندیهای شغلی و كارا در جامعه به آموزش نیاز است . یکی دیگر از جنبه های مهم کارآفرینی نیز نیاز به آموزش و مشاوره شغلی است که می تواند بر پایه آموزشهای خانوادگی، محیط اجتماعی و کار پدید آید  یکی از جنبه های شکست در آموزش شغلی توجه نکردن به نیازهای جامعه ، استعدادها و توانمندیهای فرد مورد نظر آموزش است . بسیاری از افراد که در رشته های تحصیلی مشغول تحصیل می باشند ، اغلب از طریق فشار خانواده و اطرافیان به آن شغل وارد شده اند ، به همین دلیل در آموزشهای شغلی و کاربردی رشته خود دچار تناقض شده و ممکن است در آینده در جامعه دچار شکست شوند .  البته نظام آموزش شغلی خصوصاً در سطوح عالی تربیت نیروی انسانی ماهر با توجه به نیازهای جامعه باید مد نظر قرار گیرد ، به هر صورت آموزش شغلی تحت تأثیر نوع شغل، جنسیت، وضعیت تأهل، جایگاه اجتماعی و وضعیت های روانشناختی مثل انگیزه پیشرفت و پیشینه تحصیلی می باشد .  بسیاری از افراد درجامعه كنونی ما در آموزش شغلی خاصی وارد می شوند که بیشتر به علت فشار مالی آنها می باشد، نه بر اساس ویژگیها و استعدادهای آن فرد. در یک پژوهش شناسایی عوامل آموزشی مؤثر بر توانمندی های شغلی دانش آموختگان آموزشهای علمی – کاربردی و شغلی مورد بررسی قرار گرفت .  تحلیل ارتباط بین عوامل آموزش و توانمندی های شغلی دانش آموختگان نشان داد که ارتباط معناداری بین امکانات و تجهیزات زیر بنایی و آموزشی مراکز شغلی، توانایی تدریس مدرسان و شیوه آموزش آنها ، روش تدریس عملی و محتوایی با مهارت ها و توانمندی های شغلی دانش آموختگان وجود دارد . صورت آموزش شغلی تحت تأثیر نوع شغل، جنسیت، وضعیت تأهل، جایگاه اجتماعی و وضعیت های روانشناختی مثل انگیزه پیشرفت و پیشینه تحصیلی می باشد . نگرش شغلی نیاز به آموزش دارد و این آموزشها می تواند بر پایه آموزشهای خانوادگی و اجتماعی باشد . در یک تحقیق اثر بخشی آموزش شغلی گروهی به شیوه یادگیری اجتماعی و شغلی گزینی کرام بونتر به تغییر نگرشی شغلی دانشجویان دانشگاه اصفهان بررسی شده است . یافته ها نشان داده است که آموزش و مشاوره شغلی گروهی به شیوه یادگیری و شغلی گزینی کرام بونتر بر تغییر نگرش شغلی و حتی کارآفرینی مؤثر نبوده ، اما در مرحله پیگیری تحقیق مؤثر بوده است . در یک تحقیق دیگر که بر روی فارغ التحصیلان دانشگاهی در كشورمان صورت گرفته است، وضعیت شغلی و آموزش شغلی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که بین وضعیت شغلی و آموزشی و متغیرهایی مانند جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اقتصادی و اجتماعی رابطه وجود دارد و کاریابی در حد بالایی به انگیزه های شغلی و در حد پایینی به معدل دانشگاهی و تا حدودی به رشته دانشگاهی مرتبط می شود . البته مشكل كنونی جامعه در زمینه شغلی ، مدرك گرایی است و بالا رفتن درجه مدرك مهم است كه اغلب با تخصصی شدن واقعی بسیار فاصله دارد . به همین دلیل است كه نیازهای واقعی جامعه برآورده نشده و فقط شاهد قشر تحصیلكرده ای هستیم كه در مشاغلی جای خواهند گرفت كه در حیطه تحصیلاتشان نخواهد بود . رابطه معنادار و مستقیمی بین نگرش دانشجیویان به بازار عرضه و تقاضای نیروی انسانی و نگرش آنها به آینده شغلی وجود دارد و رابطه معناداری بین آموزش شغلی، پیشرفت تحصیلی و متغیر نگرش دانشجویان با نگرش آنان نسبت به آینده شغلی و آینده اجتماعی مشاهده می شود . تغییرات اساسی در زندگی جوامع، ارتقای سطح سلامتی، و تغییر وظایف اجرایی، پرسنلی بهداشت محیط از علل اصلی  عدم تطابق بر برنامه های آموزشی این کادر متخصص با شرح فعالیت های اجرای آنان در شرایط و زمینه کاری و نیازهای واقعی جامعه فعلی می باشد . درصورت مناسب بودن رویکرد نیاز سنجی آموزشی در زمینه شغلی می توان اثر بخش شدن آموزشهای ضمن خدمت  رافراهم ساخت . صندوق بین المللی پول(2002) نشان داده است که به رغم رشد بالای تولید در ایران نرخ رشد و آموزش اشتغال نسبتاً ناچیز است. خصوصاً در بخش های زراعتی، دامپروری، تولید منسوجات، صنایع و خدمات جانبی. فرایند رشد را می توان تا حدودی معلول دانست که فرایند رشد پتانسیل اشتغال زایی بالا در این سنجش هاجای ندارد. یکی از عواملی که بر روی نگرش دانشجویان و انتخاب شغلی آینده آنها اثر دارد، آموزش شغلی و متخصص شدن در زمینه شغلی است. در یک تحقیق دیگر شاخص هایی مثل آموزش، چرخش شغلی، ارزشیابی عملکرد و کار راههای شغلی از توسعه منابع انسانی در نظر گرفته شده است تا با بررسی آنها در بخش خدمات آموزشی دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی، علوم اجتماعی، مدیریت، اقتصاد و تربیت بدنی وضعیت موجود مورد بررسی و فاصله آن تا وضعیت مطلوب مشخص گردید. یافته های این تحقیق نشان می دهد که وضعیت توسعه شاغلین بخش خدمات آموزشی این دانشکده ها در وضعیت نامطلوبی است و با اهداف و رویکردهای توسعه منابع انسانی بسیار فاصله دارد . یکی از روشهای توسعه نیروی انسانی، آموزش شغلی است. آموزش یکی از رویکردهایی است که در توسعه سازمان اجتماعی میسر است. آموزش ضمن خدمت یکی از روشهای متداول و مرسوم در سازمانهای اجتماعی است . اهمیت آموزش شغلی به حدی است که برخی در مورد آن می گویند آموزش در حقیقت خود مدیریت است . بدین معنا که بدون آموزش شغلی نیروی انسانی، پایه های مدیریت هم متزلزل می شود . در واقع آموزش باید به طور مستمر با مجموع وظایف و فرایندهای مدیریت مورد توجه قرار گیرد، تا وظایف و فعالیت های مدیریت مؤثر واقع گردد . منظور از آموزش فرایند تعلیم و تربیت شغلی در کلیه سطوح و دوره ها است .  یکی از جنبه های شکست در آموزش شغلی توجه نکردن به نیازهای جامعه ، استعدادها و توانمندیهای فرد مورد نظر آموزش است کسب موفقیت در بازار کار ایجاب می کند که فرد نه تنها به طور مستمر آموخته های خود را با دانش روز هماهنگ سازد ، بلکه باید در حفظ رابطه شغلی-تحصیلی خویش تلاش کند . زیرا این دو امر عمده ترین عواملی هستند که توانمندی قابل قبولی در انجام کارها برای شخص ایجاد می کنند و بهره وری لازم وی را تا حدود زیادی تأمین می نماید . حفظ ارتباط بین شغل و تحصیلات عالی یا تخصص ، لازمه هر جامعه است و زیر بنای توسعه فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی آن جامعه را تشکیل می دهد ، زیرا اثرات نیروی متخصص در افزایش بهره وری موقعی به منصه ظهور می رسند که نیروی انسانی کار در جایگاه شغلی متناسب با تخصص یا رشته تحصیلی خویش قرار گرفته باشد . یکی از مهمترین عوامل مؤثر در رسیدن به آموزش شغلی و عملکرد شغلی آنست که دانش آموختگان دانشگاهی تحصیلات خود را در دوران دانشجویی با برنامه ای منسجم به نحوی به انجام برسانند که اولاً رشته تحصیلی وی مورد نیاز جامعه باشد و ثانیاً توانایی های کسب شده یا بهره وری او چنان باشد که به خوبی از عهده کاری که متقبل شده است ، برآید. به همین دلیل گفته می شود که برنامه درسی و آموزشی بخشی از برنامه عمران کشور است .  فرایند ارزشیابی ارزشیابی فرایندی برای قضاوت درباره شایستگی یا ارزش چیزی به حساب می آید. هدف اصلی از ارزشیابی حرفه ای، تولید اطلاعاتی است كه می تواند در طرح ریزی و اجرای برنامه ها برای بالابردن كیفیت زندگی مورداستفاده قرار گیرد. ارزشیابی ممكن است در اشكال مختلف نظیر: ارزیابی نیازمندیها، ارزشیابی فراگیران، ارزشیابی كاركنان، ارزیابی اثربخشی، تحلیل هزینه ها و سودمندی و دیگر انواع آن صورت گیرد. ارزشیابی مطالعه ای است كه برای كمك به مخاطبان، درجهت قضاوت و بهبود ارزش بعضی از اهداف تربیتی، طراحی و هدایت شده است. براساس عناصر نظام آموزشی می توان ارزیابی را به شرح زیر مطرح كرد: ▪ ارزیابی عوامل درونداد: درمیان عوامل درونداد نظام آموزشی ۳ عامل از جمله مهمترین عوامل منظور می شود: یادگیرنده – مدرس – برنامه درسی. ▪ ارزیابی فرایند: در نظام آموزشی می توان ۳ دسته فرایند را موردنظر قرار داد: فرایند ساختی – سازمانی، فرایند یاددهی – یادگیری، فرایند پشتیبانی – برقراری امور. ▪ ارزیابی بروندادها و پیامدها: ازجمله جنبه های دیگری كه برای فراهم آوردن كیفیت در نظام آموزشی باید ارزیابی شود، برونداد واسطه ای، برونداد نهایی و پیامدهاست. ▪ ارزیابی اثربخشی: منظور از ارزیابی كارایی آموزشی قضاوت درباره آن است كه برای سطح مطلوب برونداد (دانش آموخته، آثار علمی، خدمات تخصصی)، چه حداقلی از درونداد (ویژگیهای یادگیرنده، ویژگیهای معلم، بودجه و غیره) و فرایند (یاددهی، یادگیری و غیره) كفایت می كند. به عبارتی، منظور از كارایی آموزشی آن است كه برای سطح معینی از عوامل درونداد، برونداد آموزشی به حداكثر رسانده شود. الف ـ نیازآموزشی 1. مفهوم نیاز آموزشی عبارت است از تغییرات مطلوبی که در فرد یا افراد یک سازمان از نظر 1-    دانش 2-    مهارت 3-    رفتار  باید به وجود آید تا فرد یا افراد مزبور بتوانند وظایف و مسئولیت‌های مربوط به شغل خود را در حد مطلوب، قابل قبول و منطبق با استانداردهای کاری انجام داده و در صورت امکان، زمینه های رشد و تعالی شاغلین را در ابعاد مختلف فراهم آورد.  نیازهای آموزشی را از یک دید می توان به دو گروه آشکار و پنهان تقسیم نمود. نیازهای آموزشی آشکار آن دسته از نیازهای آموزشی است که خود « مورد» یا «موقع»، نشان دهندة نیاز آموزشی بوده و احتیاجی به بررسی و تحقیق ندارد. اما نیازهای آموزشی پنهان، در واقع، آن نوع نیازهای آموزشی است که با وجود محسوس بودن آن‌ها، تعیین و تشخیص این‌که چه کسانی نیاز به آموزش دارند و آن اشخاص به چه آموزش‌هایی نیاز دارند، مستلزم تحقیق و بررسی است [2]   2. ضرورت ارزیابی نیازهای آموزشی نیروی انسانی در سازمان‌های دولتی ارزیابی نیازها، اکتشاف سیستماتیک وضعیت موجود دانش، مهارت و توانایی‌های شغلی‌ است و این‌که اجزاء مزبور چگونه باید باشند. این « اجزاء » معمولاً در ارتباط با عملکرد سازمانی و یا فردی هستند .  چرا ارزیابی نیازهای آموزشی را طراحی و اجرا می کنیم؟ پاسخ کوتاه به این سؤال این است که لازم است مزایای به کارگیری توسعه منابع انسانی1 از طریق آموزش را قبل از اعمال آن مورد بررسی قرار دهیم.  از آن‌جائی‌که برنامه‌ریزی آموزشی برای سازمان‌های دولتی هزینه سنگینی در بر دارد، لازم است برای استفاده بهینه از اعتبارات،‌زمان و همچنین دستیابی به نتایج مورد انتظار با اجرای نیازسنجی آموزشی به سؤالات زیر پاسخ دهیم: 1 چه آموزشی باید اجرا شود؟ 2 چه تغییراتی در رفتار و عملکرد مورد انتظار است؟ 3 آیا به نتایج دلخواه خواهیم رسید؟ 4 هزینه های اقتصادی و مزایای مورد انتظار راه حل های در نظر گرفته شده کدامند؟ ما معمولاً در مورد ارزیابی نیازها و توسعه منابع انسانی بسیــار شتابزده هستیم. اما قبل از انجام اغلب سرمایه گذاری‌ها، در روند تغییرات و در مورد سرمایه و سایر مخارج عملیاتی بسیار محتاطانه و با دقت برنامه ریزی می کنیم. در مورد توسعه منابع انسانی به‌ویژه تعیین نیازهای آموزشی نیز لازم است که این‌گونه محتاط و دقیق باشیم.   3. مراحل ارزیابی نیازها رودا و کیسی2 مراحل ارزیابی نیازها را به‌صورت زیر بیان کرده‌اند:   مرحله اول: تجزیه و تحلیل شکاف3 بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب اولین قدم، بررسی و کنترل عملکرد واقعی سازمان ها و افراد با استانداردهای موجود در برابر استانداردهای جدید است. این امر در دو بخش انجام می پذیرد : 10 وضعیت موجود:  بایستی وضعیت مهارت‌های فعلی، دانش، و توانایی‌های شاغلین و یا مهارت‌هایی که در آینده به‌کار گرفته خواهند شد را مشخص کرد. این تجزیه و تحلیل بایستی در ضمن، اهداف سازمانی، محیط، و محدودیت های درونی و بیرونی را نیز مورد بررسی قرار دهد. 11 وضعیت مطلوب یا ضروری: می بایستی شرایط مطلوب یا ضروری موفقیت سازمانی و فردی را شناسایی نمود. این تجزیه و تحلیل بر وظایف و استانداردهای شغلی و همین‌طور مهارت‌ها، دانش و توانایی های مورد نیاز جهت انجام موفقیت آمیز آن متمرکز است. نه تنها در نظر گرفتن کارکردهای فعلی، بلکه شناسایی وظایف ضروری از اهمیت زیادی برخوردار است. در ضمن، نیازهای واقعی را بایستی از سایر نیازها و خواسته ها متمایز کرد. ناهمسانی شکاف بین وضعیت و عملکرد موجود و آن‌چه که ضروریست، ناگزیر منجر به شناسایی نیازها، مقاصد و اهداف خواهد شد.    مرحله دوم : شناسایی اولویت ها و ضرورت ها  در قدم اول بایستی فهرستی از نیازها  برای آموزش و توسعه شامل: توسعه شغلی، توسعه سازمانی، و یا سایر موارد مربوط تنظیم شود. سپس این نیازها را بنا به اهمیت آن‌ها در ارتباط با اهداف سازمانی، واقعیت ها و الزام ها مورد بررسی قرار داد، و مشخص کرد که آیا نیازهای شناسایی شده واقعی هستند، ارزش مطرح شدن را دارند، و اهمیت و فوریت آن‌ها بر طبق نیازهای سازمانی و مقتضیات، تصریح می‌گردند؟   مرحله سوم: شناسایی علت مشکلات عملکردی، تهدیدات و  فرصت‌ها در این مرحله لازم است که بر نیازهای حیاتی سازمانی و فردی متمرکز شویم و به آن‌ها ارجحیت دهیم. در مرحله بعدی تهدیدات و فرصت‌ها را در سازمان شناسایی می‌نماییم. اگر راه حل‌های مناسب قرار است اعمال شوند بایستی بدانیم که الزام ها کدامند. برای هر نیاز شناسایی شده بایستی دو سئوال زیر پرسیده شود: 1 آیا شاغلین کارشان را به طور مؤثر انجام می دهند؟ 2 آیا می دانند که کارشان را چطور انجام دهند؟ این امر مستلزم تحقیقات کامل و تجزیه و تحلیل افراد، شغل و سازمان‌ها هم برای وضعیت فعلی و هم در آماده سازی برای آینده می باشد.   مرحله چهارم: شناسایی راه حل های ممکن و فرصت های رشد اگر شاغلین کارشان را به طور مؤثر انجام می دهند، شاید بهتر آن باشد که آن‌ها را آسوده بگذاریم. البته اگر برای سوق دادن افراد و عملکردشان به‌سمت اهداف و مسیرهای تازه اهمیت کافی وجود دارد، ممکن است برخی آموزش ها و یا سایر اقدامات ضروری باشد. اما اگر افراد کارشان را به طور مؤثر انجام نمی دهند؛ 4 اگر مشکل مربوط به دانش (کار) باشد، آموزش می تواند راه حل مناسبی باشد. 5 اگر مشکل فقدان دانش نیست و بیشتر مربوط به تغییرات سیستماتیک است، فعالیت‌های توسعة سازمان می‌تواند شامل برنامه‌ریزی راهبردی، تجدید ساختار سازمان، مدیریت عملکرد و یا ایجاد گروه کار مؤثر باشد (رودا و کیسی، 1996).   4. چگونگی تعیین نیازهای آموزشی   ...   3. کلیات اجرای مدل مماس پس از مطالعه، اسناد و مدارک و مطالعات قبلی و بررسی بازنگری طرح ها و برنامه‌ها، به منظور جمع‌آوری اطلاعاتی دقیق و کامل، پرسشنامه ای طراحی گردید، طراحی پرسشنامه به نحوی صورت گرفت که بهره‌گیری مستقیم از اطلاعات شاغلین هر شغل به‌عمل آید، از آن‌جائی‌که شناسایی منابع اصلی اطلاعات منجر به استخراج اطلاعات صحیح تری می گردد، شاغلان به عنوان مهم‌ترین منبع اطلاعاتی که مستقیم با کار در ارتباط هستند، مورد توجه قرار گرفته‌اند، تا نیاز سنجی آموزشی به‌طور واقعی تری صورت گیرد. بعد از اخذ و جمع آوری اطلاعات از شاغلان هر شغل در خصوص نیازهای آموزشی، سرپرستان بلا فصل مربوط نسبت به اظهارات شاغلان، نقطه نظرات خود را در موارد تعیین شده اعلام می دارند. سرپرستان بلافصل به سبب آشنایی با شغل، شاغل و محیط سازمان دید وسیع تری نسبت به کار دارند، با توجه به این موضوع در خصوص میزان اهمیت، سطح بازآموزی، طول مدت و شکل برگزاری دوره های آموزشی پیشنهادی توسط شاغلین اظهار نظر می نمایند. بعد از جمع آوری پرسشنامه ها و تجزیه و تحلیل داده ها و همچنین بررسی مستندات شرکت از جمله اساسنامه شرکت، شرح وظایف واحدها، شرح وظایف شاغلین، شرایط احراز شغل،  برنامه های آتی شرکت و با توجه به تغییر و تحولات محیطی که بر سیستم های کاری اثرگذار خواهند بود، فرمهای اولیه تعیین نیازهای آموزشی هر شغل توسط گروه پژوهش تکمیل می گردد. سپس فرم‌ها تکمیل شده طی جلسات مشترک توسط افراد خبره و کلیدی درون سازمان و یا مشاورانی که در خارج از سازمان هستند بازبینی و بررسی می شوند. تا ضرورت، اهمیت و اولویت بندی نیازهای آموزشی به‌طور دقیق تر مورد بررسی قرار گیرد.     4 مراحل اجرای مدل مماس  بررسی الزامات برون سازمانی (قانونی و فناوری): سازمان‌های دولتی جزئی از مجموعه دولت هستند که جهت تحقق اهداف و برنامه‌های خاص و تصدی برخی از امور تشکیل شده‌اند. بنابراین، فعالیت آموزشی سازمان‌ها به منظور تحقق اهداف دولت و سازمان ذی‌ربط در دو سطح باید مورد توجه قرار گیرد. در این راستا باید بدانیم دولت چه برنامه‌هایی را برای فعالیت‌های جاری، میان مدت و بلندمدت خود در سطح کلان و در سطح خرد در هر یک از سازمان‌ها در نظر گرفته است و نیازهای آموزشی برای تحقق اهداف و برنامه‌های مزبور چه می‌باشد.   بررسی الزامات درون سازمانی (تحولات سازمانی): بخشی از الزامات درونی سازمان‌ها نشأت گرفته از الزامات قانونی و فناوری و پاسخگویی به آن‌ها و بخش دیگر ناشی از تغییرات و تحولات درون سازمانی از قبیل تجدید ساختار، مهندسی مجدد فرایندها، تغییر راهبرد‌ها، خط‌مشی‌ها و رویه‌های اجرایی است. برای پاسخگویی مناسب به الزامات درونی سازمانها نیازمند توسعه منابع انسانی خود هستند که مهم‌ترین روش آن آموزش است و انجام این مهم نیز به نیازسنجی آموزشی وابسته است. در هر صورت الزامات بیرونی و درونی ضرورت آموزش نیازسنجی آموزشی را گوشزد می‌کنند.   ضرورت نیازسنجی آموزشی در سازمان: با توجه به سرعت تغییرات و تحولات محیط سازمان‌ها شناسایی نیازهای آموزشی شاغلین سازمان در راستای به روز نمودن دانش و آموخته های آنان امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. اما می‌بایست به این نکته توجه داشت که همواره تمام مشکلات سازمان‌ها ناشی از کمبود آموزش شغلی نمی‌باشد و همیشه آموزش‌های شغلی راه‌کار حل مشکلات نیستند. بنابراین ریشه‌یابی و بررسی مشکلات سازمان که منجر به شناسایی راه‌کارهای مناسب برای برطرف کردن آن‌ها خواهد شد، ضروری است و در صورتی‌که ریشه مشکلات ناشی از کمبود اطلاعات و آموزش‌های شغلی باشد، نیازسنجی آموزشی شاغلین ضرورت می‌یابد.   تعریف محدودة تحقیق: در این مرحله با توجه به اهداف پروژه و امکانات و شرایط موجود، حوزه شمول یا به عبارتی دایره نفوذ تحقیق مشخص و تعریف می‌گردد. ضمناً این مدل برای تعیین نیازهای آموزشی در سطح شغل مناسب است که با اندکی تعدیل و افـزودن مرحله‌ای برای سنجش نیازهای آموزشی افراد می توان محدودة آن‌را به سطح فردی نیز گسترش داد. بررسی مستندات سازمان، مأموریت‌ها، اهداف و راهبردها سازمان: انجام نیازسنجی آموزشی بطور علمی و دقیق مستلزم استفاده از منابع مختلف اطلاعاتی و تحلیل درست آن‌ها می‌باشد. یکی از مهم‌ترین منابع مورد نیاز، مستندات سازمانی از جمله مأموریت‌ها‌ اهداف کلی و فرعی، راهبردها و شناخت سامانه آموزشی سازمان و تبیین نقاط قوت، ضعف، تهدیدات و فرصت‌های آن و بررسی وضعیت نیروی انسانی سازمان می‌باشد.   تشکیل جلسات توجیهی: به منظور فراهم نمودن زمینه اجرای طرح، جلسات توجیهی با حضور مدیران و کارشناسان واحدهای مختلف برگزار می‌شود.   شناسایی و تعیین همکاران نیازسنجی: در این مرحله کارشناسان خبره و زبده قلمرو تحقیـق که می توانند نیازسنج را در شناسایی بهتر قلمرو پژوهش و مشاغل و نیازهای آموزشی آن یاری دهند، شناسایی و تعیین می شوند .   تجزیة وظایف شغلی: در یک تعریف ساده و کلی تجزیه شغل عبارت است از مراحل تشخیص ویژگی های لازم برای انجام دادن موفقیت آمیز یک شغل و بررسی شرایطی که شغل در آن صورت می‌پذیرد. از این رو، شروع تجزیة شغل از مطالعه شغل در سازمان به منظور شناخت نوع، میزان و نحوة انجام فعالیت‌های شغلی، شرایط محیط کاری و همچنین شرایط احراز آن آغاز می‌گردد، بنابراین، می‌توان گفت که تجزیة شغل جهت پی بردن به ماهیت یک شغل و تعیین شرایط احراز آن از نظر دانش و مهارت و یا نوع رفتار است (ابطحی ،1377 : 26).     در این مرحله برای پی‌بردن به ماهیت مشاغل مورد نظر، شرح وظایف موجود مشاغل مورد بررسی قرار می‌گیرد. به دلیل به‌روز نبودن مشاغل در سازمان‌های دولتی کشور جهت رفع مغایرت شرح وظایف با فعالیت‌های شاغلان برای تعیین ماهیت واقعی مشاغل مورد نظر سؤالاتی در پرسشنامه طراحی گردیده که دستیابی به این مهم را ممکن می‌سازد.   طراحی پرسشنامه: با بررسی مستندات سازمانی و بررسی مدل‌های تعیین نیازهای آموزشی و بر مبنای مدل تلفیقی (مماس)، نسبت به طراحی پرسشنامة تحقیق اقدام شد. از جمله ویژگی‌های این پرسشنامه می‌توان به، به روز نمودن شرح وظایف شغل، تعیین نیازهای آموزشی، توسط شاغل و شکل، طول برگزاری دوره های پیشنهادی و میزان اهمیت نیاز‌سنجی آموزشی توسط سرپرست بلافصل با در نظر گرفتن تغییرات و تحولات سازمان و اثر آن تغییرات بر ماهیت مشاغل و ... اشاره نمود.   با وجود این‌که در جهان امروز آموزش شاغلین که یکی از اساسی‌ترین عوامل توسعه منابع انسانی محسوب می‌گردد، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اما تا کنون این مهم در سازمان‌های دولتی کشور مورد توجه قرار نگرفته یا توجه اندکی به آن شده است. به همین دلیل، جلب مشارکت شاغلین در زمینه تعیین نیازهای آموزشی با مشکلاتی مواجه است.   تشکیل جلسات توجیهی در خصوص نحوه اجرای طرح نیازسنجی آموزشی و میزان ضرورت آن، ‌یکی از عوامل انگیزشی مناسب برای جلب مشارکت شاغلین در اجرای این طرح می‌باشد.   توزیع، تکمیل، گردآوری و بازبینی پرسشنامه‌های تحقیق: جمع‌‌آوری داده‌های لازم در خصوص نیازسنجی آموزشی شاغلین از مهم‌ترین مراحل اجرای مدل به شمار می‌رود. جلسات توجیهی برای جلب مشارکت شاغلین در این مرحله از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از مشکلات بغرنج در گردآوری داده‌ها، عدم انگیزه شاغلین در زمینه تکمیل پرسشنامه‌های نیازسنجی آموزشی بود. از جمله این موانع و مشکلات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:   1 عدم وضوح مسیر شغلی شاغلین 2 تجربه ناخوشایند شاغلین در ارتباط با آموزش‌های حین خدمت به دلیل عدم توجه کافی به کاربردی بودن آموزش‌ها 3 هراس از عدم موفقیت در دوره‌های آموزشی 4 عدم وجود سامانه امتیاز دهی عادلانه بر مبنای آموزش‌های مرتبط شغلی   متصدیان مشاغل سازمانی از مهم‌ترین عناصر در اجرای نیازسنجی آموزشی به شمار می‌روند و جلب مشارکت و همیاری آنان در کیفیت اجرای نیازسنجی آموزشی دارای اهمیت است. شاغلان پست‌های سازمانی منبع اصلی اطلاعات در خصوص نحوه و چگونگی انجام وظایف شغلی هستند. سنوات خدمت، ارتباطات سازمانی (رسمی و غیررسمی)، با موقعیت‌های خاص شغلی، ارتباط با مشتریان (ارباب رجوع)، کار با تجهیزات گوناگون مورد نیاز شغل و...... از کانال‌های اطلاعاتی شاغلان محسوب می‌گردند.     جریان‌های اطلاعاتی از طریق این کانال‌ها به‌سوی شاغلان سرازیر می‌شوند، بنابراین، شاغلین سازمان‌ها در واقع حوضچه‌های اطلاعاتی می‌باشند که با بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات مرتبط با هدف مورد نظر می‌توان از آن‌ها استفاده نمود.    در مدل نیازسنجی آموزشی مماس، در زمینه جلب مشارکت و همکاری شاغلین اقداماتی به‌شرح زیر ضروری است که در مطالعات انجام شده به‌کار گرفته شده است: تشکیل جلسات با شاغلین با هدف آشنائی آنان با اهداف طرح نیازسنجی آموزشی، نحوة اجراء پرسشنامه و معرفی مدل نیازسنجی آموزشی. در این‌گونه جلسات که با حضور شاغلین مشاغل مورد نظر با گروه‌بندی‌های مناسب و تیم پژوهشی تشکیل می‌گردد، تیم پژوهش با مطرح کردن میزان اهمیت آموزش و انجام نیازسنجی آموزشی، اهداف مورد نظر، ابزار و نحوه اجرای مدل، زمینه‌های فکری لازم را در مورد چگونگی انجام کار ایجاد می‌کنند.   برقراری این‌گونه ارتباطات با شاغلین منجر به آشنایی آنان با نحوه اجرای مدل شده و همین امر برای تیم پژوهش امکان شناسایی خبرگان و افراد کلیدی واحدها به منظور تعیین گروه‌های هماهنگی را فراهم می‌سازد. با شناسایی و تشکیل گروه‌های هماهنگی در داخل سازمان امکان تبادل اطلاعات تسهیل می‌گردد و چون شاغلین با افراد داخل سازمان در ارتباط هستند جمع‌آوری اطلاعات دقیق‌تر، راحت‌تر و سریع‌تر انجام خواهد گرفت. تشکیل جلسه مجدد با شاغلین با هدف بازبینی پرسشنامه‌ها بعد از زمان مقرر دومین جلسه مجدداً تشکیل می‌گردد و شاغلینی که بین آن‌ها پرسشنامه توزیع گردیده است، به همراه پرسشنامه‌های تکمیل شده که منضم به شرح وظایف شغلی آن‌ها نیز می‌باشد، حضور به‌هم می‌رسانند. در این جلسه نواقص احتمالی در پرسشنامه‌ها با همکاری شاغلین و تیم پژوهش برطرف شده و پرسشنامه‌های تکمیل شده جمع‌‌‌آوری می‌گردد.    11-4. تهیه و تدوین فرم اولیه نیازهای آموزشی هر شغل  در این مرحله ضمن بررسی نتایج حاصل از مطالعات میدانی، مستندات سازمان از جمله اهداف، مأموریت‌ها، راهبردها، طرح‌ها و برنامه های آموزشی شرح وظایف واحد ها و شغل‌ها و شرایط احراز آن‌ها و اطلاعات جمع آوری شده از پرسشنامه ها، نسبت به تکمیل فرم اولیه نیازهای آموزشی هر شغل اقدام می‌گردد. نمونه فرم مزبور در زیر آمده است.     12-4. شناسایی و انتخاب افراد کلیدی: در این مرحله افراد بسیار خبره و کلیدی که معرفی شده‌اند و یا محرز گشته که اطلاعات جامعی درباره موضوع و تخصص‌های مورد نیاز شاغل داشته و از این جهت به نوعی صاحب‌نظر محسوب می‌شوند جهت اظهارنظر درباره نیازهای آموزشی و اولویت‌بندی آن‌ها، انتخاب و دعوت به همکاری می شوند.   13. تشکیل جلسه به منظور بررسی فرم‌های اولیه نیازهای آموزشی مشاغل و اولویت‌بندی نیازها: در این مرحله فرم‌های اولیه نیازهای آموزشی که در مرحله قبل تهیه شده است در اختیار افراد کلیدی قرار داده می شود تا با توجه به معیارها و تعاریف ارائه شده به اظهارنظر نهایی درباره اولویت‌بندی اصلاح و یا تکمیل نیازهای آموزشی بپردازند.   14-4. تعیین نیازهای آموزشی مشاغل: در این مرحله گروه پژوهش با لحاظ کردن نظرات خبرگان نسبت به تعیین و اولویت بندی نیازهای آموزشی هر شغل اقدام می نماید.   5. مزایای مدل از جمله مزایای مدل مذکور می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: 1ـ مدل مورد استفاده ، تلفیقی از مدل‌های موجود در زمینه نیازسنجی آموزشی می باشد، که جامعیت کافی از نظر گردآوری اطلاعات، بررسی مستندات و سوابق موجود، استفاده از نظرات شاغلان و خبرگان را دارا می باشد. 2ـ استفاده از نتایج حاصل برای به روز نمودن شرح وظایف مشاغل در آن لحاظ شده است. 3ـ استفاده از نظرات خبرگان و افراد کلیدی در سازمان، خطای اطلاعات ارائه شده شاغلان را به حداقل می‌رساند 4ـ استفاده از تجارب و دانسته های شاغلین در تعیین نیازهای آموزش هر شغل در حد گسترده فراهم است. 5ـ جلب مشارکت شاغلین در زمینه اجرای پروژه تحقیق انجام آن را تسهیل می‌نماید. 6ـ نحوة اجرای پرسشنامه به‌صورت جلسات گروهی که منجر به جمع آوری اطلاعات دقیق‌تری می‌گردد. 7ـ قابلیت توسعه الگو برای نیازسنجی آموزشی در سطح فردی وجود دارد. 8ـ استفاده از نتایج حاصله برای انجام ارزیابی عملکرد، گزینش، ارتقاء و پاداش دهی به شاغلین میسر می‌باشد .9- کسب حمایت مدیران ارشد سازمان را فراهم می‌نماید.   6. تعیین اعتبار مدل برای تعیین اعتبار مدل مماس جلسات متعددی با حضور خبرگان شرکت پست جمهوری اسلامی ایران و شرکت مخابرات استان تهران تشکیل و مدل و نتایج عملی کاربرد مدل در این دو شرکت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. با عنایت به این‌که در این دو شرکت مراحل مدل مماس به دقت به مورد اجرا گذاشته شد و همان‌طور که در مرحله سیزدهم مدل مماس توضیح داده شده است، نتایج عملی کاربرد مدل مماس در تعیین نیازهای آموزشی در این دو شرکت با خبرگان آن‌ها بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. آنان بر این نکته اذعان نمودند که مدل توانسته‌ است، نیازهای آموزشی مشاغل را با دقت بسیار بالایی بر اساس نیازها و تألیفات فرا سازمانی و اختصاصی سازمان آن‌ها تعیین نماید. آنان همچنین اجرای آموزش‌های تعیین شده را با شیوه‌های مناسب برای شاغلین مورد تأیید قرار دادند. به هر حال، جمع‌بندی خبرگان از مدل، مراحل اجرا و نتایج عملی آن برای تعیین دقیق نیازهای آموزشی، وجود قابلیت لازم در مدل مماس برای تعیین دقیق نیازهای آموزشی در دو شرکت مزبور می‌باشد. [3]     ارتباط جهانی‌شدن با آموزش آهسته و خیلی كند و پنهان، ناپیدا و ناآشكار در حوزه فرآیند‌های آموزش و یادگیری از خانه و از پای تلویزیون شروع می‌شود، یعنی شما در شش، هفت سالگی به این فكر می‌افتید كه پیامد‌های آن را با آموزه‌هایی در محتوای كتاب‌های درسی جبران كنید. اینجا است كه بحث الزامات جهانی‌شدن در حوزه آموزش به وجود می‌آید. اگر تغییرات جغرافیایی دانش، جغرافیای مهارت و جغرافیایی نگرش آدم‌ها نسبت به خود و جغرافیای‌شان و هستی عوض شود شما دنباله‌رو كنترل این تغییر جغرافیا خواهید بود. آموزش و پرورش به این معنی در حوزه بومی منفعل است و فقط در شرایطی سخت واكنش نشان می‌دهد، بنابراین اگر شما می‌خواهید این مناسبات را به هم بزنید، الزاما باید آموزش و پرورش شما از لحاظ طولی جلوی این واقعیت قرار گیرد تا بتواند از حالت انفعالی خارج شده و به صورت فعال در مقابل آن واكنش نشان دهد كه این مساله نیازمند یادگیری است؛ یادگیری به نحو جدید و با هدف جدید، با رویكرد‌های جدید و در محیط جدید، با ساختارهای خاص خودش. محیط‌های سنتی یادگیری فقط در بهترین و اثربخش‌ترین شرایط میوه‌های خاص خودش را دارد كه آن میوه‌ها در بازار امروز در دستفروشی‌های رایج سنتی قابل مبادله و عرضه نیست و تقاضایی هم ممكن است برایش وجود نداشته باشد، لذا بی‌جهت نیست كه در جولای ۲۰۰۳ دپارتمان آموزش و پرورش آمریكا گزارشی ارائه داد كه نشان‌دهنده آن بود كه ۵۶ درصد از كسانی كه كار می‌كنند، درس می‌خوانند و۳۶ درصد از كسانی كه درس می‌خوانند، كار می‌كنند. این رقم در ژاپن ۴۶ درصد است؛ یعنی كسانی كه درس می‌خوانند، كار می‌كنند، الزاما برای اینكه عقب نیفتند و خود را با بازار تقاضای آموزش هماهنگ كنند. بازار تقاضای آموزش نه به معنای شغل پیدا كردن و گرفتن چند هزار تومان برای گذران زندگی، بلكه به منظور تغییر جغرافیای دانش، مهارت و بینشی است كه مدام تحت‌تاثیر فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات و تحولات اجتماعی تغییر می‌یابد. نكته دیگری كه در ارتباط با جهانی‌شدن و آموزش وجود دارد، نقش آموزش در گسترش ظرفیت‌های جهانی در سه حوزه (to ability to)، (to develop to) و (to understand to) «بینشی»، «مهارتی» و «دانشی» است. شما چه چیزی را، چگونه و به چه منظوری باید توسعه دهید و اثربخش كنید؟ لذا این چگونگی‌ها و چرایی‌ها بحث اصلاحات آموزشی را در دنیای امروز فراگیر كرده است.       اثربخشی در ادبیات مدیریت، اثربخشی را انجام كارهای درست و كارایی را انجام درست كارها تعریف كرده اند. مفهوم اثربخشی در درون مفهوم كارایی جا دارد، البته اثربخشی لزوما در چارچوب برنامه خاصی كه تحت ارزشیابی است باید تعریف شود. منظور از اثربخشی (EFFECTIVENESS) درواقع بررسی میزان موثربودن اقدامات انجام شده برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. به عبارتی ساده تر در یك مطالعه اثربخشی، میزان تحقق اهداف اندازه گیری می شود. اما به نظر می رسد برای تعریف مفهوم اثربخشی می‌بایست گامی فراتر نهاد، به این معنا كه اثربخشی هنگامی در یك دوره آموزش حاصل خواهد شد كه اولا نیازهای آموزشی به روشنی تشخیص داده شود. ثانیا برنامه مناسبی برای برطرف ساختن نیازها طراحی شود. ثالثا برنامه طراحی شده به درستی اجرا گردد و رابعا ارزیابی مناسبی از فرایند آموزش و درنهایت دستیابی به اهداف انجام شود. نكته مهم و اساسی درمورد اثربخشی آموزشی آن است كه قبل از آنكه درصدد بررسی نحوه اندازه گیری اهداف باشیم، می بایست درپی انجام صحیح فرایند آموزش و اطمینان از تحقق آن در هر مرحله از این فرایند باشیم. با مطالعه تاریخچه كیفیت درمی یابیم كه در گذشته ای نه چندان دور، تولیدكنندگان برای اطمینان از كیفیت به بازرسی محصول نهایی توجه داشتند و درواقع بازرسی زمانی انجام می شد كه محصول تولیدشده بود و فرصتی برای رفع خطاهای احتمالی وجود نداشت درحالی كه با طرح موضوع تضمین كیفیت بحث ایجاد كیفیت و اطمینان از وجود آن طی مراحل مختلف تولید مطرح گردید. درمورد اثربخشی آموزشی نیز دقیقا وضع به همین گونه است. بدین معنا كه اندازه گیری اثربخشی به صورت مطلق و در پایان یك دوره آموزشی رویكرد كاملی نیست. اثربخشی و كیفیت آموزش، می بایست در طول فرایند آموزش ایجاد و تضمین گردد و در پایان این فرایند برای اطمینان از صحت اقدامات و تحقق اهداف موردبررسی و اندازه گیری قرار گیرد. هدف و ضرورت اثربخشی باتوجه به گسترش برنامه ها و مراكز آموزشی وزارت نیرو كه مستلزم صرف منابع انسانی، مالی و مادی فراوانی است كه تامین این منابع موجب حساسیت بیشتر مدیران و شركت كنندگان در دوره ها نسبت به آموزش شده است. بررسی میزان اثربخشی دوره ها و ارائه بازخورد اطلاعاتی به افراد پاسخی منطقی به این حساسیت است. یك نمونه از روشها و ابزار ارزیابی اثربخشی عبارت است از: پرسشهای ارزیابی اثربخشی: هدف ارزیابی اثربخشی در راستای پاسخ به پرسشهای زیر است: ▪ آیا حضور در دوره های آموزشی و ارتقای دانش شركت كنندگان، موثر بوده است؟ ▪ آیا ارتقای دانش شركت كنندگان در دوره های آموزشی، در طول زمان پایدار بوده است؟ ▪ آیا شركت در دوره های آموزشی در دوره های آموزشی در ارتقای سطح مهارت شغلی یا انجام وظایف محوله موثر بوده است؟ ▪ آیا ارتقای مهارت شغلی شركت كنندگان در دوره های آموزشی در طول زمان پایدار بوده است؟ ▪ اجرای دوره های آموزشی علمی – كاربردی تا چه میزان در تحقق اهداف آموزشی فوق بوده است؟ ▪ آیا دوره های آموزشی نیاز شركت كنندگان را تامین كرده است؟ ▪ آیا شركت كنندگان در دوره ها از امكانات و نحوه برگزاری دوره های آموزشی رضایت دارند؟ مثالهای زیر در ارتباط با مفاهیم اثربخشی استادان و برنامه درسی در طراحی پرسشها و پرسشنامه های مربوطه می توان مورداستفاده قرار گیرد: مثال ۱: معلم كارامد و موثر: الف: دانش درباره موضوع درسی: آیا معلم دانش و معلومات موردنیاز را دارا است؟ ب: سازماندهی و وضوح ارائه مطالب در گروه: آیا مطالب معلم سازمان یافته است؟ آیا راهبردهای تدریس آگاهانه مورداستفاده قرار می گیرد؟ آیا نكات مهم به صورت خلاصه ارائه می شود؟ ج: تعامل بین معلم و شاگرد: آیا در كلاسهای درس بحث صورت می گیرد؟ آیا همه حاضران به پرسیدن پرسشهای خود تشویق می‌شوند؟ د: سطح علاقه و هیجان: آیا معلم نسبت به امر تدریس علاقه نشان می دهد؟ آیا معلم به فراگیران احترام قائل می شود؟ ه: استفاده از مواد آموزشی: آیا مواد آموزشی مورداستفاده قرار می گیرد؟ و: پیشرفت فراگیران: آموزشهای فراگیران تاچه حدی است؟ چه نوع آموزشی می بینند؟ ز: دادن بازخورد به فراگیران درمورد پیشرفت آنان: آیا معلم صادقانه و درعین حال با ظرافت فراگیران را از چگونگی پیشرفت خود مطلع می كند؟ ط: كمك به انتقال آموخته ها به خارج از كلاس: آیا معلم امر انتقال آموخته های كلاس را به خارج از كلاس تسهیل می كند؟ آیا در كلاس، طرح ایجاد درآمد ارائه می شود. مثال ۲: ارزشیابی اثربخشی برنامه درسی: برای رسیدن به اجزای زیر، اثربخشی برنامه درسی را می توان تحلیل مفهومی كرد: ۱ –مناسبت عمومی (برنامه درسی)؛ ۲ – استانداردها؛ ۳ –عملی بودن؛ ۴ –كیفیت؛ ۵ –امكانات داخلی جهت تشخیص اشتباهات؛ ۶- سودمندی؛ ۷ –كفایت؛ ۸ –ارتباط؛ ۹ –پاسخ به نیازهای فراگیران؛ ۱۰ –ثبات محتوا و روش؛ ۱۱ –ثبات درونی؛ ۱۲ –وضوح و روشنی؛ ۱۳ – مناسب بودن اهداف برنامه؛ ۱۴ – تازگی و به روز بودن؛ ۱۵ –توازن؛ ۱۶ –اجتناب از بروز اختلال در امر تدریس ازطریق پیش بینی مشكلاتی كه فراگیران با آن مواجه می شوند. (ترجمه دكتر خدایار ابیلی، ۱۳۷۵) [1] www.ebo.iau.ir [2] (ابطحی، 1368: 24-23) [3] ابطحی، سیدحسین، (1377)، مدیریت منابع انسانی و فنون امور استخدامی؛ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی؛ چاپ اول . ابطحی، سید حسین، (1368)، آموزش و بهسازی منابع انسانی، انتشارات مؤسسه مطالعات و برنامه ریزی آموزشی، تهران. پیوست قانون برنامه اول توسعه اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1368)،  انتشارات سازمان برنامه بودجه؛ تهران. جلالی، سعید، (1380)،  قانون برنامه سوم توسعه در نظم حقوقی کنونی، تهران: انتشارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.  

تبلیغات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
در جامعه ی امروزی تبلیغات جزء لاینفک اقتصاد و فروش به حساب می آید و هر دستگاه سازمانی که از آن به نحوه احسن استفاده برد به نتایج غیر قابل مقایسه ای با رقبایی که از آن بی بهره اند دست خواهد یافت. پس امروزه در جامعه یی که به سمت مردمی شدن پیش می رود لازم است هنرمند از برج عاج خویش به زیر آید و ابائی نداشته باشد که اثری مثلاٌ با سوژه یک مغازه قصابی نیز خلق کند . بلکه این موارد لازمه ای زندگی امروزی و نیاز جامعه است. لازم است هنرمند جنبه های خیالپردازانه صرف را رها کند و در میان سایر انسانها به انسانی فعال تبدیل شود و از فنون ، مواد و روشهای کار امروزی آگاه باشد وبدون رها کردن حس ذاتی زیبایی شناسی خود، با فروتنی و قدرت و کارآیی، پاسخگوی مسائلی باشد که در پیرامونش مطرح می شود و کاملاٌ روشن است تا زمانی که هر نسبت به مسایل زندگی بیگانه باشد به ناچار علاقمندان انگشت شماری نیز خواهد داشت. جلوه‌ی نمایان این امر در هنر گرافیک و تبلیغات آشکار می شود که رابطه ای بین اقتصاد و وسایل مورد نیاز مردم و هنری که این اطلاعات را به مردم می رساند به وجود آورده است در هر کاری جنبه های تبلیغاتی قوی باشد چه در فروش محصول ، چه در ارایه خدمات و ... و بر اصول علمی و اثبات شده ی هنر گرافیک، ارتباط شناسی ، روانشناسی، سواد بصری ، جامعه شناسی و در موارد مربوط به جنبه های خاص خود ، متکی باشد ، آن امر موفقیت بارز و آشکار در مقایسه با اموری که از این صنعت استفاده نکرده اند خواهد داشت در واقع تبلیغات فلشی دو طرفه است که یک سوی آن به طرف مردم و استفاده کنندگان است و روی دیگر به سمت تولیدکنندگان محصول و خدمات. ●اصول و مفاهیم ارتباطات بصری شناخت پیدا کردن نسبت به انچه ارتباط بصری خوانده می شود مانند یادگیری زبان است . زبانی که تنها از تصویر تشکیل شده است . تصاویری که برای ملل مختلف با زبانهای خاص خودشان معنایی یکسان دارند . زبان بصری زبانی است محدودتر از زبانی که با آن صحبت می کنیم ولی مسلماٌ ارتباطی مستقیم تر برقرار می کند و مثال بارز آن یک فیلم خوب است که اگر تصاویر بتوانند داستان را خوب بیان کنند دیگر احتیاجی به استفاده از واژه ها نخواهد بود. بنابراین ارتباط بصری وسیله ای برای انتقال از یک فرستنده به یک دریافت کننده است که هیچ چیز نمی تواند جایگزین آن شود ولی شرط اولیه آن دقیق بودن اطلاعات ، عینیت داشتن علامات، وجود سیستم رمزی واحد و عدم وجود سوء تفاهم است و در چنین شرایطی بسیار راحت تر و مستقیم تر می تواند با مخاطب ارتباط برقرار نمود بدون اینکه ملیت ، زبان ، نژاد و ... او در این رابطه دخیل می باشد . پر واضح است که برخی از پیامهای بصری که برای مردمی خاص با فرهنگی خاص طراحی می شوند فقط برای همان مردم مفهوم خواهند داشت زیرا هر کس آن چیزی را می بیند که درباره اش اطلاعاتی دارد با این حال اصول عمومی و مبادی سواد بصری در همه ی موارد عادی صحیح است. در دنیای تصاویر تبلیغاتی که به کار ارتباطات و اطلاعات بصری می آیند قواعدی وجود دارد . این قواعد حاصل پژوهشها و بازبینی هایی بر پایه اطلاعات آماری است . پس ضرورت پژوهشهایی بصری که بر پایه ویژگیهای روانشناختی محصول به منظور یافتن تصاویری که دارای ارتباط با نتیجه منطقی رنگ و فنون متناسب با آن است به میان می آید و به طور مثال باید سطح فرهنگ آن دسته از مردمی که اطلاعاتی خاص دریافت می کنند در نظر گرفت تا به نتیجه ی قابل قبول رسید. حال این سوال مطرح می شود که مگر هدف فراگیری شیوه های پیشرفته تر جهت کسب آمادگی برای رویارویی با آینده نزدیک نیست؟ پس چرا در مدارس و دانشگاههای هنری به جای هنر گذشته ، روشهای نوین را آموزش نمی دهند ؟ گذشته هرگز قابل بازگشت نیست و ادوار هنری گذشته نیز هیچ گاه تجدید نمی شوند. گذشته می تواند حاوی بار اطلاعاتی فرهنگی باشد و نباید آن را از زمان خودش جدا کرد. البته اگر ما معتقد به علم بودن ارتباطات بصری هستیم باید بپذیریم که علم بشر نیز در طی تکامل او ، روند تکاملی داشته و همانند همه ی علوم دیگر چون فیزیک، ریاضی ، ... برخی از برداشته های گذشته را در زمان حال فقط در موقعیتی خاص قابل قبول است مانند اصول مکانیکی نیوتن که فقط نسبت به ناظر ایستا درست است و در شرایط دیگر خیر ، و همچنین برخی از برداشتهاس علمی گذشته در امروز دیگر قابل قبول نیست مانند نظر به غیر قابل تفکیک بودن اتم در زمان دالتون. به هر حال برای پیاده کردن یک برنامه آموزشی در مدارس هنری دو روش وجود دارد، نخست روش ایستا و سپس پویا . روش ایستا بدین گونه است که شاگردان به اجبار خودشان را با برنامه ای وفق می دهند که غالباً به گذشته تعلق دارد یا به هر حال روشی است که در اکثر موارد از واقعیت علمی روزمره دور است . روش دیگر این است که برنامه به تدریج شکل می گیرد و به طور مداوم با خود اشخاص و مشکلات انها در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد ، مشکلاتی که با زمانه پیش می رود . پر واضح است که در حالت دوم هنرجو با مسایل روز پیش رفته و تداخل بیشتری با جامعه ای خواهد داشت که آثارش را می پذیرند و عمق اثارش بیشتر خواهد بود. برونوموناری (BrunoMonari) طراح را در حوزه وسیعی از فعالیت های انسانی دخیل می داند و حوزه های متفاوتی از طراحی مثل طراحی تجسمی (Visual Design ) - طراحی صنعتی (Industrial Design) – طراحی گرافیکی (Graphic Design) و طراحی پژوهشی (Desegno Diricerco) را در نظر می گیرد طبق نظر او وظیفه طراحی تجسمی خلق تصاویری است که عملکرد آنها برقراری ارتباطهای بصری و اطلاعات بصری است . وظیفه طراحی صنعتی طرح اشیاء مصرفی بر مبنای قواعد اقتصادی ، مطالعه وسایل تکنیکی و مواد گوناگون ساخت آنهاست، عملکرد عمده ی طراحی گرافیک در دنیای چاپ ، کتاب ، پوستر و آگهیهای تبلیغاتی چاپی است و عملکرد طراحی پژوهشی نیز تجربه ساختارهای تجسمی در دو بعد یا بیشتر است و پژوهشهایی در زمینه تصویر با استفاده از وسایل سینما . با توجه به این تقسیم بندی موناری ممکن است در ابتدا طراحی گرافیکی را مختص امور تبلیغاتی بپنداریم در حالیکه اگر مثالهایی از جلوه ی تبلیغات را مانند بسته بندی در نظر بگیریم می بینیم به هر ۴ حوزه ی طراحی مربوط می گردد. به عنوان مثال اگر چه طراحان صنعتی و گرافیک بادیدگاههای مختلفی به موضوع بسته بندی می نگرند ولی انطباق کامل این دیدگاههاست که تصویری شفاف و روشن از بسته بندی و محتوی آن را در اختیار مشتریان قرار می دهد . طراحان صنعتی ، موضوعاتی نظیر انواع حفاظتها (فیزیکی ، شیمیایی ، ...) نوع ارتباط فیزیکی (ارگونومیکی ، آنتروپومتری) گروه عوامل انسانی با بسته بندی مانند ارتباط کارگران خطوط تولید، عوامل توزیع ، فروشندگان و خریداران نهایی ، ارتباط تجهیزات حمل با نوع محصول و بسته بندی ، نقش بسته بندی در استفاده یا مصرف کالا (مثل نقش بسته بندی در چگونگی مصرف شامپو و ... ) هویت های سه بعدی و بصری ، مواد مصرفی مناسب برای کالا و موضوعاتی را که به طور کلی به رویکردهای فیزیکی انسان با بسته می پردازد، در نظر می گیرد . در جامعه ی امروزی تبلیغات جزء لاینفک اقتصاد و فروش به حساب می آید و هر دستگاه سازمانی که از آن به نحوه احسن استفاده برد به نتایج غیر قابل مقایسه ای با رقبایی که از آن بی بهره اند دست خواهد یافت. و طراح گرافیک به اصول مبادی سواد بصری در بر چسب های این بسته توجه دارد اموری چون رنگ مناسب - مثلاٌ یک صابون با جعبه ی سیاه به نظر می رسد که دست را کثیف می کند- ترکیبات نقطه ، خط و سطح در کمپوزیسیون مناسب ، کادر بندی ، طراحی نوشته های برچسب و ... و در مجموع حاصل تجمع این دو حوزه به ظاهر متفاوت است که برداشتی صحیح یا غلط از محتویات بسته به ما می دهد و ما را مشتاق به خرید کالا نموده و یا از خرید آن منصرف می گرداند . باید توجه داشت که به طور کلی تصاویر فاقد عینیت از امکانات کمتری جهت برقراری ارتباطات بصری برخوردارند ، تصاویر قابل ارایه باید برای همه روشن و قابل فهم باشند در غیر اینصورت نمی توان عنوان ارتباط بصری را به آنها اطلاق کرد و در واقع باید آن را هرج و مرج بصری نامید ، نه ارتباط بصری . هر فردی انبوهی از تصاویر که در طول زندگی او شکل گرفته را در ذهن دارد که در واقع بخشی از دنیای درون او را شکل می دهند . با این مجموعه شخصی است که ارتباط برقرار می شود . در این مجموعه از تصاویر فردی است که باید تصاویر عینی را جست وجو کرد . تصاویری که در بسیاری از افراد ، نقطه ای مشترک دارند . به این ترتیب است که خواهیم توانست کدام تصویر ، کدام شکل ، کدام رنگ مناسب را به کار ببریم تا متناسب با گروه مشخص باشد. هر طرحی از آثار و علاماتی تشکیل می شود و باید گفت که علایم هستند که به طرح حساسیت می بخشند. [1] شکل های نوین تبلیغات ... Publicity همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند. توي حياط، لاي در، هنگام عبور از پياده رو، در بزرگراه‌، لاي صفحه‌هاي روزنامه‌، مجله‌ و در تمام وسايل ديداري و شنيداري رنگ و وارنگ، بزرگ و كوچك، هر روز و هر ساعت، وقت و بي‌وقت، تمام نشدني و گره خورده در تمام تار و پود زندگي! امروزه ما در عصر ارتباطات به سر مي‌بريم. دوراني كه مشخصه بارز آن تلاش براي باورهاي همگاني است. زماني كه با حضور شبكه‌هاي ماهواره‌اي و كامپيوتري فاصله نقاط كره زمين نامفهوم شده است، به طوري كه در هر دقيقه هزاران كالاي نو در سطح جهان وارد بازار مي‌شود كه تكميل‌تر و كارآمدتر از قبل بوده است و توليد كنندگان مي‌كوشند تا بازارهايي براي محصولات خود پيدا كنند، همچنين تخصصى شدن مشاغل، شهروندان را بيش از گذشته به دريافت انواع خدمات از سوى مجموعه‌اى از مؤسسه‌هاى متنوع وابسته كرده است. اين روزها كمتر كسى ممكن است يك مهندس «همه كاره» براى زندگى شخصى خود باشد. مفهوم خود كفايى و خود اتكايى هر روز بيشتر از گذشته معناى واقعى خود را از دست می‌دهد. در واقع لزوم فراگيرى آموزش‌هاى تخصصى براى انجام تعهدات شغلى، نيازى است كه روز به روز پيچيده‌تر می‌شود و فرصت انجام امور شخصى و هرچند كم ارزش روزانه را از ساكنان شهرهاى بزرگ سلب می‌كند. اينجاست كه آگهی‌هاى تبليغاتى می‌آيند و آنها را براى انجام ساده‌ترين تا پيچيده‌ترين امور روزمره مخاطب خود قرار میدهند. تبليغات چيست؟ اهداف و اهميت آن كدامند؟ از چه زماني آغاز شد، اكنون به چه شكل‌هايي ارائه مي‌شود؟ تبليغ زيرحسي چيست؟ و يك تبليغ موفق داراي چه ويژگي‌هايي است؟ مطالبي هستند كه در اين نوشته به آنها پرداخته شده است. تبليغات چيست؟   تبليغات جمع «تبليغ» به معناي «رسانندگي» است و در مفهوم جامع رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در دانش، نگرش و رفتار مخاطب مي‌باشد. هارولد لاسول، جامعه‌شناس ارتباطات، تبليغات را اين چنين تعريف مي‌كند: تبليغات در معناي گسترده آن، فن تحت تأثير قرار دادن عمل انسان، از طريق دست‌كاري تصورات يا باز نمودهاست. به گفته ادوارد برنيز پدر روابط عمومي و نويسنده كتاب «تبليغات» (1928): تبليغات نوين، تلاشي است پيوسته در جهت ايجاد يا شكل دادن رخدادها براي تحت تأثير قرار دادن عامه مردم، با كار فكري يا گروهي [1، ص 67]. لئونارد دوب مشاور موسسه تحليل تبليغات (1937)، چنين توصيفي درباره تبليغات ارائه مي‌دهد: اقدامات منظمي كه فرد يا افراد ذي‌نفع از راه تلقين، براي نظارت بر حالات رواني گروه‌هايي از افراد و در نتيجه نظارت بر اعمال آنها به عمل مي‌آورند و يونگ روانپزشك سوئيسي تبليغات را چنين تعريف مي‌كند: نشر افكار، عقايد و حالات رفتاري كه موضوع واقعي را براي شنونده يا خواننده به روشني بيان نمي‌كند [2] در هر حال هر نوع ارتباط به منظور نشاندن داده‌ها، ايده‌ها و يا انگاره‌ها در اذهان بشري براي تأثيرگذاري بر افكار، عواطف و يا كنش‌هاي فردي يا گروهي را تبليغ مي‌گويند. اهداف و اهميت تبليغ اهداف تبليغات را مي‌توان براساس نيت و غرض از انجام تبليغات تقسيم‌بندي كرد به 1-آگهي اطلاع‌دهنده: نظير اطلاع‌رساني دربارة محصولي جديد. 2-آگهي متقاعد‌كننده: نظير ايجاد ترجيحات براي مارك مشخص. 3-آگهي يادآوري كننده: نظير يادآوري اين موضوع به مشتريان كه محصول ممكن است در آينده نزديك مورد نياز باشد مانند شركتهاي بيمه. تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه فعاليت‌هاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، شخصي و جمعي تأثير عمده‌اي دارد. ساليانه ميلياردها دلار در سراسر جهان به طور رسمي و علني صرف تبليغات مي‌شود. امروزه يكي از شاخص‌هاي تضمين سوددهي واحد‌هاي توليدي و بنگاههاي تجاري ارائه طرح‌هاي موفق تبليغات است. در ميان همهمه و غوغاي مبادلات و معاملات تجاري تصور فروش كالايي بدون در نظر گرفتن امكانات و تسهيلات تبليغاتي بيشتر به افسانه مي‌ماند تا به حقيقت. گرچه از پيدايش انسان اجتماعي، تبليغات نيز به صورت ساده و ابتدايي به وجود آمده و رشد كرده است اما نفوذ بسيار با اهميت و دگرگون ساز و حساس تبليغات در دنياي معاصر، حكايت از اهميت سرشار آن دارد [همان]. تاريخچه تبليغات از برخي تصاوير روي ديوار غارها گرفته تا بنرهاي امروزي، تبليغ مقوله‌اي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد مي‌شناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت ، چرا كه لزوم آن احساس مي‌شد. بعد از انقلاب صنعتي ، بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نمي‌گرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد. با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو، تلويزيـون، اينترنت و ديـگر رسانه‌هاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. رشد صنعت تبليغات تا آن حد بوده است كه امروزه بخش مهمي از فعاليتهاي سازمانها را در برگرفته و از تبليغات به عنوان يكي از عوامل كليدي موفقيت سازمان‌ها و شركتهاي توليدي و خدماتي نام برده مي‌شود [3] تبليغات نوين تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفت‌هاي هر دوره ويژگي‌هاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفت‌هاي شگرف در عرصه فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشي‌هاي موبايل، تبليغات اينتراكتيو و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل مي‌شود [4]. ويژگي‌هاي تبليغات نوين 1-بي‌اعتقادي مبلغان به گفته‌هاي خودشان و تبعيت نكرن تبليغات از ايدئولوژي، برخلاف مبلغان مذهبي يا مسيونرهاي گذشته. 2-پنهان‌كاري تبليغات در عصر جديد: به معناي پخش استنتاج‌ها يا از منابع پنهان يا با اهداف نهان. 3-حكومت نامرئي مبلغان در عصر جديد، در اين عصر، مبلغان جديد، ذهن ما را شكل مي‌دهند و ذائقه ما را تعيين مي‌كنند و بدين گونه ما تحت سلطه كساني قرار گرفته‌ايم كه شناختي از آنها نداريم. 4-علمي بودن تبليغات جديد: تبليغات نوين، تلاشي است، در راستاي مفهومي اجتماعي براي ساختن الگوهاي رفتاري [1، ص 127]. شكلهاي نوين تبليغات در حال حاضر حجم بالايي از تبليغات در فناوري‌هاي ارتباطي نوين و به ويژه اينترنت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. يك نمونه از اين نوع تبليغات استفاده از آگهي‌هاي هوشمندانه به منظور جلب توجه مخاطبان است. مثلاً چنانچه كاربري در موتور جستجوي گوگل كلمه نرگس را تايپ كند، گوگل علاوه بر آنكه پاسخها را در مورد كلمه نرگس (به ترتيب ميزان مراجعه كه به آن شده است) در اختيار كاربر مي‌گذارد بلكه در سمت راست و بالاي صفحه، يك فروشگاه گل (كه از گوگل خواسته برايش تبليغ كند) معرفي خواهد كرد. اين روش چند مزيت دارد: 1-مزاحم، تحميلي و آزار دهنده نيست، چون از پاسخ‌ها جدا شده است. 2-فرمت بسيار ساده‌اي دارد. 3-آگهي كاملاً با پرسش كاربران مرتبط است. از ديگر اشكال تبليغات نوين مي‌توان به شيوه متعامل و اينتراكتيو اشاره كرد كه ايجاد يك رابطه متقابل ميان مصرف كننده و شركت تبليغاتي مي‌كند و تبليغات براي هر كس متناسب با سطح سواد، درآمد و نياز متغير خواهد بود. اگر به راديو اينترنتي ياهو كه توسط كمپاني لانچ تأمين مي‌شود مراجعه كرده باشيد خواهيد ديد كه براي نام آهنگ، خواننده و آلبوم سه نظر سنجي جدا وجود دارد و شنونده به آنها امتياز مي‌دهد و به تدريج نرم افزارهاي ياهو ذائقه مشتري خود را تشخيص داده و آهنگ‌هاي مورد علاقه‌اش را بيشتر پخش مي‌كند. شيوه ديگر،تبليغات از طريق بنر است. بنر پيام فعالى است كه به شكلى هنرى شامل تصاوير و متن‌هاى ثابت ومتحرك روى صفحه‌هاى وب ظاهر می‌شود و بينندگان را به سايت‌هاى آگهى دهنده هدايت می‌كند. بنر استاندارد ۴۶۸ پيكسل پهنا و ۶۰ پيكسل ارتفاع دارند. گروهى ديگر از بنرها كه به «بند انگشتى» يا «تمبر پستى» معروفند در حاشيه اين صفحه‌ها قرار می‌گيرند[5]. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداول‌ترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار مي‌آيند. بنرهای ثابت: بنر ثابت به بنري اطلاق مي‌شود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازه‌اي ثابت ارائه مي‌كند. از آنجا كه بنرها در بسياري از سايت‌ها نمايش داده مي‌شوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است. بنرهاي انيميشن‌دار (بنرهاي پويا): در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فن‌آوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشن‌دار هر دو ابزاري‌هاي مناسبي براي معرفي نام تجاري مي‌باشند. بنرهای تعاملی: شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شده‌اند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفه‌اي را با تبليغ کنندگان برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينه‌‌هايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر گرفته شده و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد مي‌كنند، پاسخ‌هايي به آنها داده مي‌شود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت نام‌هاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــي‌شــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از Java Script، Java Applet ، HTML، ساخته مي‌شوند [6]. خرده سايت‌ها، شيوه تبليغاتي ديگري در اينترنت هستند كه از پنجره‌هاي كوچكي (كوچكتر از اندازه معمولي پنجره مرورگر) تشكيل شده‌اند و هنگام جست‌وجوي در اينترنت ناگهان بر روي صفحه نمايشگر ظاهر مي‌شوند و حاوي نوشته‌ها و تصاوير تبليغاتي هستند و به پنجره‌هاي جهنده نيز معروفند. پست الكترونيك زير مجموعه فناوري اينترنت بوده و سال‌ها قبل از وب مورد استفاده قرار مي‌گرفته است و در سالهاي اخير با افزايش تعداد كاربران اينترنت براي تبليغات مورد توجه قرار گرفته است. براساس آمار تعداد نامه‌هاي الكترونيك تبليغاتي كه كاربران اينترنت سالانه دريافت مي‌دارند از 40 عدد در سال 1994 به بيش از 1600 عدد در سال 2005 افزايش يافته است. پايين بودن هزينه، اثربخشي بالا و مديريت آسان از جمله مزاياي آن به حساب مي‌آيد. شكل جديدي از تبليغات نيز توسط شبكه‌هاي تلويزيوني كابلي به شكلي هوشمندانه در اختيار بينندگان قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال در هنگام پخش يك فيلم سينمايي با مضمون فلسفي، هيچگاه نوشابه يا خوراكي تبليغ نمي‌شود. از يك برنامه‌اي كه مورد علاقه بيننده است استفاده مي‌شود تا محصولات مرتبط با همان علاقه نيز به بيننده معرفي شوند. به عبارت ديگر يك رابطه منطقي ميان تبليغ و برنامه وجود دارد. استفاده از تابلوها يا صفحات الكترونيكي بزرگ برروي وسايل نقليه از جمله اتوبوس‌ها نيز از شيوه‌هاي جديد تبليغات محسوب مي‌شوند كه در كشورهايي چون ژاپن، آمريكا، هنگ كنگ و... به تبليغ يا اطلاع رساني مشغولند. نوع جديد ديگري از تبليغات ارسال پيام بر روي تلفن همراه است. به دليل نزديك بودن و در دسترس بودن هميشگي تلفن همراه در نزد صاحبان آنها، شانس ديدن، و پسنديدن محصولات تبليغاتي را به شدت بالا مي‌برد. بزودي پژوهشگران ژاپنى تبليغات رسانه‌اى جديدى را به نام «باران اطلاعات» به جهان عرضه خواهند كرد. شبكه خبرى بى.بى.سى در آخرين گزارش‌هاى خود اعلام كرد محققان آزمايشگاه ژاپنى «سايبر سالوشن» تا چند سال ديگر پروژكتورهايى را اختراع می‌كنند كه درنقاطى خاص باران‌هاى اطلاعى توليد خواهند كرد. قطره‌هاى بارانى در اثر برخورد با زمين حركت‌هاى مواج توليد می‌كنند و همچنين اگر مردم وارد اين منطقه بارانى شوند می‌توانند آگهی‌ها را از طريق قطره‌هايى كه روى دست آنها می‌افتد، ببينند. به اعتقاد «يوكوايشى» از پژوهشگران اين پروژه، تبليغاتى كه روى دست مصرف كننده ظاهر می‌شود می‌تواند او را متقاعد كند كه اين پيام واقعاً براى او تهيه شده است [5]. تبليغات زيرحسي يا نامرئي تبليغ زيرحسي توسط يك متخصص امور تبليغات بنام جيمز ويكاري بكار رفت. او هنگام نمايش فيلم اسپارتاكوس در سالن سينما عبارت پاپ كورن بخوريد و كوكا بنوشيد را با سرعت يك سه هزارم ثانيه، بدون اطلاع قبلي بينندگان روي پرده سينما انداخت. پس از آن ، تماشگران در خلال فيلم تمايل زيادي به پاپ كورن و نوشابه كوكاكولا در خود احساس كردند [1، ص 68]. اين شيوه در آن، آگهی دهنده، پیام خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که از حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی و بینایی مخاطبان بهره گیرد تا ضمیر ناخودآگاه آنها را متأثر سازد. بدین منظور از شگردهای مختلف الکترونیکی و کامپیوتری و روان شناختی توأم استفاده می‌شود. حاشیه‌های پایین گسترة بینایی، شامل تشخیص ناخودآگاه صحنه‌های نمایشی گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنه‌های نمایشی را که مدت زمان آنها کمتر از حدود یک دوازدهم ثانــیه باشد (مثلا یک بیستم ثانیه) نمی‌تواند تشخیص دهد [7]. در سال 1979 ، در چند فروشگاه زنجیره‌ای آمریکایی، در نوار موسیقی متداول در فروشگاها، صدای ضبط شده «من دزدی نمی کنم!» را با شدت صوتی کم در هرچند ثانیــه به موسیقی اضافه کردند، به طوری که حس شنوایی خودآگاه آن را دریافت نمی‌کرد. طبق ادعا، نتیجه این شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقت‌ها در فروشگاها به 37 درصد کاهش یافت. حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی شدتی، شامل صداهایی با شدت حدود چند دسی بل که در شرایط معمولی شنیده نمی‌شود؛ و حاشیه‌های پایین گسترة شنوایی بسامدی، شامل صداهای دارای بسامد کمتر از 20 هرتز است [7]. دربارة موثر بودن یا موثر نبودن «تبلیغات زيرحسي» اخــتلاف نظر بسیار است. برخی از متخصصان تبلیغات، قاطعانه «تبلیغات زيرحسي» را رد می‌کنند و برخی دیگر، آن را بسیار موثر می‌دانند [همان]. ماكس ساترلند اينگونه تبليغات تجاري را شيطنت‌هاي عمليِ كلمات و تصاوير نهفته شده در متن تبليغات مي‌نامد [1، ص 68]. همچنین، «تبلیغات زيرحسي»، در برخی از کشورهای صنعتی صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمی و تحقیقی دربارة تکنولوژی آن نیز می‌تواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخی از متون مبحث روانشناسی ترغیب، به «تبلیغات زيرحسي» اشاره‌هایی شده باشد. در برخی از کشورها نیز مقرراتی وجود دارد که آن را غیر قانونی مي‌سازد. براي مثال در ايران طبق آئین نامه ساخت آگهی‌های رادیوئی و تلویزیونی اداره کل بازرگانی صدا و سیما، تبلیغات نامرئي از طریق رسانه‌های رادیو و تلویزیونی صدا و سیما ممنوع است. اصل 15: در آگهي‌ها نبايد با استفاده از تمهيدات فني و يا بكارگيري تصاوير بازرگاني كوتاه و يا شيوه هاي ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهي لازم به ببيندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد [7]. ويژگي‌هاي تبليغ موفق 1-تماماً بر درستي و راستي استوار باشد. 2-كاملاً يا دستكم تا آنجا كه ممكن است، شفاف باشد. 3-علاوه بر تأمين اعتماد مخاطب، حسن نيت فرستندة پيام را روشن سازد. 4-بر آگاهي مخاطب، هرچند هم اندك، بيفزايد. 5-بيان و شيوة تبليغ با كاربرد واژه‌هاي نوين پذيرفته شده و تعابير و تصاوير مناسب و مطلوب، جذابيت لازم را پيدا كرده باشد. 6-پر محتوايي پيام و غناي مضامين و ارزشمند بودن آن را تضمين نمايد. 7-انرژي رواني انسانها را در جهت ترقي و تعالي، جاري سازد و از اين راه حركت تكاملي اجتماع و روند پيشرفت و تعالي فردي و اجتماعي را شتاب بخشد [8، ص 39]. دنياي آينده دنياي رقابت، سبقت و سرعت است كه مخاطب باوري را محور فعاليت و جايگاه‌يابي تبليغات را مهمترين دغدغه برنامه‌ريزان اين صنعت قرار مي‌دهد. تبليغات بايد گوشه‌اي از ذهن مخاطب را اشغال كند، مردم آگهي‌هاي مزاحم را نخوانده دور مي‌ريزند آنها تبليغاتي كه حياط خانه‌هايشان را مملو از كاغذ‌هاي بي‌مصرف مي‌كنند، دوست ندارند. تسخير ذهن مخاطب بي‌توجه به شناخت بازار و دانستن اينكه مشتريان چه كساني هستند و تقسيم‌بندي آنان به وجود نخواهد آمد، زيرا مخاطبان گروههاي نامتجانسي هستند كه هميشه مشابه نيستند. فرد فعال در عرصه تبليغات با بهره‌گيري از علوم مختلف از جمله روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و نيز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان مي‌تواند بهترين و كارآمدترين شيوه‌ها را به كار گيرد. در نهايت بايد گفت كه تبليغات بر روي زندگي و نگرش افراد تأثير بسيار زيادي دارد پس نبايد باورها، اعتقادها، ارزش‌ها، فرهنگ‌ها و ... را به انحطاط كشيد بلكه بايد به آنها ارتقاء بخشيد و اين بخشي از وظايف متخصصين تبليغات است. با آگاهي صحيح از كاركرد تبليغات مي‌توان حتي به دور از توسل به هرگونه حيله و نيرنگ مخاطب را به سوي كالا و سازمان خود جلب كرد. تبليغات همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت مي‌آيند با شكلها و شيوه‌هاي مختلف و هيچ نهاد و بنيادي از آن بي نياز نيست [2]   برندسازي با تبليغات در حد صفر   صنعت نساجي و پوشاك قديمي‌ترين صنعت توليدي در جهان است. در قرن بيستم صنعت پوشاك و نساجي تبديل به صنعتي بسيار عظيم و قدرتمند شد و رشد قابل توجهي هم در تجارت بين‌المللي مواد خام مثل كتان و هم در تجارت كالاهاي ساخته شده رخ داد.دبه طور همزمان، نقش طراحي نيز به طور فزاينده‌اي به عنوان تقاضايي پايه‌اي كه بايد برآورده شود پر رنگ‌تر مي‌شد و كشورهايي مثل فرانسه و ايتاليا كم‌كم به خاطر تبحر داشتن در طراحي شهره مي‌شدند. در دنياي ارتباطات و تبليغات گسترده، نام‌هاي تجاري اهميت زيادي پيدا كردند. خريد پوشاك ديگر يك نياز پايه‌اي نبوده و به چيزي بيشتر از يك پوشاننده براي انسان تبديل شده بود. توليد انبوه و رويكردهاي در بستر آن به سرعت رواج يافتند و توليدكنندگان برای دوخت پوشاك كه هنوز فرآيندي بيشتر وابسته به انسان بود، در جست‌وجوي مكان‌هايي بودند كه بتوانند كارگران را با دستمزدهاي كمتري استخدام كنند و به همين جهت، تاسيسات توليدي پوشاك در سرتاسر جهان و بيشتر در مناطقي كه نيروي انساني ارزان بود، گسترش يافتند. امروزه صنعت نساجي، صنعتي جهاني است كه فعاليت‌هايي چون طراحي، برش، دوخت، توزيع و فروش را در بر مي‌گيرد. در اين صنعت، قيمت تنها يكی از عوامل تاثیرگذار است و فاكتورهايي مثل تنوع، سرعت، برند و كيفيت نيز اهميت زيادي دارند. همچنين موفقيت در اين صنعت مستلزم داشتن نوآوري مداوم مي‌باشد، چون كلكسيون‌هاي مد اغلب تنها به مدت يك فصل تازگي دارند. در برخي موارد، حتي اين دوره تنها برای یک ماه دوام دارد و با پيشرفت نوآوري در تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات اين مدت مدام كوتاه‌تر مي‌شود. تمام اين موارد باعث شد که اين صنعت در سرتاسر جهان به شكل شبكه‌اي بزرگ در آید كه فعاليت‌هاي آن توسط تعداد كمي ‌بازيگر اصلي هماهنگ مي‌شود. همانند بسياري از صنايع ديگر، قدرت عمده در اين صنعت نيز امروزه به دست تعداد كمي ‌از توليدكنندگان عمده افتاده است. در حال حاضر صنعت پوشاك اروپا در مقايسه با كشورهايي مثل هند و چين ، بازيگر كوچكي در سطح جهاني است، اما استثناهايي هم در اين صنعت وجود دارد كه برپايه قدرت نوآوري و كارآفريني به موفقيت جهاني دست يافته‌اند. در واقع تنها اين كه روندي خاص در یک صنعت غالب شده است به اين معنا نيست كه افراد جدید نمي‌توانند با این روند مخالفت کنند و زمینه‌های جدیدی به فعالیت‌های رایج در صنعت اضافه کنند. آمانسيو اورتگا گائونا كه دستيار جواني در يك فروشگاه پوشاك در شمال اسپانيا بود، یکی از اين افراد نوآور است، او كه از آينده شغلي خود بسيار نااميد و دلزده بود تصميم گرفت كسب و كار جداگانه خود را راه‌اندازي كند و در سال 1963، او تمام پس‌اندازش را كه حدود 25 دلار بود در يك كسب و كار كوچك توليد پيژامه و لباس زير سرمايه‌گذاري كرد. طي 10 سال بعد وي تصميم گرفت نخستين فروشگاه خود را بازگشايي كند. او در سال 1975 و در يكي از شهرهاي غربي لاكرونيا نخستين فروشگاهش را بازگشايي كرد. بعدها اورتگا شركتي به نام اينديتكس را تاسيس كرد. اين شركت در سال 2009 درآمدي بيش از 1300 ميليون يورو كسب كرده بود و در حال حاضر با بيش از 4600 فروشگاه در74 كشور يكي از بزرگترين شركت‌هاي نساجي دنيا به شمار مي‌رود. اين شركت در سال‌هاي اخير فروشگاه بزرگي در هنگ كنگ بازگشايي كرده و قرار است تا پايان سال 2010 فروشگاه‌هايي هم در هندوستان راه‌اندازي كند. اين شركت بسيار عظيم داراي 8 برند عمده (زارا، پول اند بر، برشكا، ماسيمو دوتي، استرادیواریوس، اویشو، زارا هوم و اورتک)در صنعت پوشاك است كه هر كدام به بخش خاصي از بازار يا نوع خاصي از محصولات اختصاص دارند. براي مثال، «پول اندبر» مخصوص کودکان، «ماسيمو دوتي» مخصوص زنان و مردان مسن و «اویشو» مخصوص لباس‌های زیر می‌باشند. برندی بدون تبلیغ اما با شعبه‌های متعدد مشهورترین برند ایندیتکس برند زارا است. زارا برندی جهانی با طراحی و ماهیت مدگرای قوی، هم در مورد لباس‌هایی که مي‌فروشد و هم در مورد فروشگاه‌هایی که لباس‌ها را در آن مي‌فروشد، مي‌باشد. لباس‌های زارا ترکیبی از طراحی شیک طبق مدل‌های روز دنیا، اما با قیمت‌های متوسط و معقول هستند. به گفته یکی از روزنامه‌نگاران مد: «اگر به دنبال ظاهری کلاسیک و با استیل ایتالیایی، اما به شکل امروزی و با قیمتی معقول هستید به زارا بروید.» رشد موفقیت‌آمیز زارا به دلیل قیمت پایین یا استانداردسازی کارها نیست، بلکه بیشتر به واسطه نوآوری در عملکرد آن مي‌باشد. شايد يكي از عجيب‌ترين استراتژي‌هاي زارا «سياست تبليغات در حد صفر» ( بدون تبليغات) آن است. در واقع شركت ترجيح مي‌دهد به جاي صرف هزينه براي تبليغات، درصدي از درآمد‌هايش را به بازگشايي فروشگاه‌هاي جديد اختصاص دهد. زارا به واسطه بهره‌گيري از برخي فاكتورها كه به قيمت مربوط نيستند مثل تنوع و نوآوري در محصول، توانسته در ليست رهبران بازار قرار گيرد. براي مثال اين شركت سالانه بيش از 10000 مدل مختلف لباس طراحي كرده و مي‌فروشد (به علاوه واضح است كه اين لباس‌ها در سايزهاي مختلف هستند). اورتگا سيستم جامع و كاملي را براي توليد لباس‌ها و ايجاد يك كسب و كار راه‌اندازي كرده است. او اين كار را به ويژه در حوزه‌اي از بازار پوشاك (يعني اسپانيا) انجام داده كه هيچ پيش زمينه‌اي در صنعت پوشاك نداشته است. بهبودها و پيشرفت‌هاي زارا به خاطر به كارگيري تكنولوژي اطلاعات و استفاده از گروه‌هايي از طراحان به جاي افراد طراح، مي‌باشد. اورتگا در مراحل اوليه توسعه كسب و كار توليد خود به بخش عمليات نهايي توليد پارچه مي‌رفت تا مطمئن شود كه رنگ‌ها و كيفيت موادي كه استفاده مي‌كند مناسب باشند. اين كار نه تنها باعث كنترل كيفيت بهتر مي‌شد، بلكه راهي را براي ارائه طرح‌ها و بافت‌هاي مختلف و جالب پارچه نيز باز مي‌كرد. در حال حاضر، حدود 18 عمليات طراحي و توليد پارچه در شركت انجام مي‌شود. طراحی متفاوت کلید موفقیت   بخش عمده موفقيت شركت ناشي از تعهد قوي به طراحي مي‌باشد كه وجود بيش از 200 طراح ماهر در شركت نشان‌دهنده اين تعهد است. به علاوه، اين طراحي فقط در توليد لباس‌ها نمود پيدا نمي‌كند، بلكه تا مرحله ارائه آنها در فروشگاه، نمايش آنها در ويترين، كاتالوگ‌ها، تبليغات اينترنتي و غيره، ادامه مي‌يابد. بخشي از ساختمان مركزي شركت در آرتئيكسو در لاكرونياي اسپانيا شامل 25 ويترين آزمايشي فروشگاه با اندازه، طراحي و نورپردازي واقعي است كه به تيم‌هاي طراحي كمك مي‌كند تا مشاهده كنند ويترين فروشگاه‌هاي واقعي آنها چطور به نظر مي‌رسند ( نه تنها در شرايط عادي، بلكه در روزهاي باراني يا در شب و شرايط ديگر). جنبه ديگر موفقيت زارا، انعطاف‌پذيري آن است كه ناشي از مدل ساخت و توليد بسيار متفاوت محصولات مي‌باشد. حدود 2500 كارمند به طور مستقيم در عمليات توليد كار مي‌كنند، اما تعداد بسيار بيشتري از نيروي كار كه در شهرها و جوامع كوچك اسپانيا و شمال پرتغال پراكنده اند ، به طور غیر مستقیم آنها را پشتیبانی مي‌کنند. در زارا زماني كه يك طرح پذيرفته مي‌شود، پارچه‌ها برش مي‌خورند و سپس به شبكه‌اي از كارگاه‌هاي كوچك ( كه نشان دهنده قابليت برون سپاري شركت است و به انعطاف‌پذيري بالاي آن انجامیده) توزيع مي‌شود. تكه‌هاي نيمه‌آماده به همراه دستورالعمل‌هاي آسان و رواني به كارگرها داده مي‌شود و خروجي اين فرآيندها در نهايت،‌ همچون نهرهاي كوچكي دوباره به مركز توزيع عظيم زارا كه مثل رودخانه‌اي عظيم و پر سرعت است، باز مي‌گردد. اين كار يك عمليات كوچك و ساده نيست، چون اين مركز حدود 200 كيلومتر از ريل‌هاي قطاري كه كالاها با آنها مي‌آيند فاصله دارد. فرآيند انتقال تكه‌هاي ورودي فرآيندي اتوماتيك به همراه كنترل كيفيت گسترده و همزمان با توليد و توزيع مي‌باشد. اين قطعه‌ها به پاركينگ بخش توليد مخصوص ناوگاني از كاميون‌ها منتقل مي‌شوند.   انعطاف‌پذیری و پیشی گرفتن از رقبا تمام اين فرآيندها و مكان‌ها نياز به سيستم هماهنگي نوآورانه و بسيار منعطفي دارند كه زارا در خانه ايجاد كرده است. در اين بخش از كار، شركت از مدلي استفاده مي‌كند كه به صدها سال قبل بازمي‌گردد، يعني ايده ناحيه‌ها و خوشه‌هاي صنعتي، اما شركت با تركيب اين مدل با تكنولوژي قرن بيست و يكم، به انعطاف‌پذيري بسيار زيادي در حجم و تنوع كالاهايي كه توليد مي‌كند دست يافته است، در حالي‌كه رقبايي مثل H&M و GAP براي برنامه‌ريزي و توليد خطوط جديد توليدشان بايد 3 تا 5 ماه قبل از رسيدن محصول به فروشگاه‌ها وقت بگذرانند، زارا تنها كمتر از 3 هفته براي تمام اين فرآيندها وقت مي‌گذارد. انعطاف‌پذيري زارا بر پايه فاكتورهاي ديگري چون پاسخگويي سريع و استفاده گسترده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات نيز مي‌باشد. در پايان هر روز زماني كه تمام مشتريان در سرتاسر دنيا، 950 فروشگاه شركت را ترك مي‌كنند، كاركنان فروش با استفاده از وسايل ارتباطي بي‌سيم ،‌سطح موجودي را به مدير فروشگاه گزارش مي‌دهند و مدير نيز اين گزارش‌ها را به عنوان ورودي اي براي سيستم طراحي و توزيع شركت به اسپانيا ارسال مي‌كند. اين كار به شكل دقيقه‌اي، اطلاعات تازه‌اي درباره اين كه چه كالاهايي فروخته شده و كدام كالاها فروخته نشده‌اند ارائه مي‌دهد، (بنابراين فروشگاه‌ها مي‌تواند به سرعت به ترجيحات مشتريان پاسخگو باشند). به علاوه شركت مي‌تواند متوجه شود چه رنگ‌هايي بيشتر طرفدار دارند، چه تم‌هايي بيشتر فروش مي‌روند و چه طرح‌هايي خيلي در بازار داغ نيستند، اما كار زارا تنها دنبال كردن روند بازار نيست، بلكه همواره به دنبال آن است كه هيچ مدلي بيش از 4 هفته در فروش باقي نماند (مهم نيست كه چقدر آن مدل خوب به فروش مي‌رود). اين كار اثر زيادي روي برند شركت دارد چون آن را به عنوان شركتي كه به شدت به دنبال نوگرايي و طرح‌هاي جديد است، معرفي مي‌كند. به علاوه اين كار فشار مضاعفي را روي توانايي شركت براي چابك‌تر بودن در طراحي و توليد وارد مي‌كند كه باعث پيشرفت روز افزون شركت زارا شده است. [3]       پروپاگاندا؛ از سفید تا سیاه   "تبلیغات سیاسی" یا "پروپاگاندا" شکلی از ارتباط است که با "ترغیب یا اقناع" متفاوت است، زیرا هدفش این است تا به پاسخی دست یابد که قصد مبلغ را تداوم بخشد. "اقناع یا ترغیب"، به مثابه یک فعال کننده دوسویه عمل می‌کند و هدفش آن است که به نیازهای ترغیب کننده و ترغیب شونده پاسخ دهد. یک مدل تبلیغ (پروپاگاند) نشانگر آن است که چگونه می‌توان عناصر اطلاع رسانی و ارتباط اقناعی را در تبلیغات با یکدیگر تلفیق کرد. تبلیغات سیاسی ممکن است افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.» ( علوی، 1376، ص182). «هرچه امکانات و وسایل ارتباطی  پیشرفته تر می شود، پروپاگاندا نیز از ارج و قرب بیشتری برخوردار می شود، به نحوی که امروزه بدون استفاده آن نمی‌توان از حصول یک موفقیت سیاسی اطمینان داشت. بدین ترتیب باید پذیرفت که قدرت نیروهای سیاسی حاکم، تاحد زیادی، به تبلیغات سیاسی و توان اقناع کردن مردم از طریق وسایل ارتباطی جمعی بستگی دارد.» (همان، ص175). «واژه تبلیغات تا اوایل قرن بیستم استفاده گسترده‌ای نداشت، اما از آن هنگام، برای توصیف و تشریح تاکتیک‌های اقناع که در جنگ جهانی اول و پس از آن توسط رژیم‌های توتالیتر به کار می‌رفت، مورد استفاده قرار گرفت. جنگ جهانی دوم نه تنها جنگ بمب‌ها وگلوله‌ها، بلکه جنگ کلمات و تبلیغات بود. تهاجم تبلیغاتی نازی‌ها ابتدا توسط "آدولف هیتلر" در کتاب "نبرد من" طراحی و سپس به وسیله "گوبلز" و وزارت تبلیغات او اجرا شد. ایالات متحده در ایجاد تبلیغات خویش، به مجموعه ای نه چندان منسجم از روان شناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی، برای تقویت روحیه ملی وخنثی ساختن تاثیر تبلیغات نازی‌ها متکی بود» (پراتکانیس، 1380، ص143). واژه تبلیغات سیاسی یا (propaganda) از ریشه لاتینی (pripagaree) به معنی نشا کردن، منتشرساختن، برانگیختن و به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه است و امروزه تبلیغات، جزیی از ارتباطات عمومی است و هدف آن، دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده است (دادگران، 1380، ص49). پراتکانیس معتقد است معنای کلمه پروپاگاندا امروزه به "تلقین" یا نفوذ جمعی از طریق دستکاری نمادها و روانشناسی فرد، تکامل یافته است. در واقع به نظر او پروپاگاندا، انتقال نقطه نظری با هدف نهایی پذیرش «داوطلبانه » دریافت کننده است، به طوری که شخص، آن نظر را از آن خویش تلقی کند (پراتکانیس، 1380). از سوی دیگر، آشوری در دانشنامه سیاسی تبلیغات را این چنین تعریف می کند: «بیان واقعیات یا رویدادهایی که معمولا سیاسی هستند، یا جعل گزارشی درباره آنها به قصد اثر نهادن بر ذهن شنونده برای کشاندن او در جهت رفتار خاص». تبلیغات همیشه وجود داشته ولی درقرن بیستم با گسترش وسایل ارتباط و اختراع رسانه‌هایی مانند (رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سینما) بخشی پایدار از کوشش هر دولت و حزب و گروه سیاسی شده و برای آن نهادهای خاصی به وجود آمده و رشته‌هایی در جامعه شناسی به مطالعه نقش اجتماعی رسانه‌ها پرداخته‌اند. حزب‌ها و دولت‌های فاشیست، نازیست وکمونیست در سازماندهی و کاربرد تبلیغات به قصد جلب توده های مردم و افکار جهانیان، از خود توانایی خاص نشان داده‌اند. کشاکش‌های تبلیغاتی میان دولت‌ها و حزب‌های چپ و راست اصطلاح "جنگ تبلیغاتی" و "جنگ روانی" را به وجود آورده است. جنگ تبلیغاتی در دوران جنگ جهانی دوم و سپس میان دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد، پس از جنگ جهانی دوم بالاگرفت» (آشوری، 1378، صص94-95). لاسول تبلیغات را این گونه تعریف می‌کند: «انتخاب واژه ها و نشر آنها، به منظور تاثیر بر رفتار توده‌ها» و به همین روال تبلیغات بین المللی را می‌توان به معنی انتخاب واژه ها و نشر آن به منظور تاثیر بر توده ها، در مسائل بین المللی مورد اختلاف» تعریف کرد (نصر، 1380، ص92). مک کویل تبلیغات را عبارت از مدیریت نگرش‌های جمعی از طریق دستکاری نمادهای مهم می‌داند و معتقد است تبلیغات، کوشش کم و بیش عمدی و سنجیده ای است که هدف نهایی آن، نفوذ بر عقاید یا رفتار افراد برای تامین مقاصد از پیش تعیین شده است (Mequail, 1972). تیلور (Taylor) تعریف جامعی از تبلیغات ارائه کرده است. او تبلیغات را این گونه تعریف می‌کند: "مجموعه ای از تصمیمات هشیارانه، روشمند و از پیش طراحی شده که به منظور استفاده از فنون اقناع سازی، برای انجام مقاصد ویژه طراحی شده است؛ مقاصدی که در راستای سیاست‌های مبلغ است (Taylor, 1993)." تعریف علوی از تبلیغ سیاسی، بر فرایند ارتباطی به ویژه بر هدف این فرایند تاکید دارد: «پروپاگاندا تلاشی است سنجیده و منظم، برای شکل دادن به ادراک‌ها، ساختن یا دستکاری کردن شناخت‌ها و هدایت رفتار برای دستیابی به یک پاسخ که خواسته مورد نظر مبلغ را تقویت می کند. تبلیغ (پروپاگاند) تلاشی است برای برقراری ارتباط مستقیم و هدایت شده، با هدفی که از پیش تعیین شده است» (علوی، 1376، ص184). عناصر تبلیغات تبلیغات می‌تواند موجب بسیج مردم در حمایت از یک هدف شود. اما این امر اغلب به بهای مبالغه، تحریف واقعیت‌ها وحتی دروغ پردازی درباره مسائل به منظور کسب حمایت انجام می گیرد. افرادی که تصویری منفی از دشمن ارائه می دهند. اغلب با ادبیاتی خاص برای اثبات حقانیت خود اقدام می‌کنند. تلاش‌هایی برای کسب تقویت و حمایت از این عقیده انجام می‌گیرد تا دیگران متقاعد شوند آنچه انجام می گیرد، مثبت و به نفع همگان است. ضیایی پرور معتقد است هر جنگی حداقل در دو زمینه رخ می دهد: «میدان نبرد و اذهان مردم از طریق تبلیغات. افراد خوب و بد اغلب می‌توانند از طریق تحریف واقعیت‌ها (Distortions)، مبالغه گویی‌ها (Exaggerations)، ایجاد ذهنیت (Subgectivity)، خطا (Inaccuracy) و حتی دروغ پردازی‌ها (Fabricatin) به گمراه کردن مردم بپردازند تا حمایت و مشروعیت یابند» (ضیایی پرور، 1386، ص15). پراتکانیس شرح می دهد که شیوه توصیف یک محصول و نحوه معرفی عمل مناسب، افکار ما را جهت می‌بخشند و واکنش شناختی ما را درباره آن پیام، به سمت خاصی سوق می‌دهد. ما به وسیله برچسب‌هایی که برای معرفی یک شی یا رویداد به کار می‌بریم، می‌توانیم به گونه ای آن را تعریف کنیم که مخاطب پیام، تعریف ما را از وضعیت بپذیرد و بدین ترتیب، پیش از آنکه به طور جدی استدلالی کرده باشیم، از پیش اقناع شده باشد. او معتقد است" سیسرو" در قرن دوم میلادی، این قاعده ساده اقناع کردن را می‌شناخت. سیسرو مدعی بود یکی از عوامل موفقیت او در تعیین بی گناهی تعدادی از شرورترین جانیان روم، توانایی در اقامه این دلیل بود که جنایات رسوایی آنها در اصل جنایت نبوده، بلکه اعمال پرهیزکارانه بوده است؛ یعنی که قربانیان، مستحق کشته شدن بوده اند (پراتکانیس، 1380). او می نویسد: «تاریخ تبلیغات و جنگ‌های سیاسی گواه این واقعیت است که رفتار مردم به نام‌ها و عناوینی که برای تفسیر یک واقعه یا وضعیت به کار می‌رود، بستگی دارد. اما قدرت تاثیر کلمات و برچسب‌ها بر نحوه دریافت ما از جهان، به اوضاع و احوال دیگری نیز تعمیم داده می‌شود» (پراتکانیس، 1380، ص61). «کلمات و نامگذاری‌هایی که به کار می بریم، به تعریف و ایجاد دنیای اجتماعی ما منجر خواهند شد. این تعریفی که از واقعیت می‌کنیم، افکار، احساسات و تصورات ما را هدایت می کند، از این رو بر رفتار ما تاثیر می‌گذارد» (همان، ص63). انواع پروپاگاندا 1-پروپاگاندای سفید: دراین نوع پروپاگاندا، منبع کاملا مشخص و معین است و پیام به گونه ای ارائه می‌شود که از دقت بالای اطلاعات برخوردار باشد. این نوع پروپاگاندا، نوعی ارتباط دوستانه برقرار می کند. 2-پروپاگاندای خاکستری: در اینجا منبع، واضح و صریح نیست و اطلاعات دقیقی ارائه نمی‌شود. در این نوع پروپاگاندا، با آنکه جنگ تبلیغاتی برقرار است، اما صلح تبلیغاتی نیز حاکم نیست. اخبار، اعلامیه و اطلاعاتی که در آنها از عنوان یک منبع موثق، منابع مطلع و امثال آن استفاده می‌شود، در زمره پروپاگاندای خاکستری قرار می‌گیرند. تبلیغات علیه کمونیست‌ها به هنگام حمله شوروی به افغانستان، نوعی پروپاگاندای خاکستری به شمار می‌رود. 3-پروپاگاندای سیاه: در پروپاگاندای سیاه، منبع و دقت اطلاعات مشخص نیست و در آن هر گونه جعل و تخریب صورت می‌گیرد. تمام قواعد در این نوع پروپاگاندا، به کار گرفته می‌شود. بسیاری از فرستنده‌های رادیویی در طول جنگ، براساس این نوع پروپاگاندا عمل می‌کنند. عملکرد "رادیو فردا" با توجه به روابط ایران- امریکا، نوعی پروپاگاندای سیاه به شمار می رود (نصر،1381). [4]   واحد بازاریابی: یک کالا یا خدمت را در اختیار می گیرد وپول صرف می کند تا مزایای آن را به اطلاع مخاطبین هدف برساند. این روش دیگر کارآیی ندارد.  به اعتقاد نویسنده ما دیگر نمی توانیم به صورتی مستقیم با انبوه مردم روبرو شویم.این کتاب در مورد این است که چرا باید گاو بنفش را در هر چه که می سازیم به کار گیریم. چرا تلویزیون ورسانه های دیگر کلید موفقیت نمیباشند.و چرا بازاریابی به صورت کامل دگرگون شده است. آیا متوجه انقلاب شده اید؟ تام پیترز اولین تلنگر در مورد بازاریابی را با کتاب به دنبال موفقیت زد در این کتاب او شرح می دهد که چرا محصولات آینده دار آنهایی هستند که بوسیله افراد مشتاق ساخته می شوند. او این حقیقت را بیان میکند که نگهداری مشتری قدیمی ارزان تر از یافتن مشتری جدید است. جنامور نیز در کتاب گذر از شکاف شرح میدهد که چگونه محصولات وایده های جدید در میان مردم پخش می شوند. بیشتر شرکتها در رابطه با روشهای نوینی که در بازاریابی مطرح میشوند به عنوان مدهای چاره ساز برخورد می کند .مدهایی که ارزش یک نگاه مختصر را دارند ، اما ارزش در نظر گرفتن به عنوان استراتژی اصلی شرکت را ندارند. چرا شما به گاو بنفش نیاز دارید؟ حقایق تلخ بازاریابی قدیمی عبارتند از : 1.    عدم نیاز مردم به کالای شما و نداشتن تمکن مالی وزمان 2.    عدم وجود وقت برای شنیدن صحبت ها ودرک سخنان و تبلیغات موجود. در قرن بیستم امکان انتخاب برای مشتریان  بسیار زیادتر شده ، اما زمان بسیار کوتاهتری نیز برای انتخاب دارند. قوانین قبلی موثر نیستند و به نظر می رسد که باید تغییر نمایند. مرگ صنعت تلویزیون: صنعت تلویزیون یک راه برای تبلیغات بازاریابی بوده . در این سیستم یک حفره بزرگ بازار که به آن پرداخته نشده بود را می یافتند ، یک کارخانه بنا کرده وبا تبلیغات تلویزیونی فراوان به سود خوبی دست می یافتند. عصر صنعت تلویزیون    عصر پس از صنعت تلویزیون محصولات متوسطه        محصولات چشم گیر تبلیغات برای همه        تبلیغات برای تطبیق پذیران اولیه ترس از شکست           ترس از ترس چرخه های دراز مدت     چرخه های کوتاه مدت تغییرات اندک             تغییرات وسیع چه چیز موثر است؟ یکی از راههای رسیدن به یک تئوری بزرگ این است که ببینیم در ئنیای واقعی چه روشهایی موثر است. و این روش ها به چه موفقیتهایی منجر می شوند. تنها آگاهی کافی نیست . موضع قدیم بازاریاب ها این بود که به سرعت از قدرت تبلیغات تلویزیونی دفاع کنند. مشتاق بودند تا داستانهای موفقیت آمیز سالهای قبل را یادآوری نمایند.  و به تفصیل و با خرسندی از اینکه چرا تنها تلویزیون می تواند آگاهی لازم را برای یک محصول جدید ویا حفظ یک محصول قدیمی ایجاد نماید، سخن بگویند. خواستن توانستن است: هدف من در کتاب گاو بنفش این است که این مسئله را آشکار کنم که افزایش تمایل به انجام کارهای شگفت انگیز، باعث ایمنی بیشتر میشود نه خطرات بیشتر. روشهای قدیمی جز شکست نتیجه ای ندارند، خلق روشهای چشم گیر که ارزش صحبت دارند ضروری است. به جای تلاش در استفاده از تکنولوژی جدید به منظور تولید محصولاتی بهتر و مطابق با استانداردهای رفتاری خریداران، تلاش کنید تا آنها را به تغییر در رفتار دعوت کنید و محصول را به نحو چشم گیری کارا تر سازید. آغاز کار: هیچ کسی مشتاقانه خود را با محصول شما وفق نمی دهد.اکثریت عمده مصرف کنندگان راضی هستند ، انتخاب خود را نموده وبه چیزهایی که دارند دل بسته اند. آنها به دنبال کالاهای جایگزینی نیستند. شما این قدرت را ندارید که آنها را به این پذیرش مجبور کنید. تنها شانس شما این است که محصول خود را به کسانی بفروشیدکه به تغییر علاقه مندند وکالاهای جدید را دوست دارند. شما باید محصولی طراحی کنید که آنقدر چشم گیر باشد که تطبیق پذیران اولیه را جذب نماید و باید به قدر کافی منعطف و جذاب باشد. ایده های خریدی که منتشر می شوند برنده اند. یک نام تجاری ویا یک محصول جدید،چیزی بیش از یک ایده خرید نیست.احتمال موفقیت ایده های خریدی که منتشر می شوند بیش از ایده هایی است که پخش نمیشوند. ایده های خریدی که انتشار می یابند را ایده های ویروسی می نامیم. عطسه کنندگان عامل اصلی انتشار یک ایده ویروسی هستند. این افراد کسانی هستند که مزیت هایی را که در محصول یا خدمت جدیدی می بینند برای همکاران، دوستان و آشنایان خود بازگو می کنند. هر بازاری عطسه کنندگان معدودی دارد. آنها اغلب ونه همیشه از دسته تطبیق پذیران اولیه هستند. یافتن وایجاد انگیزه در این افراد، گامی حیاتی  در پخش یک ایده ویروسی است. سوء تفاهم بزرگ: مشکلی که وجود دارد این است که در بسیاری از موارد بسیاری از بازاریاب ها دچار برداشت اشتباهی میشوند.بعضی از بازاریاب ها که این کتاب را خوانده بودند این نتیجه را گرفتند که این راه کارها به ندرت موثر واقع می شوند  . اما در همان لحظه نادان هایی بودند که ملیاردها دلار صرف تبلیغات می کردند . هردو گروه اشتباه می کردند .گاو بنفش ارزان نیست بلکه موثر است . لازم است درک کنیم که سزمایه گذاری روی گاو بنفش خردمندانه تر از خرید یک آگهی در سوپر جم است. تقلب : بعضی از شرکتها برای رسیدن به موفقیت از روشهای قدیمی و تبلیغ مدار استفاده نمی کنند. مثل آمازون دات کام تقلب میکند زیرا حمل رایگان و قدرت ارائه انتخاب وسیع مزیت ناعادلانه ای را نسبت به دیگر فروشگاههای محلی به آن ها بخشیده است. همینطور گوگل و وندی و.... در نظر رقبای فریب خورده این شرکتها متقلب هستند زیرا طبق قانون های سنتی وپذیرفته شده عمل نمی کنند. همه مشتریان یکسان نیستند: مشتریان خود را متمایز سازید . گروهی را پیدا کنید که بیشترین سود را برای شما دارد. گروهی که بیشترین احتمال عطسه کردن را داشته باشد.  بیاموزید که چگونه میتوان این گروهها را توسعه داد . آنها را در معرض تبلیغات قرار دهید وتشویق نمایید. ما بقی را رها کنید. آگهی ها نباید برای عموم مردم تهیه وتولید شوند. آگهی ها باید مشتریانی که برگزیده اند را هدف قرار دهند. مشکل گاو بنفش: اگر گاو بنفش بودن روش موثری برای درخشش در میان عموم مردم این اندازه ساده بوده، چرا هر کسی آن را انجام نمی دهد؟ چرا اینقدر سخت است که گاو بنفش شویم؟ گاو بنفش نادر است زیرا مردم ترسو هستند. اگر شما چشم گیر باشید ممکن است عده ای شما را نپذیرند.بهترین چیزی که ترسوها آرزوی آن را دارند این است که پنهان بمانند.انتقاد به سمت کسانی می رود که در جستجوی برتری است. کار بی خطر یعنی سازگار شدن . در یک بازار شلوغ شبیه به دیگران بودن به معنی شکست است . اما برجسته ونمایان بودن متفاوت است .خبر خوب این است که فکر غالب مردم کار شما را راحت تر کرده است. به دلیل وحشت از گاو بنفش شدن ، شما می توانید با کوشش کمتری به تمایز دست یابید .محصولات جدید وموفق آنهایی هستند که برجسته ونمایانند. شما نمی دانید که آیا تضمینی برای موفقیت گاو بنفش وجود دارد یا نه . شما نمی دانید که آیا محصول شما به اندازه کافی چشم گیر خواهد بود یا خیر . نکته همین است. این که گاوبنفش موثر واقع میشود یا نه ، مسئله بسیار غیر قابل پیش بینی است.کسالت آور بودن همیشه به شکست منجر می شود و پر خطرترین استراتژی است. مردان باهوش کسب وکار این را درک میکنند وسعی می کنند که ریسکهای موجود را حداقل نمایند. آنها می دانند که گاو بنفش همیشه موثر نیست  اما این را پذیرفته اند که تنها راه ممکن همین است. از رهبرپیروی کنید: چرا پرندگان منظم پرواز میکنند؟ زیرا پرندگانی که رهبر را دنبال می کنند آسان تر پرواز می کنند. رهبر مقاومت هوا را می شکند ، لذا پرندگان عقبی می توانند موثرتر پرواز نمایند. مشکلی که در ارتباط با افرادی که از مشاغل چشم گیر پرهیز میکنند این است که آنها هرگز کارشان را تا رسیدن به سمت یک رهبر ادامه نمی دهند. آن ها تصمیم می گیرند که برای یک شرکت بزرگ کار کنند. به عمد نقش های نا شناخته ای را به عهده بگیرند ودر عقب بمانند تا از ریسک وانتقاد رهایی یابند. اگر آنها اشتباه کنند وپرنده نا مناسبی را دنبال کنند شکست میخورند.. طرح ریزی ، سود وگاو بنفش : بازاریابی انبوه نیازمند محصولات انبوه است و محصولات انبوه در جستجوی بازاریابی انبوه . انبوه بازاریابان از ارزیابی نتیجه کار نفرت دارند: بدون شک بازاریابان میدانند که ارزیابی کلید موفقیت است . ارزیابی مشخص میکند که چه چیز موثر است و چه کاری را باید بیشتر انجام داد . انبوه بازاریابان همیشه در مقابل ارزیابی نتیجه کار مقاومت کرده اند. ارزیابی به معنای پذیرش اشتباه واصلاح کار است . تبلیغات در رسانه های انبوه چه تلویزیون باشد وچه چاپی ، از احساس پرواز میگوید نه از رفع اشتباهات. یکی از دلایلی که باعث شد دوران تبلیغات در اینترنت بسیار سریع به خاموشی بگراید ، این بود که بازار یابها را وادار به ارزیابی و پذیرش نادرست بودن کار می کرد. در دنیای گاوها چه کسی برنده است؟ تقریباً مشخص است که بازندگان چه کسانی هستند . نامهای تجاری بزرگ با کارخانه هایی بزرگ واهداف فصلی . سازمان هایی با پتانسیل کاری زیاد وقدرت کم برای مانور در برابر خطرهای تحمیلی ، شرکتهایی که به دوران صنعت تلویزیون خو گرفته اند. اما برندگان شرکتهایی متوسط وکوچکی هستند که به دنبال افزایش سهم بازار هستند . شرکت هایی که چیزی برای باختن ندارند. مزیتهای گاو بنفش بودن: هر قدر دنیا آشفته تر میشود مردم بیشتر به دنبال امنیت می روند. آنها میخواهند تا حد امکان خطراتی را که در کسب وکارشان وجود دارد از میان بردارند. هرقدر عده کمتری برای ساختن یک گاو بنفش تلاش کنند ، پاداش چشم گیر بودن افزایش می یابد. در واقع عده ای که سعی دارند با تلاش خود سایر افراد را تحت تاثیر قرار دهند،به نتایج خوبی میرسند. هر اندازه چشم گیر بودن قدرت فوقالعاده خود را در بازار به نمایش بگذارد ، پاداش کسانی که به دنبال گاو بنفش هستند زیادتر میشود.زمانی که شما قصد ایجاد چیز کاملاً چشم گیری را دارید ، چالش کار این است که این دو فعالیت را هم زمان انجام دهید. برای هر برنامه ارزشمندی گاو را بدوشید . تشخیص دهید که چگونه میتوان از مزیتهای گاو بنفش در مسیر توسعه نهایت بهره برداری را کرد. فضایی ایجاد کنید که بتوانید در آن گاو بنفش جدیدی را به موقع خلق نمایید و آن را زمانی که مزیتهای گاو اولی در حال افول است جایگزین سازید. جائی بنشین، فقط برخی از کارها را انجام نده: اگر کاری نکنید حداقل برای مشتریان موجود با ارسال ایمیلهای تبلیغاتی فراوان  مشکلی بوجود نمی آورید.  وقتی کاری نکنید، عطسه کنندکان محصولات شما می توانند مزیت های همان کالای خوبی که در آغاز باعث شناخته شدن شما شده را جار بزنند. فعالیتهای جدید با همان پیام ها و محصولات سطح متوسط فقط کار انتشار ایده را برای معدود طرفدارانی که از قبل دارید سخت تر می کند. کاری نکردن به خوبی کاری بزرگ کردن نیست ، اما بی دلیل مشغول کردن قسمت بازاریابی بدتر از کاری نکردن است فرآیند و برنامه: تاکتیک ها ویا برنامه های خاصی نیستند کهمحصولات گاو بنفش را بوجود می آورند. گاوبنفش در فرایندی ساخته می شود که در آن سازمان ها آگاهانه به کشف مرزهایی می پردازند که محصولات را چشم گیر میکند. مشکلات مربوط به سازش: اگر هدف بازاریابی ایجاد یک گاوبنفش است و ماهیت این گاو به صورتی است که در برخی ویژگیها باید فوق العاده باشد سازش میتواند صرفاً شانس موفقیت شما را کاهش دهد. در واقع سازش کمرنگ کردن مرزهای تمایز برای بدست آوردن رضایت دیگر اعضای شورا است. چرخه جادویی گاو بنفش: 4 مرحله این چرخه به شرح زیر است: 1.    از افرادی که برای نخستین بار ملاقات می کنید اجازه بگیرید . اجازه نه برای ارسال ایمیل ویا فروش باقی مانده موجودی ویا کاهش حاشیه سود. اجازه برای اینکه خبر گاوبنفش بعدی را به آنها بدهید. 2.    با کمک عطسه کنندگان موجود در گروه مخاطبین ، تلاش کنید تا پخش ایده خرید محصول خود را ساده تر نمایید . وسایل لازم وداستانهای لازمی که آنها برای انتشار ایده خرید نیاز دارند را در اختیار آنها بگذارید. 3.    وقتی از مرز چشم گیر بودن گذر کردید و به یک کسب وکار سود آور رسیدید  بگذارید گروه دیگری از سازمان شیر گاو را بدوشد.خدمات خود را گسترش دهید، محصولات خود را با ارائه خدمات همراه کنید و گذارید ثمرات آن به بار نشیند. اما فکر نکنید که کار شما به اتمام رسیده است.هر محصولی به یک سراشیبی  غیر قابل اجتناب می رسد . 4.    دوباره دست به ابتکار بزنید . دوباره تکرار کنید. با یک حس انتقام تولیدگاوبنفش دیگری را آغاز کنید.دوباره و دوباره و دوباره شکست بخورید . فرض کنید آنچه بار آخر چشم گیر بود ، این بار چشم گیر نخواهد بود. بازاریاب امروزی بودن به چه معنااست: اگر گاو بنفش یکی از p های بازاریابی باشد ، تاثیرات عمیقی در سازمان بوجود می آورد. گاوبنفش تعریف بازاریابی را تغییر می دهد. بازاریابی عبارت است ازابداع، تلاش برای طراحی، مهارت تولید، هنر قیمت گذاری وشیوه های فروش محصول. چگونه یک شرکت گاو بنفش می تواند توسط کسی جز یک بازاریاب اداره شود؟ شرکتهایی که گاو بنفش تولید می کنند توسط بازاریاب ها اداره میشوند. اگر شرکتی در حال شکست است ایراد از بالاترین سطح مدیریت آن است. به احتمال زیاد مشکل این است که آنها شرکتی را اداره می کنند، نه بازاریابی محصولی را . دیگر بازاریاب نه ، ما طراح هستیم: اگر دوران "بازاریابی پس از طراحی " یا دوران " بازاریابی پس از تولید" به اتمام رسیده است چه جای آن را گرفته؟ طراحی . طراحی باز مداری که توسط آن شرکت بتواند به این موفقیت برسد که بازاریابی محصول را در خود محصول بگنجاند. این کار ماهیت نامطمئنی دارد ، اما حقیقت آن واضح است. امروزه فردی که در موفقیت یک محصول می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد از زمانی که بذر اولیه پروژه آن کاشته می شود باید حضور موثری داشته باشد  . آیا برای چشم گیر بودن لازم است با جسارت باشید؟ جسور بودن همیشه چشم گیر نیست وجسارت همواره لازم نیست. گاهی اوقات جسارت باعث آزار دیگران می شود. می توانید به صورت موقت با استفاده از رفتارهای جسورانه توجه افرادی را که نمی خواهند توجه کنند جلب نمایید. اما بدانید که این یک استراتژی بلند مدت نیست جسارت به تنهایی موثر نیست زیرا عطسه کنندگانی که با شرکت در تعاملند ذهنیت مثبتی از شرکت پیدا نمی کنند. چه زمانی گاو بنفش به دنبال کار می گردد؟ احتمال زیاد آخرین باری که شغل خود را عوض کرده اید از یک رزومه استفاده کردید. افراد چشم گیر اغلب رزومه ای ندارند. در عوض آنها به عطسه کنندگانی تکیه می کنند که در زمان لازم به سدعت آنها را پیشنهاد می دهند. رمز کار در چگونگی جستجوی کار نیست . رمز کار در این است که زمانی که این افراد به دنبال یافتن کار نیستند چه کارهایی انجام می دهند.این گاوهای بنفش کارهایی جسورانه انجام می دهند. آنها روی پروژه های پر سروصدا کا ر می کنند. این افراد ریسک میکنند که اغلب خطر شکستهای بزرگ را نیز دارد . این شکست به ندرت به بن بست می رسد. مهمتر اینکه چنین کارهایی در حقیقت ریسک نیستند ، آن ها فقط شانس خود را برای گرفتن پروژه های بهتر افزایش می دهند. اگر شما به فکر تبدیل شدن به یک گاو بنفش هستید ، زمان انجام آن وقتی است که در پی یافتن یک شغل جدید نیستید. آیا هدف ایجاد هیجان است؟ اضافه کردن هیجان وجذابیت به کارهایی که انجام می دهیم برای بسیاری از ما ایده قابل قبولی است. افرادی که میگویند چگونه می توانیم مساله ای را برای یک مخاطب خارجی جذاب کنیم یا ما نمی توانیم از عهده جلسات اخمقانه وشکست محصولات برآییم . باشنیدن داستانهای بازاریابهای خلاق دچار انگیزش نمی شوند. انسانهای شکاک فکر می کنند که همه هیجانات نوعی دلخوشی است . آنها خریدار این قضایا نیستند .آنها فقط می خواهند کاری را انجام  دهند که فکر می کنند موثر است.  شماغ برای ساختن گاو بنفش نیاز به هیجان و خلاقیت زیاد ندارید. چیزی که لازم دارید درک این است که انتخاب دیگری نداریدبه جز توسعه کسب وکار و یا آغاز یک محصول جدید با تفکر گاو بنفش.   [5] هدف تبلیغات سرگرم کردن و یا خنداندن نیست در بسیاری موارد در بیلبوردها ، تیزرهای تبلیغاتی و حتی سایت ها با تبلیغاتی مواجه هستیم که سرگرم کننده و گاهی خنده دار به نظر می رسند ... و حتی تحسین همگان را بر می انگیزند ... اما سوال اینجاست : آیا این تحسین کنندگان خریدار کالا یا خدمات آن شرکت یا موسسه می شوند؟! آیا این آگهی که دقایقی شما را سرگرم کرده است ، اطلاعاتی از محصول (کالا یا خدمات) در اختیار شما قرار داده است که متقاعد خرید آن شوید؟! به یک آگهی می رویم " زورو (Zoro) وارد صحنه می شود؛با چند نفر می جنگد و در نهایت با اتومبیلی از صحنه فرار می کند و می گوید: ماشین خود را در قرعه کشی بانک برنده شدم" آگهی جذاب و سرگرم کننده ای است... اما آیا شما با دیدن این آگهی در این بانک حساب باز می کنید؟! یا در حال حاضر به خاطر دارید این آگهی مربوط به کدام موسسه بود؟ تبلیغی بر روی یک اتوبوس توجه مرا به خود جلب کرد"برای آقایانی که از سوزش و التحاب پس از اصلاح خسته شده اند" دقیقأ دست بر مشکل بسیاری از آقایان گذاشته و مزیت و هدف محصول را با بیانی ساده مطرح کرده است. این تبلیغ ،تبلیغی است با هدف اصلی تبلیغات که به گفته بزرگان این امر ، هدف چیزی نیست جز فروش، و فروش دوباره به مشتریان پیشین با کسب رضایت آنان و صداقت در گفتار. گرفتاری در حصار تبلیغات سرگرم کننده و شعارهای کلیشه ای تبلیغات بسیاری از شرکت ها و موسسات را درگیر کرده و در راهی متضاد هدف آنان یعنی کسب سود و اعتبار بیشتر ، قرار داده است. شعار کلیشه ای "کفشی از جنس دیگر" شعاری زیباست؛ اما باز هم دلیلی برای خرید به شما ارائه نمی کند. نظر شما درباره این شعار چیست ؟ " کفشی که هرگز بوی بد پا را با آن تجربه نخواهید کرد؟!" مزیتی به شما ارائه می دهد و بی پرده سخن از تفاوت این کفش با سایر کفش ها می گوید... و تبلیغ و تبلیغات همین است و همین را می خواهد. البته نباید فراموش کرد که چنانچه بیان هدف اصلی تبلیغ (بیان ویژگی های محصول ، مزایا و ... ) در غالب طنز و یا برنامه ای سرگرم کننده باشد که مخاطب را ملزم به تماشا نماید ، بسیار تاثیرگذار خواهد بود؛ در ادامه از مقاله ای برای بیان این دید و در واقع اثربخشی تبلیغ با اصولی ساده استفاده کرده ام : اینکه شما درک کنید مشتریان شما چگونه هستند، بسیار مهم است.همچنین ، اینکه در آنسوی تبلیغ چه کسی تصمیم می گیردکه از شما خرید کند نیز مهم می باشد.بنابراین بسیار مهم و ضروریست که بدانید، روانشناسی مشتری شما به چه شکل می باشد. کسی که آگهی تبلیغاتی شما را می خواند، چه پروسه ای به ذهنش خطور می کند؟ درک کردن کل این پروسه، شمارا به هدفهایتان می رساندوتجارت شما را موفق ترمی کند. خود را جای مشتری بگذارید ، برای خرید به چه اطلاعاتی نیاز دارید؟ چه دلایلی می خواهید؟ همان را در تبلیغات بگویید ، بی پرده و راحت . تئوریهای بسیاری راارائه داده اند تا توسط آنها بتوان این پروسه را که وقتی شخص آگهی را می بیند و بعد برای خرید آن اقدام می کند را توضیح و توصیف کنند. این پروسه ها سریع و فوری نیستند،اما به ترتیب و مرحله به مرحله هستند. هر کسی که خرید و فروش (بخصوص فروش) را انجام می دهد باید با AIDA آشنا باشد.AIDA  یک مدل ساده تبلیغات است که عبارتست از: ·         (جلب توجه) Attention ·         (جذابیت)Interest ·         (میل و اشتیاق)Desire ·         (عمل خرید)Action تبليغات این مدل پیشنهاد می کند که آگهی شما باید در وهله اول توجه مشتری را جلب کند،سپس با تحریک او، میل و اشتیاق او را برای خرید کالا برانگیزد و سپس عمل او را در جهت خرید کالا، تحریک کند.(تحریک برای خرید کالا) این مدل شما را راهنمایی می کند که چگونه آگهی خودتان را تنظیم کنید و آگهی شما را بصورت "فرمول" در می آورد. بازاریابهای موفق از فرمول AIDA برای ایجاد پایگاههای تبلیغاتی موفق پیروی می کرده اند. AIDA خوب است اما ، نه به این خوبی که ما گفتیم. مدل دیگر که طرفداران بسیاری دارد و بسیار جامع تر و کامل تر ازAIDA می باشد ، مدل DAGMAR است. مراحل آن بسیار مشخص تر و جامع تر است، پس استفاده از آن راحت تر از AIDA نیز می باشد. DAGMAR مخفف "Defining Advertising Goals for Measured Advertising Results"می باشد. (مشخص کردن اهداف تبلیغات جهت بدست آوردن نتایج تبلیغاتی ارزیابی شده) باز هم تکرار می کنم ، مشخص کردن اهداف تبلیغات ، براستی هدف شما از تبلیغ چیست ؟ مسلما هرچه باشد سرگرم کردن و خنداندن مخاطبین نخواهد بود ، هدف اصلی تبلیغ را مشخص کنید و در هر مرحله تکرار و تکرار کنید ، بعد از به اجرا در آوردن تبلیغ نتایج را با هدف خود مقایسه کرده و سپس ادامه دهید . . . این بدین معناست که همه هدف شما از تبلیغ این است که چهار مرحله ذیل (به ترتیب) به مشتری بالقوه شما منتقل شود: ·         (آگاهی) Awareness ·         (ادراک و فهم) Comprehension ·         (مجاب شدن) Conviction ·         (عمل خرید) Action اجازه بدهید تصور کنیم که شما یک کالا برای فروش دارید، اما مشتری هدف شما، هیچ اطلاعی از آن ندارد . پس در مرحله اول،شما او را از این محصول خود آگاه می کنید. بطور مثال شما این آگهی را در یک سایت پررفت و آمد (سایتی که ترافیک کاربران در آن وجود دارد) درج می کنید ، و یا در مجله ای با تیتری درشت تبلیغ می کنید . مرحله دوم درک و فهم مشتری از کالای شماست. محصول شما چیست؟ محصول شما چه مزایا و امکاناتی دارد؟مشتری شما چگونه می تواند به آن دسترسی پیدا کند؟و این سوالات زمانی به او پاسخ داده می شوند که مشتری بالقوه شما،بر روی آگهی شما "کلیک" کند وبه صفحه ای دست پیدا کند که شامل جزئیات دقیقی از کالای شما باشد و یا جذب عنوان آگهی شما در مجله شده و به سراغ مطالعه متن آن می رود ..مرحله بعد،مجاب شدن مشتری است.این مرحله بسیار مهم است.شما باید مشتری را درباره مزایای آن کالا متقاعد کنید.یکی از ابزارهای مهم و مفید در این مرحله،ارائه"ضمانت"می باشد.شاهد عینی یا مدارک مستند نیز از دیگر ابزارهای مهم و مفید در این مرحله هستند.اما در این کار صادق و امین باشید و بدانید عدم صداقت و بزرگنمایی خارج از واقعیت در دراز مدت برای شما نتیجه نخواهد داشت. تبليغات بعد از اینکه مشتری بالقوه با محصول شما متقاعد شد، در این مرحله وارد گام بعدی یعنی"خرید"می شود.ممکن است او در این مرحله درخواست هایی داشته باشد یا پیشنهاد خرید مجازی بدهد(در صورت امکان)یا اینکه بطور حقیقی از شما خرید کند. شما برای ساختن پایگاه تبلیغاتی خود می توانید از هر "مدلی" استفاده کنید،اما باید آن مدل یادآور این مساله برای شما باشدکه "پروسه خرید"یک پروسه سریع نیست بلکه،سلسله ای از اتفاقاتی است که در ذهن مشتری شما رخ می دهد.هر مرحله باید توسط مرحله قبلی شکل گیرد.برای یک فروش موفقیت آمیز،هر مرحله مهم و حیاتی می باشد. پس باید به این نتیجه رسید که بجای نوشتن عبارت"Buy Me"در تبلیغات،باید تمرکز شما برای ساختن تبلیغاتی باشد که با یک مقدمه یا معرفی درباره کالای موردفروش،شروع شود و بعد مردم را متقاعد کند که چرا باید آنرا بخرند [6] سابقه به کارگیری تلویزیون به عنوان دستاویز معرفی کسب و کار وسیله اصلی برای بسیاری از جاذبه‌های اقناعی، رسانه های همگانی است. بنا بر شواهد موجود، فراموشی و اندک شمردن تاثیرات رسانه ها در امور تجاری، در نهایت باعث ضعف و نابودی سیستم شده و از کارایی، اثربخشی و بهره وری سیستم می کاهد. در این بین، تبلیغات، یکی از ابزارهای اساسی ارتباط واحد تجاری، با دنیای پر تغییر و دگرگونی بیرونی است؛ چه از نظر جذب و اخذ اطلاعات در زمینه ترجیهات محیط و چه از منظر نشر اطلاعاتی که گروههای ذینفع آن را شرطی (آگاهانه و یا ناخود آگاه) برای ارتباط با واحد تجاری (و سرازیر کردن منفعت به داخل واحد) قرار می دهند. واژه تبلیغات یا پروپاگاندا (PROPAGANDA) منشاء به نسبت متاخری دارد. نخستین استفاده ثبت شده آن به سال 1622م. هنگامی که پاپ گرگوری پانزدهم مجمع مقدس تبلیغات ایمان را تاسیس کرد، باز می گردد. معنای کلمه پروپاگاندا امروزه تلقین یا نفوذ جمعی از راه دستکاری نمادها و روان‌شناسی فرد تکامل یافته است. پروپاگاندا انتقال نظریه ای با هدف نهایی پذیرش داوطلبانه دریافت کننده است، به گونه‌ای که شخص آن را نظر خویش تلقی کند.(پراتکانیس و دیگران ، ص‌18) عصر نوی تبلیغات از1843 در فیلادلفیا، هنگامی که مرد جوانی به نام ولنی پالمر نخستین مؤسسه تبلیغاتی را گشود، آغاز می شود. این بنگاه در مقایسه با استانداردهای امروزی بسیار ابتدایی بود و فقط واسطة مشتری و ناشر برای درج آگهی در روزنامه ها بود . نخستین آگهی تبلیغاتی، پیامی درباره آپارتمانهایی در لانگ اسلند بود که در اواخر 1922 از رادیو پخش شد. آگهی های تلویزیونی،کار خود را به گونة جدی بعد از پایان جنگ جهانی دوم آغاز کردند. برای اثر بخشی تبلیغات، امروز راههای گوناگونی پیشنهاد شده و هر از گاهی برای این امر گامهایی برداشته می شود. همچنین بهره گیری بیشتر از تئوریها و تکنیکهای روان‌شناسی نیز موردنظر بوده است. به عنوان نمونه: بر اساس تئوری یادگیری، پیام هنگامی اقناع کننده است که توسط گیرنده آموخته و پذیرفته شود. تبلیغ باید در معرض دید قرار گیرد، درک شود، آموخته شود، به یاد بماند و به عمل درآید. اصول اساسی تئوری یادگیری در طراحی ارتباطات مؤثر مورد استفاده است (پراتکانیس و دیگران، ص‌23). تئوری روانکاوی اقناع در اثر بسیار مشهور ونس پاکارد به نام اقناع کنندگان پنهانی در سال 1957 مورد توجه عموم قرار گرفت. به باور پاکارد، شرکتهای تبلیغاتی با استفاده مخفیانه از اصول روانکاوی، آگهیهایی را خلق می کردند که به گونه‌ای حیرت‌آور قوی و مؤثر بود. بازاریان برای تهیه این آگهیها به شدت مشغول یافتن معنای پنهانی اشیا بودند (پراتکانیس و دیگران، ص‌32). الگوهای ساخته شده در رسانه های همگانی، به دو دلیل اساسی مؤثرند: نخست اینکه رفتارهای نو را می آموزند {دوم اینکه} آنان به عنوان نشانه ای از حقانیت و درستی رفتارهای معین عمل می کنند (پراتکانیس و دیگران، ص‌128و129). تبلیغات توقعی مثبت را ایجاد می‌کنند که سبب می‌شوند تا تجربه استفاده از یک محصول مثبت باشد. بازاریان می‌کوشند نیازهای مصرف‌کنندگان را برآورده سازند؛ ولی دلایلی که باعث می‌شود یک محصول خریداری شود، بسیار متنوع است. تعیین و شناخت انگیزه‌های مصرف‌کننده مرحله مهمی برای کسب اطمینان از این نکته است که با ارائه یک محصول، انگیزه‌های مربوط ارضا خواهند شد. توصیف این انگیزه که به منظور ارضای یکی از نیازها (برای مثال: نیازهایی که براساس نظریه مزلو طبقه‌بندی شده‌اند) ایجاد می‌شود، کاری بس دشوار است (ساعتچی ، محمود. ص 217). کیت رین هارد که یکی از آگهی سازان خلاق است، می گوید: “در خیلی از موارد، محصولات رقیب هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ ولی آگهی‌ها باعث آفرینش اختلاف می‌شوند... وقتی مصرف‌کننده‌ای هویت و عملکرد محصول را جذاب ارزیابی می‌کند، با خرید آن، هویت و عملکرد محصول را به خود انتقال می دهد” (پراتکانیس و دیگران، ص‌52) به منظور برخورد اثر‌بخش با همه عواملی که بر توانایی شرکت در رشد سودآور آن تاثیر دارند، مدیران فرایندهای مدیریت استراتژیک را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که به نظرشان وضعیت بهینه مؤسسه را در موقعیت رقابتی‌اش آسان‌ می‌کند. چنین استقراری به این لحاظ امکان پذیر است که فرایندهای استراتژیک، برآورد دقیق‌تری از تغییرات محیطی فراهم می‌کنند و برای واکنش نسبت به فشارهای داخلی یا رقابتی، آمادگی بیشتری پدید می‌آورند (پیرس و رابینسون ص‌17) . بدین ترتیب، با به کار بستن اصول مدیریت استراتژیک در فعالیتهای سازمان، می توان مطمئن شد که در میان‌مدت و حتی بلند‌مدت تلاشهای در پیش گرفته‌شده ناکام نخواهند بود. به گونه طبیعی، تبلیغات غیر‌شخصی به عنوان یکی از فعالیتهای کلیدی سازمان از این روش بی‌نیاز نیست . مشتریان نیز مانند مدیران نیاز به اطلاعاتی دارند که مبنای مناسبی برای تصمیم‌گیری آنها فراهم سازد. آنان معمولاً نیاز دارند بدانند که محصول مورد نظر چه ویژگی‌ها و فواید منحصر به فردی دارد و چگونه می توان از آن به گونة بهینه‌ای استفاده کرد؛ البته جذابیت روش آگاهی، بخشی بسیار تعیین کننده است. در نهایت بازتاب چگونگی سیر تفکر مشتری با تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران که این زنجیره را تکمیل می کند .پژوهشهای بازاریابی در ارائه اطلاعات برای برنامه‌ریزی و کنترل ، نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند. بعلاوه فعالیتهای پژوهشی بسیاری می‌تواند درباره نیاز برنامه‌ریزی صورت گیرد. هدف از پژوهش فقط در دسترس داشتن چنین اطلاعاتی نیست، بلکه باید اطلاعات را سازمان داده ، به گونه‌ای ارائه دهیم که به فعالیتهای برنامه ریزی و کنترل سازمان کمک کند ( ونوس ص‌19). دخالت و وزن دادن به پژوهش‌های بازاریابی محیط، برخلاف آنچه که در زمان صفر پیش‌بینی شده است، به کمک سیستم آمده، این تغییرات را به تصمیم‌گیران بازتاب می‌دهد و تضمین می‌کند که تصمیمات بهینه‌ای در تخصیص منابع در جهت انجام فعالیتهای بازاریابی، از جمله تبلیغات تجاری اتخاذ شود. با این وصف تمام عواملی که در انتقال مفهوم در یک مدل ارتباطی وجود دارند، باید مورد بررسی قرار گیرند. چگونگی به رمز در آوردن،‌ انتخاب رسانه (کانال انتقال پیام) انتخاب محتوای پیام و از بین بردن موانع ارتباطی، از جمله مواردی هستند که توجه ویژه‌ای را می طلبند. با توجه به این نکته که، اولاً: هزینه زیادی صرف تبلیغات می‌شود، ثانیاً: کارآمدی دیگر بخشهای سازمان در نهایت به گونه‌ای به اثرگذار بودن تبلیغات وابسته است؛ هر‌گونه بی‌برنامگی و نیز گسستگی برنامه‌ها با واقعیت، منجر به ناکارآیی خواهد شد. بر اساس پژوهشهای کارل هاولند و همکارانش تقسیم فرایند یادگیری به چهار مرحله، شاید مهمترین رکن و مؤثرترین الگوی یادگیری در زمینه اقناع باشد. (,1979‌ Havland) پیام زمانی اقناع کننده است که اولا” هر یک از مراحل روانی یادشده در زیر به ترتیب انجام شود و همچنین به گیرنده پیام، پاداش دهد: 1- پیام باید توجه گیرنده را جلب کند. 2- دلایل پیام باید فهم و درک شود. 3- گیرنده پیام باید استدلالهای پیام را قبول کند و آنها را به عنوان حقیقت بپذیرد. -4 ما هنگامی می توانیم بر اساس این یادگیری و اعتقاد عمل کنیم که انگیزه ای برای انجام آن داشته باشیم (پراتکانیس، ص34 ). نویسندگان آگهی ها و طراحان صحنه که اصلی ترین خالقان آنها هستند، می دانند که آگهی خوب چگونه باید باشد. آگهی خوب در بر گیرنده ایده‌ای هوشمندانه است. آگهی خوب با مهارتی کامل نوشته و با تخیلی زیرکانه ساخته شده است (پراتکانیس، ص35‌). ولی زمانی می توانیم به موفقیت یک آگهی اطمینان داشته باشیم که قیدهای هوشمندانه خوب ،کامل و زیرکانه که به ترتیب برای ایده، آگهی‌، مهارت وتخیل به کار گرفته شده اند، با توجه به بستری که آگهی در آن اجرا می‌شود، بروز پیدا کنند‌. مسئولان بازاریابی تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تاآگهی‌ای ساخته شود که در عین اینکه شامل تخیلی مرتبط با مفهوم مورد نظر است، ایده قابل اتکایی نیز در آن نهفته باشد. البته شیوه پرداخت موضوع در آن برای دستیابی به هدفها بسیار تعیین کننده است. یکی از مسایل بسیار مهم در قلمرو تبلیغات، ارزیابی اثربخشی تبلیغات است. به عبارت دیگر، مشخص کردن اینکه تبلیغی که ما بودجه فراوانی برای آن صرف کرده ایم تا چه اندازه ما را به هدف‌هایی که تعیین کرده بودیم، رسانده است (عالم تبریز، ص 29). نکته ای که بیش از همه باید مورد توجه قرار گیرد، جزییات شاکله پیام است. اینکه چه جزییاتی باید در پیام قرار گیرد و شکل چینش این اجزا چگونه باید باشد. همچنین پس زمینه مناسبی که پیام در آن قرار می گیرد، تاثیر گذاری و جذابیت پیام را تعیین می کند که باید به دقت انتخاب شود. مشتری و مخاطب باید با بررسی و یا در معرض قرار گرفتن تولیدات و تبلیغات مرتبط با آنها، احساس جدید بودن و متفاوت بودن را در محصولات بیابند. ولی مهمترین عاملی که اثربخشی پیام وابسته به آن است ، یعنی همان چیزی که عامل نهایی کارا بودن هر پیامی است (پاداش در نظر گرفته شده برای توجه و عمل بر اساس آن) میزان اطلاعاتی است که به مخاطب پیام انتقال داده می شود، تا بر اساس آن تصمیم رضایت‌آمیز و خشنود‌کننده را اتخاذ کند. [1] روزنامه تفاهم [2] [1].ـ شاه محمّدي، عبدالرضا. اقناع و تبليغ. (تهران: انتشارات زرباف، 1385). [2].ـ نصيري ، بهاره. «نقش تبليغات در جامعه»  [3]- بختائي، امير. «پيدايش تبليغات».  [4].ـ محمدنژاد، سيد علي. «تبليغات نوين»  [5]. ـ لالمي، شيده. «گريز مخاطب از تبليغات مزاحم»، روزنامه ايران (1384)  [6]ـ بختا ئي، امير. «بنر تبليغاتي».  [7].ـ زاهد، توحيد. «تبليغات نامرئي»،  [8]- ترابي، علي اكبر. جامعه شناسي تبليغات. (تبريز: انتشارات فروزش، 1381).   [3] www.managing-innovation.com [4] 0. آشوری، داریوش (1373). دانشنامه سیاسی: فرهنگ اصطلاحات و مکتب‌های سیاسی، تهران: مروارید. 0. پراتکانیس، آنتونی و الیوت آرنسون (1379). عصر تبلیغات استفاده و سوء استفاده روزمره از اقناع، ترجمه کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران: انتشارات سروش. دادگران، سید محمد (1380). مبانی ارتباط جمعی، تهران: انتشارات فیروزه. ضیایی پرور، حمید (1386). جنگ رسانه ای، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران. علوی، پرویز (1376). ارتباطات سیاسی، تهران: انتشارات ثانیه. 6. Mecquial Denis (1972). Sociology of Mass Communications, p42, Penguin Books 7. Tylor.S.H.E. et al (1993), Social Psychology, Newjersy: Prentice Hal.   [5] نام کتاب : گاو بنفش  نویسنده : ست گادین    مترجم: سید بهشاد باسینی    ویراستار علمی : دکتر فریبا لطیفی [6] عصر بازاریابی سنتی به پایان رسیده است – نوشته زیمن (مدیر سابق بازاریابی کوکاکولا)

نيروي انساني ، كار و بهره وري

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
، توليد و صنعت واژه هايي هستند كه با يكديگر ارتباطي تنگاتنگ دارند. زمانيكه سخن از بهره وري نيروي انساني پيش مي آيد انسان به عنوان يك اپراتور يا بعنوان يك عامل حركت و نيرويي فعال مطرح مي شود. دقت و كارآيي افراد در مشاغل مختلف از حرف خدماتي ، تحقيقاتي و آموزشي گرفته تا كشاورزي و صنعتي ، جزو عوامل مهم در بهره‌وري  نيروي انساني مي باشد. بهره وري نيروي انساني تنها محدود به انجام فعاليت هاي شغلي كاربران نيست. به بيان ديگر ، موضوع بهره وري با هر نوع فعاليتي كه افراد  انجام مي دهند چه درقالب توليد و چه در قالب مصرف مرتبط مي باشد. درحال حاضر تقريباً 45% جمعيت دنيا و حدود 58% افراد بالاي 10 سال در شمار نيروي كار جهان محسوب مي شوند. بالطبع اگر بخواهيم كـاربـري كليـه مصـرف كنندگان محـصـولات مختلف را نيز به اين آمار اضافه كنيم ، كليه افراد بشر با بحث بهره وري موضوعيت  پيدا مي كنند اما سخن اينجاست كه چگونه مي توان كارآيي افراد را افزايش داد. در دنياي كنوني كه علوم مختلف سريعاً درحال رشد و پيشرفت مي باشند انتظار مي رود كه بخشي از مباحث علمي به اين مهم يعني ارتقاء بهره وري جامعه توجه ويژه داشته باشند. ارگونومي با طراحي سيستمهايي كه افراد در آن كار مي‌كنند سر و كار دارد. ارگونومي متشكل از دو كلمه يوناني ergon بمعني كار و nomos بمعني قانون است. تمامي سيستمهاي كار شامل جزء انساني و جزء ماشيني است كه در محيط كار قرارگرفته‌اند. به هنگام طراحي هر سيستمي كه انسانها و ماشينها به منظور توليد محصولي در كنار هم كار مي‌كنند بايد ويژگيهاي افراد درگير كار را شناخته و اين ويژگيها را هنگام طراحي مدنظر قرار دهيم. اين عمل كاركرد اصلي ارگونومي است (شكل 1).   شكل 1- اهداف ارگونومي     علم مهندسي عوامل انساني يا ارگونومي كه علمي انسان محور است با ارائه الگوهاي نوين و كاربردي ، ابزاري كارآمد هم براي توليدكننده و هم براي مصرف كننده محسوب مي شود. ارگونومي علمي است كه ضمن توجه به سلامت نيروي انساني به توليد و بهره‌وري بطور دقيق مي‌نگرد. اين علم با هدف اصلاح شرايط سيستم هاي كار، روشهاي طراحي ايستگاههاي كار ، ابزار آلات و همچنين كنترل روشهاي عوامل زيان آور محيطي را تشريح مي كنند و با عنايت به مباني رفتارشناسي انساني ، ساختار عوامل يادشده را با خصائص انساني مطابقت مي دهد. با توجه به آنچه تاكنون ذكر شد اينگونه بنظر مي رسد كه ارگونومي با علوم ديگر ازجمله مهندسي صنايع ، مهندسي ايمني ، مديريت ، طراحي صنعتي ، مكانيك و بيومكانيك ، روانشناسي ، جامعه شناسي و مرتبط باشد.      هدف ارگونومي اطمينان از برآورده شدن نيازهاي انسان براي انجام كار بصورت ايمن و اثربخش در طراحي سيستمهاي كار است. طي‌ دهه‌هاي‌ گذشته‌ نقش‌ حياتي‌ ارگونومي‌ در بهبود كيفيت‌، افزايش‌ بهره‌وري‌، بهبود كيفيت‌ زندگي‌ كاري‌، ايمني‌ وكارايي‌ كلي‌ سازمان‌ مشخص‌تر شده‌ است‌. متخصصان‌ ارگونومي‌ با بهينه‌ كردن‌ تناسب‌ بين‌ انسان‌، ماشين‌، محيط وسازمان‌ كارايي‌ انسان‌ و سيستم‌ها را بهبود بخشيده‌اند. در حال‌ حاضر توجه‌ به‌ ارگونومي‌ از حد يك‌ ابزار فراتر رفته‌ و به‌يك‌ استراتژي‌ جهت‌ بهبود كيفيت‌ و بهره‌وري‌، ايجاد محيط كار مناسب‌، پيشگيري‌ از حوادث‌ و بيماري‌هاي‌ ناشي‌ از كارو بهبود راندمان‌ و عملكرد انسان‌ تبديل‌ شده‌ است‌. سيستمهاي كار، سيستمهاي جهت‌دار و هدفمندي هستند كه خروجي مشخصي را ارائه مي‌كنند. معناي كار، كوشش براي رسيدن به يك هدف است كه اين تعريف مناسب تر از تعاريف ديگر يعني حاصلضرب نيرو در جابجايي يا افزايش فعاليت متابوليك بالاتر از سطح پايه است. پيچيدگي سيستم كار با افزايش اجزاي ماشيني يا انساني يا با وسيع تر شدن محيط بيشتر مي‌شود. هر يك از اجزاي سيستم كار مي‌تواند با ديگر اجزاء بطور مستقيم يا غيرمستقيم در تعامل باشد. حيطه عمل ارگونومي بي‌نهايت وسيع بوده و محدود به كاربرد خاصي نيست. تمام سيستمهاي كار داراي محدوده فيزيكي يا كاركردي هستند كه آنها را از سيستمهاي مجاور جدا مي‌سازد. سيستمهاي كار با وروديها و خروجيهاي مخصوص به خود با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند. خروجي يك سيستم كاري مي‌تواند ورودي سيستم كاري بعدي و يا بالعكس باشد. آناليز سيستم، علم مطالعه ساختار و كاركرد سيستمهاي كار و فراهم ساختن ابزار لازم براي تركيب سيستمهاي ساده و تشكيل سيستمهاي پيچيده‌تر است. آناليز سيستمها جزء لاينفك تمام كارهاي پيشرفته در ارگونومي است. پرداختن به ارگونومي نيازمند آشنايي با آناتومي، فيزيولوژي و روانشناسي انساني درطراحي سيستمهاي كار است. تاكيد خاصي روي طراحي سطح مشترك انسان- ماشين وجود دارد تا ايمني و كارايي تجهيزات افزايش يابد و عوامل زيان‌آور استرس‌زا حذف شوند.     محصول ارگانیک: در فرايند توليد از هيچ نوع مواد شيميايي اعم از کود شيميايي وسموم شيميايي استفاده نشده است وداراي نشان بين المللي ارگانيک از موسسات معتبر بين المللي گواهي کننده محصولات داراي گواهينامه مي باشد.   محصولات طبيعي : عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده ( از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال های مدید و به صورت  سنتی، در تولید آنها  از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است . محصولات سالم : فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده  آفت کش، عناصر، فلزات سنگین وسموم ماحصل اعمال مدیریت های  خوب  كشاورزي، استاندارد ها و برنامه های مديريتي مانندIPM ،HACCP ، GAP،GHP هستند. با اجرای این برنامه ها ضمن حفظ محیط زیست شاخص های و حد مجاز باقيمانده مواد شيميايي رعايت ميشود. محصولات سالم و ارگانیک   معرفی کلی : محصولات سالم و ارگانیک، شامل تولیدات و فرآورده هاي كشاورزي و دامي ماحاصل اعمال برنامه هاي مديريتي توليد ، استاندارد ها ، عمليات خوب کشاورزی و نظام ارگانيك هستند . در فرايند تولید اين محصولات با تاكيد بر مدیریت مزرعه مبتني بر كشت بوم هاي زراعي ، تغديه و حاصلخيزي مناسب ، روش هاي پيشگيري ، روش هاي كنترل تلفيقي كاربرد و باقيمانده مواد شيميايي مصنوعي ، عناصر سنگين ، مايكوتوكسين ها و ساير عوامل زيان آور محيطي و بهداشتي حذف و يا در آستانه حد مجاز شده است .در اين برنامه ها فرايند توليد محصول با حفظ محيط زيست و منطبق با شرایط محلی با حذف و كاهش مواد شیمیایی صورت مي گيرد كه مي توان اين محصولت را در سه دسته كلي ذيل تقسيم كرد : 1- محصولات ارگانیک : محصولاتی که تولید ، فرآوری ، بسته بندی ، نگهداری ، حمل و نقل و عرضه آن ها در بازار تحت كنترل و پايش يك استاندارد معتبر بين المللي ،منطقه اي و يا ملي ارگانيك صورت مي گيرد.در تولید محصولات ارگانيك شاخص هاي محیط زیستي ، بهداشتي ، اجتماعي و ايمني رعایت شده است . این محصولات دارای کیفیت ، طعم طبیعی و خوب و فاقد هیچ گونه مواد شیمیایی مصنوعی و باقیمانده عناصر و فلزات و مواد مضر هستند . 2- محصولا ت سالم : محصولات فاقد یا دارای حدمجاز باقیمانده آفت کش، عناصر، فلزات وسموم ماحصل اعمال مدیریت های خوب كشاورزي ، استاندارد ها و برنامه های مديريتي مانندIPM ، HACCP ، GAP،GHP هستند . بااجرای این برنامه ها ضمن حفظ محیط زیست شاخص های و حد مجاز باقيمانده مواد شيميايي رعايت ميشود . به صورت خلاصه مي توان سلامت محصولات را در دو مفهوم ذيل تعرف كرد : 1-2- محصولات کشاورزی از جهت حداکثر بقایای سموم ،فلزات و نیترات . 2-2- فرآورده های پروتینی و لبنی از حیث بقایایای توکسین ها ،هورمون ها و آنتی بیوتیک 3-محصولات طبیعی : این محصولات عاری از بقایای مواد شیمیایی مصنوعی و حاصل تولید درمناطق طبیعی و دست نخورده (از نظر ورود تکنولوژی بیرونی ) مانند مراتع ،جنگل ها ، دیمزار ها و یا مزارع مشخصی هستند که به دلیل شرایط خاص اقلیم و اکولوژی منطقه در طول سال ها ی مدید و به صورت سنتی ، در تولید آنها از هیچ گونه نهاده های شیمیایی استفاده نشده است .               تاريخچه ارگونومي ارگونومي لازمه طراحي و حل مشكلات كاري در سيستمهاي كار نوين است كه با پيشرفت تكنولوژي نمايان شده‌اند. ارگونومي پيشرفت خود را مديون همان فرآيندهاي تاريخي است كه باعث رشد ساير علوم نظير مهندسي صنايع و طب كار گرديد. تلاش براي تطبيق انسان با كار Fitting the man to the job (FMJ)  بر اساس ايده بهبود بهره‌وري يا كارآيي بوسيله انتخاب كارگران مستعد براي كاري خاص قرار دارد. اين نظريه كه يكي از پايه‌هاي روانشناسي صنعتي مدرن را تشكيل مي‌دهد براين فرض استوار است كه براي انجام هر كاري نياز به استعدادهاي خاصي است كه مي‌توان آنها را شناسايي و بطور عيني اندازه‌گيري كرد. اين فرضيه در مورد انتخاب افراد، با صلاحيت يا مهارتهاي اداري براي پستهاي خاص صدق مي‌كند. همچنين فرضيه ياد شده در مورد تعدادي از مشاغل ديگر صادق است حتي امروزه مشاغل سخت بدني مانند آتش نشاني يا نجات غريق يا مشاغلي نظير خلباني هواپيماي نظامي محدود به افرادي با استعدادها و خصوصيات بدني خاص است. اگرچه اين فرضيه همواره درست نبوده و هنوز جاي بحث دارد. براي مثال اتحاديه هاي صنفي ممكن است به تلاشهاي مديريت براي انتخاب كارگران قوي بنيه براي كارهاي خاص اعتراض كنند كه بحث بر سر خود كار است نه فرد كارگر و كار بايد بگونه‌اي طراحي مجدد شود كه توسط هر فردي قابل انجام باشد.  نظريه ديگري كه فلسفه ارگونومي بر آن استوار است با نام تطبيق كار با انسان  Fitting the job to the man (FJM)  شناخته مي‌شود. بسياري از تلاشهاي اوليه مهندسي انساني و طراحي فضاي كار سعي درطراحي كارهاي متناسب با ويژگيهاي كارگر داشتند. فرضيه اساسي در نظريه FJMاين است كه يك مجموعه مناسب از ويژگيهاي فردي را  در رابطه با هر كاري كه طراحي مي‌شود مي‌توان مشخص كرد.  FJM مي‌تواند در تمام سطوح اجرا شود براي مثال جهت تعيين ميزان قابل قبول وزن بار  روشي ابداع شده است كه ريسك صدمه به كارگران را به حداقل مي رساند. لذا بارهاي خطرناك شناسايي شده و دوباره طراحي مي‌شوند. درجه حرارتهاي حداكثر و قابل قبول براي انجام كارمشخص شده‌اند كه امكان طراحي شرايط جوي مناسب با كار را براي كارگران فراهم مي‌كند. در روانشناسي عملكرد انسان، واضح است كه افراد داراي انتظاراتي در مورد روابط بين حركات كنترلها و حركات متقابل تجهيزات كنترل شده هستند. اگرچه اپراتورها مي‌توانند روابط معكوس را ياد بگيرند،‌ ولي اين عمل تقريبا همواره ناخوشايند بوده و باعث افزايش ريسك خطا مي‌شود. از طرف ديگر ارگونومي تلاش مي‌كند كه ارتباط بين كنترل- نشانگر به گونه‌اي طراحي شود كه با انتظارات كاربر سازگار باشد. در سطح زبان،‌ واضح است كه  افراد مي‌توانند آموزش ببينند تا با دستورالعملها، كتابچه‌ها يا نرم‌افزارهايي كه داراي جمله بندي بد باشند، كار كنند اما تحت شرايط كار طبيعي فرد خسته مي‌شود و در شرايط استرس‌زا احتمال ارتكاب خطاهاي بزرگ افزايش مي‌يابد. مقرراتي كه از انجام تحقيقات رواني- كلامي حاصل شده است بايد در طراحي زبان بكار رود تا درك آن آسان باشد. و نهايت اينكه اگر درك طراح از سيستم متفاوت از درك كاربر باشد كاربر در يادگيري استفاده از سيستم و بكارگيري آن دچار مشكل خواهد شد. ارگونومي بر ضرورت سازگاري شناختي در طراحي سيستم تأكيد دارد. تاريخجه ارگونومي از ابتداي شكل گيري بعد از سالهاي جنگ چهاني دوم (تولد ارگونومي: سال 1949 در انگلستان) بشرح زير است: •       دهه پنجاه   :  ارگونومي نظامي •        دهه شصت :  ارگونومي صنعتي •        دهه هفتاد  :  ارگونومي محصول •        دهه هشتاد :  ارگونومي كامپيوتر •        دهه نود    :  ارگونومي ارتباطات •        دهه 00   :  ارگونومي اوقات فراغت •        دهه 10   :  ارگونومي در فضا     رويكرد هاي جديد در ارگونومي حل مشكلات ارگونومي در محيط هاي كار نيازمند بهبود در سطوح مختلف سازمان است. اين بهبود نه تنها در وظايف شغلي بلكه در ساختار كلي سازمان ، نحوه هدايت فعاليتهاي شغلي و تدوين خط مشي ها و دستورالعمل هاي سازماني نيز بايد صورت پذيرد . به اين شيوه رويكرد سيستمي در راستاي بهبود ارگونومي اطلاق مي شود و اغلب ماكرو ارگونومي ناميده مي شود.  تعريف سيستم سيستم مجموعه اي از اجزاي بهم پيوسته و بهم وابسته است كه بشكلي گرد هم آمده اند كه ايجاد يك كل واحد مي نمايند. سيستم هاي سازماني از زير سيستم هايي تشكيل يافته اند كه براي نيل به اهداف كلي سازمان عمل مي كنند . سازمانها را ميتوان بصورت زير سيستم هايي در درون سيستم هاي اجتماعي بزرگتر در نظر گرفت . بعد از تحقيقات كلاسيك مؤسسه تاويستوك[1] ، سازمانها بصورت سيستم هاي باز در نظر گرفته مي شوند كه مشغول تبديل وروديها به خروجيها ي مورد نظر هستند. سازمانها بصورت باز در نظر گرفته مي شوند زيرا داراي مرزهاي قابل نفوذي در برابر محيط هاي خارجي خود هستند و يا براي بقا و ادامه حيات به آنها وابسته اند. اغلب سازمانها با دو جزء اصلي زير ورودي را به خروجي تبديل ميكنند: - افراد بصورت  زير سيستم انساني - تكنولوژي بصورت زير سيستم فني طراحي زير سيستم فني ، وظايفي  را كه بايد انجام شود تعريف مي كند و طراحي زير سيستم انساني تعيين كننده راه هايي است كه وظيفه بايد انجام شود . اين دو زير سيستم با يكديگر در سطح مشترك[2] انسان ـ سخت افزار و انسان ـ نرم افزار در حال تعامل[3] هستند . زير سيستم فني بعد از طراحي نسبتاً ثابت و پايدار است . قبل از ظهور ارگونومي اعتقاد بر اين بود كه بدليل ماهيت پايدار تكنولوژي ، زير سيستم انساني بايد با تغييرات محيطي تطبيق حاصل كند . ارگونومي علمي است كه سيستم را با انسان منطبق مي كند تا به بهترين تناسب ممكن دست يابد نه اينكه انسان با محيط تطابق پيدا كند . اكنون مي دانيم تكنولوژي مي تواند و بايد بگونه اي طراحي شود كه تطبيق پذير باشد تا بتواند براي تأمين نيازهاي انساني تغيير كند . تعامل زير سيستم هاي فني و انساني منجر به پيدايش مفهومي سيستمي در ارگونومي شده است كه بهينه سازي مشترك[4] نام دارد . بهينه سازي مشترك به مفهوم برآورده ساختن نيازهاي زير سيستم ها ي فني و انساني در آن واحد است . بهينه كردن يك زير سيستم وسپس تطبيق ديگري با آن منجر به بهينه سازي پائين در كل سيستم خواهد گرديد. ماهيت هم افزوني سيستم هاي پيچيده نظريه اي كه به طور وسيع مورد قبول صاحبنظران است آن است كه سيستم هاي پيچيده ماهيتي سنيرژيك دارند، يعني كل سيستم چيزي بيشتر از مجموع اجزاي آن است . اينكه تا چه حد كليت سيستم فراتر از مجموع اجزا باشد بستگي به ميزان هماهنگي بين اجزا دارد . هر چه هماهنگي واقعي بيشتر باشد احتما لاً شرايطي ايجاد ميشودكه استرس كارگران كاهش و رضايت شغلي افزايش يابد. هر چه هماهنگي كمتر باشد اثرروي  بهداشت كارگران تشديد ميگردد. نيل به هماهنگي سازماني نيازمند پرداختن به دو امر مهم است . اولين كار هماهنگي ويژگي هاي كليدي پنج جز بهم وابسته بشرح زير است : * ساختار سازماني * زير سيستم انساني * زير سيستم تكنولوژي  * وظايف شغلي * محيط خارجي      اين امر مستلزم آناليز سيستم از ديدگاه ماكروارگونومي است . بايد اطمينان حاصل شود كه مشاغل و سطوح مشترك انسان سيستم بطور مناسب طراحي شده اند و اين طراحي ها با طراحي ماكرو ارگونومي سيستم هماهنگ است.  اين امر نيز بنوبه خود مستلزم آناليز و طراحي ماكرو ارگونومي در سطح شغلي است كه به ديگر اجزاي سيستم بطور هماهنگ مربوط است . از جنبه تئوري ، هماهنگي اجزاي سيستم منجر به بهبود سينرژيك در بهره وري، كاهش ميزان حوادث و اختلالات عضلاني ـ اسكلتي ، ارتقاء رضايت شغلي و كيفيت زندگي كاري خواهد شد . ارگونومي و سيستم كار يكي از راههاي تعريف و فهم ماهيت هر رشته اي از علوم ، شناخت ماهيت تكنولوژي آن است . تكنولوژي انحصاري ارگونومي ، تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ سيستم[5] است . ارگونومي بعنوان يك دانش، وظيفه اش توسعه دانسته ها درباره توانايي هاو محدوديت هاي انسان و ساير ويژگي هاي مرتبط با طراحي سطح مشترك بين انسان و ديگر اجزاي سيستم است . در عمل،  ارگونومي وظيفه اش كاربرد تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ سيستم در طراحي يا تغيير سيستم ها بمنظور افزايش عملكرد ، ايمني، سلامت ، راحتي ، اثر بخشي و كيفيت زندگي است . در حال حاضر اين تكنولوژي داراي 4 جزء مشخص بصورت زير است : 1- ارگونومي سخت افزار[6] : تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ ماشين 2- ارگونومي محيطي[7] : تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ محيط 3- ارگونومي شناختي[8] : تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ نرم افزار 4- ماكرو ارگونومي : تكنولوژي سطح مشترك انسان سازمان در مقابل مقوله چهارم،  به سه مقوله اول اصطلاحا ميكروارگونومي اطلاق مي شود.   ارگونومي سخت افزار ارگونومي سخت افزار در طول جنگ جهاني دوم شروع شد و يكي از اركان شروع رسمي علم ارگونومي است . اين شاخه از علم ارگونومي عمدتاً وظيفه اش مطالعه خصوصيات فيزيكي و ادراكي انسان و كاربرد اين اطلعيات در طراحي وسايل نشانگر ، كنترل ، ابزار ، صندلي ، سطوح كار و آرايش فضا ها و ايستگاههاي كار است. ارگونومي محيطي ارگونومي محيطي ريشه در سال هاي دهه 1930 ميلادي دارد . درآن سالها علاقه زيادي به مطالعه اثرات صدا ، ارتعاش ، روشنايي ، گرما ، سرما و رطوبت (شرايط جوي)  بر عملكرد انسان و سلامت وجود داشت . در طول دهه هاي گذشته ، اهميت در ك رابطه بين انسان با محيط مصنوعي و طبيعي مورد توجه قرار گرفته است.   ارگونومي شناختي (نرم افزار)  اين شاخه از علم ارگونومي در دهه 70 ظهور كرد و نشانه تغيير توجه از جنبه هاي فيزيكي و ادراكي به ماهيت شناختي كار بود . كانون اين نگرش جديد،  اختراع تراشه سيليكون و در نتيجه كار با سيستم هاي كامپيوتري بود.  ازآنجا كه ارگونومي نرم افزار عمدتاً با جنبه هاي شناختي عملكرد انسان مرتبط است اغلب از آن بعنوان ارگونومي شناختي ياد ميشود. ماكرو ارگونومي ماكرو ارگونومي كه بهتر است تكنولوژي سطح مشترك وظايف ـ ماشين ـ محيط ـ سازمان- انسان نام گذاري شود تمركزش بر رويكردي انسان گرا براي متناسب كردن كلي طراحي سازمان وسيستم كار با انسان است . تمركز اوليه در سه تكنولوژي ارگونومي (ارگونومي سخت افزار، ارگونومي محيطي و ارگونومي نرم افزار) كه در باالا تشريح شد بر اپراتور انساني يا زير سيستم است . بنابر اين كاربرد اوليه اين تكنولوژيها در حد ميكرو ارگونومي است. بر عكس در تكنولوژي سطح مشترك انسان ـ سازمان ، جنبه كلان و ماكرو غالب است زيرا اين تكنولوژي با ساختاركلان سيستم كار مرتبط است . ازنظر تاريخي ، طراحي سازمان و مديريت [9]در عمل در ارگونومي كاربرد داشته است اما ماكرو ارگونومي بعنوان يك تكنولوژي شناخته شده و رسمي، نسبتاً جديد است. ريشه رسمي آن به مطالعه اي كه در امريكا توسط انجمن عوامل انساني[10] درباره گرايشهاي آينده ارگونومي در طول 20 ساله (1980تا2000) صورت گرفت بر مي گردد. هندريك[11] ، تئوريسين برجسته ماكرو ارگونومي در اين چارچوب معتقد است كه نياز شديدي به ادغام طراحي سازمان و مديريت در ارگونومي وجود دارد . در طول دو دهه گذشته اين امر تحقق يافته است و تكنولوژي جديد يعني ماكرو ارگونومي ظهور كرده است . از نظر مفهومي ، ماكرو ارگونومي رويكردي سيستمي از بالا به پائين[12] در طراحي سازمان و مديريت است . ماكروارگونومي و ساختار سازمان بمنظور درك صحيح از ماكرو ارگونومي بايد  ابعاد مختلف ساختار سازماني را بشناسيم . ابعاد ساختا ر سازماني سازمان را ميتوان بصورت هماهنگي برنامه ريزي شده دو يا چند نفر كه با هم بصورت نسبتاً مداوم و از طريق تقسيم كار و سلسله مراتب كار ميكنند و در صدد نيل به هدف مشترك يا مجموعه اي از اهداف هستند تعريف كرد . اين مفهوم سازمان كه در آن تقسيم كار و سلسله مراتب وجود دارد دلالت بر ساختار دارد . مفهوم ساختار سازمان را مي توان با سه جزء عمده زير بيان كرد: ·       پيچيدگي[13] ·       رسميت[14] ·       تمركز[15]   پيچيدگي سازمان پيچيدگي به ميزان پراكندگي[16] و تلفيق[17] در داخل سازمان مربوط مي شود . انواع پراكندگي در ساختار سازمان بشرح زير است : الف ـ پراكندگي عمودي       ب ـ پراكندگي افقي         ج ـ پراكندگي مكاني افزايش هر يك از 3 عامل فوق باعث افزايش پيچيدگي سازمان مي شود . تلفيق كه يكي ديگر از جنبه هاي پيچيدگي سازمان است اشاره به مكانيسم هاي سازماني براي تسهيل ارتباطات ، هماهنگي و كنترل بين اجزاي پراكنده سيستم دارد. بعضي از عمومي ترين مكانيسمهاي تلفيق شامل قوانين و دستورالعمل هاي رسمي ، كميته هاو سيستم هاي اطالاعات و حمايت كننده تصميم گيري هستند . پراكندگي عمودي نيز يكي از مكانيسمهاي تلفيق كننده كليدي براي واحدهاي پراكنده افقي و جغرافيايي است . رسميت سازمان از نقطه نظر ارگونومي ، رسميت بصورت درجه استاندارد بودن مشاغل در سازمان تعريف ميشود [10]. در سازمانهاي بسيار رسمي ، كارگران كنترل بسيار كمي روي آنچه كه بايد انجام شود دارند . در اين سيستم ها اغلب طراحي سخت افزار و نرم افزار بگونه اي است كه اعمال نظر كارگران را محدو.د مي سازد در سازمانهايي كه داراي رسميت كمتر هستند به كارگران اجازه دخالت بيشتر در تصميم گيري داده ميشود و بنابر اين كارگران قادرند بيشتر از ظرفيت فكري شان استفاده كنند .   تمركز  تمركز به مفهوم تصميم گيري رسمي در يك فرد ، واحد يا سطح سازمان است . تمركز باعث مي شود كه كارگران اعمال نظر محدودي در تصميماتي كه شغل شان را متأثر ميسازد داشته باشند.. بطور سنتي تمركز در شرايط زير مطلوب است : الف ـ هنگامي كه ديدگاه جامعي مورد نياز است مانند تصميم گيري استراتژيك ب ـ هنگامي كه كار در محيطي بسيارپايدار و قابل پيش بيني صورت ميگيرد. ج ـ در تصميم گيري هاي مالي و قانوني كه بطور مشخص در صورت تمركز ، تصميم گيري مؤثرتر صورت ميگيرد . د ـ هنگامي كه مزاياي عمده تمركز قابل بيان باشد .  عدم تمركز در شرايط زير مطلوب است : الف ـ هنگامي كه كار در محيطي ناپايدار و يا غير قابل پيش بيني صورت ميگيرد . ب ـ هنگامي كه شغل مدير نيازمند پردازش اطلاعات و ظرفيت تصميم گيري زياد است . ج ـ هنگامي كه ورودي هاي پايه به فرآيند تصميم گيري ضرورت دارد. د ـ فراهم كردن انگيزش شغلي بيشتر براي كارگران        ه ـ جلب تعهد بيشتر كارگران نسبت به سازمان و حمايت از تصميمات با مشاركت كارگران ارتباط ماكرو ارگونومي و ميكرو ارگونومي در مجموع، ماكرو ارگونومي تسهيل كننده و زمينه ساز طراحي سيستم در سطح ميكرو ارگونومي و تعيين كننده سازگاري اجراي سيستم با ساختار كلي آن است . به بيان سيستمي ، اين رويكرد،  بهينه سازي مشترك زير سيستم هاي فني و انساني را در گستره سازماني امكان پذير ميسازد .نتيجه اين امر ، تضمين بيشتر عملكرد بهينه سيستم و اثر بخشي آن شامل ايمني ، سلامت ، راحتي ، انگيزش و كيفيت زندگي است.   ارگونومي و كيفيت در يك‌ سازمان‌ سه‌ عنصراساسي‌ قابل‌ تعريف‌ است‌: كارفرما، كارگر و مشتري‌. اين‌ عناصر به‌ترتيب‌ به‌ بهره‌وري‌، شرايط كار وكيفيت‌ به‌ شدت‌ علاقمندند. ازطرفي‌ اگر بخواهيم‌ به‌ بهره‌وري‌(خواسته‌ كارفرما يا صاحب‌صنعت‌) و كيفيت‌ (خواسته‌مشتري‌) دست‌ يابيم‌، چاره‌اي‌ جزفراهم‌ كردن‌ شرايط كار مناسب‌ براي‌كارگران‌ در سطح‌ سازمان‌ نداريم‌(شكل‌ 2). شكل‌ 2 ـ مدل‌ علايق‌ سازمان‌ ارگونومي‌ با هدف‌ قراردادن‌مستقيم‌ بهبود شرايط كار بامشاركت‌ كارگران‌ در تمام‌ سطوح‌سازمان‌ و ارتقاي‌ كيفيت‌ زندگي‌كاري‌، برآن‌ است‌ تا به‌ خواسته ‌مشتريان‌ يعني‌ كيفيت‌ محصولات‌ وخدمات‌ و خواسته‌ كارفرما يعني ‌بهره‌وري‌، جامه‌ عمل‌ بپوشاند. روشن‌ است‌ كه‌ بهبود شرايط كار، زمينه‌ساز بهره‌وري‌ و كيفيت‌بوده‌ و پيش‌ نياز آن‌ تلقي‌ مي‌شود و عكس‌ اين‌ رابطه‌ صادق‌ نيست‌. در ارگونومي‌ شواهد فراواني‌وجود دارد كه‌ نشان‌ مي‌دهد تعامل‌ناقص‌ بين‌ انسان‌ و تكنولوژي‌ يا بين‌انسان‌ و شرايط محيطي‌ نامساعدمي‌تواند منجر به‌ كاهش‌ بهره‌وري‌گردد. متخصصان‌ ارگونومي‌ تلاش‌كرده‌اند تا بهبودهاي‌ حاصل‌ ازارگونومي‌ را با افزايش‌ بهره‌وري‌ ياكاهش‌ ضايعات‌ (انساني‌) توجيه‌كنند. شرايط نامساعد محيطي‌ وفيزيكي‌ كه‌ باعث‌ ناراحتي‌ انسان‌مي‌شوند، با خطاهاي‌ كيفي‌ مرتبط هستند. به‌ عبارت‌ ديگر ناراحتي‌مي‌تواند باعث‌ برهم‌ خوردن‌ تمركزيا فعاليت‌هاي‌ جبراني‌ شود كه‌ باوظيفه‌ اصلي‌ تداخل‌ مي‌نمايد.همچنين‌ ناراحتي‌ انسان‌ مي‌توانددرك‌ وي‌ را دچار اختلال‌ نمايد. ازطرفي‌ شرايط نامساعد محيطي‌مي‌تواند عامل‌ كاهش‌دهنده‌ انگيزه‌باشد. مطالعات‌ نشان‌ داده‌اند كه‌حدود يك‌ سوم‌ نواقص‌ كيفي‌ به‌دليل‌ شرايط نامناسب‌ ارگونوميكي‌ايجاد مي‌شوند و با بهبود اين‌شرايط قابل‌ رفع‌ هستند ‌ارگونومي‌ و كيفيت‌،  همپوشاني‌ زيادي‌ بايكديگر دارند و محور اساسي‌اشتراك‌ آنها توجه‌ به‌ نيازهاي‌ انسان‌و برآوردن‌ آنهاست‌. ارگونومي‌ روشي‌ را ارائه‌ مي‌كندكه‌ به‌ پايداري‌ سيستم‌هاي‌ كيفيت‌كمك‌ مي‌كند. ايجاد كيفيت‌ درفرايندهاي‌ توليدي‌ يا خدماتي‌، بادر نظر گرفتن‌ قابليت‌ها وظرفيت‌هاي‌ انساني‌ آسانتر محقق‌مي‌شود. از طرفي‌ رويكرد ارگونومي‌ به ‌بهبود در سازمان‌، انساني‌تر از رويكرد به‌ كيفيت‌ است‌، زيرا دركيفيت‌، توجه‌ به‌ رضايت‌ مشتري‌خارجي‌ سازمان‌ است‌، در حالي‌كه‌براي‌ مشتريان‌ داخلي‌ (كارگران‌) دراين‌ فلسفه‌ مديريتي‌ هيچ‌ نسخه‌پيچيده‌اي‌ وجود ندارد، ولي‌ نقطه‌شروع‌ در ارگونومي‌، مشتري‌ داخلي‌يعني‌ كارگر است‌. بديهي است بدون فراهم‌ كردن‌ شرايط مناسب‌كاري‌ براي‌ كارگران‌ (مشتريان‌داخلي‌) كه‌ با ارگونومي‌ و عمل‌ به‌اصول‌ و روش‌هاي‌ آن‌ قابل‌ حصول‌است‌، نيل‌ به‌ كيفيت‌ و جلب‌رضايت‌ مشتري‌ خارجي‌ محال‌به‌نظر مي‌رسد. در دنياي‌ امروز نگاه‌ به‌ارگونومي‌، به‌ منزله‌ پيش‌ شرط وپيش‌ زمينه‌ گسترش‌ مباحثي‌همچون‌ TQM در سطح‌سازمان‌هاي‌ توليدي‌ و خدماتي‌است‌ و چنانچه‌ اصول‌ و روش‌هاي‌ارگونومي‌ در سطح‌ سازمان‌ به‌ كارگرفته‌ شده‌ و به‌ عنوان‌ يك‌استراتژي‌ در مسير تحقق‌ اهداف‌سازماني‌ پذيرفته‌ شود، نيل‌ به‌اهداف‌ كلان‌ كيفيت‌ و بهره‌وري‌،همچنين‌ تسهيل‌ و توانايي‌ رقابت‌سازمان‌ در بازارهاي‌ ملي‌، منطقه‌اي‌ و جهاني‌ محقق‌ مي‌شود. ارگونومي مشاركتي  ارگونومي مشاركتي ، مشاركت فعال تمام سازمان در توسعه و اجراي دانش ارگونومي با حمايت كامل مديريت به منظور ارتقاء شرايط محيط كار ، كيفيت و بهره وري است. از ويژگيهاي ارگونومي مشاركتي آن است كه كاركنان را قادر مي سازد ارگونومي را بعنوان يك دانش و همچنين بعنوان يك تكنولوژي فراگيرند و از آن براي حل مشكلات محيط كارشان استفاده كنند. در سالهاي اخير ، گرايش قابل توجهي به سمت ارگونومي مشاركتي وجود داشته است كه بخشي از آن ناشي از زمينه هاي اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است. جامعه و نيروي كار امروز روشهاي مديريتي مربوط به پنجاه سال قبل را  نمي پذيرند زيرا امروزه تاكيد زيادي بر كيفيت و مشتري گرايي وجود دارد و تحقق اين امر نيازمند مشاركت بيشتر نيروي كار است. درحال حاضر رويكرد ارگونومي مشاركتي در سازمان بعنوان رويكردي موثر جهت تحول سازمانها ، بهره وري و رضايتمندي كاركنان پذيرفته شده است. از آنجا كه بهبود مداوم در سازمان بدون مشاركت كليه نيروهاي درگير در سازمان امكان پذير نيست و مديريت به تنهايي توان و امكان ارزيابي تمامي فعاليتها را در سازمان ندارد ، جلب مشاركت همه به منظور ايجاد بهبود در سازمان ضروري است و انجام اين مهم باعث احساس مالكيت نسبت به كار ، شكوفا شدن خلاقيت ها و ارائه پيشنهادات مي گردد. در ارگونومي مشاركتي هدف آن است كه با معرفي و آموزش دانش كاربردي ارگونومي در كليه سطوح سازمان ، كاركنان با استفاده از اين ديدگاه جديد و با عطف به تجربيات شغلي شان قادر شوند ، پيشنهادات مناسب ، عملي و ساده (بدون هزينه و كم هزينه) درجهت بهبود سازمان و شرايط محيط كار ارائه نمايند. از اركان اصلي پرداختن به ارگونومي مشاركتي در سازمان آموزش است. آموزش ارگونومي بصورت كارگاهي است و درابتدا از بين مديران ارشد سازمان گروهي كه علاقمندي بيشتري به موضوع دارند (حداكثر 15 نفر) انتخاب و در يك كارگاه ارگونومي تخصصي ظرف چند هفته مباني و اصول دانش ارگونومي توسط متخصصين ارگونومي به آنان آموزش داده مي شود. اين تيم ،آموزش ارگونومي را در سطح سازمان با همراهي متخصصين ارگونومي انجام مي دهد. هدف از تشكيل اين تيم آموزش دهنده ، بومي كردن دانش ارگونومي در سازمان است. يكي ديگر از اركان ارگونومي مشاركتي ، تشكيل گروههاي كوچك كاري (تيم) و كار تيمي و همچنين استقرار سيستم پيشنهادات مبتني بر آن است. استفاده صحيح از تكنيك هاي كار گروهي ازقبيل نمودار پارتو ، نمودار علت و معلول ، طوفان مغزي و ... در كار تيمي ضروري است. بعد از اجراي موفقيت آميز كارگاههاي آموزشي ارگونومي و استقرار سيستم  پيشنهادات مبتني بر تيم هاي كاري انتظار مي رود كه با گذشت زمان برنامه ارگونومي مشاركتي كه درابتدا توسط متخصصين ارگونومي از خارج به سازمان وارد شده بود بتدريج به افراد داخل سازمان بطوركامل منتقل شود. برنامه اي كه نهايتاً قادر است از داخل سازمان به حل مشكلات آن بپردازد. از مزيت هاي ارگونومي مشاركتي  به دو مزيت زير اشاره مي شود : 1.   ارگونومي مشاركتي فرصتي را فراهم مي كند كه كاركنان داراي دانش و تجربه منحصر بفردي مي شوند (عملكرد سيستم فراتر از مجموع عملكرد اجزاي آن است) و بنابراين مشاركت آنان درك روشنتري از انواع مسائل موجود و راه حل هاي ارائه شده را بدست مي دهد. 2.   مشاركت دادن كاركنان در تجزيه و تحليل ، توسعه و اجراي تحول سازماني (پروژه ارگونومي مشاركتي) زمينه ساز ايجاد احساس مالكيت بيشتر نسبت به كار و سازمان و تعهد بيشتر در اجراي تغييرات است. و سخن آخر اينكه مشاركت كاركنان در تعريف صحيح از مسائل مربوط به كار و ارائه راه حل هاي مناسب امري ضروري است. كاركناني كه طي سالهاي متمادي يك كار را انجام مي دهند اغلب ايده هاي عالي و راه حل هاي عملي و ساده ارائه مي نمايند كه غالباً بدون هزينه و يا با هزينه كم مي توان اين تغييرات را جهت بهتركردن سيستم انجام داد. آنها منابعي را ارائه مي دهند كه مي توان بطور كامل از آنها استفاده نمود. بعلاوه ، وقتي خود در ارائه پيشنهادي سهيم باشند براحتي هر تغييري را پذيرا خواهند شد.       [1] -Tavistock Institute [2] - Interface [3] - Interaction [4] - Joint Optimization [5] - Human-System Interface Technology [6] -Hardware Ergonomics [7] - Environmental Ergonomics [8] - Cognitive Ergonomics [9] - Organizational Design and Management (ODAM) [10] - Human Factors Society (HFS) [11] - Hendrick [12] -top-down system approach [13] - Complexity [14] - Formalization [15] - Centralization [16] - Differentiation [17] - Integration

تعريف مهارت‌ها

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
  تعريف مهارت‌ها   چون مهارت‌ها بسيار متنوع و مختلف هستند، تعريفى از مهارت که بتوان در همهٔ موارد آن را به‌کار برد مشکل خواهد بود. روانشناسى به نام اي.آر.گاترى (E.R. Guthrie) در (۱۹۵۲) مهارت را به‌صورتى تعريف کرده است که مشخصه‌هاى مهم آن را در بر مى‌گيرد. به گفتهٔ او مهارت قابليتى است که با اطمينان معيّن و صرف حداقل انرژى يا زمان کارى به نتيجه برسد به چندين مشخصه در اين تعريف بايد توجه داشت. اول آنکه کار بايد به هدف مورد نظر برسد مانند کامل کردن يک پاس در بازى فوتبال يا اجراء بالانس در ژيمناستيک. معمولاً ما در مورد يک مهارت به گونه‌اى متفاوت با يک حرکت فکر مى‌کنيم و حرکت ضرورتاً در محيط به هدف خاصى نمى‌رسد مثل اينکه بدون هدف انگشتان خود را حرکت دهيد. اما بديهى است که اجراءکنندهٔ مهارت، از حرکت به‌عنوان يک وسيله براى رسيدن به هدف استفاده مى‌کند نکتهٔ دوم اينکه ماهر بودن به اين معنى است که اجراءکننده بايد اطمينان بيشينه‌اى به هدف مورد نظر برسد؛ براى مثال فرض کنيد در ماه گذشته در بازى تيراندازى با پيکان، تير شما درست به خال وسط هدف خورده است. اين عمل تنها براى يک‌بار نمى‌تواند تضمين کند که شما تيرانداز ماهرى هستيد؛ زيرا در پرتاب‌هاى بعدى نتوانسته‌ايد نتيجهٔ مشابهى را با اطمينان کامل به‌دست آوريد و اين تنها پرتاب از ميان صدها پرتابى است که به هدف برخورد کرده است. براى ماهر بودن بايد بتوانيد با اطمينان نسبى مهارت را نشان دهيد بدون اينکه شانس در آن نقشى عمده و اصلى داشته باشد. به همين دليل تماشاچيان براى قهرمانانى که در ثانيه‌هاى آخر بازى با اطمينان از فرصت باقى‌مانده استفاده مى‌کنند و تيم خود را برنده مى‌سازند، ارزش بسيار قائل هستند نکتهٔ سوم اينکه به‌طور اخص يکى از شاخص‌هاى عمدهٔ بسيارى از مهارت‌هاى حرکتى اجراء آن مهارت با صرف حداقل انرژى است. براى برخى از مهارت‌ها اين امر هدف اصلى نيست، مانند پرتاب وزنه که بايد با حداکثر نيرو و صرف انرژى همراه باشد تا وزنه به دورترين مسافت پرتاب شود، اما براى بسيارى از مهارت‌هاى ديگر صرفه‌جوئى در انرژى و به حداقل رسانيدن مصرف آن بسيار مهم است، مانند دوندهٔ دوِ ماراتن که با آهنگ دو و تنظيم انرژى خود مى‌تواند به دويدن ادامه دهد يا کشتى‌گيرى که نيروى خود را براى دقايق پايانى يک مسابقهٔ حساس ذخيره و صرفه‌جوئى مى‌کند. موضوع به حداقل رسانيدن انرژى به سازمان و نحوهٔ اجراء کار برمى‌گردد، به‌طورى که نه تنها ميزان انرژى فيزيولوژيک پائين مى‌رود، بلکه انرژى روانى و ذهنى مورد نياز نيز کاهش مى‌يابد. بسيارى از مهارت‌ها طورى آموخته شده‌اند که ورزشکار در حين اجراء به‌ندرت به‌نحوهٔ اجراء توجه مى‌کند؛ لذا با آزاد کردن فرآيندهاى ذهنى از نحوهٔ اجراء حرکت، سعى دارد به ساير شاخص‌هاى فعاليت از قبيل استراتژى بازى در بسکتبال يا بيان حالات حرکتى خود در اجراء حرکات موزونى مثل باله بپردازد. از عوامل اصلى و کمک‌کننده به اجراء ماهرانه، تمرين است. آموختن همراه با کسب تجربه به اجراهاى راحت و بدون زحمت مى‌انجامد که مورد تشويق و تمجيد تماشاچيان قرار مى‌گيرد نکتهٔ سوم اينکه به‌طور اخص يکى از شاخص‌هاى عمدهٔ بسيارى از مهارت‌هاى حرکتى اجراء آن مهارت با صرف حداقل انرژى است. براى برخى از مهارت‌ها اين امر هدف اصلى نيست، مانند پرتاب وزنه که بايد با حداکثر نيرو و صرف انرژى همراه باشد تا وزنه به دورترين مسافت پرتاب شود، اما براى بسيارى از مهارت‌هاى ديگر صرفه‌جوئى در انرژى و به حداقل رسانيدن مصرف آن بسيار مهم است، مانند دوندهٔ دوِ ماراتن که با آهنگ دو و تنظيم انرژى خود مى‌تواند به دويدن ادامه دهد يا کشتى‌گيرى که نيروى خود را براى دقايق پايانى يک مسابقهٔ حساس ذخيره و صرفه‌جوئى مى‌کند. موضوع به حداقل رسانيدن انرژى به سازمان و نحوهٔ اجراء کار برمى‌گردد، به‌طورى که نه تنها ميزان انرژى فيزيولوژيک پائين مى‌رود، بلکه انرژى روانى و ذهنى مورد نياز نيز کاهش مى‌يابد. بسيارى از مهارت‌ها طورى آموخته شده‌اند که ورزشکار در حين اجراء به‌ندرت به‌نحوهٔ اجراء توجه مى‌کند؛ لذا با آزاد کردن فرآيندهاى ذهنى از نحوهٔ اجراء حرکت، سعى دارد به ساير شاخص‌هاى فعاليت از قبيل استراتژى بازى در بسکتبال يا بيان حالات حرکتى خود در اجراء حرکات موزونى مثل باله بپردازد. از عوامل اصلى و کمک‌کننده به اجراء ماهرانه، تمرين است. آموختن همراه با کسب تجربه به اجراهاى راحت و بدون زحمت مى‌انجامد که مورد تشويق و تمجيد تماشاچيان قرار مى‌گيرد نکتهٔ پايانى اينکه ويژگى بسيارى از مهارت‌هاى حرکتى آن است که اجراءکننده، اين عمل را در حداقل زمان انجام دهد. بسيارى از مهارت‌هاى ورزشى هستند که تنها هدف مسابقه در آنها، به‌دست آوردن رکورد با حداقل زمان است، مانند مسابقه‌هاى شنا. مهارت‌هاى ديگرى هستند که در آنها سرعت، بسيار مهم است مانند ضربه زدن در بازى بوکس يا پاس دادن در بازى بسکتبال. موقعى که سرعت اجراء مهارت زياد مى‌شود ممکن است دقت حرکت کم شود و حرکات بى‌قواره‌اى به‌وجود آيد که به‌ندرت به نتيجهٔ دلخواه و مورد نظر مى‌رسد. علاوه بر اين، با افزايش سرعت، ميزان انرژى مصرفى نيز بالا مى‌رود؛ لذا براى فهميدن درست مهارت و نحوهٔ اجراء آن بايد جنبه‌هاى مختلف مهارت و شاخص‌هاى مهم آن را در يک توازن کلى در نظر گرفت و بر آنچه در آن شرايط و موقعيت مهمتر است بيشتر تأکيد کرد   به‌طور کلى براى اينکه مهارت‌ها به هدف‌هاى تعيين شدهٔ خود برسند، موارد زير ضرورى است: - بيشينهٔ اطمينان نسبت به اجراء مهارت؛ - به‌کار بردن حداقل انرژى فيزيکى و روانى براى اجراء؛ - اجراء آن عمل در حداقل زمان مهارت چیست ؟ و چه خصوصیت هایی دارد ؟ قسمت اول : تعریف مهارت قبل از آن که  وارد حوزه آموزش مهارتهای یادگیری شویم ، بایستی در مورد خودمبحث" مهارت" بحثی دشته باشیم .   اصولا به چه کاری مهارت می گویند ؟   در فرهنگ فارسی معین مهارت را ماهر بودن در کاری ،زبردست بودن ،استادی و زبردستی تعریف کرده اند اما در کتاب اسمیت ترجمه نمازی زاده "به عملی که در حداقل زمان , با صرف حداقل انزژی با حداکثر کیفیت و کارایی انجام گیرد , مهارت " گفته شده است. پس مهارت عملی است که سه فاکتور زمان-انرژی و عملکرد در آن نقش دارند , از این رهیافت است که کسب مهارت نیازمند تمرین و تجربه است یا  به تعبیری دیگر به هر عملی  که در آن بتوان تجربه و تمرین داشت , می توان مهارت اطلاق کرد. امابرای کسب مهارت در هرچیزی , بایستی ویژگیهای آن یا به عبارتی دیگر، عناصر سازنده آن را در نظر گرفت, البته در کسب هر مهارت تازه , به صورت ناخودآگاه این ویژگیها آموزش داده می شوند : اولین ویژگی و خصوصیت یک مهارت" علم" است , یعنی برای انجام هر کاری بایستی دانش مربوط به آن را داشته باشیم و شناخت کلی از ماهیت آنچه را که می خواهیم بدانیم ,کسب نماییم. دومین ویژگی" تجربه" است , یعنی علم را به کار بگیریم و بر اثر تکرار،خطاهای رفتارمان  را کاهش دهیم.حال سئوال مطرح می شود که در مورد کاری که هیچ تجربه ایی وجود ندارد ، چکار می شود که خطا کاهش یابد ؟ در پاسخ با ید گفت که فرد اندیشمند از تجارب دیگران استفاده می نماید. خالی از لطف نیست که در اینجا اشاره  ایی به ضرب المثل روسی شود ،که "علم ،بدون تجربه ،مرده است و تجربه ی بدون علم , کور است " . این ضرب المثل نشان دهنده اهمیت ارتباط بین علم و تجربه دارد. در ادامه  به سومین خصوصیت مهارت  که "سرعت" است می رسیم. سرعت داشتن در انجام یک مهارت به معنای صرفه جویی در زمان و انرژی است. ویژگی  چهارم "دقت" است ، این خصوصیت کیفیت کار مارا که در اثر توجه و تمرکز بوجود می آید را می سازد. ویژگی پنجم "علاقه و گرایش " است. این ویژگی انگیزه ایی برای کسب مهارت , تمرین و ادامه کار است و همچنین این ویژگی کمک به ایجاد خلاقیت وگسترش مهارت می گردد. اما ویژگی ششم که مهم ترین آن است , "آرامش " می باشد .یک انسان آرام در کنار پنج ویژگی قبلی می تواند در هرکاری ,ماهرانه عمل نماید، خوب تصمیم بگیرد ، خوب ارتباط برقرار سازد و به طور کلی در مسائل شخصی و اجتماعی, قدرتمندانه و با احساس توانمندی با لا عمل نماید, و فرد به جایی می رسد که مهارت هدف , به طور خودکار شده و دیگر جزییات آن به ناخود آگاه انسان سپرده شده است. اگر عمیق تر به این خصوصیات نگاه کنیم ، متوجه می شویم که این ویژگی ها خارج از وجودی انسان نیست. به عبارت دیگر در کسب هر مهارت انسانی  مثل مهارتهای شغلی , مهارتهای زندگانی و... می توان رد پای این شش خصیصه را یافت.      انواع مهارت   همانگونه که در قسمت اولاین مقاله اشاره شد مهارت عبارت است از عملی که در حداقل زمان و باصرف حداقل انژری در حداکثر کیفیت خویش انجام می پذیرد " مهارت عملی است که با تمرین و تکرار، رشد می­کند. بسیاری از مهارت­ها ، روزهای اول ، دشوار به نظر می­رسند اما به مرور زمان آن­چنان ساده می­شوند   که گویی آن را از زمان تولد یاد داشته­ایم. مهارت­ها انواع گوناگون دارند.شامل مهارت های حرکتی ،شناختی دسته بندی می شوند. که باز همین مهارت ها انواع گوناگونی دارند. بعضی مهارت­ها ورزشی­ اند مثل دویدن مثل دویدن ، فوتبال ، بسکتبال ، والیبال ، شنا ، تنیس ، اسکی و .. بعضی مهارت­ها هنری ­اند مثل موسیقی ، نقاشی ، خطاطی ، تأتر ، مجسمه سازی و .. بعضی مهارت­ها شغلی­ اند مثل مکانیکی ، آهنگری ، خیاطی ، نجاری و ... بعضی مهارت­ها ذهنی­ اند مثل شطرنج ، تمرکز حواس ، تقویت حافظه و ... بعضی مهارت­ها حرکتی­ اند مثل نوشتن ، راه رفتن ، پریدن ، جویدن و ... در همه­ ی مهارت­ها ، این نکته بارز است که در یک سیر نامحسوس ، از حالت ارادی به غیر ارادی تبدیل می­شوند. روزهای اول خودآگاه ، مسئول انجام است ولی به مرور زمان ناخودآگاه صورت می­پذیرند. به عبارتی زیباتر از حالت کوششی به حالت جوششی در می آیند. مثلاً زمانی که اولین بار قلم به دست می­گیریم و می­خواهیم کلمه­ ای را بنویسیم ، خط­ها کج می­شوند ، دستمان می­لرزد و مدام فکر می­کنیم چگونه بهتر بنویسیم اما با گذشت زمان و بالا رفتن سواد ، به جای " چگونه نوشتن " به " محتوا " می­اندیشیم. به این که چه چیزی می­خواهیم بنویسیم. یا زمانی که می­خواهیم رانندگی را بیاموزیم ، باید دقت کنیم که اشتباهی رخ ندهد ، ماشین خاموش نشود ، خیلی تند یا کند نرویم ، اما با گذشت زمان ، این مهارت ، ناخودآگاه می­شود و به جایی می­رسیم که دست و پایمان خود به خود ، حرکت می­کند و به تنها چیزی که در مسیرمان فکر نمی­کنیم رانندگی است! از طرفی اگر تمرین و تکرارمان را ادامه دهیم کم کم سوار بر مهارت می­شویم. یعنی آن­چنان بر مهارت مسلط می­شویم که حسی فراتر از اراده و قدرت را تجربه می­کنیم. مثل دونده­ای که چند دور که می­دود خسته می­شود اما اگر ادامه دهد و از نقطه­ا ی اوج خستگی بگذرد به حالتی خستگی ناپذیر می­رسد که تا هر چقدر بخواهد می­تواند به دویدن ادامه دهد. قسمت سوم : مهارتهای یاد گیری در دو مقاله قبل با تعریف مهارت و انواع آن آشنا شدیم و در این مقاله سعی بر ان است که در مورد مهارتهای  یاد گیری صحبت نماییم. مهارت های یادگیری ،روش ها و فنونی هستند که به انسان کمک می کنند  تا یادگیری خویش را متحول کند. یعنی یاد بگیریم که چگونه یاد بگیریم. همیشه می­گویند بخوانید اما نمی­گویند چگونه. چقدر خواندن مهم نیست ، چگونه خواندن مهم است. خیلی از پدر و مادران می­گویند بچه­ هایشان زیاد درس می­خوانند اما به اندازه­ ی کافی و به نحو مطلوب نتیجه نمی­گیرند. علت چیست ؟     مسلماً روش مطالعه­ ی صحیح را نمی­دانند. پس کیفیت مطالعه مهم­تر از مقدار زمان مطالعه است. چه بسا کسانی که چون روشی مناسب را در پیش می­گیرند ، با وقتی بسیار کم­تر ، نمره­ای بسیار خوب می­گیرند و رتبه­ ها ی مناسب را در آزمون­های گوناگون کسب می­کنند. در واقع مهارت­های یادگیری قصد دارد به جای این­که به کسی " ماهی " بدهد ، " ماهیگیری " را آموزش دهد تا انسان بتواند خود بهترین ماهی­های اقیانوس علم و دانش را صید کند.   مهارت­های یادگیری شامل چه زمینه­ هایی می­شود ؟   این مهارت­ها بسیارند ولی مهم­ترین آن­ها عبارتند از : مهارت­های مطالعه ، تند خوانی ،  تقویت حافظه ، پرورش درک ، دقت و تمرکز حواس ، پرورش خلاقیت ، امتحان دادن ، تست زنی ، محاسبات ذهنی. مهارت­های یادگیری مثل هر مهارت دیگری با تمرین و پشتکار ، روز به روز آسان تر می­شوند حتی تا جایی که می­توان نتایجی شگفت آور گرفت. هر کس در هر شرایط و سن و سالی می­تواند ، مهارت­های یادگیری را بیاموزد و گامی بلند در زندگی به ویژه در موفقیت­های علمی و تحصیل خود بردارد. کسی که روش­های برتر را در مطالعه ، امتحان و تحصیل علم و دانش بلد باشد ، دیگر مهم نیست چه امکاناتی دارد و مهم نیست که در چه خانواده یا مدرسه­ای است. چون خودش می­تواند به بهترین شکل ممکن ، مطالب گوناگون و مورد نیاز یا علاقه­ ی خود را به دست آورد ، بفهمد ، به خاطر بسپارد و بازگو کند.     تاريخچه آموزش کارآفريني   •       اولين بار دانشگاه هاروارد (1947) دوره اي موقت برگزار کرد. •       آموزش رسمي کارآفريني در مدارس بازرگاني از سال 1970 شروع گرديد. •       دانشگاه کاليفرنياي جنوبي براي اولين بار در سال 1972 دوره MBA کارآفريني را برگزار نمود. •       در سال 1980 (تعداد 300 دانشگاه)، 1990 (تعداد 1050 دانشگاه)، 2003 (1600 دانشگاه و 2200 دوره) •       امروزه اکثر دانشگاهها و کشورها داراي دوره هاي کارآفريني هستند.   به طور کلی تا سال 1990 میلادی چهاردسته اصلی از دوره های آموزشی کارآفرینی شکل گرفت که این دوره ها عبارتند از: دسته اول : برنامه هایی برای آگاهی و جهت گیری به سوی کارآفرینی  است . هدف از این دوره ها، افزایش آگاهی ، درک و بینش نسبت به کارآفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است . اینگونه برنامه ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کارآفرین شدن افزایش یابد. گروههای نژادی، غیر شاغلان، مخترعان، دانشمندان، شاغلین دولت و بازنشستگان ارتشی و گروههای مختلف، می توانند تحت پوشش این دوره قرارگیرند. دسته دوم: شامل برنامه های آموزشی است که توسعه تاسیس شرکتها را پوشش می دهد. این برنامه ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند. کشورهایی همچون آمریکا، هند، فیلیپین، مالزی، فنلاند و هلند مراکز ویژه ای را برای حمایت از کارآفرینان بالقوه تاسیس کرده اند که ضمن ارائه آموزشهای ویژه جهت توسعه توانائیها و انگیزش افراد، توسعه مناطق شهری و آموزشهای عملی در نزد کارآفرینان موجود را در برمی گیرد. دسته سوم : دوره ها جهت رشد و بقای کارآفرینان و شرکتهای کوچک  طراحی شده است ، که شرکتهای کوچک موجود را پوشش می دهد. واقعیت آن است که این گروه ازشرکتها در هر کشوری باید مورد توجه قرار گیرند. در کشورهای کمونیستی سابق شرکتهای کوچک بسیار مورد توجه قرار می گرفتند و تعداد زیادی از آنها با کمتر از 10 کارمند تاسیس شدند. نیازهای آموزشی در این برنامه ها بسیار متنوع است. از دوره های بسیار مورد قبول در این خصوص می توان به دوره رشد شرکتهای کوچک در دانشگاه دارهام و دوره فعالیتهای اقتصادی خود را بهبود دهیداشاره کرد که توسط سازمان بین المللی کار  در سراسر دنیا اجرا می شود. دسته چهارم : برنامه توسعه آموزش کارآفرینی است که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کارآفرینی است. هدف دیگر این برنامه ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کارآفرینی است   مسير آموزش کسب و کار   –       از تشخيص فرصت تا راه اندازي کسب و کار (کارآفريني) –       از راه اندازي کسب و کار تا مرحله عرضه عمومي سهام شرکت (مديريت کسب و کار کوچک) –       از مرحله عرضه عمومي سهام به بعد     سطوح آموزش کارآفريني   1- سطح مبتدي (Basic): هدف از اين سطح ترويج و فرهنگ سازي کارآفريني است. (مربيان درجه دو عمومي) 2- سطح پيشرفته (Advanced): هدف از اين سطح آموزش افراد براي راه اندازي کسب و کار است (مربيان درجه دو کسب و کار، بازاريابي، مالي، پروژه و منابع انساني و مربيان درجه يک عمومي) 3- سطح حرفه اي (Professional):هدف از اين سطح، آموزش افراد براي مديريت و رشد کسب و کار است (مربيان درجه يک کسب و کار، بازاريابي، مالي و ...)     الگوهاي مبناي آموزشي   1- نيازهاي روانشناختي کارآفرينان 2- فرآيند کسب و کار 3- مدل نقاط برجسته 4- مدل مهارتهاي مديريتي 5- مدل تکنيک هاي عملي 6- مدل ترکيبي     مدل MOM در آموزش کارآفريني   •       اين مدل بر مبناي مدل عمومي نيازسنجي طراحي گرديده و داراي مراحل زير است: تحقيقات بازار: در اين مرحله تحقيقات بازار (نيازسنجي اوليه) انجام مي شود. طراحي سرفصل هاي آموزشياجراي دوره آموزشيارزيابي دوره آموزشياين مدل بر مبناي تئوري عملکرد کارآفرينانه طراحي گرديده است.تئوري عملکرد کارآفرينانه مي گويد.EP = M (ES + BS)اين مدل يکي از بهترين مدل هاي آموزش کارآفريني است که در سه گام به ترتيب زير انجام مي شود.ايجاد انگيزه (M)ايجاد مهارتهاي کارآفرينانه (ES)ايجاد مهارتهاي کسب و کار (BS)     طراحي دوره   •       تشکيل تيم متخصص آموزشي •       معرفي سرفصل ها منطبق بر نيازهاي شناسايي شده •       تدوين محدوده هاي مناسب زماني براي هر سرفصل •       تشخيص روند (تقدم و تاخر سرفصل ها) •       تدوين برنامه نهايي دوره     اجراي دوره   •       انتخاب مکان مناسب براي اجرا •       ثبت نام فراگيران •       انتخاب اساتيد و ارائه سرفصل ها •       طراحي فرم ارزيابي اساتيد بر مبناي طيف رتبه اي و نسبي داراي شاخص هاي –       انطباق سرفصل ها با مطالب گفته شده –       توانايي اداره موثر کلاس –       پاسخگويي به سوالات مطرح شده و ... •       طراحي فرم ارزيابي کلي دوره   ارزيابي دوره آموزشي   •       در اين مرحله دوره اموزشي با استفاده از ابزارهاي ارزيابي مورد سنجش قرار مي گيرند. •       مهمترين ابزارها براي ارزيابي دوره هاي کارآفريني به ترتيب عبارتند از: –       طرح کسب و کار –       تشخيص فرصت و ترسيم فرآيند کسب و کار نمونه –       انجام مصاحبه و کشف الگو –       تدوين موضوع تدريسي –       پايان نامه –       امتحانات کتبي و شفاهي       مهارتهاي کسب و کار   •       مهارتهاي مورد نياز براي مدیریت و رشد کسب و کار •       طرح کسب و کار •       مهارتهای مالی •       مهارتهای بازار •       مهارتهای عملیاتی •       مهارتهای سازماندهی •       مهارتهای ارتباطی •       مهارتهای قانونی •       مهارتهای کامپیوتر و تجارت الکترونیک     مدل SIFE   •       اين مدل شامل سه مرحله اساسي به ترتيب زير است. •       ايجاد تيمي شش نفره از بهترين فارغ التحصيلان دانشگاهي (SIFE) •       جذب فراگيران و آموزش آنها توسط تيم SIFE در سه حوزه کسب و کار، اقتصاد و کامپيوتر با رويکرد کارآفريني •       نوشتن يک طرح کسب و کار مناسب و ارائه آن در مقابل رهبران صنعت محلي     مدل ILO •       اين مدل شامل چهار مرحله اساسي زير است.   •       KAB: در اين مرحله دانش اوليه در مورد کسب و کار آموزش داده مي شود (زمينه سازي)   برنامه آموزشی کب: Know About Business (KAB) تعریف : برنامه‌ILO موسوم به KAB مخصوصاً براي مراكز آموزش حرفه‌اي طراحي‌شده و هم اكنون در چندين كشور، آفريقا، آمريكاي لاتين و آسياي مركزي آزمايش ميداني مي‌شود. كمك‌كردن به سوي ايجاد يك فرهنگ بنگاه‌داري در يك كشور و يا جامعه توسط ترويج آگاهي و وقوف جوانان از موقعيت‌هاي‌شان و دغدغه‌هاي كارآفريني و خود استخدامي و نقش آنها در شفاف سازي آينده‌ خودشان و اقتصاد كشورشان و توسعه‌ اجتماعي است. بسته آموزشي KAB شامل يك سري از مواد آموزشي براي آموزش كارآفريني مي‌باشد. اين بسته توسعه‌ مهارت‌هاي كارآفريني و سپس آماده ساختن شركت كنندگان نه فقط به منظور تأسيس كسب ‌و‌كارشان به نحوي در آينده بلكه همچنين كاركردن به نحوه‌اي بهره‌ورانه در كسب ‌و‌كار‌هاي كوچك و متوسط مي‌باشد. به اين نحو، در يك سطح وسيع تر، هدف كلي  KAB كمك به ايجاد يك فرهنگ كسب‌ و‌كار مي‌باشد. سامانه آموزشي KAB  سامانه آموزشي" كب "براي تامين مواد درسي ضروري معلمين و مربيان در يك دوره 120 ساعتي طراحي شده‌است. اين بسته آموزشي شامل يك كتابچه راهنماي مربي و هشت عنوان درسي‌است.. هر عنوان يك بخش اصلي از كارآفريني را معرفي مي‌نمايد و به چندين موضوع تقسيم مي‌شود. هر عنوان درسي كه به عنوان يك بسته‌ مستقل طرح‌ريزي شده‌است و پيش نياز عناوين ديگر نمي‌باشد.  •       *اهداف ويژه‌ بسته آموزشي KAB عبارتند از : - ايجاد آگاهي از بنگاه‌ها و خوداشتغالي به عنوان يك انتخاب شغل براي جوانان در دبيرستان و آموزش‌هاي فني‌وحرفه‌اي - توسعه‌ي رويكردهاي مثبت (نگرش¬هاي مثبت) به بنگاه‌ها و خوداشتغالي - تهيه‌ي محتواي علمي و تمريني از اوصاف خوشايند براي مسابقه در راه اندازي و اداره‌ي يك بنگاه موفق. - تسهيل گذر از كارورزي دوره تحصيلي به مثابه يك نتيجه از درك بهتر از عملكردها و تسهيل عمليات مربوط به بنگاه‌ها گروه هدف :  بسته‌ آموزشي KAB معلمين و تعليم دهندگان موسسات آموزش شغلي و تكنيكي را هدف قرار داده‌است. همچنين KAB مي‌تواند براي تحصيلات متوسطه‌ي عمومي و تحصيلات تكنيكي عالي مورد‌بهره‌برداري قرار گيرد.  این بسته براي مربيان و آموزگاران مؤسسات آموزش فني ‌و‌ حرفه‌اي طراحي شده است. مواد آموزشي قابل تطبيق براي استفاده در هر دوي كشورهاي صنعتي و در حال توسعه و در موسسات آموزش عالي غير فني ‌و‌ حرفه‌اي مي‌باشد. پذيرفته شده است كه مربيان يا مربیان ي كه از مواد آموزشي استفاده مي‌كنند نوعاً از ديپلم يا تحصيلات عالي برخوردار بوده، مقداري مهارت فني داشته ‌باشند اما تجربه‌ي كسب ‌و ‌كار قبلي چندان نياز نيست.   SYB: در اين مرحله دانش مربوط به چگونگي راه اندازي کسب و کار آموزش داده مي شود (راه اندازي) برنامه¬های آموزش SIYB: توسط سازمان بین¬المللی کار ارائه شده و در بیش از 60 کشور در حال توسعه اجرا گردیده است. برنامه مذکور یک برنامه آموزشی و مشاوره¬ای است که به¬منظور تربیت و پرورش کارآفرینان در واحدهای کوچک ( اعم از صنعتی، خدماتی و تجاری) تنظیم شده است. این برنامه در برگیرنده بسته¬های متنوع آموزشی است. بسته های YBوIYB  مهمترین بسته¬های این برنامه آموزشی می باشد. این برنامه يك برنامه‌ آموزش مديريت با تمركز به شروع و بهبود كسب‌ و‌كار‌هاي كوچك به عنوان يك راهبرد براي ايجاد اشتغال بيشتر و بهتر در كشورهاي در حال توسعه و اقتصادهاي  در ‌حال‌گذار مي‌باشد.  اهداف:  اهداف توسعه‌ي بلند مدت SIYB اختصاص به رشد اقتصادي به طور عام و ايجاد شغل‌هاي بيشتر و بهتر در كسب ‌و‌كارهاي خرد و كوچك به طور خاص دارد. اهداف  توسعه‌ي كوتاه مدت اختصاص به تقويت تدارك كنندگان  BDS ( خدمات توسعه‌ كسب‌ و‌كار ) جهت اجراي آموزش مديريت كسب ‌و‌كار كه شروع و بهبود كسب‌ و‌كار را براي كارآفرينان كسب‌ و‌كار خرد و كوچك ممكن مي‌سازد، دارد كه در نتيجه ايجاد شغل¬هاي پايدار براي خود كارآفرينان و ديگران امكان پذير مي‌شود.   IYB: در اين مرحله دانش مربوط به بهبود و اصلاح کسب و کار آموزش داده مي شود.   این برنامه به اصول و مفاهیم مدیریتی و روش¬های اداره بنگاه به صاحبان و مدیران واحدهای کوچک تولیدی و خدماتی که درصدد رشد و توسعه بنگاه خویش هستند می¬پردازد. IYB   به عنوان يك برنامه‌ آموزشي موسوم به «از كسب ‌و‌كارت مراقبت كن» كه به وسيله‌ فدراسيون كارفرمايان سوئد توسعه ‌يافت در اوايل دهه‌ 70 شروع شد. در سال 1977 SIDA (اقتدار توسعه بين‌المللي سوئد) پروژه‌اي را در چارچوب ILO كه برنامه ابتكار اصلي سوئد (OSI) را با نيازهاي كارآفرينان كسب‌و‌كارهاي كوچك در اقتصادهاي در حال توسعه مطابقت داد، تأمين مالي نمود. EYB: در اين مرحله علوم تکميلي براي توسعه کسب و کار آموزش داده مي شود. برنامه  :SYB   این برنامه، برنامه¬ای است آموزشی برای کسانی که ایده¬های برای راه¬اندازی کسب و کار عملی دارند. SYB   در سال 1991 توسعه يافت. از آنجايي كه IYB تمركز بر كسب‌و‌كارهاي موجود داشت، SYB جهت برآورده‌ساختن نيازهاي كارآفرينان بالقوه كسب‌و‌كارهاي خرد و كوچك كه مي‌خواستند كسب وكاري را شروع‌كنند اما مهارت نداشتند، توسعه‌يافت.     مدل NFTE (National Foundation for Teaching Entrepreneurship)  تعریف: برنامه‌ آموزشی NFTE با استفاده از برنامه آموزشي عملي به جوانان آموزش می¬دهد. اين برنامه آموزشي متناسب با سطوح و وره¬هاي مختلف تحصيلي طراحي شده و محتواي آن بر اساس گروه¬هاي سني مختلف تنظيم گرديده است. برنامه آموزشي NFTE را مي‌توان به صورت دوره كوتاه مدت در يك نيم سال تحصيلي، يك ترم يا يك دوره يك ساله كارآفريني آموزش داد.  به علاوه مي‌توان اين برنامه را به عنوان بخشي از برنامه درسي مدارس و دانشگاه¬ها تدريس كرد. در برنامه NFTE فراگيران مفاهيم كسب و كار را آموخته و مهارتهاي لازم نظير مذاكره و قيمت‌گذاري را تمرين مي‌كنند و طي دوره NFTE سعي مي‌كنند تا يك طرح شغلي را براي كسب و كار فردي خود تهيه كنند. بسياري از مربیان ، مربيان و دست‌اندركاران، سفرهاي علمي را به بازارهاي عمده‌فروشي تدارك مي‌بينند تا فراگيران بتوانند كالاهاي مورد نياز خود را خريداري و سپس در نمايشگاه تجاري محل تحصيل خود به فروش برسانند. ـ اهداف دوره هدف از برگزاري دوره "راه‌اندازي و اداره كسب و كار كوچك" بر اساس اين مدل عبارت است از: 1ـ آشنايي فراگيران با ويژگي‌هاي كارآفرينان و مقايسه ويژگي‌هاي خود با آنها به منظور شناخت قابليتهاي فردي و اقدام جهت برطرف كردن نقاط ضعف. 2ـ آشنايي فراگيران با انواع كسب و كار و راهبردهاي توسعه آن، قوانين و مقررات كسب و كار و مهارتهاي لازم براي مديريت و اداره آن. 3ـ آموزش روشهاي تأمين سرمايه كسب و كار. 4ـ آشنايي فراگيران با اصول اوليه حسابداري و امور مالي كسب و كارها. 5ـ آموزش فنون و نكات كليدي بازاريابي، تبليغات، مذاكره و ارتباطات تجاري به فراگيران. 6ـ يادگيري نحوه تهيه يك طرح شغلي جامع و كامل به صورت عملي. - استانداردهاي علمي كه اين مجموعه آموزشي بر اساس آنها تهيه شده است، عبارتند از: ـ SCANS: كميسيون تحقق مهارت‌هاي ضروري وزارت كار ـ NCTM: شوراي ملي آموزش رياضيات ـ NCSS: شوراي ملي استانداردهاي برنامه درسي براي مطالعات اجتماعي ـ سازمان ملي استانداردهاي برنامه درسي و ارزيابي   •       اين مدل توسط موسسه NFTE طراحي و اجرا گرديده است. •       اين مدل يکي از مشهورترين مدلهاي طراحي شده بر مبناي فرآيند کارآفرينانه (آموزش گام به گام) است. •       يکي از نقطه هاي قوت اين مدل، متون قابل دسترس آن در کشور و استفاده از مدلهاي عملي است. •       اين مدل در سه سطح گفته شده به آموزش کارآفريني مي پردازد.   روش هاي تدريس طرح کسب و کار در کل دو روش کلي براي تدريس طرح کسب و کار وجود دارد: 1- روش فردي: در اين روش يک فرد، کل طرح کسب و کار را به فراگيران آموزش مي دهد (سطح Basic). 2- روش گروهي: در اين روش گروهي از افراد عموما شامل چهار نفر به تدريس طرح کسب و کار مي پردازند (سطح Advanced). نکته: در سطح Professional، طرح کسب و کار بيشتر با تاکيد بر طرح توسعه نوشته مي شود. لذا آموزش در آن سطح به طرح توسعه اختصاص دارد.    

منشا و چگونگي رشد خوشه لباس ونساجي

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA st1\:*{behavior:url(#ieooui) } /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
-2-منشا و چگونگي رشد خوشه لباس ونساجي شنگ ز در چين. 1-عوامل تاريخي شانگ ز در جنوب چنين با آب هاي گرم، زمين هاي حاصلخيز وبا آب فراوان و كنار رودخانه قرار گرفته است.شانگ ز يكي از مراكز اصلي ابريشم براي چند صد سال بوده است. بطور تاريخي ساكنان اين شهر مهارت فراواني در توليد ابريشم داشته اند وتعداد زيادي كارگاه ها ومراكز تجاري ابريشم در اين شهر قرار داشته است. بعد از انقلاب كمونيستي در چين وکاهش فعاليت هاي بخش خصوصي شانگ ز يك شهر كشاورزي گرديد، با شروع اصلاحات در چين و با رونق گرفتن بخش خصوصي، انتخاب طبيعي شانگ ز رونق تجارت ابريشم بود. بدليل شرايط طبيعي منطقه اين عامل منشا شكل گيري خوشه صنعتي نساجي و پوشاک در چين شد. با رونق گرفتن تجارت، تجار زيادي به اين منطقه آمدند و افزايش تقاضا عامل تشويق عرضه بيشتر گرديد اين عامل باعث رشد سريع مراکز توليدي وتوزيعي شد واين عامل منجر به شكل گيري خوشه كرديد.   2-نقش مراجع محلي                     1.                    ايجاد بازار به فرم فيزيكي(ساختمان)                     2.                    تامين كننده مالي وتوسعه بازارهاي ابريشم محور با کمک دولت.                     3.                    ايجاد پارك صنعتي                     4.                    ايجاد زير ساختارها لازم مثل جاده،برق،آب وساير شرايط پايه اي لازم. اين عوامل محيطي خوبي را براي كارخانجات بوجود آورد وبنگاهها محدوديت ها را شكستند وبعضي كارخانجات توليدپارچه تنوع را آغار کردند و باعث توسعه صنعت نساجي دراين منطقه شد.   3-نقش بنگاههاي فردي بسياري از صاحبان بنگاه فردي ،ساكن شهر قبلا كشاورز بوده اند.آنهامقداري زيادي از روح ريسك پذيري، آفريندگي وتمايل به يادگيري از بازار را در درون خود به وجود آوردند. به عنوان مثال فردي كه قبلا نگهبان بوده است با قرض گرفتن سرمايه اندکي  شروع به فعاليت در يك كارگاه كوچك كرده ، اكنون حدود 220 كارگاه بافندگي بخار آب و 120 كارگاه بافندگي بخار هوا دارد و به ساير افراد از طريق دادن وام،کمک هاي تكنولوژي يافتن بازار براي شروع كار نساجي كمك مي كند.   4- توسعه صنايع پيرامون به خاطر رشد صنايع نساجي تعداد زيادي شركتهاي تهيه كننده ملزومات نساجي در اين مكان شكل گرفته است مثل شركتهاي تهيه كننده نخ والياف. اين شركتها مواد اوليه را ازخارج وارد مي كندو از طريق فروشندگان در اختيار بنگاههاي نساجي قرار مي دهند. شركتهاي داخلي وخارجي توليد ماشين آلات نساجي دراين مكان براي فروش ماشين آلات، قطعات وتعويض وتعيمرات قطعات گردهم آمده اند مثلا اگر در وسط شب يك صفحه ماشين بشكند ظرف مدت 20 دقيقه اين قطعه توسط اين شركتها تعويض مي شود عواملي از اين دست به شدت هزينه هاي توليدرا پايين آورده است که بخش از آثار خارجي اقتصادي خوشه هاي صنعتي است.   5- عرضه نيروي كار به خاطر رشد سريع وگسترده خوشه وبنگاه ها داخل آن مقدار زيادي نيروي كار لازم است. به اين دليل شكل كشاورزي شهر كلا تغيير كرده است. بخشي از زمين هاي كشاورزي تغيير كاربري داده اند وكشاورزان اكنون دركارخانجات استخدام شده اند. بخش عمده ديگر نيروي كار مورد نياز از سايراستان هاي مجاور (توسعه نيافته) تامين شده است چون اكثر نيروي كارفاقد مهارت لازم هستند. نيروي كار نياز به آموزش ومهارت كوتاه مدت داشت پس موسساتي اين نياز را برطرف مي كردند. از اين رو خوشه صنعتي اين منطقه درشكل دهي وتنظيم بازار كار در جهت اهداف صنايع نساجي وتوسعه آن توانسته بسيار موفقيت آميز عمل كند.( Zhiming ,2004)   7-نتيجه گيري: اين مقاله از مقدمه اي با عنوان خوشه بندي صنعتي شروع و به نتيجه اي با عنوان افزايش قدرت رقابت پذيري و توان صادراتي انجاميد. نتيجه اصلي مورد تاکيد نويسندگان، توجه جدي و دقيق به امر خوشه سازي مخصوصا با تکيه بر بهره برداري از انواع صرفه هاي ناشي از مقياس و ايجاد فضاي توليد رقابتي توام با همکاري است که منجر به ايجاد مزيت رقابتي در توليد و توان صادراتي مي گردد. لذا با توجه به ادبيات مطرح شده و نکات اخذ شده از مورد کاوي مي توان به اين نکات اشاره موکد نمود: 1-   خوشه سازي محور برنامه هاي توسعه صنعتي گردد. 2-   خوشه بندي محور تصميمات توسعه صادرات گردد. 3-   ايجاد مزيت رقابتي(از طريق فعاليت هاي خوشه محور) با به خدمت گرفتن مزيتهاي نسبي تاريخي و محيطي ( بجاي توجه سنتي و صرف به مزيتهاي تاريخي و محيطي) در راس سياستگذاريها و برنامه هاي توسعه صنعتي و صادراتي قرار گيرد. [1]     دلايل تشکيل و توسعه سريع خوشه هاي  صنعتي پوشاک ونساجي در اين منطقه عبارتند از: اولا موانع تكنولوژيكي وسرمايه گذاري براي ورود به صنعت نساجي وپوشاك خيلي پايين بوده است. ثانيا غالب خوشه هاي اوليه با بنگاه هاي کوچک فعاليت خود را آغاز کردند،اينها کشاورزان شهر ها ي کوچک و روستاها بودند که به واسطه طبيعت مجموعه هاي کوچک شهري و روستايي همکاري  بنگاه هاي تشکيل شده قبل از اينکه رقيب هم باشند همکار هم بودند .و در تمام زمينه هاي فني، مالي و بازاري با همکاري مي کردند و بنگاه هاي پيشرو ، الگويي مناسبي براي ساير بنگاه هاي بودند که تازه پا به اين عرصه گذاشته بودند. اين بنگاه ها هسته هاي اوليه خوشه ها صنعتي نساجي و پوشاک بودند. اکنون بيشتر خوشه ها در دو ناحيه دلتاي رودخانه مرواريد ويانگ تسه توزيع شده اند. اين خوشه ها كه در منطقه پيشرفته چين، در ناحيه ساحلي با بهترين زيرساختارهاي درزمينه اطلاعات ،ارتباطات وحمل ونقل واقع شده اند. موضوع قابل توجه ديگر اين است كه اين خوشه ها در كنار بزرگراه ها ونزديك بنادر در شهرهاي اصلي بخصوص هنگ كنگ، شانگهاي قرار گرفته اند.مشاور ملي صنايع نساجي چين  سه نوع خوشه را در چين شناسايي کرده است. 1-صنايع نساجي محور ، که غالبا در شهر هاي متوسط مقياس در پنج استان چين واقع اند. و بخش عمده ارزش افزوده نساجي و پوشاک چين را تشکيل مي دهند .شامل پنج استان علاوه بر استا ن هاي ساحلي اند. 2-شهر هاي با ويژگي فعاليت خاص در زمينه مشخص از صنايع نساجي و پوشاک فعاليت مي کنند   خوشه هاي مشهور صنعتي در استانهاي چين استان شهر توليدات غالب ژي جيانگ1 پينگ هو2 صادرات لباس شنگ ژو3 كراوات تيان تاي4 پارچه صاف شده يوهانگ5 انواع پارچه جيانگ شو6 جانگ شو7 پوشاك فصلي جيتتان8 صادرات لباس شان دانگ9 چانگ يي1 رنگ كردن وچاب كردن جي مو11 كشبافي هبي12 كينگ هي13 ترمه فوجيان14 شي شي15 پوشاك فصلي   همانطور که جدول بالا نشان مي دهد در خوشه هاي نساجي و پوشاک که در شهر هاي مهم توزيع شده اند هر کدام در حوزه مشخصي از محصولات توليدي يا خدماتي پوشاک و لباس فعاليت مي کنند. 3-شهرهاي كوچك با مشخصه فعاليت در نوع خاصي از محصولات نساجي و پوشاک. اين شهرها آغاز كنندگان خوشه هاي صنعتي نساجي وپوشاك چين بوده و همه آنها در استانهاي ساحلي متمركز شده اند(شانگهاي،کينگ داو و تيان جين) اين شهرها را در جدول شماره 2 مشاهده مي كنيد.   مشخصه هاي محلي شهرهاي توسعه دهنده اقتصادهاي خوشه محور پوشاک و نساجي در چين. استان شهر كوچك توليدات اغلب گانگ دانگ1 دالانگ2 گر مكن پشمي هومن3 پوشتاك زنانه شازي4 پوشاك فصلي زي بيائو5 پارچه زين تانگ6 پوشاك جين يان تو7 لباس زير ژانگ جا8 كشباف ژي بيانگ9 داتانگ1 جوراب من كيائو11 پيراهن ماكيائو12 كشباف پويان13 گرمكن زوكان14 پارچه داخلي يوچي گانگ15 لباس پرزه دار ياكيان16 پارچه مردانه يانگ زان كيائو17 الياف كشباف ژي لي18 پوشاك بچه گانه جيانگ سو19 هوتانگ2 بافتن سان زينگ21 منسوجات سوزن دوزي شده در خانه شنگ ز22 ابريشم/ پارجه سبك     در سال 22 كل ارزش توليدات منسوجات وپارچه 38 خوشه به حدود 45 بيليون دلار آمريكا رسيد. در حال حاضر ساختار توسعه صنعت نساجي وپوشاك چين براساس دومحور زير مشخص شده است. يكي گروه شركت هاي بزرگ ايجاد شده در شهرهاي بزرگ با ظرفيت بالا در بازاريابي وتوسعه توليدات كه اغلب درزنجيره هاي عرضه منطقه اي يا جهاني عمل مي كند،وديگري تعدادي خوشه با شركت هاي كوچك ومتوسط مقياس ايجاد شده درشهرهاي كوچك با توليدات مشخصه ورشد سريع.بنابراين خوشه هاي صنعتي يكي از بالهاي توسعه صنعت نساجي وپوشاك درچين مي باشند واين عامل اهميت خوشه ها را اثبات كرده است.   6-1-مورد کاوي يکي از خوشه هاي نساجي و پوشاک چين دردهه هاي اخير با تاكيد بر تئوري فضايي خوشه با کاهش هزينه هاي مبادلاتي به سمت افزايش سريزهاي دانش و ساير وابسته هاي آن انتقال پيدا كرده است.پسي[2] و يوسيا[3] (2)توزيع فضايي فعاليت هاي نوآوري شده را در اروپا مطالعه كردند نتايج آنها تاكيد دارد كه با تخصص يافتن بخشي وفضايي فعاليت هاي بهره ور و اختراعي افزايش مي يابد. خوشه هاي در كشورهاي در حال توسعه نيز بوجود آمده اند. اين نكته قابل ذكر است كه بعضي از خوشه ها دركشورهاي درحال توسعه در شهرها بوجود آمده اند، بعضي ها نتيجه صنعتي سازي اطراف شهرهاست. بعضي ها خودشان بوجود آمدند وبعضي ها تحت توجهات سياست هاي دولت بوجود آمدند. بعضي از خوشه ها در كشورهاي در حال توسعه صادرات محوراند اين خوشه ها مي توانند با هدف به روزكردن صنعت و در نتيجه گسترش توسعه صنعتي کمک کنند بسته به اينكه اين خوشه هاچگونه در زنجيره هاي جهاني مشاركت كنند. در چين نيز همکام با توسعه پرشتاب اقتصادي اين کشور ، خوشه ها ي صنعتي شکل گرفتند ،بعضي خودجوش و بعضي با هدايت شده و برنامه ريزي شده .ولي اکنون هدايت و جهت دهي خوشه هاي صنعتي در چين از برنامه هاي محوري صنعت چين است ، در طول دو دهه گذشته خوشه هاي صنعتي در چين هم از نظر مقداري و تعداد و مقياس بنگاه ها و هم از نظر (تنوع محصولات ، بازاريابي و مديريت) توسعه يافته اند. خوشه صنعتي شنگ ز1 شهر كوچكي واقع در استان جيانگ سو2در شرق چين است. شنگ ز اولين توليد كننده تاريخي ابريشم است وقبل از دهه 7 بيش از آنكه چين اصلاحات اقتصادي را آغاز كند اين شهر يك شهر كشاورزي بوده است؛ در آن موقع اندازه شهر در حدود 4 كيلومتر مربع با جمعيت حدود /3 نفر بوده،اكنون اين شهر رشدي عظيمي داشته است وبوسيله مشاور صنايع ملي نساجي چين (CNTIC)3 بعنوان يكي از 19 شهر با مشخصه ويژه در حوزه نساجي و پوشاک برگزيده شده است ويكي از مهمترين خوشه هاي نساجي در چين است. تمركز آن بر روي كارخانجات پارچه با وزن سبك براي دوخت لباس مي باشد.  اكنون اندازه شهر در حدود 25 كيلومتر مربع با جمعيت نزديك به /2 نفر است اكثر آنها از ساير شهرها مهاجرت كرده اند. در حدود 11 كارخانه كه با /5 كارگاه بافندگي در اين شهر وجود دارد اين يكي از بزرگترين تمركزهاي (مجتمع هاي) از اين كارگاه هاي بافندگي است. در حدود 4 دفتر خريد و فروش در اين شهر واقع شده اند. بخش بازرگاني شهر مملو از چنين دفاتري است. هم اکنون عمده محصولات اين خوشه ها صادر مي شود،صادرات نيز در اين خوشه ها نهاده ها و موسسات خاص خود را دارد. اين موسسات آخرين اطلاعات در مورد بازار و بازار يابي را در اختيار دارند و واسطه مناسبي بين مشتري و بنگاه ها هستند ، بسياري از اين موسسات توسط بهترين فارغ التحصيلان دانشگاه هاي آمريکايي و چيني اداره مي شود و حرکت بسيار پر شتابي به سوي تبديل شدن به يک خوشه پيشرفته صنعتي در حال تدارک است.بيشتر ادبيات مربوط به خوشه در كشورهاي توسعه يافته شكل گرفته است. بطور مثال درآمريكا خوشه فولاد در پيتزبورگ[4] قرار دارد، خوشه اتومبيل در دترويت[5] خوشه هاي مالي و اعتباري  در نيويورك. خوشه نساجي در شمال وجنوب كاليفرنيا و در سالهاي اخير خوشه صنايع  بافناوري بالا در سيلکون والي .   6-2-منشا و چگونگي رشد خوشه لباس ونساجي شنگ ز در چين. 1-عوامل تاريخي شانگ ز در جنوب چنين با آب هاي گرم، زمين هاي حاصلخيز وبا آب فراوان و كنار رودخانه قرار گرفته است. شانگ ز يكي از مراكز اصلي ابريشم براي چند صد سال بوده است. بطور تاريخي ساكنان اين شهر مهارت فراواني در توليد ابريشم داشته اند و تعداد زيادي كارگاه ها و مراكز تجاري ابريشم در اين شهر قرار داشته است. بعد از انقلاب كمونيستي در چين وکاهش فعاليت هاي بخش خصوصي شانگ ز يك شهر كشاورزي گرديد، با شروع اصلاحات در چين و با رونق گرفتن بخش خصوصي، انتخاب طبيعي شانگ ز رونق تجارت ابريشم بود. بدليل شرايط طبيعي منطقه اين عامل منشا شكل گيري خوشه صنعتي نساجي و پوشاک در چين شد. با رونق گرفتن تجارت، تجار زيادي به اين منطقه آمدند و افزايش تقاضا عامل تشويق عرضه بيشتر گرديد اين عامل باعث رشد سريع مراکز توليدي وتوزيعي شد واين عامل منجر به شكل گيري خوشه كرديد.   2-نقش مراجع محلي 5.                  ايجاد بازار به فرم فيزيكي(ساختمان) 6.                  تامين كننده مالي وتوسعه بازارهاي ابريشم محور با کمک دولت. 7.                  ايجاد پارك صنعتي 8.                  ايجاد زير ساختارها لازم مثل جاده،برق،آب وساير شرايط پايه اي لازم. اين عوامل محيطي خوبي را براي كارخانجات بوجود آورد وبنگاهها محدوديت ها را شكستند وبعضي كارخانجات توليدپارچه تنوع را آغار کردند و باعث توسعه صنعت نساجي در اين منطقه شد.   3-نقش بنگاههاي فردي بسياري از صاحبان بنگاه فردي ،ساكن شهر قبلا كشاورز بوده اند.آنهامقداري زيادي از روح ريسك پذيري، آفريندگي و تمايل به يادگيري از بازار را در درون خود به وجود آوردند. به عنوان مثال فردي كه قبلا نگهبان بوده است با قرض گرفتن سرمايه اندکي  شروع به فعاليت در يك كارگاه كوچك كرده ، اكنون حدود 22 كارگاه بافندگي بخار آب و 12 كارگاه بافندگي بخار هوا دارد و به ساير افراد از طريق دادن وام،کمک هاي تكنولوژي يافتن بازار براي شروع كار نساجي كمك مي كند.   4- توسعه صنايع پيرامون به خاطر رشد صنايع نساجي تعداد زيادي شركتهاي تهيه كننده ملزومات نساجي در اين مكان شكل گرفته است مثل شركتهاي تهيه كننده نخ والياف. اين شركتها مواد اوليه را از خارج وارد مي كند و از طريق فروشندگان در اختيار بنگاههاي نساجي قرار مي دهند. شركتهاي داخلي وخارجي توليد ماشين آلات نساجي در اين مكان براي فروش ماشين آلات، قطعات و تعويض و تعيمرات قطعات گردهم آمده اند مثلا اگر در وسط شب يك صفحه ماشين بشكند ظرف مدت 2 دقيقه اين قطعه توسط اين شركتها تعويض مي شود عواملي از اين دست به شدت هزينه هاي توليد را پايين آورده است که بخش از آثار خارجي اقتصادي خوشه هاي صنعتي است.   5- عرضه نيروي كار به خاطر رشد سريع وگسترده خوشه و بنگاه ها داخل آن مقدار زيادي نيروي كار لازم است. به اين دليل شكل كشاورزي شهر كلا تغيير كرده است. بخشي از زمين هاي كشاورزي تغيير كاربري داده اند وكشاورزان اكنون دركارخانجات استخدام شده اند. بخش عمده ديگر نيروي كار مورد نياز از سايراستان هاي مجاور (توسعه نيافته) تامين شده است چون اكثر نيروي كارفاقد مهارت لازم هستند. نيروي كار نياز به آموزش ومهارت كوتاه مدت داشت پس موسساتي اين نياز را برطرف مي كردند. از اين رو خوشه صنعتي اين منطقه در شكل دهي و تنظيم بازار كار در جهت اهداف صنايع نساجي وتوسعه آن توانسته بسيار موفقيت آميز عمل كند.( Zhiming ,24)   7-نتيجه گيري: اين مقاله از مقدمه اي با عنوان خوشه بندي صنعتي شروع و به نتيجه اي با عنوان افزايش قدرت رقابت پذيري و توان صادراتي انجاميد. نتيجه اصلي مورد تاکيد نويسندگان، توجه جدي و دقيق به امر خوشه سازي مخصوصا با تکيه بر بهره برداري از انواع صرفه هاي ناشي از مقياس و ايجاد فضاي توليد رقابتي توام با همکاري است که منجر به ايجاد مزيت رقابتي در توليد و توان صادراتي مي گردد. لذا با توجه به ادبيات مطرح شده و نکات اخذ شده از مورد کاوي مي توان به اين نکات اشاره موکد نمود: 4-             خوشه سازي محور برنامه هاي توسعه صنعتي گردد. 5-             خوشه بندي محور تصميمات توسعه صادرات گردد. 6-             ايجاد مزيت رقابتي(از طريق فعاليت هاي خوشه محور) با به خدمت گرفتن مزيتهاي نسبي تاريخي و محيطي ( بجاي توجه سنتي و صرف به مزيتهاي تاريخي و محيطي) در راس سياستگذاريها و برنامه هاي توسعه صنعتي و صادراتي قرار گيرد[i]   -          [1] افخمي و رضوي ( 1381) ؛ شبکه ها و خوشه هاي صنعتي ، سازمان صنايع کوچک و شهرکهاي صنعتي ، تهران . -          ايران نژاد ، ژيلا و محمدرضا رضوي(1381)؛ خوشه هاي صنعتي ،نشر نو،تهران . -          پيراسته ، حسين (1383 ) ؛ جزوه درسي اقتصاد صنعتي دوره کارشناسي ارشد . گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان . اصفهان . -          دين محمدي ، مصطفي ، سهراب دل انگيزان و زين العابدين صادقي (1384) ؛" خوشه بندي فضايي صنايع با فناوري برتر و تأثير آن بر توسعه فناوري " دومين همايش دو سالانه آموزش عالي و اشتغال ، خرداد 1384، دانشگاه تربيت مدرس ، تهران . -          صباغ کرماني ، مجيد (1380) ؛ اقتصاد منطقه اي 0تئوري ها و مدلها ، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) ، تهران . -          مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه (1383) ؛ سازمان مديريت وبرنامه ريزي کشور ، تهران . -          مجيدي ، جهانگير (1381) ؛ کلاستر يا خوشه هاي صنعتي ، سازمان صنايع کوچک و شهرکهاي صنعتي . تهران .   1-Zhejian 2-Pinghu 3-Shengzhou 4-Tiantai 5-Yuhang 6-Jiangsu 7-Changshv 8-Jintan 9-Dhangong 10-Changyi 11-Jimo 12-Hebei 13-Qinghe 14-Fujian 15-Shishi 1-Guangdong                   2-Dalang 3-Humen 4-Shxi 5-Xijiao 6-Xintang 7-Yavbu 8-Zhangcha 9-Zhejiang 10-Datang 11-Fanegiao 12-Maqiao 13-Puyuan 14-Xucun 15-Youchegang 16-Yaqian 17-Yangxunqiao 18-Zhili 19-Jiangsu 20-Hutang 21-Sanxing 22-Shengze [2]Paci [3]usia 1-shangze 2-Jiangsu 3-Chica National Textile Industry Council [4]-Pittsburg [5]-Detroit -           [i]   -             -           Furino, A. (Ed), (1988); Cooperation and Competition in the Global Economy: Issues and sdtrategies, Cambridge, Mass. Ballinger. -           Gatchair, S. (2002); " Cluster strategies for less favored Yegions: Lessins from Latin America “. -           Giblin.Majella & Others.(2002). Industrial Clusters: The Role Of Organizations And Institutions. -           Centre For Innovation & Structural Change National University Of Ireland. -           -Hillner, Jennifer. (2000). “Venture Capitals.” Wired, V8.07, July, Pp. 258-271. -           Humphrey, J. and Schmitz, H. (1998); " Trast and inter – firm relations in developing and Transitioning economics." The Journal of Development studies. 34(4) 32-61. -           Ketels, C. (2003); “The Development of the cluster concept – Present experiences and further developments “. Prepared for NRW conference on clusters, Duisburg, Germany, 5 Des 2003. -           Ketels, C. (2004); " Cluster – Based Evonomic development: What Have We Leared," Harvard Business school, DTI, London. UK. 17 March 2004. WWW. Isc. hbs. Edu. -           Leonard – Barton, D. (1995); Wellsprings of Knowledge: Building and Sustaining Sources of Innovation Boston: Harvard Business School Press. -           Link, A.N. & Tassey, G. (1987); Strategies for Technology – based Competition: Meeting the Global challenge, Massachasetts and Toronto: Lexington Books. -           -Maskell, P. (2001) “Knowledge Creation And Diffusion In Geographic Clusters”. International Journal Of Innovation Management, 5 (2): 213-237. -           Maskell, P. (2002); Towards a Knowledge – Based Theory of the Geografical Cluster. Center for Economic and Business Research (WWW. Cebr. DK). -           NGA: National Governors Association (2002); A Governors Guide to Cluster – Based Economic Development. Washington, D.C. 20001-1512 WWW.nga . org. -           Nowotny, N. Scott, P. and Gibbons, M. (2001); Re – Thinking Science. Polity Press. Cambridge. VK. -                                                                                                                                                                                                                                                                 OECD, (2001); OECD Science, Technology And Industry Scoreboard (1999) Benchmarking Knowledge -Based Economy .Www.Oecd.Com. -           Parrilli, M. (2002); Innovation and conpetitiveness within the small furniture industry in Nicaragua in Innovation and small Enterprises in the Third world Ed. by M. van Dijk and H. sandee. Cheltenham: Edward Elgar Publishing. -           Pietrobelli, C. and Barrera, T. (2002); "Enterprise clusters and industrial districts in Columbia fashion sector,” European Planning studies 10(5) 541-562. -           Porter , M.E,(2003b) ; Building the Microeconomic Foundations of Competitiveness , in : the Global Competitiveness Report 2002-2003 , World Economic Forum , New York : Oxford University Press . -           Porter, M. E. (2001) Clusters Of Innovation: Regional Foundations Of U.S. Competitiveness, Council On Competitiveness, Washington, Dc .Siepr Discussion Paper No. 00-39. -           Porter, M.E, (2003a);" The Economic Performance of Regions,” Regional studies, Vol .37. No .6&7,549-678. -           Porter, M.E. (1985); Competitive Advantage, Macmillan, New York, Free Press. -           Porter, M.E. (1990); the Competitive Advantage of Nations, New York: Basic Books. -           Porter, M.E. (1995); “Competitive Advantage of the Inner City.” Harvard Business Review (May/June):55-71. -           Porter, M.E. (1997); "New Strategies for Inner – City Economic. Development , Economic Development Quarterly 11(1) : 11-27. -           Porter, M.E. (1998); " Clusters and the New Economic of Competition ," Harvard Business Review (November / December ). -           Rabellotti, R. (1999); " Recovery of a Mexican Cluster: Devaluation bonanza or Collective efficiency, " World Development, 27 (9) 1571 – 1585. -                                                                                                                                                                                                                                                                 Ramasamy. Bala & Others .(2002).Malasia Leap Into The Future: An Evaluation Of The Multimedia Super Corridor .The University Of Nottingham .Research Paper Series. -           Romer, P. M. (1986); “Increasing Returns and long Run Growth,” Journal of Political Economt, 94, pp. 1002-1037. -           Romer, P.M. (1990); “Endogenous Technological Change, Journal of Political Economy, 98, pp. 71-110. -           Rosenfeld. (1995); “Bringing Business Cluster in to the Mainstream of Economic Development”, European planning studies, Vol. 5, pp.3-23. -           Saxenian, A.(2001); Bangalore: The Silicon Valley Of Asia?, Working Paper No. 91, Center For Research On Economic Development, And Policy Reform. -           Saxenian.Annalee .(2001). Bangalore: The Silicon Valley Of Asia? Stanford University. -           Schmitz, H. (1999); " Global competition and local cooperation: Success and failure in the sinos valley, Brazil. " world Development 27(9) 1627 – 1650. -           Smith .Keith .2000.What Is The ‘Knowledge Economy’? Knowledge Intensive Industries And Distributed Knowledge Bases -           Swann, P. (1998); Clusters in the Us computing Industry, in Swann, P., Prevezer, M.and Stout, D. (eds) the Dynamics of Industrial Clustering : International Comparisons in Computing and Biotechnology , Oxford University Press , Oxford . -           UNESCO (1988); Technology management, First International Conference in Miami, Florida. -           Visser, E. (1999); “A Comparison of Clustered and dispersed firms in the small – scale clothing industry of Lima," World Development 27(9) 1553- 1570. -           Wang Xiaomin, (2000).Zhongguancun. Science Park:  A Swot Analysis. Administration Commission Of Bez, Brief Introduction To Beijing Experimental Zone For Development Of New Technology Industries Http://Www.Bez.Gov.Cn/English-Frame/En3-2-1.Htm -           Willoughby, K. W. (2000), " Building Internationally Competitive Technology Regions: the Industrial – Location – Factors Approach and The Local – Technology – Milieux Approach, " Joumal of International and Area Studies volume 7, Number 2, pp. 1-36. -           Working Paper No. 91 -           -Www.Atip.Or.Jp/Atip/Public/Atip.Reports.95/Atip95.88r.Html. -           Willoughby , K . W . (2000) , ; " Building Internationally Competitive Technology Regions : The Industrial – Location – Factors Approach And The Local – Technology – Milieux Approach , " Joumal Of International And Area Studies Volume 7 , Number 2 , Pp . 1-36 .                  -           Yoshizawa J., Koyama Y., Yamamoto T. And Gonta K., (2001). Survey Of Trends In The Envelopment Of Science And Technology. Parks.  Nistep Report No. 38. -           Zeleny, M. (1986); “High Technology management “. Human systems management, volume 6. -Zhang. Junfu (2003) . High-Tech Start-Ups And Industry Dynamics In Silicon Valley. Public Policy Institute Of California _    Zhiming Zhang ,(2004), How Do Industry Clusters Success: A Case Study In China’s Textiles  And Apparel Industries Institute Of Textiles And Clothing, The Hong Kong Polytechnic University