تعريف زير را براي يك خوشه صنعتي
v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
0
false
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
st1\:*{behavior:url(#ieooui) }
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin-top:0in;
mso-para-margin-right:0in;
mso-para-margin-bottom:10.0pt;
mso-para-margin-left:0in;
line-height:115%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
با توجه به نكات گفته شده مي توان تعريف زير را براي يك خوشه صنعتي ارائه داد : يك خوشه صنعتي مجموعه اي از بنگاههاي تجاري و غيرتجاري متمركز در يك مكان جغرافيايي در يك منطقه اقتصادي را شامل مي شود كه براي توليد يك يا چند محصول نهايي مشابه و مرتبط براي كسب صرفه هاي اقتصادي بيروني با يكديگر ارتباطات عمودي و افقي برقرار نموده و ضمن رقابت با يكديگر در بسياري از موارد همكاري جمعي و اقدامات مشترك دارند . ارتباط دروني اين بنگاهها كاهش دهنده هزينه ها و تسهيل کننده؛ دسترسي به نهاده ها ، دانش و فناوري توليد ، بازارهاي فروش و تأمين نيازهاي مشتري خواهد بود. اقتصاددانايي متكي بر تعداد محدودي صنايع مبتني بر فناوري برتر نيست بلكه تمام فعاليت هاي اقتصادي به شكلي متكي بر دانايي هستندولي صنايع و خدمات دانش محور؛ نماد توان توليد دانش و فناوري و آن هم دانش تجسم يافته هركشور محسوب ميشود ويكي از شاخصهاي سنجش توان علمي وفناوري يك كشوراست. فناوري هاي نو و برتر منجر به افزايش كارايي ، بهره وري و توان رقابت قابليت پذيري كشورها است. رشد و توسعه صنايع با فناوري برتر به شدت متاثر از جريانهاي نوآوري و فعاليتهاي تحقيق و توسعه است. ترتيبات فضايي خاصي از فعاليتهاي اقتصادي اين امكان را فراهم مي آوردكه دانايي در درون اين فضاي جغرافيايي هم افزايي کند و خود عامل رشد شود.اين ترتيبات فضايي که امکان تجميع صنايع دانش محور را فرهم مي کنند به به خوشه هاي علم و فناوري معروف شده اند. خوشه هاي علم و فناوري قادرند بخشي از لوازم ايجاد جريانهاي نوآوري و ابداع را فراهم سازند. خوشه هاي علم وفناوري را تركيب منسجم و ساختارمند از دانشگاه ها ، پاركهاي فناوري، مراكز تحقيقي و پژوهشي ،شرکت هاي با فناوري برتر ،سرمايه هاي مخاطره پذير،امكانات و زيرساختهاي فيزيکي و نهادي و سرمايه انساني مي دانند كه در يك محدوده خاص جغرافيايي با يك مديريت متمركز و ساختار حقوقي خاص با اتصال به يك بازار مصرف ،محصولات وخدمات دانش محور را توليد مي كنند. نمونه موفق اين خوشه ها سيليکون والي[1] در کاليفرنيا ،کريدور ابر چند رسانه اي مالزي[2]،بنگلور[3] در هند ،كريدور فناوري برتر فلوريدا[4]،كريدور علم وفناوري اهايو [5] کريدور فناوري تلفورد[6]و ام چهار[7]در انگستان،نيو برونسويک[8] در ايرلند ،هيسنچائو[9] در تايوان ، اينكهون[10] دركره يا اس اس پي[11] در سنگاپور را مي توان نام برد. در کشورهايي در حال توسعه که شکاف قابل توجهي از لحاظ شاخصهاي توسعه با کشورهاي توسعه يافته وجود دارد، مدلهاي رشد و توسعه ملي و منطقهاي اساسا" بايد از اين ويژگي برخوردار باشد که در حداقل زمان و با کمترين هزينه مسير توسعه طي شود، تجاربي که در طول سالهاي متمادي براي رشد و توسعه فناوري در کشورهاي توسعه يافته حاصل شده، مبناي مناسبي جهت انتخابهاي کم هزينه توسعه ملي و منطقهاي فراهم است. يکي از رهيافتهاي موفق در مدلهاي توسعه منطقهاي و ملي تکيه بر مدل توسعه صنعتي بر مبناي بسط و توسعه خوشههاي صنعتي و خوشههاي فناوري منطقهاي يا شبکههاي صنعتي و فناوري است. در ادبيات معاصر توسعه منطقهاي، خوشهها به دو دسته کلي، خوشههاي صنعتي و خوشههاي فناوري تقسيم ميشوند. در اين مقاله با توجه به جايگاه والاي فناوري در رشد اقتصادي، موضوع خوشههاي فناوري به عنوان راهبردي موفق در توسعه توان علمي و فناوري کشورها مورد بحث قرار ميگيرد. سه سوال اساسي در اين مطالعه دنبال گرديده است. ابتدا اينکه خوشه ها چگونه به توسعه فناوري کمک ميکنند؟ دوم اينکه خوشه ها چگونه در بازار کار تاثير مي گذارند؟ و سوم اينکه خوشه هاي فناوري چه تاثيري در بازار کار خواهند گذارد؟ روش مطالعه روش تحليل محتوا به همراه بحث و تجزيه و تحليل مقايسه اي _ توصيفي انتخاب گرديده است، و از روشهاي تحليل اقتصادي در حوزه هاي اقتصاد منطقه اي ، خرد ، کلان و توسعه اقتصادي سود خواهيم برد. به نظر ميرسد اصلي ترين نتايج اخذ شده از اين مطالعه بتواند نکاتي را در باب توليد و توسعه فناوري، نحوه تاثير و تغيير در درآمد و ثروت و تاثير در بازار کار منطقه بيان نمايد. قابل ذکر است از سه نتيجه عنوان شده، توليد و توسعه فناوري و نيز تاثير بر بازار کار علاوه بر تاثيرات منطقه اي داراي سرريزهاي ملي نيز هستند. براي ورود به بحث در ابتدا بحث ادبيات مربوط به خوشهها بازگو ميشود و سپس مقوله خوشههاي فناوري با تکيه بر چند تجربه موفق ارايه ميگردد و در پايان امکان اتخاذ رويکردي خوشهاي در صنايع با فناوري برتر نوين مورد بحث گذاشته ميشود. 2- تاريخچه و ادبيات خوشههاي صنعتي: در دنياي ماقبل صنعتي مناطق تجاري بيشماري را ميتوان مشاهده کرد که داراي اشتهار به توليد و تجارت کالاي خاصي بودهاند. در اين مناطق مجموعهاي از بنگاههاي کوچک مقياس که معمولا" در حوزه خاصي فعاليت داشتهاند- نظير توليد چرم- تشکيل خوشه هاي بقايي(1) که سالهاي متمادي ويژگي بارز آن مناطق بوده را دادهاند. با گام نهادن به دنياي صنعتي فرايند توليد متحول شده و گونههاي جديدي از مجموعه صنايع جديد در قالبهايي چون مجموعهها و شهرکهاي صنعتي ايجاد شدند و فرايند انتقال به دوران صنعتي در کشورهاي توسعه يافته به آرامي طي گرديد. حاکميت انديشه اقتصاد مزيت نسبي و از طرفي وجود صرفههاي ناشي از مقياس و تجميع، مبناي شکلگيري و گسترش مناطق بوده است. بر اساس تئوريهاي مکانيابي در سايه نهادهاي مؤثر بازاري و اجتماعي، بنگاهها در اين مناطق داراي تمرکز جغرافيايي و مکاني تقريبا" قابل تمايزي گشته و شهرها و مناطق اقتصادي را به وجود آوردهاند. لاجرم به واسطه تنوع عوامل و ساير شاخص هاي توليد – بازار در نواحي جغرافيايي متفاوت، انگيزه تجارت شکل گرفته عاملي براي رونق و توسعه بيشتر اين مناطق بوده است. همزمان با ورود به عرصه دنياي صنعتي قرن 20 ، شکاف بين صنايع بزرگ و کوچک عمق گرفت، هر چند اين پديده در کشورهاي توسعه يافته آغاز شد ولي هيچگاه اين شکاف به دوگانگي اقتصادي در اين کشورها مبدل نگشت، اما ورود قالبهاي تقليدي توليد در مقياس بزرگ با فناوري مربوط به کشورهاي توسعه يافته، پديده دوگانگي اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه را دامن زد و اقتصاد صنعتي اين کشورها را به دو بخش صنايع کوچک گسترده با سهم ارزش افزوده کم و صنايع بزرگ مقياس کم تعداد ولي با سهم بالاي ارزش افزوده تقسيم کرد. لذا يکي از ويژگيهاي غالب در اقتصاد کشورهاي در حال توسعه تعدد فراوان بنگاههاي با مقياس کوچک است. در اواخر قرن بيستم چندين تجربه موفق توسعه صنعتي فرا روي کشورهاي در حال توسعه و دير صنعتي شده قرار گرفته. اين تجارب در قالب: الف. تشويق شکلگيري بنگاههاي غول پيکر: اين بنگاهها به واسطه برخورداري از مقياس و توانمنديهاي سازماني ، تکنولوژيک، مديريتي و مالي قادر به رقابت با بنگاههاي معظم چند مليتي هستند . تجربه ژاپن، کره و دراين اواخر چين تداعي کننده چنين الگويي است. ب. همکاري نزديک و نظامند با شرکتهاي معظم بينالمللي: در اين روش با تکيه بر سرمايه خارجي و حضور چند مليتيها راه ورود به بازارهاي جهاني براي اين کشورها هموار ميگردد. ج. ايجاد مجموعههايي از صنايع کوجک و متوسط (خوشهها): اين مجموعه با رويکرد افزايش کارايي جمعي و تقسيم کار امکان شکلگيري توان رقابتي را به مناطق ميدهند. تجربه مناطق مرکزي ايتاليا، اسپانيا ، برزيل و تايوان تجربههاي شاخصي در اين الگو است. د. تکيه بر اهرمهاي اقتصاد کلان و فرعي دانستن سياست صنعتي: اين رويکرد، رويکرد کشورهاي انگلو ساکسون در سياست صنعتي آنها محسوب ميشود که حاکميت انديشه حفظ بنگاههاي کارا را با اهرمهاي اقتصادي دنبال ميکنند. الگوهاي ترکيبي از مدلهاي فوق نيز در بسياري از کشورهاي توسعه يافته اجرا شده است. در امريکا هر چند الگوي اول و سوم، الگوي حاکم است ولي از فوايد الگوي چهارم نيز بهرههاي زيادي برده شده است. با اين مقدمه در بخش بعد زمينههاي نظري ايجاد خوشههاي صنعتي به عنوان يک راهبرد توسعه فناوري و صنعتي منطقهاي که مورد توجه بسياري از سياستگذاران کشورها بوده و همچنين به عنوان راهبرد مؤثر در باز سازي بازار کار- که در عين حال قادر به بهبود توان رقابتي شرکتها است- مورد بحث قرار ميگيرد. با توجه به اين مباني، الگوي خوشههاي علم و فناوري به عنوان الگويي پيشرفته از خوشههاي صنعتي معرفي خواهد شد.. 3- مباني نظري شكل گيري خوشه[12]هاي صنعتي: شركتهاي كوچك و متوسط در اغلب موارد به صورت انفرادي قادر نيستند فرصت هاي بازار را بدست آورند،زيرا اينكار به توليد زياد،استانداردهاي همگن و عرضه مرتب نياز دارد. به همين ترتيب چنين شركتهايي از لحاظ حصول به صرفه هاي ناشي از مقياس درزمينه خريد نهاده هايي مثل تجهيزات، موادخام ، اعتبارمالي ،خدمات مشاوره اي و غيره نيز دچار مشكل ميشوند.كوچك بودن مانع بزرگي براي دروني كردن كاركرد هاي آموزشي، بازارسنجي و پشتيباني فني است.حال آنكه همه اين موارد شالوده پويايي شركت ها است، و از طرفي كوچك بودن ممكن است ازتقسيم كار تخصصي ومؤثر درداخل شركتها جلوگيري كند. خوشه ها اين امکان را فرهم مي سازند که بخشي از مشكلات فوق مرتفع گردد.پورتر[13] از محققيني است که مطالعات متعددي در زمينه نقش خوشه ها در افزايش توان رقابتي کشورها انجام داده است.از نظرپورتر»خوشه عبارت است از تمركز جغرافيايي نهادها و شركت هاي مرتبط با يكديگر در يك حوزه خاص از فعاليت»( Porter, 1998). واژه خوشه را پورتر در تعاريف قبلي خود به شكل فراگيرتري به كارگرفته و آن را به معناي «گروهي از شركت هاي داراي پيوند عمودي قوي كه لزوماً در يك حوزه مكاني مستقر نيستند» دانسته است»(پورتر، 1990، در اشميتز ؛ندوي و ديگران، 1381) (2). اينرايت يک خوشه صنعتي را شامل گروهي از بنگاههاي تجاري و سازمانهاي غير تجاري ميداند که براي هر بنگاه درون خوشه، رقابت پذيري عنصر بسيار مهمي است. حلقه خوشه به وسيله روابط عرضه کننده و خريدار با فناوري متعارف و کانالهاي توزيع با خريداران متعارف و راهبردهاي مشابه بسته ميشود(Enright, 1996 ). شکل زير به گونه اي نمادين سه بخش اصلي تشکيل دهنده يک خوشه را به نمايش ميگذارد. نمودار ( 1 ) : وابستگي هاي دروني بنگاهها و نهادها در يک خوشه صنعتي ¨ تامين کنندگان کالاهاي واسطه اي ¨ تامين کنندگان کالاهاي سرمايه اي ¨ خدمات توليدي ¨ مشاوره هاي فني و تخصصي ¨ قراردادهاي تحقيق و توسعه ¨ تکنولوژي هاي همسان ¨ ذخيره مشترک از نيروي کار ¨ استراتژي هاي همسان ¨ آموزش ¨ تربيت ¨ توسعه ¨ نظارت و قانونمندي ¨ R & D فعاليت خوشه ها به نوعي سرريز و پيوند درون و برون خوشه اي معطوف ميگردد. پيوند درون خوشه ها هر دو گونه ارتباطات عمودي و افقي را در بر مي گيرد(( Maskell,2002 ، درپيوند عمودي مراحل مختلف توليد و يافازهاي توليدي وخدمات مشترك دريك مجتمع محلي انجام مي گيرد و زنجيره داده وستانده توليد يك كالاي خاص ايجاد شده و توسعه مي يابد. در پيوند افقي بنگاه هاي مشابه که به توليد يک كالاي خاص مبادرت مي ورزند و به نوعي رقيب يکديگر اند، در يک مکان تمرکز مي يابند و در همان حال که با يکديگر در حال رقابتند، با يکديگر در بسياري از امور همکاري مي نمايند. بسته به اين که فعاليت هاي درون خوشه داراي پيوند عمودي يا افقي باشد، آثار خارجي ناشي از تشکيل خوشه ها نيز متفاوت خواهد بود. مراحل اجرایی طرح ایجاد خوشه: مرحله موضوع اجزاء مرحله 1 سازماندهی کمیته ستادی - کمیته استانی-کمیته علمی-کمیته نظارتی-هسته مشاوره شغلی مرحله 2 پژوهش اطلاعات مربیان اطلاعات بنگاههای موجود اطلاعات اعضاء اطلاعات بنگاههای بزرگ و متوسط مرحله 3 تولید محتوی تولید کتاب -جزو-مولتی مدیا-اسلاید در حوزه های دانشی و بینشی و مهارتی مرحله 4 تربیت مربی آموزش 58 ساعت 100 نفر با گواهی پایان دوره در حوزه بینشی و دانشی و مهارتی مرحله 5 هدایت شغلی ایجاد هسته هدایت شغلی و استقرار آن در سازمان مرحله 6 تدوین سبد اشتغال تعیین مزیت نسبی-مواد اولیه-قابلیت توسعه-قابلیت شبکه-تنوع پذیری-مهارت نیروی انسانی و ... مرحله 7 آموزش اعضا آموزش 44 ساعت 1000 نفر با گواهی پایان دوره در حوزه بینشی و دانشی و مهارتی مرحله 8 مدلسازی خوشه طراحی خوشه-ارتباطات مشاغل-حوزه پایین دستی و بالادستی و فرایندی-محصول نهایی-حلقه های خوشه مرحله 9 پیاده سازی خوشه ها و زنجیره تامین مشاغل خرد انعقاد قرارداد با مشاغل فرادستی و بنگاههای بزرگ-ثبت خوشه-استقرار مدیریت خوشه مرحله 10 نظارت و ارزیابی نظارت بر واحدها - ارزیابی مستمر طی سه سال-اصلاح معایب-تکرار اموزش تشکيل و گسترش خوشه ها معمولا" از طرق زير ممکن است: 1- مکان گزيني و جابجايي مجدد کل يا بخشي از فعاليتهاي يک بنگاه در خوشه به منظور بهره برداري از آثار خارجي خوشه ها. 2- تجميع بنگاه هاي نوپا و جديد با ساختار همکاري افقي يا عمودي. اين تشکيل و گسترش خود متاثر از عوامل انگيزشي استقرار بنگاه ها در خوشه ها هستند( Maskell, 2001). لازم است در اينجا تفاوت خوشه صنعتي را با ناحيه صنعتي ياد آور شويم. در ادبيات سنتي اقتصاد منطقه اي ، تئوري مکان گزيني صنايع بر محوريت هزينه هاي حمل ونقل بنيان نهاده شده است. اين ديدگاه مکان گزيني را متاثر از هزينه هاي دسترسي به منابع و نهاده ها و بازار مي داند. هر گاه بدين دليل تجميعي از صنايع صورت مي گيرد، زمينه براي شکل گيري يک ناحيه صنعتي فراهم مي آيد) صباغ کرماني، 1380). تفاوت اساسي يک خوشه با يک ناحيه صنعتي(شهرک صنعتي) در اين است که يک خوشه صنعتي زماني تشکيل شده است که صنايع موجود درآن صرفا" در دو طيف فعاليت هاي افقي يا عمودي قرار گيرند، در حالي که ترکيب نا همگوني از صنايع در يک ناحيه جغرافيايي در چارچوب تعريف خوشه قرار نمي گيرد. پيشتوانه نظري پديده ايجاد خوشه يا تجميع را اولين بار آلفرد مارشال درنظريه صرفه هاي اقتصادي ناشي از تجميع بيان كرد. در چارچوب اين نظريه شركت هاي كوچك درعين حال كه رقباي طبيعي همديگرند،اعضاي داخل يك شبكه مستقل هستند.آثار ناشي از تجميع آنقدر مي تواندمحسوس باشد كه مزاياي رقابت صرفاً درچارچوب اين تجمع مي تواند معنا پيدا كند. براين اساس خوشه ها بارمعنايي عباراتي چون صرفه هاي اقتصادي بيروني [14] ،پايين بودن هزينه هاي معاملاتي [15] واقدام جمعي[16] را بر دوش مي كشند كه منجر به افزايش كارايي جمعي مي شود.مزيت هاي تشکيل خوشه ها را ميتوان به شرح زير بر شمرد: 1- خوشه سازي بسيج منابع مالي و انساني را تسهيل مي كند. 2- درخوشه سازي سرمايه گذاري به مراحل كوچك و با ريسك پايين تقسيم مي شود. 3- خوشه سازي بستري براي صعود و بالندگي شركت هاي كوچك فراهم مي آورد. 4- شركت ها درخوشه سازي،امكان انباشت سرمايه و مهارت ها را براي يكديگر اغلب ناخواسته و گاهي آگاهانه به وجود مي آورند. با اين حال مهمترين ويژگي خوشه ها كه دستيابي به كارايي جمعي است،مشروط به ايجادشرايط زير است: 1 - شكل گيري پيوندهاي پيشين و پسين بين شركت هاي درون خوشه 2 - تبادل قوي اطلاعات بين شركت ها،نهادها و افراد دردورن خوشه ها كه محيطي خلاق و نو آور پديد مي آورد. 3 - وجود شبكه هاي تجاري و پيوندهاي تجاري كارآمد با بازارهاي بزرگ و دور دست . 4 - وجود زيرساخت هاي متنوع کالبدي و نهادي(3) كه پشتيبان فعاليت هاي خاص در خوشه ها هستند. 5 - شكل گيري هويت اجتماعي- فرهنگي كه دربردارندة ارزش هاي مشترك است و قرارگرفتن نقش آفرينان محلي درمحيط محلي كه اعتماد متقابل را تسهيل مي كند. بالا بودن تخصص و همكاري بين شركت ها و پيوندهاي قوي اجتماعي واقتصادي نيز به نوع فعاليت خوشه ها بستگي دارد. خوشه هاي با صنايع مبتني بر فناوري پايين داراي سطوح پايين تري از تخصص و همکاري درون خوشه اي اند و در مقابل در خوشه هاي با صنايع داراي فناوري برتر در جه تخصص و همکاري افزايش مي يابد. نقش خوشه ها را مي توان از زاويه هزينه هاي مبادله نيز نگريست .هزينه هاي جستجوي اطلاعات، تضمين قراردادها، اجراي تعهدات و انجام مبادلات، هر يک بخشي ازهزينه هاي مبادله اند. وجود هر نوع هزينه اي از اين دست به معناي صورت نگرفتن بخشي از معاملات و عدم امکان انجام بعضي فعاليتهاي اقتصادي است. لذا کاهش هزينه هاي مبادله، معادل با رونق فعاليتها است. تشکيل خوشه ها و آثار خارجي ناشي از آن، کاهنده بخشي از هزينه هاي مبادله خواهد بود. 4- کارکرد خوشه هاي صنعتي در تعامل با بازارکار: هر چند كاركرد اصلي خوشه ها را درافزايش كارايي جمعي ديده اند ولي يك محصول مهم ديگر خوشه ها،قابليت بسياربالاي آنها دراشتغال زايي است.دوكاركرد اصلي خوشه ها يعني امكان ايجاد برتري نسبي درتوان رقابتي كشورها واز طرفي توان بالاي اشتغال زايي اين خوشه ها نقش بسيار پررنگ تريدراقتصاددانايي محور نسبت به اقتصاد توليد محور يافته است و لذا نقش خوشه ها در اقتصاد دانايي محور بسيار مهم گشته است. فرايند تشکيل خوشه هاي صنعتي، به دنبال خود تنظيم مجدد و چيدمان جديد بنگاههاي اقتصادي را براساس ارتباطات پيشين و پسين بوجود خواهد آورد. اين مساله به نوبه خود با برخورداري از صرفه هاي ناشي از مقياس و منافع برخواسته از تجميع، افزايش بهره وري و درآمد را براي شرکتهاي عضو خوشه به دنبال خواهد داشت. افزايش توليد، در امد و بهره وري به معني افزايش تقاضاي نيروي انساني و افزايش اشتغال است. البته تنها کارکرد خوشه هاي صنعتي در بازار کار افزايش اشتغال نيست، بلکه تنظيم مجدد و زنجيره اي کردن مهارتها به دنبال تشکيل زنجره هاي توليدي صورت خواهد گرفت. هر چند نبايد از خاطر دور داشت که افزايش توليد و در آمد در يک رشته فعاليت به گونه اي زنجيره اي و از طريق کانالهاي ارتباطي اقتصاد، افزايش در آمد و اشتغال در ساير رشته هاي فعاليت را به دنبال خواهد داشت که کارکرد غير مستقيم رشد و توسعه يک خوشه صنعتي محسوب ميگردد. قابل ذکر است علامتهايي که يک خوشه صنعتي به بازار کار خواهد داد در مقايسه با علامتهايي که يک ناحيه صنعتي و يا مجموعه اي پراکنده و بدون ارتباط از شرکتهاي توليدي به بازار کار خواهند داد، کاملا" متفاوت خواهد بود. يک خوشه صنعتي ترتيب آموزش و مهارت افزايي شاغلان و در نتيجه بافت عرضه کار را به گونه اي زنجيري و مرتبط، همراه با دسته بندي مشخص مرتب نموده، از طريق تشکيل نهادهاي غير دولتي و شکل گيري توافقات مشترک در داخل خوشه، ذخيره قابل اعتمادي از سرمايه انساني را شکل ميدهد. اين در حالي است که خارج از فضاي خوشه اين کار کرد بدست نخواهد آمد. 5- خوشههاي علم و فناوري: تغييرات سريع، عميق و بسيط در شرايط اقتصاد جهاني با ورود به قرن 21 ، توان رقابت در عرصه اقتصادي را به عنوان محور ماندگاري در اقتصاد جهاني و ضامن رونق اقتصادها معرفي کرده است. براين اساس با يک تجديد نظر در تمام برنامههاي اقتصادي، گونههايي از فعاليت که قابليت افزايش در توان رقابتي کشورها را فراهم ميسازد، مورد نظر سياستگذاران اقتصادي کشورها قرار گرفته است. يکي از مهم ترين شاخص هاي افزايش توان رقابتي کشورها، توجه به توسعه فناوري است. بخش مهمي از توان علمي و فناوري کشورها در توسعه صنايع و خدمات با فناوري برتر تجلي مييابد. صنايع با فناوري برتر، بر فعاليتهاي فکري و مهارتي سطح بالا استوارند. دگرگوني و تحول سريع در ساختار فناوري اين صنايع از مشخصههاي اصلي صنايع با فناوري برتر است و اين به واسطه جريان پيوسته و دنبالهدار ابداع و نوآوري در اين دسته از فعاليتها صورت مي گيرد. به واسطه اثر فزاينده و انتشار يابنده فناوري اين صنايع ( سرريز فناوري ) در ساير سطوح فعاليتهاي اقتصادي و از طرفي توان ايجادبالاترين ارزش افزوده، اين صنايع جايگاه ويژهاي در بين ساير صنايع دارند و قابليت مقايسه افقي با ساير صنايع در خصوص آنها وجود ندارد. حاکم شدن پارادايم فکري اقتصاد دانايي محور نيز کمک شاياني به ايجاد اولويت در برنامه توسعه علمي و فناوري کشورها کرده است. در اقتصاد دانايي محور، دانش عامل اصلي توليد محسوب ميشود و سهم قابل توجهي از ارزش افزوده فعاليتهاي اقتصادي، از فعاليتهاي مبتني بر دانش کسب ميشود. فعاليتهاي صنايع با فناوري برتر مبتني بر بالاترين سطوح دانش و تواناييها و مهارتهاي علمي است. اين صنايع قادر به ايجاد و گسترش فناوري در ساير سطوح فعاليتها هستند. رشد و توسعه صنايع با فناوري برتر به شدت متأثر از جريانهاي نوآوري و ابداع و فعاليتهاي تحقيق و توسعه است. خوشههاي علم و فناوري در ايجاد بخشي از لوازم ايجاد جريانهاي نوآوري و ابداع ميتوانند نقشي اساسي ايفا کنند. هر چند اجماعي در تعريف خوشههاي علم و فناوري حاصل نشده است ولي ميتوان خوشههاي علم و فناوري را ترکيبي منسجم و ساختارمند از دانشگاهها، پارکهاي فناوري، مراکز تحقيقي و پژوهشي، شرکتهايي با فناوري برتر، سرمايههاي مخاطرهپذير، امکانات و زيرساختهاي فيزيکي و نهادي و سرمايه انساني دانست، که معمولا در يک محدوده خاص جغرافيايي با يک مديريت متمرکز و ساختار حقوقي خاص، با اتصال به يک بازار مصرف، محصولات و خدمات دانش محور را توليد ميکنند.به خوشههاي فناوري عناويني نظير کريدور علم و فناوري، پارک علمي و فناوري، منطقه توسعه علم و فناوري يا ناحيه با صنايع فناوري برتر نيز اطلاق کردهاند. در شکل زير ابعاد يک خوشه فناوري و نحوه تداخل و هم پوشاني آنها به نمايش گزارده شده است. نمودار ( 2 ): ابعاد يک خوشه علم و فناوري ابعاد خوشه علم وفناوري همچنان که در شکل مشاهده ميگردد عناصر متفاوتي در شکل گيري و توسعه يک خوشه فناوري دخالت دارند که در اينجا به توضيح آنها پرداخته ميشود: ابعاد خوشه علم وفناوري الف.سرمايه مخاطره پذير يكي از اصلي ترين ابعاد خوشه هاي علم و فناوري است .آنچه درسرمايه گذاري مخاطره پذير اتفاق مي افتد تبديل انديشه ها ي نو به يك تجارت است.سرمايه مخاطره پذير[17] ،سرمايه اي است كه براي تأمين يك شركت نوپا بكار گرفته ميشود. اين سرمايه برتأسيس شركتهاي نوآور كمك مي كند و دركشورهاي توسعه يافته،سرمايه گذاري مخاطره پذير به عنوان منبعي براي توسعه كارآفريني نهادينه شده است.سرمايه مخاطره پذير از آن جهت كه كمك به شكل گيري وتجاري سازي طرحها،ايده ها و برنامه هاي كسب و كار مي نمايد و درخدمت طرحها و ايده هايي قرار ميگيرد كه تاكنون دربازار تست نشده اند،مخاطره پذير ناميده ميشود. ب. پارك فناوري يكي ديگرا ز بخشهاي مهم خوشه هاي علم و فناوري است وبه نوعي هسته مركزي خوشه را شكل مي دهد. پاركها به عنوان حلقه رابط بين دانشگاهها، مراكز تحقيق و توسعه،بازار و شركت هاي دانش محور عمل مي كنند.براي دستيابي به فر هنگ ابداع و نوآوري، پارک هاي علمي و فناوري محرک جريان دانش و فناوري بين دانشگاه ها و مراکز علمي و تحقيقاتي و بنگاه هاي دانش محور، از طريق ارائه تسهيلات و امکانات در دوره هاي مختلف رشد براي شرکت هاي دانش محور اند. ج. سرمايه انساني مجموعه توانايي هاي تخصصي و مهارتي انساني را در بر ميگيرد که براي توليد دانش و فناوري مورد نياز است.سرمايه انساني عنصر محوري تمام تحولات درخوشه ها است. سرمايه انساني به گونه اي فعال و حساس در مقابل علامتهاي ساير ابعاد هم به نوعي به مرتب کردن ساير عوامل توليد فناوري در فرايند توليد علم و فناوري ميپردازد و هم در توسعه و گسترش آنها تاثير مستقيم و غير مستقيم برجاي ميگذارد. د. زير ساختها نيز از اجزاي اساسي خوشه هاي علم وفناوري هستند.زير ساختها يا فيزيكي اندمثل ساختمان،راه وسايل ارتباطي، شبکه هاي مخابراتي و اطلاع رساني، و ... و يا نهادي اند مثل نهادهاي حقوقي كه متضمن تضمين حقوق مالكيت اند، نهادهاي اجتماعي که تضمين همکاريهاي بين خوشه اي را مي نمايند، نهادهاي دولتي که مجوزها و تسهيلات فعاليت را بوجود مي آورند. ه.بازار عنصري بسيارمهم درتحريك به توليد وجذب محصولات خوشه اي علم و فناوري است. در بررسي اثر بازار نبايد اثر مقياس[18] را از خاطر دور داشت. مقياسهاي بزرگ بازار همواره ميتوانند با در اختيار گذاردن حاشيه ريسک مناسب، هزينه هاي آزمون و خطاي بنگاههاي پيش رو را کاهش داده و هزينه نهايي توليد را تاحد امکان کاهش دهند. اين موضوع بسيار حساس عامل رقابتي مهمي است که در موفقيت خوشه هاي صنعتي و مخصوصا" فناوري بايد مورد توجه اساسي قرار گيرد. و. بنگاههاي با تکنولوژي و فناوري بالا همواره نقش پيشرو را در خوشه ها ايفا نموده و با مرتبط کردن نيازهاي مصرف کنندگان با توانايي هاي فناوري بدست آمده توسط دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي، و از آن طريق کاربردي کردن نتايج تحقيقات بنيادي سطح بالا نقش مهم بازاري کردن فناوري را به عهده دارند. ز. دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي نيز از سه طريق موجبات تشکيل و توسعه خوشه هاي فناوري را بوجود مي آورند. ابتدا از طريق توليد سرمايه انساني تخصصي و فوق تخصصي، سپس از طريق انجام تحقيقات بنيادي و توسعه اي سطح بالا و انتشار اين تحقيقات، و در نهايت از طرق در اختيار قرار دادن توان مشاوره اي تخصصي و خدمات علمي و آزمايشگاهي سطح بالا براي بنگاههاي عضو خوشه. و البته مديريت كليدي ترين نقش را درايجاد تعامل بين اجزاي خوشه ها بازي مي كند، که تذکر آن بايد همواره اساس برنامه ريزي ، تشکيل و توسعه خوشه هاي فناوري باشد. بي شک اصول و مباني مديريت خوشه هاي فناوري نمي تواند بر روشها و مباني بنگاههاي اقتصادي معمولي با فناوري پايين استوار باشد و در اين خصوص مي بايست روشها و اصول جديدي را تدوين و به کار بست. همانطور كه ملاحظه شد خوشه هاي علم وفناوري داراي عناصر متعددي اند كه تعامل هماهنگ آنها با هم متضمن موفقيت خوشه علم وفناوري است. عوامل داخلي زير در موفقيت خوشه هاي علم و فناوري مهم شناخته شده است: 1- شناسايي زمينه هاي تشکيل انجمن هاي همکاري و حمايت از آنها 2- تعهد به راهبرد تعريف شده شفاف 3- پويايي در رقابت محلي 4- روحيه کارآفريني بالا 5- تجارب تجاري خوب توسط بنگاه هاي منطقه 6- دسترسي کافي به منابع مالي 7- سرمايه گذاري پيوسته در يادگيري 8- نهادهاي علمي و تحقيقاتي توسعه يافته 9- سرمايه اجتماعي بالا در خوشه ذكر چند نکته در ايجا ضروري به نظر ميرسد: تفاوت خوشه علم و فناوري با پارك هاي فناوري: پارك هاي فناوري جزيي كه از يك خوشه علم وفناوري اند و البته از اجزاي اصلي آنهاهستند. رشد پارك فناوري شرط لازم تبديل شدن يك پارك به يك خوشه علم وفناوري است.پارك ها با حمايت و تدارك سرمايه مخاطره پذير، زمينه بلوغ شركت هاي دانش محور را فراهم مي كنند. تفاوت تعريف نقطه تجمع مكاني يك خوشه علم وفناوري با يك خوشه صنعتي: دريك خوشه يا ناحيه صنعتي اين تجمع ضرورتاً خارج از محدوده شهرها ودريك محيط صنعتي شكل مي گيرد، اما دريك خوشه علم و فناوري اين تجمع درمراكز شهرها و حداكثر تا حومه آن ادامه مي يابد، ناحيه جغرافيايي مشخصي از شهر وحومه آن براي تعيين حوزه خوشه تعيين ميگردد و تعريف حوزه آن تا حدي قراردادي است. حوزه جغرافيايي خوشه ها از يك شهر شروع مي شوند و تا محدوده اي ازخارج شهر را در برمي گيرند. در اين حوزه تمامي خدمات رفاهي سکونت گاهي چون منازل مسكوني،تجاري و فعاليتهاي شهري ارائه ميگردد وزندگي به حالت طبيعي ادامه دارد. غالب ويژگيها : نحوه رشد و گسترش، مزايا و لوازم موفقيت خوشههاي علم و فناوري، نظير خوشههاي صنعتي است که در بخش قبل ذکر شد. البته علاوه بر مباحثي که در مباني نظري خوشههاي صنعتي ذکر شد، عناصر يک خوشه علم و فناوري که در تعريف فوق به آنها اشاره شده است، به عنوان جنبه تمايز اصلي خوشههاي فناوري با خوشههاي صنعتي مدنظر قرار ميگيرند که بعضي از اين عناصر در خوشههاي صنعتي وجود ندارند و يا با نقش و تعريف ديگري ميتوانند وجود داشته باشند. تمايز ديگر خوشههاي صنعتي با خوشههاي فناوري تسهيل در تعريف و شبکههاي فناوري به جاي خوشههاي فناوري است، رشد فناوري ارتباطات و اطلاعات، گسترش و همگرايي بيشتر بازارها امکان فعاليتهاي شبکهاي را مخصوصا" در عرصه فعاليتهايي با فناوري برتر نوين بيشتر تسهيل کرده است. در تعريف شبکهاي خوشههاي فناوري ارتباط عناصري که در تعريف خوشههاي فناوري اشاره شد، باز تعريف ميشود که لزوما" در يک محدوده خاص جغرافيايي استقرار ندارند. 6- هم پوشاني خوشه ها و سر ريزهاي آنها بر همديگر: پورتر در مجموعه مطالعات خود روي خوشهها به اين نکته اشاره دارد که در طول تاريخ رشد اقتصادي بنگاهها خوشهاي داراي قدرت رقابتپذيري بيشتري بودهاند. فرايند تغيير و نوآوري فناورانه غالبا توأم با پيچيدگي، مخاطره و عدم اطمينان است منابعي نظير : دانش ، اندشيه و ايده، پول و ساير امکانات وارد «جعبه سياه» ميشود و محصول بيرون ميآيد. تحقيقات عنصر مهمي در تحول اين جعبه سياه است. مطالعات نشان ميدهند که خوشهها در تسهيل تحول جعبه سياه نقش قابل توجهي دارند (Porter, 1998 ). خوشههاي علم و فناوري منجر به ايجاد محيطي ميشوند که در آن ابداع و فرايند يادگيري در بين بنگاهها از طريق مبادلههاي رسمي و غير رسمي تشويق و تحريک ميشود. پورتر در مطالعه خود ميزان همپوشاني و سرريز خوشهها را در اقتصاد آمريکا شناسايي کرد. نتيجه اين مطالعه در شکل (3) به نمايش گذارده شده است. همانطور که در شکلمشاهده ميشود خوشههايي که صنايع با فناوري برتر را در خود جاي دادهاند بيشترين همپوشاني و سرريز را ايجاد کردهاند. همپوشاني و سرريز در اين مجموعه صنايع بدين مفهوم است که خوشههاي فناوري داراي عناصر مشترک خاصي هستند و لزوما" در يک تعامل شبکهاي با هم قرار دارند (به برخي از اين عناصر در بخشهاي قبل اشاره شد). نمودار (3): ميزان هم پوشاني خوشه ها و سر ريزهاي آنها بر همديگر( مورد ايالات متحده) Christian H. M. Ketels (2004); Cluster-Based Economic Development, What Have We Learned. Institute for Strategy and Competitiveness, Harvard Business School, London, UK آنچنان که مشاهده ميگردد خوشه ها ارتباطات گسترده اي را مي توانند با يکديگر بوجود بياورند. آنچه حائز اهميت است اين است که تسهيل کردن اين فرايند ارتباطي منجر به شکوفايي بيشتر اين فعاليتها مي شود. از آنجا که صنايع با فناوري بالا ( تخصصي و فوق تخصصي ) به عنوان صنايع کليدي و پيشرو در توسعه فناوري و به تبع آن رشد اقتصادي محسوب ميگردندف هر سياستي که بتواند اين فرايند تبادل اطلاعات و دست يافته ها را از طريق ارتباطات عمودي و افقي بهتر و بيشتر تسهيل کند، زمينه رشد و توسعه بالاتري را بوجود مي آورد. 7- مدلهاي اقتصادي تحليل خوشه ها : براي بررسي تحليل رفتاري و عملکردي خوشه ها ( صنعتي – فناوري ) مدلهايي توسط اقتصاد دانان طراحي گرديده است که با استفاده از آنها مي توان فرايند خوشه اي شدن، ارتباطات پيشين و پسين بنگاههاي درون يک خوشه، ارتباطات بالا دستي و پايين دستي بين خوشه ها و نيز سرريزها و هم پوشاني خوشه ها را مورد مطالعه و بررسي قرار داد. برگمان و فيسر (Bergman & Feser, 1999) روشهاي تحليل و مطالعه خوشه ها را بر ساس ادبيات اقتصادي به صورت زير دسته بندي مي نمايند: الف. روش ديدگاه کارشناسي ب. روش ضريب مکان ج. روش همسان سازي بر اساس جدول داده – ستانده د. روش تحليل شبکه اي ه. روش سرشماري عمومي روشهاي گفته شده ، هر يک نقاط قوت و يا ضعفي را دارا هستند که بسته به مورد استفاده مي توان از آنها بهره جست. اين روشها همگي محدوديت دسترسي به داده هاي منطقه اي را دارا بوده و بر اساس ميزان دسترسي يا دقت داده ها ضريب اطمينان خواهند يافت. روش ديدگاه کار شناسي هنگامي مورد استفاده قرار ميگيرد که يا اطلاعات مناسب و کافي در دسترس نبوده و زمان و هزينه کافي براي جمع آوري و بدست آوردن آنها موجود نباشد، و يا اطلاعات موجود غير قابل اعتماد باشند. در اين صورت مي توان از روش پيمايش ساده کارشناسان فن و يا پيمايش تکرار پذير کارشناسان فن استفاده نمود. روش دوم بر اساس اطلاعات ملي و مخصوصا" ضرايب مکان شاخص هاي با اهميتي چون اشتغال و تداخل اين شاخص در آمارهاي منطقه اي مي تواند وضعيت واردات يا صادرات خوشه را با ساير خوشه ها و يا بخشهاي منطقه و ساير مناطق نشان داده، سپس با بهره گيري از ضرايب اخذ شده، و ضعيت تداخل ميان خوشه اي را مورد بررسي قرار داد. روش سوم جداول داده – ستانده ملي و منطقه اي و ضرايب آنها را مورد دقت قرار داده، با بهنگام نمودن ضرايب و مقابله با سطح دستمزد هاي منطقه اي مي توان ضريب تداخل ميان خوشه ها را محاسبه و مورد بررسي قرار داد. روش چهارم روش تحليل شبکه اي است که در آن به علت نبود فرصت مناسب و هزينه کافي، يک بنگاه اصلي نمونه اي از يک خوشه انتخاب و بر اساس مطالعه رفتار اين بنگاه، احکامي در خصوص وضعيت خوشه صادر خواهد شد. روش پنجم در حقيقت پر هزينه ترين ولي دقيق ترين روش بررسي خوشه ها است. اين روش مي تواند اطلاعات دقيق و قابل اعتمادي را جهت بررسي کامل و دقيق خوشه ها بدست داده و مبناي سياستگذاري قرار گيرد. 8- نمونه هايي از کريدورهاي علم و فناوري دنيا: بر اساس گزارش گروه نورديستي[19] حدود 200 منطقه علم و فناوري در سطوح ملي يا منطقه اي براي جذب سرمايه گذاري در صنايع دانش محور در کشور هاي آمريکا ،کانادا،فرانسه ،آلمان ،ايتاليا، اسپانيا و ژاپن فعاليت مي کرده اند . در بخش زير به معرفي نمونه هاي موفقي از اين کريدورها پرداخته مي شود.( MYRS, 2002). الف. سيليكون والي: سيلكون والي را پدر خوشه هاي علم وفناوري نام نهاده اند.اين خوشه علم و فناوري معظم ترين و با سابقه ترين خوشه علم و فناوري دنيا است كه درايالت كاليفرنيا آمريكا واقع شده است. هسته اوليه اين كريدور علم و فناوري با ايجاد مجموعه اي از ساختمانها و تجهيزات آزمايشگاهي براي اهداف تجاري سازي بعضي ازدستاوردهاي علمي دانشگاه استانفورد در اوايل دهه 50 صورت گرفت كه بعدها اين مجموعه پارك تحقيقاتي استانفورد نام گرفت. از دهه 80 به بعد با فراهم شدن زمينه هاي سرمايه گذاري مخاطره پذير و تکامل ساير اجزاء مورد نياز تشكيل يك خوشه واقعي علمي و فناوري ؛ زمينه هاي تبديل اين منطقه بزرگ کريدور علم و فناوري فرهم شد و به خوشه فناوري سيلكون والي يادره سيليكون مشهور گشت. دراين دهه تقريباً طيف كاملي از شركتهاي با فناوري برتر دراين منطقه استقرار يافته بودند(Zhang, 2003 ). درحال حاضر نزديك به 500 شركت با فناوري برتر بزرگ با استانداردهاي جهاني دراين منطقه حضور دارند.[20] اين منطقه سه دانشگاه بسيار بزرگ با انبوهي ازمراكز علمي و تحقيقاتي وپارك هاي علمي و تحقيقاتي وانبوه سرمايه گذارهاي مخاطرهپذير را داراست به طوريكه اين منطقه الگوي اصلي بسياري از خوشه هاي علمي و فناوري دنيا قرارگرفته است. اين منطقه به عنوان بزرگترين جذب كننده سرمايه گذاري مخاطره پذير در دنيا، در دوره ده ساله ( 2001 - 1992 ) 71 ميليارد دلار سرمايه مخاطره پذير را جذب كرده است كه بيش از هفتاد درصد اين سرمايه ها درچهار حوزه ، سخت افزار،ارتباطات و خدمات تجاري و مصرفي و نيمه رساناها بوده است . ب. ژانگوانكون[21] : ژانگوانكون منطقه بزرگ علم وفناوري درناحيه شانگهاي چين است.رشد و توسعه اين منطقه بسيار سريع بوده است ( با30 درصد رشد اقتصادي سالانه) درسال 1980 اين كريدور فناوري تأسيس شد تا اوايل دهه 90 رشد بطئي داشت ولي پس از آن رشد شتاباني به خود گرفت. درسال 1999 حجم در آمد اين منطقه به حدود 8 ميليارد دلار رسيد. 68 % صنايع اين منطقه را صنايع اطلاعاتي الكترونيكي تشكيل مي دهد.صنايع اپتيك و صنايع حفاظت زيست محيطي و انرژي هاي نو هم حدود 20 درصدفعاليتهاي اين خوشه را تشكيل مي دهد. حمايت هاي و تشويق هاي مؤثر دولت ،بازار بزرگ ،سرمايه انساني فراوان و ارزان در گسترش اين منطقه علم وفناوري بسيار موثر بوده است.دولت چين درطرح جديد منطقه در 1999 سرمايه گذاري 20 ميليارد دلاري دراين منطقه را پيش بيني كرده است.اين منطقه درصدد رقابت جدي با هيسنچائو تايوان و پارک فناوري سنگاپور و کريدور فناوري اطلاعات بنگلور هند است.اين منطقه درچين به عنوان دانش برترين منطقه علم و فناوري آن شناخته شده است وجود 68 مركز بزرگ دانشگاهي وكالج ، 213 مؤسسه علمي تحقيقاتي ،چندين پارك بزرگ علم و فناوري و سرمايه انساني رو به گسترش آن از مزيت هاي اصلي علمي وفناوري اين منطقه است.ضعف در دستيابي گسترده به سرمايه گذاري هاي مخاطره پذير و عدم تنوع درطيف صنايع و خدمات فناور از ضعف هاي نسبي آن است . ج. بنگلور : رشد و توسعه کريدور علم وفناوري بنگلور متاثر از سياستهاي علم وفناوري و توسعه صنايع با فناوري برتر هند بوده است . تا قبل از 1984 دولت هند سياستهاي استقلال اقتصادي و خود اتکايي اقتصادي را دنبال مي کرد که بالطبع تمام حوزه هاي اقتصادي از جمله صادرات محصولات IT را تحت تاثير قرار داده بود.در فاصله سالهاي 1986-1984 اولين سياستهاي حوزه IT در هند تدوين شد که امکان دسترسي به فناوري هاي برتر و بازار هاي خارجي را تسهيل مي کرد.در همين راستا اولين پارک فناوري نرم افزار[22] در بنگلور در اواخر دهه هشتاد راه اندازي شد. بنگلور مركز ايالت كارنتاكاي هند است. هدف اوليه از ايجاد SSP مرکزيت دادن به صادرات محصولاتIT هند بود ، هر چند که کارکرد هاي متعارف يک پارک را نيز داشت. با تدارک لوازم تبديل اين پارک به يک خوشه علم و فناوري، بستر مناسبي براي ايجاد مرکز بزرگ فناوري اطلاعات هند فراهم گشت.متناسب با تحولات سريع حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات در دهه نود فعاليتهاي متعددي در افزايش توانمند يهاي هند در IT به مرکزيت بنگلور صورت پذيرفت.به طوري بخش IT هند در دهه نود سالانه بيش از چهل درصد رشد را از خود نشان داد. در سال 1998 دولت هند سياست " برتري جهاني هند در حوزه IT با تدوين برنامه کاري[23]IT " را اعلام کرد و دولت هند به اتكاي کريدور علم وفناوري بنگلور صادرات 50 ميليارد دلاري نرم افزار و بخشي از قطعات سخت افزاري را براي سال2008 هدف گذاري كرده است .در سال 2003 بيش از چهار صد هزار نفر در حوزهIT در هند مشغول به کار بوده اند. اين كريدور فناوري اكنون 300 شركت با فناوري برتر دارد.درسال 2000 ،82 شركت با استاندارد جهاني درحوزه نرم افزار دراين منطقه فعاليت مي كردند.تعامل وارتباطات بين اين منطقه با كريدور سيليكون والي بسيار قوي است . كريدور فناروي بنگلورداراي چندين پارك فناوري مثل پارك فناوري بين المللي نرم افزار[24] و شهر الكترونيكي است.وجود مراكز آموزشي متعدد درحوزه IT ،حمايت هاي مؤثر دولت ازمديريت اين منطقه وگسترش توانايي جذب سرمايه هاي مخاطره پذير از مزيت هاي آن است .مزيت اين منطقه درفراواني نيروي انساني متخصص با دستمزد پايين است .دستمزد يك برنامه نويس در اين منطقه،6 درصد آمريكا و 12 درصد مكزيك است. د. اينکهون : دولت کره در سال 2003 منطقه آزاد اقتصادي اينکهون[25] (IFEZ)به عنوان خوشه صنعتي فناوري فعال در حوزه صنايع با فناوري برتر در راستاي نيل به بخشي از اهداف اقتصاد دانايي محور کره ايجاد کرد. اين منطقه در سي کيلومتري غرب سئول واقع شده است. اين منطقه به نوعي در رقابت با مناطق فناوري مشابه نظير MSC راه اندازي شده است که رويکرد آن جذب و توسعه صنايع و خدمات با فناوري برتر است. اين منطقه حدود 1000 مساحت دارد و به سه ناحيه بزرگ سانگدو[26](شهر هوشمند )،يانگوان [27] وچئونگنا[28] تقسيم مي شود که براي هرکدام از اين سه منطقه اهداف و برنامه هاي مجزا با مجموع سرمايه گذاري 20 ميليارد دلاري در افق سال 2020 طراحي شده است .با برنامه ريزيهاي انجام شده توسعه اين منطقه بسيار سريع بوده است به طوريکه UNDP در رتبه بندي مراکز علمي و فناوري جهان ،رتبه سي و پنجم را به اين منطقه داده است. ه. ابر كريدور چند رسانه اي مالزي: ابر كريدور چند رسانه اي مالزي شايد جالبترين الگو از خوشه هاي علم و فناوري براي كشورهاي درحال توسعه باشد.درسال 1996 كه ايده راه اندازي اين كريدور درمالزي به مرحله اجرادرآمد،اين كريدور نقطه عطف توجهات دولت مالزي به صنايع وخدمات با فناوري برتر گرديده است.حجم سرمايه گذاري در اين کريدور تا مرحله تکميلي آن، 20 ميليارد دلار پيش بيني شده است. تبديل رويكرد توسعه مالزي از اقتصاد صنعتي به اقتصاد داناي محور متضمن نگاه هاي ويژه بر اين كريدور بوده است .اين كريدور با مساحت 750 كيلومتر مربع از مركز شهر كوالالامپور آغاز مي شود و تا فرودگاه بين المللي جديد كوالالامپور ادامه مي يابد. Ramasamy, 2002). ( شهر الكترونيكي جديددولتي پوتراجايا و شهر سايبرجايا براي استقرار صنايع وخدمات با فناوري برتر درآن راه اندازي شده است. اين كريدور با بهره گيري از تمام تجربيات خوشه هاي علم وفناوري خصوصاً سيليكون والي طراحي شده است.حضور بسيار مؤثر دولت در تأمين زيرساختها و مديريت آن از ويژگي هاي بارز اين منطقه است.دولت كوشيده استضعف سرمايه انساني و توان توليد علمي مراكز تحقيقاتي و آموزشي را با جذاب كردن محيط کريدور براي سرمايه گذاران خارجي درجلب سرمايه هاي مخاطرپذير جبران كند.اين کريدور در دوره فعاليت خود زمينه مناسبي براي اشتغال زايي فراهم ساخته است. در شکل زير روند سالانه اشتغال زايي در اين کريدور مشاهده مي شود. نمودار (4) : هدف گذاري اشتغال در بنگاههاي کوچک مقياس درسال 2005 ،1208 شرکت دانش محور در اين کريدور فعاليت داشته اند. در شکل هاي زير روند رشد شرکت ها با گونه هاي مختلف مالکيت و تعداد شرکت ها در رده هاي مختلف فعاليت در سال 2005 در اين کريدور مشاهده مي شود.از کل بنگاه هاي موجود در سال 2005 ،67 شركت در حد استاندارد بين المللي در اين كريدور فعاليت داشته اند. اين كريدور دراهداف توسعه اي خود رسيدن به 250 شركت درحد استاندارد جهاني را هدفگذاري كرده است. نمودار ( 5) : هدف گذاري بنگاههاي کوچک مقياس نمودار ( 6) : هدف گذاري بنگاههاي کوچک مقياس چهار الگو از گونه هاي مختلف خوشه هاي علم و فناوري معرفي گرديد .گرچه كريدور سيليكون والي به نوعي نقش الگوي اصلي كريدورهاي علم و فناوري تمام دنيا است، اما هر كريدور بستگي به نوع مزيت نسبي که دريك يا چند تا از اجزاء اصلي تشكيل دهنده آن كريدور، رشد خود را آغاز كرده است.الگوهاي بسيار موفق ديگري از خوشه هاي علم وفناوري دردنيا وجوددارد كه در اينجا به ذكر برخي از عناوين آنهااکتفا مي شود.بيشترين خوشه ها علم وفناوري درآمريكا واقعند مثل كريدور فناوري برتر فلوريدا[29] كريدور علم وفناوري اهايو [30] يا کريدور فناوري فيلادلفيا و دركشورهاي ديگر کريدور فناوري تلفورد[31]و ام چهار[32]در انگستان،نيو برونسويک[33] در ايرلند ،هيسنچائو[34] در تايوان ، اينكهون[35] دركره يا اس اس پي[36] در سنگاپور را مي توان نام برد. [1]- Sillicon Vally [2]-msc [3]-Bangalore [4]- Florida High Tech corridor 5- Technology and science Ohio corridor Telford-6 7-M4 - 8 New Brunswick 10- Hsinchu science -based industrial park Taiwan [10]- SSP (Singapore Science Park, Singapore) [11]- Incheon [12]- Cluster - Porter15 [14]- ٍExternal Economies [15]- Transaction Cost [16]- Collective Action [17]-Venture Capital Scale Effect-[18] [19] -Nordicity Group [20]- شركتهاي معظمي نظيرApple computer |Alteva Adobe Systems | Advanced Micro Devices | Agilent | Altera | Apple Computer |Applied Materials | BEA Systems | Cadence Design Systems | Cisco Systems | eBay | Electronic Arts | Hewlett-Packard | Intel | Intuit | Juniper Networks | Knight-Ridder | Maxtor | National Semiconductor | Network Appliance | Oracle Corporation | Siebel | Sun Microsystems | Symantec | Synopsys | Veritas Software | Yahoo در اين منطقه قرار دارند. [21]- zhongguancun science park(zsp) Park (SSP)[22] -Software and Technology [23]-Action plan [24]-International Tech park [25]-Incheon free economic zone- http://www.fez.go.kr [26]- Song do area [27]-Yangon area [28]- cheongna area [29]- Florida High Tech corridor [30]- Technology and science Ohio corridor telford-20 21-M 4 22- New Brunswick [34]- Hsinchu science -based industrial parkTaiwan [35]- SSP (Singapore Science Park, Singapore) [36]- incheon
با توجه به نكات گفته شده مي توان تعريف زير را براي يك خوشه صنعتي ارائه داد : يك خوشه صنعتي مجموعه اي از بنگاههاي تجاري و غيرتجاري متمركز در يك مكان جغرافيايي در يك منطقه اقتصادي را شامل مي شود كه براي توليد يك يا چند محصول نهايي مشابه و مرتبط براي كسب صرفه هاي اقتصادي بيروني با يكديگر ارتباطات عمودي و افقي برقرار نموده و ضمن رقابت با يكديگر در بسياري از موارد همكاري جمعي و اقدامات مشترك دارند . ارتباط دروني اين بنگاهها كاهش دهنده هزينه ها و تسهيل کننده؛ دسترسي به نهاده ها ، دانش و فناوري توليد ، بازارهاي فروش و تأمين نيازهاي مشتري خواهد بود. اقتصاددانايي متكي بر تعداد محدودي صنايع مبتني بر فناوري برتر نيست بلكه تمام فعاليت هاي اقتصادي به شكلي متكي بر دانايي هستندولي صنايع و خدمات دانش محور؛ نماد توان توليد دانش و فناوري و آن هم دانش تجسم يافته هركشور محسوب ميشود ويكي از شاخصهاي سنجش توان علمي وفناوري يك كشوراست. فناوري هاي نو و برتر منجر به افزايش كارايي ، بهره وري و توان رقابت قابليت پذيري كشورها است. رشد و توسعه صنايع با فناوري برتر به شدت متاثر از جريانهاي نوآوري و فعاليتهاي تحقيق و توسعه است. ترتيبات فضايي خاصي از فعاليتهاي اقتصادي اين امكان را فراهم مي آوردكه دانايي در درون اين فضاي جغرافيايي هم افزايي کند و خود عامل رشد شود.اين ترتيبات فضايي که امکان تجميع صنايع دانش محور را فرهم مي کنند به به خوشه هاي علم و فناوري معروف شده اند. خوشه هاي علم و فناوري قادرند بخشي از لوازم ايجاد جريانهاي نوآوري و ابداع را فراهم سازند. خوشه هاي علم وفناوري را تركيب منسجم و ساختارمند از دانشگاه ها ، پاركهاي فناوري، مراكز تحقيقي و پژوهشي ،شرکت هاي با فناوري برتر ،سرمايه هاي مخاطره پذير،امكانات و زيرساختهاي فيزيکي و نهادي و سرمايه انساني مي دانند كه در يك محدوده خاص جغرافيايي با يك مديريت متمركز و ساختار حقوقي خاص با اتصال به يك بازار مصرف ،محصولات وخدمات دانش محور را توليد مي كنند. نمونه موفق اين خوشه ها سيليکون والي[1] در کاليفرنيا ،کريدور ابر چند رسانه اي مالزي[2]،بنگلور[3] در هند ،كريدور فناوري برتر فلوريدا[4]،كريدور علم وفناوري اهايو [5] کريدور فناوري تلفورد[6]و ام چهار[7]در انگستان،نيو برونسويک[8] در ايرلند ،هيسنچائو[9] در تايوان ، اينكهون[10] دركره يا اس اس پي[11] در سنگاپور را مي توان نام برد. در کشورهايي در حال توسعه که شکاف قابل توجهي از لحاظ شاخصهاي توسعه با کشورهاي توسعه يافته وجود دارد، مدلهاي رشد و توسعه ملي و منطقهاي اساسا" بايد از اين ويژگي برخوردار باشد که در حداقل زمان و با کمترين هزينه مسير توسعه طي شود، تجاربي که در طول سالهاي متمادي براي رشد و توسعه فناوري در کشورهاي توسعه يافته حاصل شده، مبناي مناسبي جهت انتخابهاي کم هزينه توسعه ملي و منطقهاي فراهم است. يکي از رهيافتهاي موفق در مدلهاي توسعه منطقهاي و ملي تکيه بر مدل توسعه صنعتي بر مبناي بسط و توسعه خوشههاي صنعتي و خوشههاي فناوري منطقهاي يا شبکههاي صنعتي و فناوري است. در ادبيات معاصر توسعه منطقهاي، خوشهها به دو دسته کلي، خوشههاي صنعتي و خوشههاي فناوري تقسيم ميشوند. در اين مقاله با توجه به جايگاه والاي فناوري در رشد اقتصادي، موضوع خوشههاي فناوري به عنوان راهبردي موفق در توسعه توان علمي و فناوري کشورها مورد بحث قرار ميگيرد. سه سوال اساسي در اين مطالعه دنبال گرديده است. ابتدا اينکه خوشه ها چگونه به توسعه فناوري کمک ميکنند؟ دوم اينکه خوشه ها چگونه در بازار کار تاثير مي گذارند؟ و سوم اينکه خوشه هاي فناوري چه تاثيري در بازار کار خواهند گذارد؟ روش مطالعه روش تحليل محتوا به همراه بحث و تجزيه و تحليل مقايسه اي _ توصيفي انتخاب گرديده است، و از روشهاي تحليل اقتصادي در حوزه هاي اقتصاد منطقه اي ، خرد ، کلان و توسعه اقتصادي سود خواهيم برد. به نظر ميرسد اصلي ترين نتايج اخذ شده از اين مطالعه بتواند نکاتي را در باب توليد و توسعه فناوري، نحوه تاثير و تغيير در درآمد و ثروت و تاثير در بازار کار منطقه بيان نمايد. قابل ذکر است از سه نتيجه عنوان شده، توليد و توسعه فناوري و نيز تاثير بر بازار کار علاوه بر تاثيرات منطقه اي داراي سرريزهاي ملي نيز هستند. براي ورود به بحث در ابتدا بحث ادبيات مربوط به خوشهها بازگو ميشود و سپس مقوله خوشههاي فناوري با تکيه بر چند تجربه موفق ارايه ميگردد و در پايان امکان اتخاذ رويکردي خوشهاي در صنايع با فناوري برتر نوين مورد بحث گذاشته ميشود. 2- تاريخچه و ادبيات خوشههاي صنعتي: در دنياي ماقبل صنعتي مناطق تجاري بيشماري را ميتوان مشاهده کرد که داراي اشتهار به توليد و تجارت کالاي خاصي بودهاند. در اين مناطق مجموعهاي از بنگاههاي کوچک مقياس که معمولا" در حوزه خاصي فعاليت داشتهاند- نظير توليد چرم- تشکيل خوشه هاي بقايي(1) که سالهاي متمادي ويژگي بارز آن مناطق بوده را دادهاند. با گام نهادن به دنياي صنعتي فرايند توليد متحول شده و گونههاي جديدي از مجموعه صنايع جديد در قالبهايي چون مجموعهها و شهرکهاي صنعتي ايجاد شدند و فرايند انتقال به دوران صنعتي در کشورهاي توسعه يافته به آرامي طي گرديد. حاکميت انديشه اقتصاد مزيت نسبي و از طرفي وجود صرفههاي ناشي از مقياس و تجميع، مبناي شکلگيري و گسترش مناطق بوده است. بر اساس تئوريهاي مکانيابي در سايه نهادهاي مؤثر بازاري و اجتماعي، بنگاهها در اين مناطق داراي تمرکز جغرافيايي و مکاني تقريبا" قابل تمايزي گشته و شهرها و مناطق اقتصادي را به وجود آوردهاند. لاجرم به واسطه تنوع عوامل و ساير شاخص هاي توليد – بازار در نواحي جغرافيايي متفاوت، انگيزه تجارت شکل گرفته عاملي براي رونق و توسعه بيشتر اين مناطق بوده است. همزمان با ورود به عرصه دنياي صنعتي قرن 20 ، شکاف بين صنايع بزرگ و کوچک عمق گرفت، هر چند اين پديده در کشورهاي توسعه يافته آغاز شد ولي هيچگاه اين شکاف به دوگانگي اقتصادي در اين کشورها مبدل نگشت، اما ورود قالبهاي تقليدي توليد در مقياس بزرگ با فناوري مربوط به کشورهاي توسعه يافته، پديده دوگانگي اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه را دامن زد و اقتصاد صنعتي اين کشورها را به دو بخش صنايع کوچک گسترده با سهم ارزش افزوده کم و صنايع بزرگ مقياس کم تعداد ولي با سهم بالاي ارزش افزوده تقسيم کرد. لذا يکي از ويژگيهاي غالب در اقتصاد کشورهاي در حال توسعه تعدد فراوان بنگاههاي با مقياس کوچک است. در اواخر قرن بيستم چندين تجربه موفق توسعه صنعتي فرا روي کشورهاي در حال توسعه و دير صنعتي شده قرار گرفته. اين تجارب در قالب: الف. تشويق شکلگيري بنگاههاي غول پيکر: اين بنگاهها به واسطه برخورداري از مقياس و توانمنديهاي سازماني ، تکنولوژيک، مديريتي و مالي قادر به رقابت با بنگاههاي معظم چند مليتي هستند . تجربه ژاپن، کره و دراين اواخر چين تداعي کننده چنين الگويي است. ب. همکاري نزديک و نظامند با شرکتهاي معظم بينالمللي: در اين روش با تکيه بر سرمايه خارجي و حضور چند مليتيها راه ورود به بازارهاي جهاني براي اين کشورها هموار ميگردد. ج. ايجاد مجموعههايي از صنايع کوجک و متوسط (خوشهها): اين مجموعه با رويکرد افزايش کارايي جمعي و تقسيم کار امکان شکلگيري توان رقابتي را به مناطق ميدهند. تجربه مناطق مرکزي ايتاليا، اسپانيا ، برزيل و تايوان تجربههاي شاخصي در اين الگو است. د. تکيه بر اهرمهاي اقتصاد کلان و فرعي دانستن سياست صنعتي: اين رويکرد، رويکرد کشورهاي انگلو ساکسون در سياست صنعتي آنها محسوب ميشود که حاکميت انديشه حفظ بنگاههاي کارا را با اهرمهاي اقتصادي دنبال ميکنند. الگوهاي ترکيبي از مدلهاي فوق نيز در بسياري از کشورهاي توسعه يافته اجرا شده است. در امريکا هر چند الگوي اول و سوم، الگوي حاکم است ولي از فوايد الگوي چهارم نيز بهرههاي زيادي برده شده است. با اين مقدمه در بخش بعد زمينههاي نظري ايجاد خوشههاي صنعتي به عنوان يک راهبرد توسعه فناوري و صنعتي منطقهاي که مورد توجه بسياري از سياستگذاران کشورها بوده و همچنين به عنوان راهبرد مؤثر در باز سازي بازار کار- که در عين حال قادر به بهبود توان رقابتي شرکتها است- مورد بحث قرار ميگيرد. با توجه به اين مباني، الگوي خوشههاي علم و فناوري به عنوان الگويي پيشرفته از خوشههاي صنعتي معرفي خواهد شد.. 3- مباني نظري شكل گيري خوشه[12]هاي صنعتي: شركتهاي كوچك و متوسط در اغلب موارد به صورت انفرادي قادر نيستند فرصت هاي بازار را بدست آورند،زيرا اينكار به توليد زياد،استانداردهاي همگن و عرضه مرتب نياز دارد. به همين ترتيب چنين شركتهايي از لحاظ حصول به صرفه هاي ناشي از مقياس درزمينه خريد نهاده هايي مثل تجهيزات، موادخام ، اعتبارمالي ،خدمات مشاوره اي و غيره نيز دچار مشكل ميشوند.كوچك بودن مانع بزرگي براي دروني كردن كاركرد هاي آموزشي، بازارسنجي و پشتيباني فني است.حال آنكه همه اين موارد شالوده پويايي شركت ها است، و از طرفي كوچك بودن ممكن است ازتقسيم كار تخصصي ومؤثر درداخل شركتها جلوگيري كند. خوشه ها اين امکان را فرهم مي سازند که بخشي از مشكلات فوق مرتفع گردد.پورتر[13] از محققيني است که مطالعات متعددي در زمينه نقش خوشه ها در افزايش توان رقابتي کشورها انجام داده است.از نظرپورتر»خوشه عبارت است از تمركز جغرافيايي نهادها و شركت هاي مرتبط با يكديگر در يك حوزه خاص از فعاليت»( Porter, 1998). واژه خوشه را پورتر در تعاريف قبلي خود به شكل فراگيرتري به كارگرفته و آن را به معناي «گروهي از شركت هاي داراي پيوند عمودي قوي كه لزوماً در يك حوزه مكاني مستقر نيستند» دانسته است»(پورتر، 1990، در اشميتز ؛ندوي و ديگران، 1381) (2). اينرايت يک خوشه صنعتي را شامل گروهي از بنگاههاي تجاري و سازمانهاي غير تجاري ميداند که براي هر بنگاه درون خوشه، رقابت پذيري عنصر بسيار مهمي است. حلقه خوشه به وسيله روابط عرضه کننده و خريدار با فناوري متعارف و کانالهاي توزيع با خريداران متعارف و راهبردهاي مشابه بسته ميشود(Enright, 1996 ). شکل زير به گونه اي نمادين سه بخش اصلي تشکيل دهنده يک خوشه را به نمايش ميگذارد. نمودار ( 1 ) : وابستگي هاي دروني بنگاهها و نهادها در يک خوشه صنعتي ¨ تامين کنندگان کالاهاي واسطه اي ¨ تامين کنندگان کالاهاي سرمايه اي ¨ خدمات توليدي ¨ مشاوره هاي فني و تخصصي ¨ قراردادهاي تحقيق و توسعه ¨ تکنولوژي هاي همسان ¨ ذخيره مشترک از نيروي کار ¨ استراتژي هاي همسان ¨ آموزش ¨ تربيت ¨ توسعه ¨ نظارت و قانونمندي ¨ R & D فعاليت خوشه ها به نوعي سرريز و پيوند درون و برون خوشه اي معطوف ميگردد. پيوند درون خوشه ها هر دو گونه ارتباطات عمودي و افقي را در بر مي گيرد(( Maskell,2002 ، درپيوند عمودي مراحل مختلف توليد و يافازهاي توليدي وخدمات مشترك دريك مجتمع محلي انجام مي گيرد و زنجيره داده وستانده توليد يك كالاي خاص ايجاد شده و توسعه مي يابد. در پيوند افقي بنگاه هاي مشابه که به توليد يک كالاي خاص مبادرت مي ورزند و به نوعي رقيب يکديگر اند، در يک مکان تمرکز مي يابند و در همان حال که با يکديگر در حال رقابتند، با يکديگر در بسياري از امور همکاري مي نمايند. بسته به اين که فعاليت هاي درون خوشه داراي پيوند عمودي يا افقي باشد، آثار خارجي ناشي از تشکيل خوشه ها نيز متفاوت خواهد بود. مراحل اجرایی طرح ایجاد خوشه: مرحله موضوع اجزاء مرحله 1 سازماندهی کمیته ستادی - کمیته استانی-کمیته علمی-کمیته نظارتی-هسته مشاوره شغلی مرحله 2 پژوهش اطلاعات مربیان اطلاعات بنگاههای موجود اطلاعات اعضاء اطلاعات بنگاههای بزرگ و متوسط مرحله 3 تولید محتوی تولید کتاب -جزو-مولتی مدیا-اسلاید در حوزه های دانشی و بینشی و مهارتی مرحله 4 تربیت مربی آموزش 58 ساعت 100 نفر با گواهی پایان دوره در حوزه بینشی و دانشی و مهارتی مرحله 5 هدایت شغلی ایجاد هسته هدایت شغلی و استقرار آن در سازمان مرحله 6 تدوین سبد اشتغال تعیین مزیت نسبی-مواد اولیه-قابلیت توسعه-قابلیت شبکه-تنوع پذیری-مهارت نیروی انسانی و ... مرحله 7 آموزش اعضا آموزش 44 ساعت 1000 نفر با گواهی پایان دوره در حوزه بینشی و دانشی و مهارتی مرحله 8 مدلسازی خوشه طراحی خوشه-ارتباطات مشاغل-حوزه پایین دستی و بالادستی و فرایندی-محصول نهایی-حلقه های خوشه مرحله 9 پیاده سازی خوشه ها و زنجیره تامین مشاغل خرد انعقاد قرارداد با مشاغل فرادستی و بنگاههای بزرگ-ثبت خوشه-استقرار مدیریت خوشه مرحله 10 نظارت و ارزیابی نظارت بر واحدها - ارزیابی مستمر طی سه سال-اصلاح معایب-تکرار اموزش تشکيل و گسترش خوشه ها معمولا" از طرق زير ممکن است: 1- مکان گزيني و جابجايي مجدد کل يا بخشي از فعاليتهاي يک بنگاه در خوشه به منظور بهره برداري از آثار خارجي خوشه ها. 2- تجميع بنگاه هاي نوپا و جديد با ساختار همکاري افقي يا عمودي. اين تشکيل و گسترش خود متاثر از عوامل انگيزشي استقرار بنگاه ها در خوشه ها هستند( Maskell, 2001). لازم است در اينجا تفاوت خوشه صنعتي را با ناحيه صنعتي ياد آور شويم. در ادبيات سنتي اقتصاد منطقه اي ، تئوري مکان گزيني صنايع بر محوريت هزينه هاي حمل ونقل بنيان نهاده شده است. اين ديدگاه مکان گزيني را متاثر از هزينه هاي دسترسي به منابع و نهاده ها و بازار مي داند. هر گاه بدين دليل تجميعي از صنايع صورت مي گيرد، زمينه براي شکل گيري يک ناحيه صنعتي فراهم مي آيد) صباغ کرماني، 1380). تفاوت اساسي يک خوشه با يک ناحيه صنعتي(شهرک صنعتي) در اين است که يک خوشه صنعتي زماني تشکيل شده است که صنايع موجود درآن صرفا" در دو طيف فعاليت هاي افقي يا عمودي قرار گيرند، در حالي که ترکيب نا همگوني از صنايع در يک ناحيه جغرافيايي در چارچوب تعريف خوشه قرار نمي گيرد. پيشتوانه نظري پديده ايجاد خوشه يا تجميع را اولين بار آلفرد مارشال درنظريه صرفه هاي اقتصادي ناشي از تجميع بيان كرد. در چارچوب اين نظريه شركت هاي كوچك درعين حال كه رقباي طبيعي همديگرند،اعضاي داخل يك شبكه مستقل هستند.آثار ناشي از تجميع آنقدر مي تواندمحسوس باشد كه مزاياي رقابت صرفاً درچارچوب اين تجمع مي تواند معنا پيدا كند. براين اساس خوشه ها بارمعنايي عباراتي چون صرفه هاي اقتصادي بيروني [14] ،پايين بودن هزينه هاي معاملاتي [15] واقدام جمعي[16] را بر دوش مي كشند كه منجر به افزايش كارايي جمعي مي شود.مزيت هاي تشکيل خوشه ها را ميتوان به شرح زير بر شمرد: 1- خوشه سازي بسيج منابع مالي و انساني را تسهيل مي كند. 2- درخوشه سازي سرمايه گذاري به مراحل كوچك و با ريسك پايين تقسيم مي شود. 3- خوشه سازي بستري براي صعود و بالندگي شركت هاي كوچك فراهم مي آورد. 4- شركت ها درخوشه سازي،امكان انباشت سرمايه و مهارت ها را براي يكديگر اغلب ناخواسته و گاهي آگاهانه به وجود مي آورند. با اين حال مهمترين ويژگي خوشه ها كه دستيابي به كارايي جمعي است،مشروط به ايجادشرايط زير است: 1 - شكل گيري پيوندهاي پيشين و پسين بين شركت هاي درون خوشه 2 - تبادل قوي اطلاعات بين شركت ها،نهادها و افراد دردورن خوشه ها كه محيطي خلاق و نو آور پديد مي آورد. 3 - وجود شبكه هاي تجاري و پيوندهاي تجاري كارآمد با بازارهاي بزرگ و دور دست . 4 - وجود زيرساخت هاي متنوع کالبدي و نهادي(3) كه پشتيبان فعاليت هاي خاص در خوشه ها هستند. 5 - شكل گيري هويت اجتماعي- فرهنگي كه دربردارندة ارزش هاي مشترك است و قرارگرفتن نقش آفرينان محلي درمحيط محلي كه اعتماد متقابل را تسهيل مي كند. بالا بودن تخصص و همكاري بين شركت ها و پيوندهاي قوي اجتماعي واقتصادي نيز به نوع فعاليت خوشه ها بستگي دارد. خوشه هاي با صنايع مبتني بر فناوري پايين داراي سطوح پايين تري از تخصص و همکاري درون خوشه اي اند و در مقابل در خوشه هاي با صنايع داراي فناوري برتر در جه تخصص و همکاري افزايش مي يابد. نقش خوشه ها را مي توان از زاويه هزينه هاي مبادله نيز نگريست .هزينه هاي جستجوي اطلاعات، تضمين قراردادها، اجراي تعهدات و انجام مبادلات، هر يک بخشي ازهزينه هاي مبادله اند. وجود هر نوع هزينه اي از اين دست به معناي صورت نگرفتن بخشي از معاملات و عدم امکان انجام بعضي فعاليتهاي اقتصادي است. لذا کاهش هزينه هاي مبادله، معادل با رونق فعاليتها است. تشکيل خوشه ها و آثار خارجي ناشي از آن، کاهنده بخشي از هزينه هاي مبادله خواهد بود. 4- کارکرد خوشه هاي صنعتي در تعامل با بازارکار: هر چند كاركرد اصلي خوشه ها را درافزايش كارايي جمعي ديده اند ولي يك محصول مهم ديگر خوشه ها،قابليت بسياربالاي آنها دراشتغال زايي است.دوكاركرد اصلي خوشه ها يعني امكان ايجاد برتري نسبي درتوان رقابتي كشورها واز طرفي توان بالاي اشتغال زايي اين خوشه ها نقش بسيار پررنگ تريدراقتصاددانايي محور نسبت به اقتصاد توليد محور يافته است و لذا نقش خوشه ها در اقتصاد دانايي محور بسيار مهم گشته است. فرايند تشکيل خوشه هاي صنعتي، به دنبال خود تنظيم مجدد و چيدمان جديد بنگاههاي اقتصادي را براساس ارتباطات پيشين و پسين بوجود خواهد آورد. اين مساله به نوبه خود با برخورداري از صرفه هاي ناشي از مقياس و منافع برخواسته از تجميع، افزايش بهره وري و درآمد را براي شرکتهاي عضو خوشه به دنبال خواهد داشت. افزايش توليد، در امد و بهره وري به معني افزايش تقاضاي نيروي انساني و افزايش اشتغال است. البته تنها کارکرد خوشه هاي صنعتي در بازار کار افزايش اشتغال نيست، بلکه تنظيم مجدد و زنجيره اي کردن مهارتها به دنبال تشکيل زنجره هاي توليدي صورت خواهد گرفت. هر چند نبايد از خاطر دور داشت که افزايش توليد و در آمد در يک رشته فعاليت به گونه اي زنجيره اي و از طريق کانالهاي ارتباطي اقتصاد، افزايش در آمد و اشتغال در ساير رشته هاي فعاليت را به دنبال خواهد داشت که کارکرد غير مستقيم رشد و توسعه يک خوشه صنعتي محسوب ميگردد. قابل ذکر است علامتهايي که يک خوشه صنعتي به بازار کار خواهد داد در مقايسه با علامتهايي که يک ناحيه صنعتي و يا مجموعه اي پراکنده و بدون ارتباط از شرکتهاي توليدي به بازار کار خواهند داد، کاملا" متفاوت خواهد بود. يک خوشه صنعتي ترتيب آموزش و مهارت افزايي شاغلان و در نتيجه بافت عرضه کار را به گونه اي زنجيري و مرتبط، همراه با دسته بندي مشخص مرتب نموده، از طريق تشکيل نهادهاي غير دولتي و شکل گيري توافقات مشترک در داخل خوشه، ذخيره قابل اعتمادي از سرمايه انساني را شکل ميدهد. اين در حالي است که خارج از فضاي خوشه اين کار کرد بدست نخواهد آمد. 5- خوشههاي علم و فناوري: تغييرات سريع، عميق و بسيط در شرايط اقتصاد جهاني با ورود به قرن 21 ، توان رقابت در عرصه اقتصادي را به عنوان محور ماندگاري در اقتصاد جهاني و ضامن رونق اقتصادها معرفي کرده است. براين اساس با يک تجديد نظر در تمام برنامههاي اقتصادي، گونههايي از فعاليت که قابليت افزايش در توان رقابتي کشورها را فراهم ميسازد، مورد نظر سياستگذاران اقتصادي کشورها قرار گرفته است. يکي از مهم ترين شاخص هاي افزايش توان رقابتي کشورها، توجه به توسعه فناوري است. بخش مهمي از توان علمي و فناوري کشورها در توسعه صنايع و خدمات با فناوري برتر تجلي مييابد. صنايع با فناوري برتر، بر فعاليتهاي فکري و مهارتي سطح بالا استوارند. دگرگوني و تحول سريع در ساختار فناوري اين صنايع از مشخصههاي اصلي صنايع با فناوري برتر است و اين به واسطه جريان پيوسته و دنبالهدار ابداع و نوآوري در اين دسته از فعاليتها صورت مي گيرد. به واسطه اثر فزاينده و انتشار يابنده فناوري اين صنايع ( سرريز فناوري ) در ساير سطوح فعاليتهاي اقتصادي و از طرفي توان ايجادبالاترين ارزش افزوده، اين صنايع جايگاه ويژهاي در بين ساير صنايع دارند و قابليت مقايسه افقي با ساير صنايع در خصوص آنها وجود ندارد. حاکم شدن پارادايم فکري اقتصاد دانايي محور نيز کمک شاياني به ايجاد اولويت در برنامه توسعه علمي و فناوري کشورها کرده است. در اقتصاد دانايي محور، دانش عامل اصلي توليد محسوب ميشود و سهم قابل توجهي از ارزش افزوده فعاليتهاي اقتصادي، از فعاليتهاي مبتني بر دانش کسب ميشود. فعاليتهاي صنايع با فناوري برتر مبتني بر بالاترين سطوح دانش و تواناييها و مهارتهاي علمي است. اين صنايع قادر به ايجاد و گسترش فناوري در ساير سطوح فعاليتها هستند. رشد و توسعه صنايع با فناوري برتر به شدت متأثر از جريانهاي نوآوري و ابداع و فعاليتهاي تحقيق و توسعه است. خوشههاي علم و فناوري در ايجاد بخشي از لوازم ايجاد جريانهاي نوآوري و ابداع ميتوانند نقشي اساسي ايفا کنند. هر چند اجماعي در تعريف خوشههاي علم و فناوري حاصل نشده است ولي ميتوان خوشههاي علم و فناوري را ترکيبي منسجم و ساختارمند از دانشگاهها، پارکهاي فناوري، مراکز تحقيقي و پژوهشي، شرکتهايي با فناوري برتر، سرمايههاي مخاطرهپذير، امکانات و زيرساختهاي فيزيکي و نهادي و سرمايه انساني دانست، که معمولا در يک محدوده خاص جغرافيايي با يک مديريت متمرکز و ساختار حقوقي خاص، با اتصال به يک بازار مصرف، محصولات و خدمات دانش محور را توليد ميکنند.به خوشههاي فناوري عناويني نظير کريدور علم و فناوري، پارک علمي و فناوري، منطقه توسعه علم و فناوري يا ناحيه با صنايع فناوري برتر نيز اطلاق کردهاند. در شکل زير ابعاد يک خوشه فناوري و نحوه تداخل و هم پوشاني آنها به نمايش گزارده شده است. نمودار ( 2 ): ابعاد يک خوشه علم و فناوري ابعاد خوشه علم وفناوري همچنان که در شکل مشاهده ميگردد عناصر متفاوتي در شکل گيري و توسعه يک خوشه فناوري دخالت دارند که در اينجا به توضيح آنها پرداخته ميشود: ابعاد خوشه علم وفناوري الف.سرمايه مخاطره پذير يكي از اصلي ترين ابعاد خوشه هاي علم و فناوري است .آنچه درسرمايه گذاري مخاطره پذير اتفاق مي افتد تبديل انديشه ها ي نو به يك تجارت است.سرمايه مخاطره پذير[17] ،سرمايه اي است كه براي تأمين يك شركت نوپا بكار گرفته ميشود. اين سرمايه برتأسيس شركتهاي نوآور كمك مي كند و دركشورهاي توسعه يافته،سرمايه گذاري مخاطره پذير به عنوان منبعي براي توسعه كارآفريني نهادينه شده است.سرمايه مخاطره پذير از آن جهت كه كمك به شكل گيري وتجاري سازي طرحها،ايده ها و برنامه هاي كسب و كار مي نمايد و درخدمت طرحها و ايده هايي قرار ميگيرد كه تاكنون دربازار تست نشده اند،مخاطره پذير ناميده ميشود. ب. پارك فناوري يكي ديگرا ز بخشهاي مهم خوشه هاي علم و فناوري است وبه نوعي هسته مركزي خوشه را شكل مي دهد. پاركها به عنوان حلقه رابط بين دانشگاهها، مراكز تحقيق و توسعه،بازار و شركت هاي دانش محور عمل مي كنند.براي دستيابي به فر هنگ ابداع و نوآوري، پارک هاي علمي و فناوري محرک جريان دانش و فناوري بين دانشگاه ها و مراکز علمي و تحقيقاتي و بنگاه هاي دانش محور، از طريق ارائه تسهيلات و امکانات در دوره هاي مختلف رشد براي شرکت هاي دانش محور اند. ج. سرمايه انساني مجموعه توانايي هاي تخصصي و مهارتي انساني را در بر ميگيرد که براي توليد دانش و فناوري مورد نياز است.سرمايه انساني عنصر محوري تمام تحولات درخوشه ها است. سرمايه انساني به گونه اي فعال و حساس در مقابل علامتهاي ساير ابعاد هم به نوعي به مرتب کردن ساير عوامل توليد فناوري در فرايند توليد علم و فناوري ميپردازد و هم در توسعه و گسترش آنها تاثير مستقيم و غير مستقيم برجاي ميگذارد. د. زير ساختها نيز از اجزاي اساسي خوشه هاي علم وفناوري هستند.زير ساختها يا فيزيكي اندمثل ساختمان،راه وسايل ارتباطي، شبکه هاي مخابراتي و اطلاع رساني، و ... و يا نهادي اند مثل نهادهاي حقوقي كه متضمن تضمين حقوق مالكيت اند، نهادهاي اجتماعي که تضمين همکاريهاي بين خوشه اي را مي نمايند، نهادهاي دولتي که مجوزها و تسهيلات فعاليت را بوجود مي آورند. ه.بازار عنصري بسيارمهم درتحريك به توليد وجذب محصولات خوشه اي علم و فناوري است. در بررسي اثر بازار نبايد اثر مقياس[18] را از خاطر دور داشت. مقياسهاي بزرگ بازار همواره ميتوانند با در اختيار گذاردن حاشيه ريسک مناسب، هزينه هاي آزمون و خطاي بنگاههاي پيش رو را کاهش داده و هزينه نهايي توليد را تاحد امکان کاهش دهند. اين موضوع بسيار حساس عامل رقابتي مهمي است که در موفقيت خوشه هاي صنعتي و مخصوصا" فناوري بايد مورد توجه اساسي قرار گيرد. و. بنگاههاي با تکنولوژي و فناوري بالا همواره نقش پيشرو را در خوشه ها ايفا نموده و با مرتبط کردن نيازهاي مصرف کنندگان با توانايي هاي فناوري بدست آمده توسط دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي، و از آن طريق کاربردي کردن نتايج تحقيقات بنيادي سطح بالا نقش مهم بازاري کردن فناوري را به عهده دارند. ز. دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي نيز از سه طريق موجبات تشکيل و توسعه خوشه هاي فناوري را بوجود مي آورند. ابتدا از طريق توليد سرمايه انساني تخصصي و فوق تخصصي، سپس از طريق انجام تحقيقات بنيادي و توسعه اي سطح بالا و انتشار اين تحقيقات، و در نهايت از طرق در اختيار قرار دادن توان مشاوره اي تخصصي و خدمات علمي و آزمايشگاهي سطح بالا براي بنگاههاي عضو خوشه. و البته مديريت كليدي ترين نقش را درايجاد تعامل بين اجزاي خوشه ها بازي مي كند، که تذکر آن بايد همواره اساس برنامه ريزي ، تشکيل و توسعه خوشه هاي فناوري باشد. بي شک اصول و مباني مديريت خوشه هاي فناوري نمي تواند بر روشها و مباني بنگاههاي اقتصادي معمولي با فناوري پايين استوار باشد و در اين خصوص مي بايست روشها و اصول جديدي را تدوين و به کار بست. همانطور كه ملاحظه شد خوشه هاي علم وفناوري داراي عناصر متعددي اند كه تعامل هماهنگ آنها با هم متضمن موفقيت خوشه علم وفناوري است. عوامل داخلي زير در موفقيت خوشه هاي علم و فناوري مهم شناخته شده است: 1- شناسايي زمينه هاي تشکيل انجمن هاي همکاري و حمايت از آنها 2- تعهد به راهبرد تعريف شده شفاف 3- پويايي در رقابت محلي 4- روحيه کارآفريني بالا 5- تجارب تجاري خوب توسط بنگاه هاي منطقه 6- دسترسي کافي به منابع مالي 7- سرمايه گذاري پيوسته در يادگيري 8- نهادهاي علمي و تحقيقاتي توسعه يافته 9- سرمايه اجتماعي بالا در خوشه ذكر چند نکته در ايجا ضروري به نظر ميرسد: تفاوت خوشه علم و فناوري با پارك هاي فناوري: پارك هاي فناوري جزيي كه از يك خوشه علم وفناوري اند و البته از اجزاي اصلي آنهاهستند. رشد پارك فناوري شرط لازم تبديل شدن يك پارك به يك خوشه علم وفناوري است.پارك ها با حمايت و تدارك سرمايه مخاطره پذير، زمينه بلوغ شركت هاي دانش محور را فراهم مي كنند. تفاوت تعريف نقطه تجمع مكاني يك خوشه علم وفناوري با يك خوشه صنعتي: دريك خوشه يا ناحيه صنعتي اين تجمع ضرورتاً خارج از محدوده شهرها ودريك محيط صنعتي شكل مي گيرد، اما دريك خوشه علم و فناوري اين تجمع درمراكز شهرها و حداكثر تا حومه آن ادامه مي يابد، ناحيه جغرافيايي مشخصي از شهر وحومه آن براي تعيين حوزه خوشه تعيين ميگردد و تعريف حوزه آن تا حدي قراردادي است. حوزه جغرافيايي خوشه ها از يك شهر شروع مي شوند و تا محدوده اي ازخارج شهر را در برمي گيرند. در اين حوزه تمامي خدمات رفاهي سکونت گاهي چون منازل مسكوني،تجاري و فعاليتهاي شهري ارائه ميگردد وزندگي به حالت طبيعي ادامه دارد. غالب ويژگيها : نحوه رشد و گسترش، مزايا و لوازم موفقيت خوشههاي علم و فناوري، نظير خوشههاي صنعتي است که در بخش قبل ذکر شد. البته علاوه بر مباحثي که در مباني نظري خوشههاي صنعتي ذکر شد، عناصر يک خوشه علم و فناوري که در تعريف فوق به آنها اشاره شده است، به عنوان جنبه تمايز اصلي خوشههاي فناوري با خوشههاي صنعتي مدنظر قرار ميگيرند که بعضي از اين عناصر در خوشههاي صنعتي وجود ندارند و يا با نقش و تعريف ديگري ميتوانند وجود داشته باشند. تمايز ديگر خوشههاي صنعتي با خوشههاي فناوري تسهيل در تعريف و شبکههاي فناوري به جاي خوشههاي فناوري است، رشد فناوري ارتباطات و اطلاعات، گسترش و همگرايي بيشتر بازارها امکان فعاليتهاي شبکهاي را مخصوصا" در عرصه فعاليتهايي با فناوري برتر نوين بيشتر تسهيل کرده است. در تعريف شبکهاي خوشههاي فناوري ارتباط عناصري که در تعريف خوشههاي فناوري اشاره شد، باز تعريف ميشود که لزوما" در يک محدوده خاص جغرافيايي استقرار ندارند. 6- هم پوشاني خوشه ها و سر ريزهاي آنها بر همديگر: پورتر در مجموعه مطالعات خود روي خوشهها به اين نکته اشاره دارد که در طول تاريخ رشد اقتصادي بنگاهها خوشهاي داراي قدرت رقابتپذيري بيشتري بودهاند. فرايند تغيير و نوآوري فناورانه غالبا توأم با پيچيدگي، مخاطره و عدم اطمينان است منابعي نظير : دانش ، اندشيه و ايده، پول و ساير امکانات وارد «جعبه سياه» ميشود و محصول بيرون ميآيد. تحقيقات عنصر مهمي در تحول اين جعبه سياه است. مطالعات نشان ميدهند که خوشهها در تسهيل تحول جعبه سياه نقش قابل توجهي دارند (Porter, 1998 ). خوشههاي علم و فناوري منجر به ايجاد محيطي ميشوند که در آن ابداع و فرايند يادگيري در بين بنگاهها از طريق مبادلههاي رسمي و غير رسمي تشويق و تحريک ميشود. پورتر در مطالعه خود ميزان همپوشاني و سرريز خوشهها را در اقتصاد آمريکا شناسايي کرد. نتيجه اين مطالعه در شکل (3) به نمايش گذارده شده است. همانطور که در شکلمشاهده ميشود خوشههايي که صنايع با فناوري برتر را در خود جاي دادهاند بيشترين همپوشاني و سرريز را ايجاد کردهاند. همپوشاني و سرريز در اين مجموعه صنايع بدين مفهوم است که خوشههاي فناوري داراي عناصر مشترک خاصي هستند و لزوما" در يک تعامل شبکهاي با هم قرار دارند (به برخي از اين عناصر در بخشهاي قبل اشاره شد). نمودار (3): ميزان هم پوشاني خوشه ها و سر ريزهاي آنها بر همديگر( مورد ايالات متحده) Christian H. M. Ketels (2004); Cluster-Based Economic Development, What Have We Learned. Institute for Strategy and Competitiveness, Harvard Business School, London, UK آنچنان که مشاهده ميگردد خوشه ها ارتباطات گسترده اي را مي توانند با يکديگر بوجود بياورند. آنچه حائز اهميت است اين است که تسهيل کردن اين فرايند ارتباطي منجر به شکوفايي بيشتر اين فعاليتها مي شود. از آنجا که صنايع با فناوري بالا ( تخصصي و فوق تخصصي ) به عنوان صنايع کليدي و پيشرو در توسعه فناوري و به تبع آن رشد اقتصادي محسوب ميگردندف هر سياستي که بتواند اين فرايند تبادل اطلاعات و دست يافته ها را از طريق ارتباطات عمودي و افقي بهتر و بيشتر تسهيل کند، زمينه رشد و توسعه بالاتري را بوجود مي آورد. 7- مدلهاي اقتصادي تحليل خوشه ها : براي بررسي تحليل رفتاري و عملکردي خوشه ها ( صنعتي – فناوري ) مدلهايي توسط اقتصاد دانان طراحي گرديده است که با استفاده از آنها مي توان فرايند خوشه اي شدن، ارتباطات پيشين و پسين بنگاههاي درون يک خوشه، ارتباطات بالا دستي و پايين دستي بين خوشه ها و نيز سرريزها و هم پوشاني خوشه ها را مورد مطالعه و بررسي قرار داد. برگمان و فيسر (Bergman & Feser, 1999) روشهاي تحليل و مطالعه خوشه ها را بر ساس ادبيات اقتصادي به صورت زير دسته بندي مي نمايند: الف. روش ديدگاه کارشناسي ب. روش ضريب مکان ج. روش همسان سازي بر اساس جدول داده – ستانده د. روش تحليل شبکه اي ه. روش سرشماري عمومي روشهاي گفته شده ، هر يک نقاط قوت و يا ضعفي را دارا هستند که بسته به مورد استفاده مي توان از آنها بهره جست. اين روشها همگي محدوديت دسترسي به داده هاي منطقه اي را دارا بوده و بر اساس ميزان دسترسي يا دقت داده ها ضريب اطمينان خواهند يافت. روش ديدگاه کار شناسي هنگامي مورد استفاده قرار ميگيرد که يا اطلاعات مناسب و کافي در دسترس نبوده و زمان و هزينه کافي براي جمع آوري و بدست آوردن آنها موجود نباشد، و يا اطلاعات موجود غير قابل اعتماد باشند. در اين صورت مي توان از روش پيمايش ساده کارشناسان فن و يا پيمايش تکرار پذير کارشناسان فن استفاده نمود. روش دوم بر اساس اطلاعات ملي و مخصوصا" ضرايب مکان شاخص هاي با اهميتي چون اشتغال و تداخل اين شاخص در آمارهاي منطقه اي مي تواند وضعيت واردات يا صادرات خوشه را با ساير خوشه ها و يا بخشهاي منطقه و ساير مناطق نشان داده، سپس با بهره گيري از ضرايب اخذ شده، و ضعيت تداخل ميان خوشه اي را مورد بررسي قرار داد. روش سوم جداول داده – ستانده ملي و منطقه اي و ضرايب آنها را مورد دقت قرار داده، با بهنگام نمودن ضرايب و مقابله با سطح دستمزد هاي منطقه اي مي توان ضريب تداخل ميان خوشه ها را محاسبه و مورد بررسي قرار داد. روش چهارم روش تحليل شبکه اي است که در آن به علت نبود فرصت مناسب و هزينه کافي، يک بنگاه اصلي نمونه اي از يک خوشه انتخاب و بر اساس مطالعه رفتار اين بنگاه، احکامي در خصوص وضعيت خوشه صادر خواهد شد. روش پنجم در حقيقت پر هزينه ترين ولي دقيق ترين روش بررسي خوشه ها است. اين روش مي تواند اطلاعات دقيق و قابل اعتمادي را جهت بررسي کامل و دقيق خوشه ها بدست داده و مبناي سياستگذاري قرار گيرد. 8- نمونه هايي از کريدورهاي علم و فناوري دنيا: بر اساس گزارش گروه نورديستي[19] حدود 200 منطقه علم و فناوري در سطوح ملي يا منطقه اي براي جذب سرمايه گذاري در صنايع دانش محور در کشور هاي آمريکا ،کانادا،فرانسه ،آلمان ،ايتاليا، اسپانيا و ژاپن فعاليت مي کرده اند . در بخش زير به معرفي نمونه هاي موفقي از اين کريدورها پرداخته مي شود.( MYRS, 2002). الف. سيليكون والي: سيلكون والي را پدر خوشه هاي علم وفناوري نام نهاده اند.اين خوشه علم و فناوري معظم ترين و با سابقه ترين خوشه علم و فناوري دنيا است كه درايالت كاليفرنيا آمريكا واقع شده است. هسته اوليه اين كريدور علم و فناوري با ايجاد مجموعه اي از ساختمانها و تجهيزات آزمايشگاهي براي اهداف تجاري سازي بعضي ازدستاوردهاي علمي دانشگاه استانفورد در اوايل دهه 50 صورت گرفت كه بعدها اين مجموعه پارك تحقيقاتي استانفورد نام گرفت. از دهه 80 به بعد با فراهم شدن زمينه هاي سرمايه گذاري مخاطره پذير و تکامل ساير اجزاء مورد نياز تشكيل يك خوشه واقعي علمي و فناوري ؛ زمينه هاي تبديل اين منطقه بزرگ کريدور علم و فناوري فرهم شد و به خوشه فناوري سيلكون والي يادره سيليكون مشهور گشت. دراين دهه تقريباً طيف كاملي از شركتهاي با فناوري برتر دراين منطقه استقرار يافته بودند(Zhang, 2003 ). درحال حاضر نزديك به 500 شركت با فناوري برتر بزرگ با استانداردهاي جهاني دراين منطقه حضور دارند.[20] اين منطقه سه دانشگاه بسيار بزرگ با انبوهي ازمراكز علمي و تحقيقاتي وپارك هاي علمي و تحقيقاتي وانبوه سرمايه گذارهاي مخاطرهپذير را داراست به طوريكه اين منطقه الگوي اصلي بسياري از خوشه هاي علمي و فناوري دنيا قرارگرفته است. اين منطقه به عنوان بزرگترين جذب كننده سرمايه گذاري مخاطره پذير در دنيا، در دوره ده ساله ( 2001 - 1992 ) 71 ميليارد دلار سرمايه مخاطره پذير را جذب كرده است كه بيش از هفتاد درصد اين سرمايه ها درچهار حوزه ، سخت افزار،ارتباطات و خدمات تجاري و مصرفي و نيمه رساناها بوده است . ب. ژانگوانكون[21] : ژانگوانكون منطقه بزرگ علم وفناوري درناحيه شانگهاي چين است.رشد و توسعه اين منطقه بسيار سريع بوده است ( با30 درصد رشد اقتصادي سالانه) درسال 1980 اين كريدور فناوري تأسيس شد تا اوايل دهه 90 رشد بطئي داشت ولي پس از آن رشد شتاباني به خود گرفت. درسال 1999 حجم در آمد اين منطقه به حدود 8 ميليارد دلار رسيد. 68 % صنايع اين منطقه را صنايع اطلاعاتي الكترونيكي تشكيل مي دهد.صنايع اپتيك و صنايع حفاظت زيست محيطي و انرژي هاي نو هم حدود 20 درصدفعاليتهاي اين خوشه را تشكيل مي دهد. حمايت هاي و تشويق هاي مؤثر دولت ،بازار بزرگ ،سرمايه انساني فراوان و ارزان در گسترش اين منطقه علم وفناوري بسيار موثر بوده است.دولت چين درطرح جديد منطقه در 1999 سرمايه گذاري 20 ميليارد دلاري دراين منطقه را پيش بيني كرده است.اين منطقه درصدد رقابت جدي با هيسنچائو تايوان و پارک فناوري سنگاپور و کريدور فناوري اطلاعات بنگلور هند است.اين منطقه درچين به عنوان دانش برترين منطقه علم و فناوري آن شناخته شده است وجود 68 مركز بزرگ دانشگاهي وكالج ، 213 مؤسسه علمي تحقيقاتي ،چندين پارك بزرگ علم و فناوري و سرمايه انساني رو به گسترش آن از مزيت هاي اصلي علمي وفناوري اين منطقه است.ضعف در دستيابي گسترده به سرمايه گذاري هاي مخاطره پذير و عدم تنوع درطيف صنايع و خدمات فناور از ضعف هاي نسبي آن است . ج. بنگلور : رشد و توسعه کريدور علم وفناوري بنگلور متاثر از سياستهاي علم وفناوري و توسعه صنايع با فناوري برتر هند بوده است . تا قبل از 1984 دولت هند سياستهاي استقلال اقتصادي و خود اتکايي اقتصادي را دنبال مي کرد که بالطبع تمام حوزه هاي اقتصادي از جمله صادرات محصولات IT را تحت تاثير قرار داده بود.در فاصله سالهاي 1986-1984 اولين سياستهاي حوزه IT در هند تدوين شد که امکان دسترسي به فناوري هاي برتر و بازار هاي خارجي را تسهيل مي کرد.در همين راستا اولين پارک فناوري نرم افزار[22] در بنگلور در اواخر دهه هشتاد راه اندازي شد. بنگلور مركز ايالت كارنتاكاي هند است. هدف اوليه از ايجاد SSP مرکزيت دادن به صادرات محصولاتIT هند بود ، هر چند که کارکرد هاي متعارف يک پارک را نيز داشت. با تدارک لوازم تبديل اين پارک به يک خوشه علم و فناوري، بستر مناسبي براي ايجاد مرکز بزرگ فناوري اطلاعات هند فراهم گشت.متناسب با تحولات سريع حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات در دهه نود فعاليتهاي متعددي در افزايش توانمند يهاي هند در IT به مرکزيت بنگلور صورت پذيرفت.به طوري بخش IT هند در دهه نود سالانه بيش از چهل درصد رشد را از خود نشان داد. در سال 1998 دولت هند سياست " برتري جهاني هند در حوزه IT با تدوين برنامه کاري[23]IT " را اعلام کرد و دولت هند به اتكاي کريدور علم وفناوري بنگلور صادرات 50 ميليارد دلاري نرم افزار و بخشي از قطعات سخت افزاري را براي سال2008 هدف گذاري كرده است .در سال 2003 بيش از چهار صد هزار نفر در حوزهIT در هند مشغول به کار بوده اند. اين كريدور فناوري اكنون 300 شركت با فناوري برتر دارد.درسال 2000 ،82 شركت با استاندارد جهاني درحوزه نرم افزار دراين منطقه فعاليت مي كردند.تعامل وارتباطات بين اين منطقه با كريدور سيليكون والي بسيار قوي است . كريدور فناروي بنگلورداراي چندين پارك فناوري مثل پارك فناوري بين المللي نرم افزار[24] و شهر الكترونيكي است.وجود مراكز آموزشي متعدد درحوزه IT ،حمايت هاي مؤثر دولت ازمديريت اين منطقه وگسترش توانايي جذب سرمايه هاي مخاطره پذير از مزيت هاي آن است .مزيت اين منطقه درفراواني نيروي انساني متخصص با دستمزد پايين است .دستمزد يك برنامه نويس در اين منطقه،6 درصد آمريكا و 12 درصد مكزيك است. د. اينکهون : دولت کره در سال 2003 منطقه آزاد اقتصادي اينکهون[25] (IFEZ)به عنوان خوشه صنعتي فناوري فعال در حوزه صنايع با فناوري برتر در راستاي نيل به بخشي از اهداف اقتصاد دانايي محور کره ايجاد کرد. اين منطقه در سي کيلومتري غرب سئول واقع شده است. اين منطقه به نوعي در رقابت با مناطق فناوري مشابه نظير MSC راه اندازي شده است که رويکرد آن جذب و توسعه صنايع و خدمات با فناوري برتر است. اين منطقه حدود 1000 مساحت دارد و به سه ناحيه بزرگ سانگدو[26](شهر هوشمند )،يانگوان [27] وچئونگنا[28] تقسيم مي شود که براي هرکدام از اين سه منطقه اهداف و برنامه هاي مجزا با مجموع سرمايه گذاري 20 ميليارد دلاري در افق سال 2020 طراحي شده است .با برنامه ريزيهاي انجام شده توسعه اين منطقه بسيار سريع بوده است به طوريکه UNDP در رتبه بندي مراکز علمي و فناوري جهان ،رتبه سي و پنجم را به اين منطقه داده است. ه. ابر كريدور چند رسانه اي مالزي: ابر كريدور چند رسانه اي مالزي شايد جالبترين الگو از خوشه هاي علم و فناوري براي كشورهاي درحال توسعه باشد.درسال 1996 كه ايده راه اندازي اين كريدور درمالزي به مرحله اجرادرآمد،اين كريدور نقطه عطف توجهات دولت مالزي به صنايع وخدمات با فناوري برتر گرديده است.حجم سرمايه گذاري در اين کريدور تا مرحله تکميلي آن، 20 ميليارد دلار پيش بيني شده است. تبديل رويكرد توسعه مالزي از اقتصاد صنعتي به اقتصاد داناي محور متضمن نگاه هاي ويژه بر اين كريدور بوده است .اين كريدور با مساحت 750 كيلومتر مربع از مركز شهر كوالالامپور آغاز مي شود و تا فرودگاه بين المللي جديد كوالالامپور ادامه مي يابد. Ramasamy, 2002). ( شهر الكترونيكي جديددولتي پوتراجايا و شهر سايبرجايا براي استقرار صنايع وخدمات با فناوري برتر درآن راه اندازي شده است. اين كريدور با بهره گيري از تمام تجربيات خوشه هاي علم وفناوري خصوصاً سيليكون والي طراحي شده است.حضور بسيار مؤثر دولت در تأمين زيرساختها و مديريت آن از ويژگي هاي بارز اين منطقه است.دولت كوشيده استضعف سرمايه انساني و توان توليد علمي مراكز تحقيقاتي و آموزشي را با جذاب كردن محيط کريدور براي سرمايه گذاران خارجي درجلب سرمايه هاي مخاطرپذير جبران كند.اين کريدور در دوره فعاليت خود زمينه مناسبي براي اشتغال زايي فراهم ساخته است. در شکل زير روند سالانه اشتغال زايي در اين کريدور مشاهده مي شود. نمودار (4) : هدف گذاري اشتغال در بنگاههاي کوچک مقياس درسال 2005 ،1208 شرکت دانش محور در اين کريدور فعاليت داشته اند. در شکل هاي زير روند رشد شرکت ها با گونه هاي مختلف مالکيت و تعداد شرکت ها در رده هاي مختلف فعاليت در سال 2005 در اين کريدور مشاهده مي شود.از کل بنگاه هاي موجود در سال 2005 ،67 شركت در حد استاندارد بين المللي در اين كريدور فعاليت داشته اند. اين كريدور دراهداف توسعه اي خود رسيدن به 250 شركت درحد استاندارد جهاني را هدفگذاري كرده است. نمودار ( 5) : هدف گذاري بنگاههاي کوچک مقياس نمودار ( 6) : هدف گذاري بنگاههاي کوچک مقياس چهار الگو از گونه هاي مختلف خوشه هاي علم و فناوري معرفي گرديد .گرچه كريدور سيليكون والي به نوعي نقش الگوي اصلي كريدورهاي علم و فناوري تمام دنيا است، اما هر كريدور بستگي به نوع مزيت نسبي که دريك يا چند تا از اجزاء اصلي تشكيل دهنده آن كريدور، رشد خود را آغاز كرده است.الگوهاي بسيار موفق ديگري از خوشه هاي علم وفناوري دردنيا وجوددارد كه در اينجا به ذكر برخي از عناوين آنهااکتفا مي شود.بيشترين خوشه ها علم وفناوري درآمريكا واقعند مثل كريدور فناوري برتر فلوريدا[29] كريدور علم وفناوري اهايو [30] يا کريدور فناوري فيلادلفيا و دركشورهاي ديگر کريدور فناوري تلفورد[31]و ام چهار[32]در انگستان،نيو برونسويک[33] در ايرلند ،هيسنچائو[34] در تايوان ، اينكهون[35] دركره يا اس اس پي[36] در سنگاپور را مي توان نام برد. [1]- Sillicon Vally [2]-msc [3]-Bangalore [4]- Florida High Tech corridor 5- Technology and science Ohio corridor Telford-6 7-M4 - 8 New Brunswick 10- Hsinchu science -based industrial park Taiwan [10]- SSP (Singapore Science Park, Singapore) [11]- Incheon [12]- Cluster - Porter15 [14]- ٍExternal Economies [15]- Transaction Cost [16]- Collective Action [17]-Venture Capital Scale Effect-[18] [19] -Nordicity Group [20]- شركتهاي معظمي نظيرApple computer |Alteva Adobe Systems | Advanced Micro Devices | Agilent | Altera | Apple Computer |Applied Materials | BEA Systems | Cadence Design Systems | Cisco Systems | eBay | Electronic Arts | Hewlett-Packard | Intel | Intuit | Juniper Networks | Knight-Ridder | Maxtor | National Semiconductor | Network Appliance | Oracle Corporation | Siebel | Sun Microsystems | Symantec | Synopsys | Veritas Software | Yahoo در اين منطقه قرار دارند. [21]- zhongguancun science park(zsp) Park (SSP)[22] -Software and Technology [23]-Action plan [24]-International Tech park [25]-Incheon free economic zone- http://www.fez.go.kr [26]- Song do area [27]-Yangon area [28]- cheongna area [29]- Florida High Tech corridor [30]- Technology and science Ohio corridor telford-20 21-M 4 22- New Brunswick [34]- Hsinchu science -based industrial parkTaiwan [35]- SSP (Singapore Science Park, Singapore) [36]- incheon
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:16 توسط gh
|