"نيكسون" (1962)،تورنس(1966) و ليكاك (1979)،ضمنتحقيقاتي ويژگيهاي دانشآموزان خلاق را چنين عنوان كردهاند:
1-داراي هوش كلامي و
فضايي بسيار برجسته
2-داراي هوش بالاتر از سطحمتوسط
3-داراي ظرفيتهاي حافظهاي فوقالعاده در ثبت و نگهداريوقايع مختلف
4-آمادگي جهت تجربه امور و فعاليتهاي مختلف
5-استقلال فكري
6-دارا بودن رفتار
مطلوباجتماعي
7-بيان صريح و روشن
8-طرز فكر انتقادي،فعال و كنجكاو بودن
9 -برخوردارياز نوع تفكر واگرا
10-علاقهمند
بودن به مسايل فلسفي ومذهبي
11-مقاوم، باجرئت، انتقاد پذير و خستگي ناپذير بودن
12-خود جوش، صادق و
ساده بودن.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 7:54 توسط gh
|
در اين نوشتار به 15 اصل مهم براى يادگيرى
موثر اشاره مى كنيم.
اصل اول: همه مى توانند ياد بگيرند يك مربى بايد همواره به اين اصل مهم اعتقاد
داشته باشد كه هر فردى مى تواند ياد بگيرد. پس در گام نخست مربى نبايد گروه سنى
خاصى را با توجه به مهارت هاى شناختى، هيجانى و رفتارى خاص مقايسه كرده و نشانه
و دليلى براى عدم يادگيرى در آنها پيدا كند.
اصل دوم: انگيزش براى يادگيرىيك مربى بايد اين نكته را در نظر بگيرد كه براى
اينكه فردى بتواند مهارتى را ياد بگيرد، بايد برانگيخته شود. مربى نقش مهمى را در
برانگيختن، يادگيرندگان بر عهده دارد. او بايد به گونه اى عمل كند كه انگيزش براى
يادگيرى با «ادراك» فرد از وضعيت خود، همراه باشد. به عبارت ديگر، مربى بايد
يادگيرنده را به گونه اى برانگيزد تا او بتواند نسبت به عدم كفايت رفتارى مهارت و
دانش كنونى خود، آگاه باشد و در عين حال، تصوير روشنى از رفتارى كه بايد اقتباس
كند داشته باشد. در اين صورت يادگيرنده انگيزش لازم را براى يادگيرى پيدا خواهد
كرد.
اصل سوم: يادگيرى طى يك فرآيند فعال و پويامربى
بايد بداند كه يادگيرى يك فرآيند فعال و پوياست و نه يك فرآيند انفعالي؛ يعنى او
بايد امكاناتى را فراهم سازد كه يادگيرنده بتواند در گروه به فعاليت بپردازد و
همراه ديگر افراد مشغول يادگيرى شود و نكات مهم را ياد بگيرد و به شكلى فعال در
امر يادگيرى سهيم شود.
اصل چهارم: راهنمايى يادگيرندهبعضى وقت ها، استفاده از روش آزمايش و خطا روشى بسيار وقتگيرى است؛ يعنى مربى نمى تواند
يادگيرنده را به حال خود بگذارد تا او بعد از اينكه نتيجه را مشاهده كرد به خطاى
خود پى ببرد.بنابراين مربى بايد يادگيرنده را راهنمايى كند و لازم است اطلاعات
مورد نياز درباره يك مسئله را در اختياريادگيرنده قرار دهد تا در اين صورت،
يادگيرنده قبل از اينكه مسئله را به طور ناقص ياد بگيرد و يا با خطا مواجه شود،
اشتباهات خود را تصحيح نمايد.
اصل پنجم:مواد و وسايل مناسب براى يادگيرى. مربى بايد مواد و وسايل
مناسب را كه براى يادگيرى موضوع مورد نظر در اختيار يادگيرندگان قرار دهد و به اين
نكته توجه داشته باشد كه در انتخاب مواد و وسايل يادگيرى دچار اشتباه نشود و مواد
و وسايلى را براى يادگيرى انتخاب نكند كه براى يادگيرندگان جنبه سرگرمى و بازى
دارد.
اصل ششم: وقت كافى براى عمل درونى ساختن.مربى بايد بعد از آموزش، به يادگيرنده وقت كافى بدهد تا عمل «درونى ساختن»
تحقق پيدا كند، به عبارت ديگر به
يادگيرنده فرصت كافى بدهد تا اصطلاحاَ به هضم مطالب آموخته شده بپردازد. زمانى كه
يك مربى به يادگيرنده اين امكان را مى دهد كه عمل «درونى ساختن» در او تحقق پيدا
كند، موجباتى را فراهم كرده است كه يادگيرنده نسبت به يادگرفته هاى خود، تسلط
بيشترى پيدا مى كند و احساس آرامش نيز خواهد كردبه همين دليل مى كوشد از همه لحظات
موجود در برنامه آموزشى استفاده كند تا به يادگيرنده نكته تازه اى بياموزد، غافل
از اينكه اين نوع استفاده از زمان و تحت فشار قرار دادن افراد براى يادگيري،
نادرست است.بنابراين توصيه مى شود مربى بعد از آموزش، يادگيرنده را به حال خود
بگذارد تا فرصتى براى درونى ساختن آنچه آموخته است، فراهم گردد.
اصل هفتم: استفاده از روشهاى متنوع يادگيرىمربى بايد از روشهاى يادگيرى متنوعى استفاده كند تا باعث خستگى يادگيرنده
نشود. مربى مى تواند روشهاى يادگيرى را بر حسب مفيد بودن آن براى يادگيرى يك مطلب
خاص، تغييردهد و در مواردى كه موثر بودن چند روش يادگيرى به يك ميزان است، بايد از
همه روشها به نحوى استفاده كند كه عامل خستگى و كسالت، مانع از يادگيرى موثر
يادگيرنده نشود.
اصل هشتم: يادگيرى در جهت رضايت يادگيرنده. مربى بايد همواره اين نكته را در آموزش به خاطر
بسپارد كه يادگيرنده بايد از يادگيرى رضايت حاصل كند. اگر يادگيرنده به اين نتيجه
برسد كه يادگيرى باعث ارضاى يك يا چند نياز او خواهد شد، كوشش و علاقه او براى
يادگيرى بيشتر خواهد شد و در مقابل، اگر يادگيرنده معتقد باشد كه يادگيرى موضوع
مورد نظر براى او مفيد نيست، بهترين وسايل و امكانات آموزشى نيز نمى تواند موجبات
يادگيرى موثر را براى او فراهم سازد.
اصل نهم: تشويق يادگيرنده. مربى بايد در مقابل رفتار درست يادگيرنده، به او
پاداش مناسب بدهد و او را تشويق كند تا فرآيند يادگيرى در او تقويت شود. نكته اى
در اينجا ذكر آن ضروريست اين است كه مربى بايد براى يادگيرى موثر از پاداشهاى فورى
و پاداشهاى طولانى مدت، به تناسب استفاده كند. مثلاَ مربى مى تواند به يادگيرنده
بعد از آموزش يك موضوع در صورتى كه يادگيرنده رفتار درست را از خود نشان داد،
پاداشهاى فورى بدهد و همچنين بعد از اتمام دوره آموزشى مى تواند با ارزيابى و سنجش
يادگيرنده پاداشى ديگر را براى او در نظر بگيرد.
اصل دهم: تعيين هدف و استاندارديادگيرنده بايد بداند كه براى چه هدفى ياد مى گيرد و ميزان (استاندارد)
يادگيرى او بايد چه اندازه اى باشد. تا خود بتواند با در دست داشتن معيارها،
پيشرفت خود را با آن مقايسه كنند و به قضاوت در مورد ميزان پيشرفت خود در يادگيري،
بپردازند. مربى در اين خصوص مى تواند هدفهايى را براى يادگيرنده تعيين كند تا او
براى رسيدن به اين هدفها، كوشش كند.
اصل يازدهم: تشخيص سطوح مختلف يادگيرىيك مربى بايد همواره اين نكته را در نظر بگيرد كه يادگيرى سطوح مختلف دارد
و براى هر سطح يادگيري، به زمان و روشهاى متفاوتى نياز است. براى مثال وقتى مربى
از يادگيرنده مى خواهد يك شعر ساده را به خاطر بسپارد، سطح يادگيرى با زمانى كه از
يادگيرنده مى خواهد يك مسئله رياضى را حل
كند، متفاوت است. بنابراين مربى بايد سطوح
مختلف يادگيرى را تشخيص دهد و براى هر سطح يادگيري، زمان كافى و روش مناسب را در
نظر بگيرد.
يادگيرندگان دوست
دارند كه با افراد ديگرى در يك گروه بحث و گفتگو كنند و به عمل متقابل اجتماعى
بپردازند. مربى بايد برنامه هاى آموزشى خود را چنان تهيه و اجرا كند كه يادگيرى
گروهى را براى تعامل اجتماعى بهتر يادگيرندگان فراهم سازد و با استفاده از جلسات
بحث و گفتگو, موجبات يادگيرى يادگيرندگان را فراهم نمايد. ذكر اين نكته هم مهم است
كه جلسات بحث و گفتگو مى تواند براى نشان دادن واكنش يادگيرندگان، تخليه هيجانى
آنان، رها شدن از خشم و نفرتى كه ممكن است نسبت به يكديگر پيدا كرده باشند، احساس
دوستى و نزديكى بين آنان و نيز براى روشن شدن مطالب يادگرفته شده موثر باشد. مربى
مى تواند در يادگيرى گروهى از يادگيرندگان بخواهد كه در مورد يك موضوع به بحث و
گفتگو بپردازند و زمانى كه در بين اعضاى گروه اختلاف ديدگاه و نظر به وجود آمد، از
همين اختلاف نظر براى رشد يادگيرى در يادگيرندگان استفاده كند.
اصل دوازدهم: آموزش عملى همراه با آموزش نظرى
يك مربى بايد در فرآيند يادگيرى از آموزش
هاى صرفاَ نظرى براى آموزش يادگيرندگان اجتناب نمايد و اين نكته را در نظر داشته
باشد كه نبايد همه اوقات يك دوره آموزشى صرف بيان نظرى مطالب شود، بلكه بايد
يادگيرندگان را درگير آموزش هاى عملى نيز ساخت تا يادگيرى به طور موثر صورت پذيرد.
اصل سیزدهم: پاسخ به پرسشهاى اساسى يادگيرى
گاهاَ مشاهده مى شود كه در فرآيند يادگيرى
يك مربى به طور دقيق نمى داند كه يادگيرندگان بايد چه مهارتهايى را ياد بگيرند و
هدف از آموزش يادگيرندگان چيست؟ همين ناآگاهى مربى باعث مى شود كه يادگيرى به صورت
موثر و اثربخش نباشد. اما زمانى كه مربى بداند كه يادگيرندگان بايد چه چيزى ياد
بگيرند، يادگيرى اثربخش و مفيد خواهد بود. يك مربى براى اينكه در اين خصوص موفق
باشد بايد به پرسشهاى زير قبل از آغاز آموزش يادگيرندگان پاسخ گويد:
1- يادگيرى در كدام جهت باشد؟
2- طى فرآيند يادگيري، بايد نسبت به حل
كدام مسايل و مشكلات تاكيد شود؟
3- كدام دانشها، معلومات و مهارتها بايد
كسب شوند؟
4- چه مطالبى بايد به ياد سپرده شوند؟
5- كدام نگرشها يا طرز تلقى ها بايد تغيير
كند؟
6- كدام كردارها، اعمال يا رفتار
يادگيرندگان بايد تغيير يابند يا اصلاح شوند.
7- پرورش قدرت خلاقيت يادگيرندگان در چه
زمينه هايى مورد توجه است؟
اصل چهاردهم: يادگيرى گروهى و استفاده از جلسات بحث و گفتگو
به طور معمول در فرآيند يادگيري، چهار نوع
سطح يادگيرى داريم؛
1- سطح اول كه در پايين ترين سطح يادگيرى
قرار مى گيرد مهارتهاى مربوط به پاسخ هاى حركتي، به ياد سپردن و شرطى شدن ساده
است.
2- سطح دوم كه در سطحى بالاتر از سطح اول
قرار مى گيرد مربوط به يادگيرى از نوع «انطباق و سازگاري» است كه طى آن فرد دانشى
را كسب و با محيط ساده، انطباق پيدا مى كند.
3- يك مربى با سطح سوم كه در سطحى بالاتر
از سطوح اول و دوم است زمانى مواجه مى شود كه به يادگيرنده مهارتهاى مربوط به نحوه
برقرارى ارتباط مناسب با ديگران را مى آموزد.
4- سطح چهارم كه پيچيده ترين سطح يادگيرى
است مربوط به تغيير «ارزشهاي» افراد و گروههاست. اين نوع آموزش به هشيارى و دانايى
بسيار و نيز زمان طولانى نياز دارد و در عين حال، فرآيندى بسيار دقيق و ظريف است.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 7:36 توسط gh
|
1- زیاد مطالعه کنید. ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه
رشد پیدا کرده وپرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و
چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن.
2- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید.
هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهنشما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها
اطمینان خاطر حاصل کنید. سعی کنیدهمیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت
به همراه داشته باشید به ویژه درکنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار
طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب بهذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان
در جایی ثبت شوند، شما به راحتیمی توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و
آنها را به سرعت به کار ببندید.
افکار بزرگ نیز
مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابلاستفاده هستند.
3- از افکار دیگران بهره بجویید. بهره جستن
ازافکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی
برای گسترش ایده هایشخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه
نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند.
توانایی های آنها
مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکردذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن
یک بحث در میان جمع ، آنقدرپیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی
از آنها هرگز به ذهن شما نمیرسیدند.
نسبت به نظر هیچ کس بی
توجهی نکنید. شاید در نگاه اولاحمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف
هایی باشند که در خود گوهرهایگرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که
در مورد نظر دیگران به قضاوتبنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده
آن ها را سبک سنگین کرده و درامور روزمره خود به کار بندید.
4- تغییراتی در محیط اطراف خودایجاد
کنید. گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوبارهبه
کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامونشما
تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدیدتغییر
جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آنشرایط
محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.
5- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید.
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است.
آنها جسور هستند و
احساساتشان از طریق فشارهای اجتماعی سرکوب نشده است. بهجهان با شگفتی می نگرند. با کودکان
پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا بانقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا
شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنیدنظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها
شما را به تعجب وا می دارند. آنهاقصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و
همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی وصداقت بیان می کنند.
از سوی دیگر با افراد
سالخورده و مسن نیز مشورتکنید. آنها مدت ها پیش با تمام این
مشکلات مواجه شده اند و با آن دست وپنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر
سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتیرا نمی توان بر روی آن گذاشت.
6- به توانایی های خود اتکا کنید. قواعد
و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون هادر
جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرتداشتن
دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را بهشما
ندهند. هر از گاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. کمی جسارتبه
خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.
7- در حیطه کاریخود به فعالیت بپردازید. خیلی خوب است که
به ذهن خود اجازه دهید آزادانهبه گردش بپردازد اما این گردش باید در
حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یکطراح هستید لازم نیست راه حلی برای
مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شماتنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار
می کنند و در سایر رشته ها نتیجهای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت.
اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگریرا دارید بهتر است قبل از هر کار با یک
متخصص مشورت کنید و اجازه انجامکلیه امور را به دست او بسپارید تا با
استفاده از دانش و تخصص خود عملکند.
8- به ذهن خود آزادی عمل دهید . آیا با
تمرین های رایجنویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای
مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیارجالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم
را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچهکه در ذهنتان است را بر روی کاغذ
بیاورید. می توانید از مشکلات شروع کنیدو به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست
نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تاچه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند.
بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبیآنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز
امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید کهبیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این
مبحث حائز اهمیت است این است کهشما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل
مختلف را داده اید و این خود یکامتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند
شاید به نتیجه ای برسید که سال هامنتظر آن بوده اید.
9- ایده های گذشته را از نو بسازید. افکارشما
مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن راارتقا
دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن هاعملیات
نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاشکنید.
ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. اینکارها
را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن بهآشفتگی
ذهنتان انجام دهید.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 17:19 توسط gh
|
آزادكردنخلاقیت
بالقوه تان، البته برای ساختن یك مدیر موفق از شما كافی نیست كهچالش
عمده هم كمك به آزادكردن خلاقیت بالقوه در دیگران است. پرورش نوآوریو
خلاقیت میان افرادی كه با آنها كار می كنیم درهرحال مانند افزایش خلاقیتخودمان
چالش بزرگی است.
به طوركلی
پرورش نوآوری شامل سه اصل اساسی زیر است كه این سه اصل به خودی خود از اصول
مدیریتی اند:
۱)
افراد را از یكدیگر
جدا و سپس آنها را با هم جور كنید.
مثال: اجازه دهید افراد
به تنهایی و همین طور با گروهها و گروههای ضربت كار كنند.
گروهها یا گروههای فرعی
رقیب را جدا كنید.
۲)
نظارت و گوشزد كنید.
مثال: با مشتریان صحبت
كنید و عوامل برانگیزنده به كار ببرید.
۳)
نقشهای چندگانه را
پاداش دهید.
الف) قهرمان فكر؛
ب) حامی و ناصح؛
ج) قانون شكن.
● اصول مدیریت برای نوآوری
اگریك
نظام حمایتی مدیریت وجود نمی داشت كه حل خلاقانه مشكل را پرورش دهد ونوآوری
را دنبال كند، هم «پرسی اسپنسر» و هم «اسپنس سیلور» در اندیشه هایخلاق
خود نمی توانستند موفق شوند.
درهر موردویژگیهای
خاصی در سازمانهای آنها موجود بود كه توسط مدیران اطراف آنهاپرورش
یافته بود و بدعت گذاری آنها را امكان پذیر ساخت.
اصول مدیریت
برای نوآوری شامل ۳ اصل عمده است:
۱)
جداسازی افراد از
یكدیگر، جوركردن افراد با هم؛
۲)
نظارت و گوشزدكردن؛
۳)
پاداش به افرادی كه
چندین نقش را ایفا می كنند.
● نتیجه گیری
همهسازمانها
برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیتو
نوآوری چنان به هم درآمیخته اند كه ارائه تعریف مستقلی از هركدام دشواراست.
خلاقیت، پیدایی و تولید یك اندیشه و فكر نو است درحالی كه نوآوریعملی
ساختن آن اندیشه و فكر است.
برای آنكه ایدهجدیدی
خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارندهغلبه
كنند و شرایط به گونه ای باشد كه نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظرو
شیوه جدید رهنمون گردد. در زمینه فنون و تكنیك های خلاقیت و نوآوری شیوههای
متنوعی مانند تحرك مغزی، ارتباط اجباری، تجزیه و تحلیل مورفولوژیك (ریخت
شناسانه)، گردش تخیلی، سوالات ایده برانگیز تفكر موازی مدنظر بودهكه
عمده این روشها در راستای رفع انسدادهای ادراكی و پرورش نوآوری نقشتسهیل
كنندگی دارند.
شاید یكی از مهمترین
عواملتسهیل و تقویت توان خلاقیت و نوآوری در
سازمان ساختار مناسب و تشكیلاتمتناسب با اهداف موردنظر است. طبق نظر
«برنز» (BURNS) و «استالكر»
(STALKER) ساختار
زیستی یا ارگانیك ساختار مناسب خلاقیت و نوآوری درسازمان است.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 17:15 توسط gh
|
از خلاقیت تعریف های
زیادی شده است. در اینجا برخی از تعاریف مهم را مورد بررسی قرار می دهیم:
خلاقیتیعنی
تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان، خلاقیت به کارگیری توانایی
های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدیداست ، خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به
وجود آوردن یک انگاره یا اندیشهجدید در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن
یک محصول جدید است ، خلاقیت عبارتاست از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک
راه طی شده قبلی به طرزی نوین.
الف
-تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی
:
خلاقیتیکی
از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است از فرآیندبازآرایی
یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه دراز مدت .
ب -تعریف
خلاقیت از دیدگاه سازمانی :
خلاقیتو
نوآوری باتوجه به ماهیتش بر ناشناخته ها دلالت دارد و با خود ریسک را بههمراه
می آورد که البته ممکن است نتایج رضایت بخشی را باتوجه به مقادیرسرمایه
گذاری شده در آن، به وجود نیاورد. با وجود این، قصور سرمایه گذاریدر
ایجاد آن ممکن است شرایط خاصی را فراهم آورد که به ناکامی سازمان منجرشود.
از این رو محققان و نظریه پردازان بسیاری بر اهمیت توجه به این موضوعتاکید
کرده اند.
خلاقیتیعنی
ارایه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقاء کمیت یا کیفیت فعالیت ها یسازمان
مثلا افزایش بهره وری ، افزایش تولیدات یا خدمات ، کاهش هزینه ها ،تولیدات
یا خدمات ، کاهش هزینه ها ،تولیدات یا خدمات از روش بهتر، تولیداتیا
خدمات جدید و.....
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 17:10 توسط gh
|
1-پشتي صندلي بايستي به هر زاويه اي قابل تغيير
بوده به وضعيت دلخواه درآيد.
2-ارتفاع پشتي بين 48 تا 82 سانتيمتر بالاي كف
صندلي مناسب بوده و قسمت بالايي پشتي بايد كمي مقعر باشد . بهتر است عرض پشتي 32
تا 36 بوده و براي افزايش بازدهي آنها در تمام صفحات افقي به شعاع 50 تا 40
سانتيمتر مقعر باشد .
3-روي پشتي بايد از بالشتك مناسب كمري استفاده
گردد بطوريكه مهره كمري سوم تا خاجي پوشانده شود مثلا ارتفاع 10 تا 20 سانتيمتر
بالاي پايينترين سطح نشيمنگاه مناسب ميباشد.
4-سطح نشيمنگاه بايد 45 تا 40 سانتيمتر عرض داشته
و از جلو تا عقب 42 تا 38 سانتيمتر طول داشته باشد . يك تو رفتگي جزيي در كفه به
همراه لبه رو به بالا (زاويه 4 تا 6 درجه ) ، از ليز خوردن باسن جلوگيري ميكند و
يك بالشتك سبك دو سانتيمتري نيز كه غير قابل نفوذ باشد و از ليز خوردن و عرق كردن
جلوگيري ميكند استفاده گردد.
5-استفاده از زير پايي براي جلوگيري از آويزا ن
ماندن پاي افراد كوتاه قد بسيار مهم است ( اصولا وجود زير پايي شيب دار براي كاهش
فشار وارده بر كمر بسيار مهم ميباشد )
6-ارتفاع صفحه كليد نسبت به كف اتاق 62 تا 88
سانتيمتر
7-ارتفاع مانيتور نسبت به كف اتاق 90 تا 128
سانتيمتر
8-زاويه نگهدارنده كاغذ 0 تا 90 درجه
9-عرض تكيه گاه مچ (زير مچي ) حداقل 1 سانتيمتر
10- شيب صفحه كليد 5 تا 15 درجه
11-ارتفاع دسته صندلي از كف صندلي 28 سانتيمتر
12-فاصله چشم از مانيتور 43 سانتيمتر.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16:29 توسط gh
|
چهارچوبی برای برنامه ریزی یک برنامه فاکتورهای
انسانی در6گروه ارا ئه
می شود:
1- توضیحات کلی در مورد فرایند برنا مه ریزی یک
برنامه فاکتورهای انسانی
2- توضیحات زمینه ای برای برنامه ریزی یک
برنامه فاکتورهای انسانی
3- مطالبی پیشنهادی درباره برنامه های
فاکتورهای انسانی
4- مراجعی برای مطالعه بیشتر
5- جایی که می توانیم بدنبال کمک بگردیم
6- چک لیست برنامه ریزی
I) فرایند برنامه ریزی فاکتورهای انسانی:
برای اطمینان ازهمکاری کامل ملاحظات فاکتورهای
انسانی در توسعه سیستم گروه یکپارچه تولید((IPTمدیربرنامه
فاکتورهای انسانی(HFP) را آغاز می کنند که عملکرد نیروی کار و متغیرهای منابع انسانی را
برای طراحی و آلترناتیوهای توسعه ای مشخص میکند. HFP(که در یکبرنامه فاکتورهای انسانی را مستند سازی می شود
یا در یک برنامه یکپارچه بکار می رود.) درابتدا در خلال فاز تحلیل سرمایه گذاری
توسعه داده شده ودر خلال هر فاز بعدی بهنگام می شود. برنامه ریزی اولیه برای نتایج
خارج ازدسترسHFP استراتژیهای مربوط به ملاحظات انسانی در عملیات , نگهداری و پشتیبانی گزینه های سیستم هستند. بهنگام سازیهای بعدی HFP متغیرهای انسانی برنامه را بیشترتعریف می کند و ما را ازشناسایی
مسائل فاکتورهای انسانی و نتایج آن در برنامه مطمئن می سازد.
HFP) ) یک هسته دینامیک و پویا مناسب نیازهای ویژه برنامه, استراتژی تدارکات وفاز دستیابی دارد. همانطور که در نظر مشتری
وجود دارد. این روش فقط نیازهای اساسی و ضروری را برای رسیدن به موارد زیر قبول می
کند:
1- تاثیر هدفگرای کارآیی نیروی انسانی در خلال کار سیستم, نگهداری وپشتیبانی
2- استفاده مناسب از منابع انسانی, مهارتها, آموزشهاو سرمایه گذاریها.
مراحل زیر برای دستیابی به فاکتور های انسانی
ضروری هستند:
گام اول: یک هماهنگ کننده فاکتورهای انسانی
تعیین کنید: شخصي
را برای هماهنگي فاکتورهای
انسانی تعیین کنید که کاملا در خدمت گروه تولید یکپارچه باشد. این شخص برنامه
فاکتورهای انسانی را توسعه خواهد داد, به آن جهت می بخشدو نظارت و فعالیت او برای سیستم ضروری است.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16:26 توسط gh
|
1. براي تطبيق و تناسب ماشين با انسان در جهت راحتي و افزايش راندمان
كاربر
2. جهت استاندارد سازي وسايل و تجهيزات مورد
استفاده براي يك فرد يا كل جامعه
اصول كلي آنتروپومتري ـ ارگونومي طبق نظريه
سينگلتون
ابعاد پست كار بايد حداقل 90% از افراد را پوشش
دهد.
در انتخاب اطلاعات آنتروپومتريك، طراح بايد با
توجه به ابعاد گوناگون و مثال هايي كه در شرايط ايستا و پويا وجود دارد، خطاي قابل
قبول را تعيين نموده و به عنوان معياري از آن استفاده نمايد.
تطابق بهينه ابعاد بدن كارگران با پست كاري
آنها ممكن است در طول زمان تغيير يابد. زيرا اندازه جمعيت متغير است و همين طور
كارگراني كه وظايف مربوطه را انجام مي دهند، عوض مي شود.
مشكلات وضعيت بدني رابطه بسيار نزديكي با عدم
تطابق ابعادي دارد، به طوري كه هر دوي آنها بايد همزمان با يكديگر مورد توجه قرار
گيرند.
درباره وضعيت ايستاده (كاركنان يا كساني كه
مجبورند يا ترجيح ميدهند تا كارشان را ايستاده انجام دهند) در مقابل وضعيت نشسته،
همواره بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرند:
محل استقرار كنترل ها، اجزاء و مكان انجام
فعاليت
وجود فضاي كافي براي زانوها
اندازه و جهت نيروهايي كه بايد اعمال شوند
تكرار و تعداد نشستن و برخاستن
در طراحي صندلي توجه به موارد زير از اهميت
زيادي برخوردار است:
ارتباط ميان صندلي و سطح كار
تغيير وضعيت بدني
استحكام و ثبات صندلي بويژه زماني كه متحرك
باشد
سهولت ايستادن و نشستن
نرمي سطح نشستنگاه و پشتي صندلي
كاربرد آنتروپومتري
1.براي تطبيق و
نتاسب ماشين با انسان در جهت راحتي و افزايش راندمان كاربر
2. جهت استاندارد سازي وسايل و تجهيزات مورد استفاده براي يك فرد يا كل جامعه
طراحان محيط كار در طراحي لوازم فرعي
و مانند آن بايد به اختلافات ابعاد بدني كاربران احتمالي توجه كنند.ارتفاع ميزي كه
براي فردي با قد متوسط مناسب است،ممكن است براي يك فرد بلند يا كوتاه قد نامناسب
باشد.اگر افراد مختلفي از ميز مذكور استفاده مي كنند،يكي از راه حلهاي قابليت
تنظيم ارتفاع آن در محدوده اي كافي است.
گاهي اوقات تنها بايد به كوتاه قدترين
فرد توجه شود،مثلا در هنگام طراحي صفحه ي كنترل يك دستگاه،بايد امكان رسيدن دست
فرد به صفحه ميسر باشد.در مواردي ديگر،مثل انتخاب ارتفاع بايد افراد بلند قد مد
نظر قرار گيرند.
2-براي كسب اطلاعات در مورد افراد خاص
از جداول آنتروپومتري مناسب استفاده كنيد:
اطلاعات مربوط با ابعاد بدني هميشه در
مورد گروه خاصي از مردم صدق ميكنند و الزاما در مورد ساير افراد كاربرد ندارد.
براي مثال جدول ابعاد بدني بزرگسالان انگليسي را نشان ميدهد. اين افراد در مايسه
با ساير مردم جهان نسبتا بلندتر هستند. در اين ابعاد افراد بدون كفش و لباس در نظر
گرفته شده اند.بايد 3 الي 5 سانتيمتر به عنوان ضخامت پاشنه كفش به قد افراد اضافه
شود.اطلاعات اين جدول در مورد ساير ملل كاربرد ندارند. براي آنكه از حدود تنوع ردي
در اندازه هاي بدني تصوري در ذهن داشته باشيم ،اطلاعات جدول زير با در نظر گرفتن
شرايط زير ارائه شده اند:
بزرگسالان كوتاه قد (تنها 5 در صد
بزرگسالان مونث از اين عدد كوتاه ترند.)
افراد متوسط
افراد بلند قد(تنها 5 در صد بزرگسالان
مذكر از اين عدد بلند ترند)
ايستاده
كوتاه
متوسط
بلند
طول قد
گرفتن دستگيره از جلو
عمق سينه
گرفتن دستگيره به صورت
عمودي
ارتفاع چشم
ارتفاع شانه
ارتفاع انگشت
نشسته
ارتفاع نشسته
ارتفاع چشم ، نشسته
ارتفاع آرنج، نشسته
ارتفاع ساق پا
طول آرنج تا دست
طول كشاله ران
طول كفل تا زانو
150.5
65
21
179
140.5
121.5
93
66
79.5
68.5
18.5
35.5
30.4
43.5
52.5
167.5
74.3
25
198.3
156.8
136.8
104.8
73.8
88
76.5
24
42
34.3
48.8
58.3
185.5
73.5
28.5
219
174.5
153.5
118
82.5
96.5
84.5
29.5
49
38.7
55
64.5
وزن بدن:44.168.593.7
متوسط قدبرگسالان انگليسي1.68 سانتي متر و افراد كوتاه قد 1.51 يا كمتر
و افراد بلند قد بالاتر از 1.58 سانتي متر است .همبستگي بين ابعاد بدن در جدول
محدود است .براي مثال فردي كه بازوي كوتاهي دارد ممكن است قد بلندي داشته باشد.
از ديد گاه دقيقتر اندازه گيري ابعاد
بدن به دو نوع اصلي تقسيم ميشود :ايستا و پويا(كاركردي)آنچه گاهي مهندسي انسان
سنجي ناميده ميشود ،با كاربرد هر دو نوع داده در طراحي اشياي مورد استفاده مردم
سرو كار دارد .
ابعاد ايستا:
ابعاد ايستا ،آن دسته از اندازه هايي
است كه وقتي بدن در وضعيت ثابت است گرفته ميشوند.اين اندازه هااز ابعاد اسكلتي
(فاصله بين مركز مفاصل ،مانند فاصله بين آرنج و مچ ) يا ابعاد محيطي (ابعاد روي
پوستي مانند دور سر ) تشكيل مي شود. بسياري از خصيصه هاي مختلف بدن را ميتوان
اندازه گيري كرد و انداره گيري نيز كرده اند. مثلا در كتاب مرجع انسان سنجيناسا 973 اندازه گيري از اين نوع نشان داده شده
اند و داده هايي در مورد بعضي از اين اندازه گيري ها عرضه شده است .اين داده ها
حاصل 91 بررسي در سطح جهان است. البته بسياري از اين اندازه گيريها كاربردهاي
بسيار خاص دارند و مثلا در طراحي كلاه خود ،گوشي يا دستكش به كار ميروند.اما بعضي
از اين اندازه گيريها خصايص بدن نيز كاربرد نسبتا عام دارند و خلاصه اي از اين نوع
داده ها ،صرفا به منظور نمايش عرضه ميشوند.اين داده ها مربوط به غير نظاميان
آمريكايي بين 20 و 60 سال است (كرومر1989).
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:58 توسط gh
|
قوانين فيزيكي ساز و كار بدن انسان مورد توجه واقع
مي گيرند .در نتيجه ميتوان فشارمكانيكي موضعي بر ماهيچه ها و مفاصل را كه در اثر
قرار گرفتن در وضعيتي خاص يا انجام حركتي خاص پديد مي آيند برآورد كند .
كاربرد علم فيزيولوژي در ارگونومي
مستلزم تخمين ميزان انرژي در قلب و ريه ها است كه
از تلاش ماهيچه ها در طول انجام حركات ناشي ميشود.
دراين رشته علمي طراحي سيستم انسان ابزارومحيط به مثابه يك
كل هماهنگ موردنظراست
هدف عمده آن عبارت است ازايجاد سازگاري وهماهنگي ميان انسان
، ابزاركاري ومحيط انسان تقليل فشارهاي عصبي ناشي ازآن
ارگونوميروشي نوين
براي استفاده بهينه ازمنابع انساني درسازمان است .
نتایج بكارگیری اصول ارگونومی در محیطهای کاری
پیشگیری از اختلالات اسکلتی – عضلانی در
بین شاغلین (مانند کمر درد ، سندروم تونل کارپال یا درد شدید در مچ دست ، درد
ناحیه گردن ، درد ناحیه زانو یا آرنج و...)
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:54 توسط gh
|
سا لها ست که کلمه سیستم ا طلاعات و ا طلاعات را می
شنویم. رشته هایی با عناوین مرتبط ما نند مهندسی نرم افزار و سخت افزار و فناوری
اطلاعات ایجاد شده است. با واژه مدیریت هم دهها سال آشنا هستیم. اما یک نکته مهم
که کمتر مورد توجه قرار گرفته این ا ست که ارتباط این دو چگونه می تواند منجر به
بهره وری سازمانی شود. دانستن وظایف مدیریت به ما در این مسیر کمک بسیار زیادی می
نماید. مدیران امروزه با دهها تصمیم متنوع سر و کار دارند. مدیران امروز برای
برنامه ریزی باید صدها عامل موثر در برنامه را به هم مرتبط ساخته و برای سالهای
بسیار طولانی برنامه هایی را تدوین نمایند که قا بلیت اجرایی بالایی داشته با شد.
کنترل و نظارت که به معنی انطباق فرایند ورودی و خروجی
و بخش عملیات با استانداردها و انتظارات است در یک سازمان امروزی یعنی ا نطباق
هزاران فعالیت با هزاران استا ندارد در هر لحظه که حجم این عملیات توسط انسان
مقدور نیست. این کنترل و برنامه ریزی و این تصمیم گیریها نیازمند توجه به چند عنصر
مهم است که برخی از انها عبارتند از:
1-اطلاعات
2-ارتباط اطلاعات (پایگاه داده)
3-تحلیل اطلاعات
4-هوشمندی سیستم تحلیلی
5-آموزش نحوه کاربری سیستم اطلاعاتی
مشکل امروز مدیریت هم نبود اطلاعات منا سب و وسیع و هم نبود تحلیل منا سب از اطلاعات موجود است که
بسیار با اهمیت اند. پراکنده بودن اطلاعات و هوشمند نبودن آن از دیگر مشکلات
مدیریت است. مدیران امروز و تمام نیروی انسانی متخصص تحت امر نمی توانند حجم بالای
نیازهای سا زما نها را پا سخگو بوده و با استفاده از تمام توان اطلاعاتی موجود
استنتاجهای قا طعی از نیازها داشته باشند.
البته نبود سیستمهای یکپارچه که از زمینه های تحلیلی
خوبی برخودار باشند این فرایند منفی عدم کاربردی بودن اطلاعات موجود در سیستمهای
اطلاعاتی را تسهیل می کند. راستی اصل مشکل مدیریت امروز کشور ما که نداشتن آموزش لازم
جهت هدایت و بکار گیری از اطلاعات برای اتخاذ تصمیم و سایر وظایف مدیریتی است را
غافل نمی شویم. استفاده از اطلاعات تحلیل شده که قدم آخر فواید سیستم اطلاعات
مدیریت است پس از تامین زمینه های مذکور ممکن میشود.
آموزش نحوه استفاده از اطلاعات برای مدیران قدم اول
ارتقاء بهره وری سازمانی است. درک اهمیت داده ها و تفاوت آن با اطلاعات یا گزارشات
طبقه بندی شده یا همان آمار با اطلاعات تحلیلی که تهیه آن نیازمند تخصص ویژه است ،
برای مدیران ما مسئله اي بسیار مهم است.
عدم استفاده مدیران از داده های موجود در سیستمهای
اطلاعاتی سازمان و اتکا به فرایند سنتی جمع آوری ا طلاعات مورد نیاز از طریق فرمها
با وجود سیستمهای اطلاعاتی بسیار گران قیمت در سازمان بعلاوه استفاده بیمارگونه از
اطلاعات یا آمار بجای استفاده از داده های تحلیلی نشا نه سطح بسیار پایین سواد
کاربری اطلاعات است. این کتاب به مدیران در افزایش سطح دانش مرتبط به کاربرد
سیستمهای اطلاعاتی کمک شایا نی خواهد نمود(انشاء الله).
بيش از هشتاد درصد كار روزا نه مديران صرف اطلاعاتاز جمله دريافت اطلاعات، برقراري ارتباط و
استفاده از ا طلاعات ما نند تصمیم گیری و برنامه ریزی و کنترل مورد نیاز جهت اصلاح
فرایندهای سازمان، در طيف وسيعي از امور مختلف ميشود. از آنجايي كه اطلاعات مبناي
تمام فعا ليت هاي يك سازمان است، سيستمهايي بايد وجود داشته با شند كه اطلاعات
را توليد و مديريت كنند. هدف چنين سيستمهايي ايجاد تضمين در ارائه ا طلاعات صحيح
و قا بل ا طمينان در مواقع مورد نياز و در شكل قا بل ا ستفاده است. چنين سيستمهايي،
سيستمهاي اطلاعات نامگذاري شدهاند.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:49 توسط gh
|
بخورید و
بیاشامید، ولى اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
در این
آیه شریفه خداوند متعال از مردم خواسته است كه به خاطر زیان هاى فراوان فردى و
اجتماعى و آثار و عواقب شوم این گناه بزرگ، از اسراف دورى كنند.
اسراف
عبارت است از بیهوده خرج كردن مال، در خورد و خوراك زیاده روى كردن، حیف و میل
كردن مواد غذایى همچنین به معنى زیاده روى در گناهان نیز مى باشد.
در آیات
قرآن كریم و سخن ائمه اطهار (ع) از پرخورى و اسراف به شدت نهى شده است. در قرآن
كریم حدود 13بار كلمه اسراف با الفاظ گوناگون به كار رفته است.
در آیه
137سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وكذلك نجزى من اسرف ولم یومن بایات ربه و
لعذاب الاخرة اشد وابقى: و این چنین جزا مى دهیم به هر كس اسراف كند و به آیت هاى
خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاینده است.
از امام
باقر(ع) نقل است كه، پدرم به شدت از اسراف دورى مى كرد. هنگام غذا اگر خرده هاى
نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب
فرمود.
یا در
آیه 67سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذین اذا انفقوالم یسرفوا
ولم یفترواوكان بین ذلك قواماً: آنان كه در هنگام انفاق نه اسراف مى كنند و نه تنگ
مى گیرند، بلكه بین این دو راه اعتدال را انتخاب مى كنند. در آیه 144سوره انعام هم
خداوند متعال فرموده اند: ان الله لایهدى القوم الظالمین به درستى كه خداوند
ستمكاران را هدایت نخواهد كرد.
ه
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:5 توسط gh
|
مازندران
سرزمینی است که به رشادت و دلاوری شهرت یافت. روزگاران گذشته بارها در برابر
دشمنان و ستمگران به مقاومت برخاست و در راه آزادی و استقلال دلاور مردانی را
تقدیم کرد. کافی است از حماسهی آرش کمانگیر در اسطورهها یادکنیم و یا در روزگار
پسین علویان رشید و ظلم ستیز تبرستان و یا مرعشیان مدافع تشییع را به خاطر آوریم.
دانایان و عالمان برجسته و نقشآفرین در عرصه فرهنگ و تمدن اسلامی هم چون مرزبان
بن رستم، محمدبن جریر طبری، ابوعبدالله ناتلی، ابن شهر آشوب ساروی، علامه طبرسی و
...از بسیاری دیگر سخن نمیگوییم، حتی اگر نام آوران مازندرانی را در یک قرن اخیر
هم چون شیخ عبدالله مازندرانی، شیخ فضلالله نوری، آیتالله میرزاهاشم آملی، آیت
الله کوهستانی و .... دهها تن دیگر که بر تارک روزگار میدرخشند، اگر بخواهیم
شماره کنیم، خود کتابی مفصل خواهد شد.
زمانی که امام خمینی(ره) قیام حقطلبانهاش را در خرداد سال
1342 شوری دیگر داد. علما، طلاب علوم دینی و مردم ولایتمدار مازندران، با پیروی از
امام در راه انقلاب اسلامی تلاش مجدانه و مستمری داشتند. فعالیتهای شخصیتهای
مازندرانی هم چون آیات عظام صالحی مازندرانی، حسنزاده آملی، جوادی آملی، ناطق
نوری، هاشمینژاد، محمدی لائینی، روحانی، ایازی، قاسمی و... قابل توجه است.
آن چه که در این کتاب فراهم آمد گوشهای از فعالیتهای انقلابی
مردم مازندران در سال شور و قیام و پیروزی انقلاب است. این گزارش روز شمار شهرهای
مختلف استان مازندران به شیوه نقلی، بخشی از اطلاعات گردآوری شده است که تقدیم میگردد.
تفضیل گزارش فعالیتها و نقش مازندران مجالی دیگر می طلبد.
چند یادآوری:
1- بیشتر گزارش روزشمار مربوط به نیمهی دوم سال 1357 بوده،
گزارش شهرها به ترتيب حروف الفبا می باشد.
2- نام شهرها و مکانها به صورت جدید و قدیم ذکر شده است.
3- اعداد و ارقام گاهی محل تأمل دقیقتر است که باید بر
اساس اسناد تنظیم گردد.
4- نام برخی از اشخاص به صورت اختصار آمده است.
5- بیشترین اطلاعات ارائه شده مبتنی بر گزارشهای نشریات
رسمی کشوری و برخی از منابع پژوهشی در حوزهی انقلاب اسلامی است که نهادهای رسمی
منتشر کردهاند.
6- تصوير تعدادي از شهدايي كه مزين در
كتاب نشده است در بنياد شهيد هم موجود نبود. نام و ياد آنها در پايان كتاب زينتبخش
شده است.
در پايان از تمام نهادها و سازمانهايي
كه ما را در به سامان رسانيدن اين كتاب ياري كردند: استانداري مازندران، بنياد
شهيد و امور ايثارگران، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا و سيماي مركز مازندران
و به ويژه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي استان مازندران و... صميمانه سپاسگزاريم.
جهاد دانشگاهيواحدمازندران
بهمن1388
جهت تهيه كتاب به جهاد دانشگاهي مازندران مراجعه فرماييد.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 14:58 توسط gh
|
جواب : در این زبان عملگر هایی تعبیه شده که برنامه نویسی سطح پایین و و به
زبان ماشین را نیز ممکن می سازد . به این ترتیب می توانیم با این زبان برنامه های
سیستمی بنویسیم و خلا بین زبان های سطح بالا و زبان ماشین پر می شود به همین دلیل C++ یک زبان سطح متوسط گویند .
2- یک توضیح حالت c با یک توضیح حالت c++
چه تفاوت هایی دارد؟
جواب : توضیحات در C++ به دو گونه است : توضیحات تک خطی // که فقط خط مقابل آن توضیح تلقی میشود که در زبان C وجود ندارد و توضیحات چند خطی /**/ که عبارت بین این دو بصورت توضیحات در نظر گرفته
میشود و در زبان C نیز موجود
است.
3- چه اشتباهی در این بر نامه هست ؟
# include
int main(){
//print
"hello,world";
cout<<"hello,world!\n"
return 0;
}
جواب : جهت استفاده از
دستور Cout باید عبارت using namespace std; بعد از پیش دستور include واقع شود .
4- در توضیح حالت c زیر چه اشتباهی وجود دارد؟
Cout<<"hello,/*change?*/world.\n";
جواب : توضیحات باید از خارج از لیترال(رشته خروجی) واقع شود .
5- چه اشتباهی در این برنامه هست ؟
# include
int main(){
// print "n=22":
n=22;
cout<<"n=<<
return 0;
}
جواب : جهت استفاده از دستور Cout باید عبارت using namespace std; بعد از پیش دستور include واقع شود . هر متغیر قبل از اینکه
مورد استفاده قرار گیرد باید تعریف شود : int n ;
6- در دستور مقدار دهی زیر چه اشکالی وجود دارد ؟
int
k=6, age=20, grade=1, a+=20;
جواب : متغیر a درصورتی می تواند با عدد 20 جمع شود که خود مقدار اولیه داشته باشد لذا در این بخش که متغیر
ها تعریف و مقداردهی اولیه می شوند انجام دستور a+=20 نادرست است.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 14:53 توسط gh
|
جهت دريافت مقالات مورد نياز خود ايميل كنيد در زمينه هاي اعلام شده آمادگي كامل براي ارسال مقاله به زبان فارسي و انگليسي وجود دارد.