تبلیغات
در جامعه ی امروزی تبلیغات جزء لاینفک اقتصاد و فروش به حساب می آید و هر دستگاه سازمانی که از آن به نحوه احسن استفاده برد به نتایج غیر قابل مقایسه ای با رقبایی که از آن بی بهره اند دست خواهد یافت. پس امروزه در جامعه یی که به سمت مردمی شدن پیش می رود لازم است هنرمند از برج عاج خویش به زیر آید و ابائی نداشته باشد که اثری مثلاٌ با سوژه یک مغازه قصابی نیز خلق کند . بلکه این موارد لازمه ای زندگی امروزی و نیاز جامعه است. لازم است هنرمند جنبه های خیالپردازانه صرف را رها کند و در میان سایر انسانها به انسانی فعال تبدیل شود و از فنون ، مواد و روشهای کار امروزی آگاه باشد وبدون رها کردن حس ذاتی زیبایی شناسی خود، با فروتنی و قدرت و کارآیی، پاسخگوی مسائلی باشد که در پیرامونش مطرح می شود و کاملاٌ روشن است تا زمانی که هر نسبت به مسایل زندگی بیگانه باشد به ناچار علاقمندان انگشت شماری نیز خواهد داشت. جلوهی نمایان این امر در هنر گرافیک و تبلیغات آشکار می شود که رابطه ای بین اقتصاد و وسایل مورد نیاز مردم و هنری که این اطلاعات را به مردم می رساند به وجود آورده است در هر کاری جنبه های تبلیغاتی قوی باشد چه در فروش محصول ، چه در ارایه خدمات و ... و بر اصول علمی و اثبات شده ی هنر گرافیک، ارتباط شناسی ، روانشناسی، سواد بصری ، جامعه شناسی و در موارد مربوط به جنبه های خاص خود ، متکی باشد ، آن امر موفقیت بارز و آشکار در مقایسه با اموری که از این صنعت استفاده نکرده اند خواهد داشت در واقع تبلیغات فلشی دو طرفه است که یک سوی آن به طرف مردم و استفاده کنندگان است و روی دیگر به سمت تولیدکنندگان محصول و خدمات. ●اصول و مفاهیم ارتباطات بصری شناخت پیدا کردن نسبت به انچه ارتباط بصری خوانده می شود مانند یادگیری زبان است . زبانی که تنها از تصویر تشکیل شده است . تصاویری که برای ملل مختلف با زبانهای خاص خودشان معنایی یکسان دارند . زبان بصری زبانی است محدودتر از زبانی که با آن صحبت می کنیم ولی مسلماٌ ارتباطی مستقیم تر برقرار می کند و مثال بارز آن یک فیلم خوب است که اگر تصاویر بتوانند داستان را خوب بیان کنند دیگر احتیاجی به استفاده از واژه ها نخواهد بود. بنابراین ارتباط بصری وسیله ای برای انتقال از یک فرستنده به یک دریافت کننده است که هیچ چیز نمی تواند جایگزین آن شود ولی شرط اولیه آن دقیق بودن اطلاعات ، عینیت داشتن علامات، وجود سیستم رمزی واحد و عدم وجود سوء تفاهم است و در چنین شرایطی بسیار راحت تر و مستقیم تر می تواند با مخاطب ارتباط برقرار نمود بدون اینکه ملیت ، زبان ، نژاد و ... او در این رابطه دخیل می باشد . پر واضح است که برخی از پیامهای بصری که برای مردمی خاص با فرهنگی خاص طراحی می شوند فقط برای همان مردم مفهوم خواهند داشت زیرا هر کس آن چیزی را می بیند که درباره اش اطلاعاتی دارد با این حال اصول عمومی و مبادی سواد بصری در همه ی موارد عادی صحیح است. در دنیای تصاویر تبلیغاتی که به کار ارتباطات و اطلاعات بصری می آیند قواعدی وجود دارد . این قواعد حاصل پژوهشها و بازبینی هایی بر پایه اطلاعات آماری است . پس ضرورت پژوهشهایی بصری که بر پایه ویژگیهای روانشناختی محصول به منظور یافتن تصاویری که دارای ارتباط با نتیجه منطقی رنگ و فنون متناسب با آن است به میان می آید و به طور مثال باید سطح فرهنگ آن دسته از مردمی که اطلاعاتی خاص دریافت می کنند در نظر گرفت تا به نتیجه ی قابل قبول رسید. حال این سوال مطرح می شود که مگر هدف فراگیری شیوه های پیشرفته تر جهت کسب آمادگی برای رویارویی با آینده نزدیک نیست؟ پس چرا در مدارس و دانشگاههای هنری به جای هنر گذشته ، روشهای نوین را آموزش نمی دهند ؟ گذشته هرگز قابل بازگشت نیست و ادوار هنری گذشته نیز هیچ گاه تجدید نمی شوند. گذشته می تواند حاوی بار اطلاعاتی فرهنگی باشد و نباید آن را از زمان خودش جدا کرد. البته اگر ما معتقد به علم بودن ارتباطات بصری هستیم باید بپذیریم که علم بشر نیز در طی تکامل او ، روند تکاملی داشته و همانند همه ی علوم دیگر چون فیزیک، ریاضی ، ... برخی از برداشته های گذشته را در زمان حال فقط در موقعیتی خاص قابل قبول است مانند اصول مکانیکی نیوتن که فقط نسبت به ناظر ایستا درست است و در شرایط دیگر خیر ، و همچنین برخی از برداشتهاس علمی گذشته در امروز دیگر قابل قبول نیست مانند نظر به غیر قابل تفکیک بودن اتم در زمان دالتون. به هر حال برای پیاده کردن یک برنامه آموزشی در مدارس هنری دو روش وجود دارد، نخست روش ایستا و سپس پویا . روش ایستا بدین گونه است که شاگردان به اجبار خودشان را با برنامه ای وفق می دهند که غالباً به گذشته تعلق دارد یا به هر حال روشی است که در اکثر موارد از واقعیت علمی روزمره دور است . روش دیگر این است که برنامه به تدریج شکل می گیرد و به طور مداوم با خود اشخاص و مشکلات انها در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد ، مشکلاتی که با زمانه پیش می رود . پر واضح است که در حالت دوم هنرجو با مسایل روز پیش رفته و تداخل بیشتری با جامعه ای خواهد داشت که آثارش را می پذیرند و عمق اثارش بیشتر خواهد بود. برونوموناری (BrunoMonari) طراح را در حوزه وسیعی از فعالیت های انسانی دخیل می داند و حوزه های متفاوتی از طراحی مثل طراحی تجسمی (Visual Design ) - طراحی صنعتی (Industrial Design) – طراحی گرافیکی (Graphic Design) و طراحی پژوهشی (Desegno Diricerco) را در نظر می گیرد طبق نظر او وظیفه طراحی تجسمی خلق تصاویری است که عملکرد آنها برقراری ارتباطهای بصری و اطلاعات بصری است . وظیفه طراحی صنعتی طرح اشیاء مصرفی بر مبنای قواعد اقتصادی ، مطالعه وسایل تکنیکی و مواد گوناگون ساخت آنهاست، عملکرد عمده ی طراحی گرافیک در دنیای چاپ ، کتاب ، پوستر و آگهیهای تبلیغاتی چاپی است و عملکرد طراحی پژوهشی نیز تجربه ساختارهای تجسمی در دو بعد یا بیشتر است و پژوهشهایی در زمینه تصویر با استفاده از وسایل سینما . با توجه به این تقسیم بندی موناری ممکن است در ابتدا طراحی گرافیکی را مختص امور تبلیغاتی بپنداریم در حالیکه اگر مثالهایی از جلوه ی تبلیغات را مانند بسته بندی در نظر بگیریم می بینیم به هر ۴ حوزه ی طراحی مربوط می گردد. به عنوان مثال اگر چه طراحان صنعتی و گرافیک بادیدگاههای مختلفی به موضوع بسته بندی می نگرند ولی انطباق کامل این دیدگاههاست که تصویری شفاف و روشن از بسته بندی و محتوی آن را در اختیار مشتریان قرار می دهد . طراحان صنعتی ، موضوعاتی نظیر انواع حفاظتها (فیزیکی ، شیمیایی ، ...) نوع ارتباط فیزیکی (ارگونومیکی ، آنتروپومتری) گروه عوامل انسانی با بسته بندی مانند ارتباط کارگران خطوط تولید، عوامل توزیع ، فروشندگان و خریداران نهایی ، ارتباط تجهیزات حمل با نوع محصول و بسته بندی ، نقش بسته بندی در استفاده یا مصرف کالا (مثل نقش بسته بندی در چگونگی مصرف شامپو و ... ) هویت های سه بعدی و بصری ، مواد مصرفی مناسب برای کالا و موضوعاتی را که به طور کلی به رویکردهای فیزیکی انسان با بسته می پردازد، در نظر می گیرد . در جامعه ی امروزی تبلیغات جزء لاینفک اقتصاد و فروش به حساب می آید و هر دستگاه سازمانی که از آن به نحوه احسن استفاده برد به نتایج غیر قابل مقایسه ای با رقبایی که از آن بی بهره اند دست خواهد یافت. و طراح گرافیک به اصول مبادی سواد بصری در بر چسب های این بسته توجه دارد اموری چون رنگ مناسب - مثلاٌ یک صابون با جعبه ی سیاه به نظر می رسد که دست را کثیف می کند- ترکیبات نقطه ، خط و سطح در کمپوزیسیون مناسب ، کادر بندی ، طراحی نوشته های برچسب و ... و در مجموع حاصل تجمع این دو حوزه به ظاهر متفاوت است که برداشتی صحیح یا غلط از محتویات بسته به ما می دهد و ما را مشتاق به خرید کالا نموده و یا از خرید آن منصرف می گرداند . باید توجه داشت که به طور کلی تصاویر فاقد عینیت از امکانات کمتری جهت برقراری ارتباطات بصری برخوردارند ، تصاویر قابل ارایه باید برای همه روشن و قابل فهم باشند در غیر اینصورت نمی توان عنوان ارتباط بصری را به آنها اطلاق کرد و در واقع باید آن را هرج و مرج بصری نامید ، نه ارتباط بصری . هر فردی انبوهی از تصاویر که در طول زندگی او شکل گرفته را در ذهن دارد که در واقع بخشی از دنیای درون او را شکل می دهند . با این مجموعه شخصی است که ارتباط برقرار می شود . در این مجموعه از تصاویر فردی است که باید تصاویر عینی را جست وجو کرد . تصاویری که در بسیاری از افراد ، نقطه ای مشترک دارند . به این ترتیب است که خواهیم توانست کدام تصویر ، کدام شکل ، کدام رنگ مناسب را به کار ببریم تا متناسب با گروه مشخص باشد. هر طرحی از آثار و علاماتی تشکیل می شود و باید گفت که علایم هستند که به طرح حساسیت می بخشند. [1] شکل های نوین تبلیغات ... Publicity همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت ميآيند همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت ميآيند. توي حياط، لاي در، هنگام عبور از پياده رو، در بزرگراه، لاي صفحههاي روزنامه، مجله و در تمام وسايل ديداري و شنيداري رنگ و وارنگ، بزرگ و كوچك، هر روز و هر ساعت، وقت و بيوقت، تمام نشدني و گره خورده در تمام تار و پود زندگي! امروزه ما در عصر ارتباطات به سر ميبريم. دوراني كه مشخصه بارز آن تلاش براي باورهاي همگاني است. زماني كه با حضور شبكههاي ماهوارهاي و كامپيوتري فاصله نقاط كره زمين نامفهوم شده است، به طوري كه در هر دقيقه هزاران كالاي نو در سطح جهان وارد بازار ميشود كه تكميلتر و كارآمدتر از قبل بوده است و توليد كنندگان ميكوشند تا بازارهايي براي محصولات خود پيدا كنند، همچنين تخصصى شدن مشاغل، شهروندان را بيش از گذشته به دريافت انواع خدمات از سوى مجموعهاى از مؤسسههاى متنوع وابسته كرده است. اين روزها كمتر كسى ممكن است يك مهندس «همه كاره» براى زندگى شخصى خود باشد. مفهوم خود كفايى و خود اتكايى هر روز بيشتر از گذشته معناى واقعى خود را از دست میدهد. در واقع لزوم فراگيرى آموزشهاى تخصصى براى انجام تعهدات شغلى، نيازى است كه روز به روز پيچيدهتر میشود و فرصت انجام امور شخصى و هرچند كم ارزش روزانه را از ساكنان شهرهاى بزرگ سلب میكند. اينجاست كه آگهیهاى تبليغاتى میآيند و آنها را براى انجام سادهترين تا پيچيدهترين امور روزمره مخاطب خود قرار میدهند. تبليغات چيست؟ اهداف و اهميت آن كدامند؟ از چه زماني آغاز شد، اكنون به چه شكلهايي ارائه ميشود؟ تبليغ زيرحسي چيست؟ و يك تبليغ موفق داراي چه ويژگيهايي است؟ مطالبي هستند كه در اين نوشته به آنها پرداخته شده است. تبليغات چيست؟ تبليغات جمع «تبليغ» به معناي «رسانندگي» است و در مفهوم جامع رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در دانش، نگرش و رفتار مخاطب ميباشد. هارولد لاسول، جامعهشناس ارتباطات، تبليغات را اين چنين تعريف ميكند: تبليغات در معناي گسترده آن، فن تحت تأثير قرار دادن عمل انسان، از طريق دستكاري تصورات يا باز نمودهاست. به گفته ادوارد برنيز پدر روابط عمومي و نويسنده كتاب «تبليغات» (1928): تبليغات نوين، تلاشي است پيوسته در جهت ايجاد يا شكل دادن رخدادها براي تحت تأثير قرار دادن عامه مردم، با كار فكري يا گروهي [1، ص 67]. لئونارد دوب مشاور موسسه تحليل تبليغات (1937)، چنين توصيفي درباره تبليغات ارائه ميدهد: اقدامات منظمي كه فرد يا افراد ذينفع از راه تلقين، براي نظارت بر حالات رواني گروههايي از افراد و در نتيجه نظارت بر اعمال آنها به عمل ميآورند و يونگ روانپزشك سوئيسي تبليغات را چنين تعريف ميكند: نشر افكار، عقايد و حالات رفتاري كه موضوع واقعي را براي شنونده يا خواننده به روشني بيان نميكند [2] در هر حال هر نوع ارتباط به منظور نشاندن دادهها، ايدهها و يا انگارهها در اذهان بشري براي تأثيرگذاري بر افكار، عواطف و يا كنشهاي فردي يا گروهي را تبليغ ميگويند. اهداف و اهميت تبليغ اهداف تبليغات را ميتوان براساس نيت و غرض از انجام تبليغات تقسيمبندي كرد به 1-آگهي اطلاعدهنده: نظير اطلاعرساني دربارة محصولي جديد. 2-آگهي متقاعدكننده: نظير ايجاد ترجيحات براي مارك مشخص. 3-آگهي يادآوري كننده: نظير يادآوري اين موضوع به مشتريان كه محصول ممكن است در آينده نزديك مورد نياز باشد مانند شركتهاي بيمه. تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه فعاليتهاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، شخصي و جمعي تأثير عمدهاي دارد. ساليانه ميلياردها دلار در سراسر جهان به طور رسمي و علني صرف تبليغات ميشود. امروزه يكي از شاخصهاي تضمين سوددهي واحدهاي توليدي و بنگاههاي تجاري ارائه طرحهاي موفق تبليغات است. در ميان همهمه و غوغاي مبادلات و معاملات تجاري تصور فروش كالايي بدون در نظر گرفتن امكانات و تسهيلات تبليغاتي بيشتر به افسانه ميماند تا به حقيقت. گرچه از پيدايش انسان اجتماعي، تبليغات نيز به صورت ساده و ابتدايي به وجود آمده و رشد كرده است اما نفوذ بسيار با اهميت و دگرگون ساز و حساس تبليغات در دنياي معاصر، حكايت از اهميت سرشار آن دارد [همان]. تاريخچه تبليغات از برخي تصاوير روي ديوار غارها گرفته تا بنرهاي امروزي، تبليغ مقولهاي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد ميشناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت ، چرا كه لزوم آن احساس ميشد. بعد از انقلاب صنعتي ، بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نميگرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد. با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو، تلويزيـون، اينترنت و ديـگر رسانههاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. رشد صنعت تبليغات تا آن حد بوده است كه امروزه بخش مهمي از فعاليتهاي سازمانها را در برگرفته و از تبليغات به عنوان يكي از عوامل كليدي موفقيت سازمانها و شركتهاي توليدي و خدماتي نام برده ميشود [3] تبليغات نوين تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفتهاي هر دوره ويژگيهاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفتهاي شگرف در عرصه فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشيهاي موبايل، تبليغات اينتراكتيو و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل ميشود [4]. ويژگيهاي تبليغات نوين 1-بياعتقادي مبلغان به گفتههاي خودشان و تبعيت نكرن تبليغات از ايدئولوژي، برخلاف مبلغان مذهبي يا مسيونرهاي گذشته. 2-پنهانكاري تبليغات در عصر جديد: به معناي پخش استنتاجها يا از منابع پنهان يا با اهداف نهان. 3-حكومت نامرئي مبلغان در عصر جديد، در اين عصر، مبلغان جديد، ذهن ما را شكل ميدهند و ذائقه ما را تعيين ميكنند و بدين گونه ما تحت سلطه كساني قرار گرفتهايم كه شناختي از آنها نداريم. 4-علمي بودن تبليغات جديد: تبليغات نوين، تلاشي است، در راستاي مفهومي اجتماعي براي ساختن الگوهاي رفتاري [1، ص 127]. شكلهاي نوين تبليغات در حال حاضر حجم بالايي از تبليغات در فناوريهاي ارتباطي نوين و به ويژه اينترنت مورد استفاده قرار ميگيرد. يك نمونه از اين نوع تبليغات استفاده از آگهيهاي هوشمندانه به منظور جلب توجه مخاطبان است. مثلاً چنانچه كاربري در موتور جستجوي گوگل كلمه نرگس را تايپ كند، گوگل علاوه بر آنكه پاسخها را در مورد كلمه نرگس (به ترتيب ميزان مراجعه كه به آن شده است) در اختيار كاربر ميگذارد بلكه در سمت راست و بالاي صفحه، يك فروشگاه گل (كه از گوگل خواسته برايش تبليغ كند) معرفي خواهد كرد. اين روش چند مزيت دارد: 1-مزاحم، تحميلي و آزار دهنده نيست، چون از پاسخها جدا شده است. 2-فرمت بسيار سادهاي دارد. 3-آگهي كاملاً با پرسش كاربران مرتبط است. از ديگر اشكال تبليغات نوين ميتوان به شيوه متعامل و اينتراكتيو اشاره كرد كه ايجاد يك رابطه متقابل ميان مصرف كننده و شركت تبليغاتي ميكند و تبليغات براي هر كس متناسب با سطح سواد، درآمد و نياز متغير خواهد بود. اگر به راديو اينترنتي ياهو كه توسط كمپاني لانچ تأمين ميشود مراجعه كرده باشيد خواهيد ديد كه براي نام آهنگ، خواننده و آلبوم سه نظر سنجي جدا وجود دارد و شنونده به آنها امتياز ميدهد و به تدريج نرم افزارهاي ياهو ذائقه مشتري خود را تشخيص داده و آهنگهاي مورد علاقهاش را بيشتر پخش ميكند. شيوه ديگر،تبليغات از طريق بنر است. بنر پيام فعالى است كه به شكلى هنرى شامل تصاوير و متنهاى ثابت ومتحرك روى صفحههاى وب ظاهر میشود و بينندگان را به سايتهاى آگهى دهنده هدايت میكند. بنر استاندارد ۴۶۸ پيكسل پهنا و ۶۰ پيكسل ارتفاع دارند. گروهى ديگر از بنرها كه به «بند انگشتى» يا «تمبر پستى» معروفند در حاشيه اين صفحهها قرار میگيرند[5]. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداولترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار ميآيند. بنرهای ثابت: بنر ثابت به بنري اطلاق ميشود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازهاي ثابت ارائه ميكند. از آنجا كه بنرها در بسياري از سايتها نمايش داده ميشوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است. بنرهاي انيميشندار (بنرهاي پويا): در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فنآوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشندار هر دو ابزاريهاي مناسبي براي معرفي نام تجاري ميباشند. بنرهای تعاملی: شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شدهاند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفهاي را با تبليغ کنندگان برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينههايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر گرفته شده و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد ميكنند، پاسخهايي به آنها داده ميشود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت نامهاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــيشــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از Java Script، Java Applet ، HTML، ساخته ميشوند [6]. خرده سايتها، شيوه تبليغاتي ديگري در اينترنت هستند كه از پنجرههاي كوچكي (كوچكتر از اندازه معمولي پنجره مرورگر) تشكيل شدهاند و هنگام جستوجوي در اينترنت ناگهان بر روي صفحه نمايشگر ظاهر ميشوند و حاوي نوشتهها و تصاوير تبليغاتي هستند و به پنجرههاي جهنده نيز معروفند. پست الكترونيك زير مجموعه فناوري اينترنت بوده و سالها قبل از وب مورد استفاده قرار ميگرفته است و در سالهاي اخير با افزايش تعداد كاربران اينترنت براي تبليغات مورد توجه قرار گرفته است. براساس آمار تعداد نامههاي الكترونيك تبليغاتي كه كاربران اينترنت سالانه دريافت ميدارند از 40 عدد در سال 1994 به بيش از 1600 عدد در سال 2005 افزايش يافته است. پايين بودن هزينه، اثربخشي بالا و مديريت آسان از جمله مزاياي آن به حساب ميآيد. شكل جديدي از تبليغات نيز توسط شبكههاي تلويزيوني كابلي به شكلي هوشمندانه در اختيار بينندگان قرار ميگيرد. به عنوان مثال در هنگام پخش يك فيلم سينمايي با مضمون فلسفي، هيچگاه نوشابه يا خوراكي تبليغ نميشود. از يك برنامهاي كه مورد علاقه بيننده است استفاده ميشود تا محصولات مرتبط با همان علاقه نيز به بيننده معرفي شوند. به عبارت ديگر يك رابطه منطقي ميان تبليغ و برنامه وجود دارد. استفاده از تابلوها يا صفحات الكترونيكي بزرگ برروي وسايل نقليه از جمله اتوبوسها نيز از شيوههاي جديد تبليغات محسوب ميشوند كه در كشورهايي چون ژاپن، آمريكا، هنگ كنگ و... به تبليغ يا اطلاع رساني مشغولند. نوع جديد ديگري از تبليغات ارسال پيام بر روي تلفن همراه است. به دليل نزديك بودن و در دسترس بودن هميشگي تلفن همراه در نزد صاحبان آنها، شانس ديدن، و پسنديدن محصولات تبليغاتي را به شدت بالا ميبرد. بزودي پژوهشگران ژاپنى تبليغات رسانهاى جديدى را به نام «باران اطلاعات» به جهان عرضه خواهند كرد. شبكه خبرى بى.بى.سى در آخرين گزارشهاى خود اعلام كرد محققان آزمايشگاه ژاپنى «سايبر سالوشن» تا چند سال ديگر پروژكتورهايى را اختراع میكنند كه درنقاطى خاص بارانهاى اطلاعى توليد خواهند كرد. قطرههاى بارانى در اثر برخورد با زمين حركتهاى مواج توليد میكنند و همچنين اگر مردم وارد اين منطقه بارانى شوند میتوانند آگهیها را از طريق قطرههايى كه روى دست آنها میافتد، ببينند. به اعتقاد «يوكوايشى» از پژوهشگران اين پروژه، تبليغاتى كه روى دست مصرف كننده ظاهر میشود میتواند او را متقاعد كند كه اين پيام واقعاً براى او تهيه شده است [5]. تبليغات زيرحسي يا نامرئي تبليغ زيرحسي توسط يك متخصص امور تبليغات بنام جيمز ويكاري بكار رفت. او هنگام نمايش فيلم اسپارتاكوس در سالن سينما عبارت پاپ كورن بخوريد و كوكا بنوشيد را با سرعت يك سه هزارم ثانيه، بدون اطلاع قبلي بينندگان روي پرده سينما انداخت. پس از آن ، تماشگران در خلال فيلم تمايل زيادي به پاپ كورن و نوشابه كوكاكولا در خود احساس كردند [1، ص 68]. اين شيوه در آن، آگهی دهنده، پیام خود را به گونهای طراحی میکند که از حاشیههای پایین گسترة شنوایی و بینایی مخاطبان بهره گیرد تا ضمیر ناخودآگاه آنها را متأثر سازد. بدین منظور از شگردهای مختلف الکترونیکی و کامپیوتری و روان شناختی توأم استفاده میشود. حاشیههای پایین گسترة بینایی، شامل تشخیص ناخودآگاه صحنههای نمایشی گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنههای نمایشی را که مدت زمان آنها کمتر از حدود یک دوازدهم ثانــیه باشد (مثلا یک بیستم ثانیه) نمیتواند تشخیص دهد [7]. در سال 1979 ، در چند فروشگاه زنجیرهای آمریکایی، در نوار موسیقی متداول در فروشگاها، صدای ضبط شده «من دزدی نمی کنم!» را با شدت صوتی کم در هرچند ثانیــه به موسیقی اضافه کردند، به طوری که حس شنوایی خودآگاه آن را دریافت نمیکرد. طبق ادعا، نتیجه این شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقتها در فروشگاها به 37 درصد کاهش یافت. حاشیههای پایین گسترة شنوایی شدتی، شامل صداهایی با شدت حدود چند دسی بل که در شرایط معمولی شنیده نمیشود؛ و حاشیههای پایین گسترة شنوایی بسامدی، شامل صداهای دارای بسامد کمتر از 20 هرتز است [7]. دربارة موثر بودن یا موثر نبودن «تبلیغات زيرحسي» اخــتلاف نظر بسیار است. برخی از متخصصان تبلیغات، قاطعانه «تبلیغات زيرحسي» را رد میکنند و برخی دیگر، آن را بسیار موثر میدانند [همان]. ماكس ساترلند اينگونه تبليغات تجاري را شيطنتهاي عمليِ كلمات و تصاوير نهفته شده در متن تبليغات مينامد [1، ص 68]. همچنین، «تبلیغات زيرحسي»، در برخی از کشورهای صنعتی صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمی و تحقیقی دربارة تکنولوژی آن نیز میتواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخی از متون مبحث روانشناسی ترغیب، به «تبلیغات زيرحسي» اشارههایی شده باشد. در برخی از کشورها نیز مقرراتی وجود دارد که آن را غیر قانونی ميسازد. براي مثال در ايران طبق آئین نامه ساخت آگهیهای رادیوئی و تلویزیونی اداره کل بازرگانی صدا و سیما، تبلیغات نامرئي از طریق رسانههای رادیو و تلویزیونی صدا و سیما ممنوع است. اصل 15: در آگهيها نبايد با استفاده از تمهيدات فني و يا بكارگيري تصاوير بازرگاني كوتاه و يا شيوه هاي ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهي لازم به ببيندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد [7]. ويژگيهاي تبليغ موفق 1-تماماً بر درستي و راستي استوار باشد. 2-كاملاً يا دستكم تا آنجا كه ممكن است، شفاف باشد. 3-علاوه بر تأمين اعتماد مخاطب، حسن نيت فرستندة پيام را روشن سازد. 4-بر آگاهي مخاطب، هرچند هم اندك، بيفزايد. 5-بيان و شيوة تبليغ با كاربرد واژههاي نوين پذيرفته شده و تعابير و تصاوير مناسب و مطلوب، جذابيت لازم را پيدا كرده باشد. 6-پر محتوايي پيام و غناي مضامين و ارزشمند بودن آن را تضمين نمايد. 7-انرژي رواني انسانها را در جهت ترقي و تعالي، جاري سازد و از اين راه حركت تكاملي اجتماع و روند پيشرفت و تعالي فردي و اجتماعي را شتاب بخشد [8، ص 39]. دنياي آينده دنياي رقابت، سبقت و سرعت است كه مخاطب باوري را محور فعاليت و جايگاهيابي تبليغات را مهمترين دغدغه برنامهريزان اين صنعت قرار ميدهد. تبليغات بايد گوشهاي از ذهن مخاطب را اشغال كند، مردم آگهيهاي مزاحم را نخوانده دور ميريزند آنها تبليغاتي كه حياط خانههايشان را مملو از كاغذهاي بيمصرف ميكنند، دوست ندارند. تسخير ذهن مخاطب بيتوجه به شناخت بازار و دانستن اينكه مشتريان چه كساني هستند و تقسيمبندي آنان به وجود نخواهد آمد، زيرا مخاطبان گروههاي نامتجانسي هستند كه هميشه مشابه نيستند. فرد فعال در عرصه تبليغات با بهرهگيري از علوم مختلف از جمله روانشناسي، جامعهشناسي و نيز شناخت فرهنگ و آداب و رسوم مخاطبان ميتواند بهترين و كارآمدترين شيوهها را به كار گيرد. در نهايت بايد گفت كه تبليغات بر روي زندگي و نگرش افراد تأثير بسيار زيادي دارد پس نبايد باورها، اعتقادها، ارزشها، فرهنگها و ... را به انحطاط كشيد بلكه بايد به آنها ارتقاء بخشيد و اين بخشي از وظايف متخصصين تبليغات است. با آگاهي صحيح از كاركرد تبليغات ميتوان حتي به دور از توسل به هرگونه حيله و نيرنگ مخاطب را به سوي كالا و سازمان خود جلب كرد. تبليغات همه جا هستند، هر جا كه باشي به سراغت ميآيند با شكلها و شيوههاي مختلف و هيچ نهاد و بنيادي از آن بي نياز نيست [2] برندسازي با تبليغات در حد صفر صنعت نساجي و پوشاك قديميترين صنعت توليدي در جهان است. در قرن بيستم صنعت پوشاك و نساجي تبديل به صنعتي بسيار عظيم و قدرتمند شد و رشد قابل توجهي هم در تجارت بينالمللي مواد خام مثل كتان و هم در تجارت كالاهاي ساخته شده رخ داد.دبه طور همزمان، نقش طراحي نيز به طور فزايندهاي به عنوان تقاضايي پايهاي كه بايد برآورده شود پر رنگتر ميشد و كشورهايي مثل فرانسه و ايتاليا كمكم به خاطر تبحر داشتن در طراحي شهره ميشدند. در دنياي ارتباطات و تبليغات گسترده، نامهاي تجاري اهميت زيادي پيدا كردند. خريد پوشاك ديگر يك نياز پايهاي نبوده و به چيزي بيشتر از يك پوشاننده براي انسان تبديل شده بود. توليد انبوه و رويكردهاي در بستر آن به سرعت رواج يافتند و توليدكنندگان برای دوخت پوشاك كه هنوز فرآيندي بيشتر وابسته به انسان بود، در جستوجوي مكانهايي بودند كه بتوانند كارگران را با دستمزدهاي كمتري استخدام كنند و به همين جهت، تاسيسات توليدي پوشاك در سرتاسر جهان و بيشتر در مناطقي كه نيروي انساني ارزان بود، گسترش يافتند. امروزه صنعت نساجي، صنعتي جهاني است كه فعاليتهايي چون طراحي، برش، دوخت، توزيع و فروش را در بر ميگيرد. در اين صنعت، قيمت تنها يكی از عوامل تاثیرگذار است و فاكتورهايي مثل تنوع، سرعت، برند و كيفيت نيز اهميت زيادي دارند. همچنين موفقيت در اين صنعت مستلزم داشتن نوآوري مداوم ميباشد، چون كلكسيونهاي مد اغلب تنها به مدت يك فصل تازگي دارند. در برخي موارد، حتي اين دوره تنها برای یک ماه دوام دارد و با پيشرفت نوآوري در تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات اين مدت مدام كوتاهتر ميشود. تمام اين موارد باعث شد که اين صنعت در سرتاسر جهان به شكل شبكهاي بزرگ در آید كه فعاليتهاي آن توسط تعداد كمي بازيگر اصلي هماهنگ ميشود. همانند بسياري از صنايع ديگر، قدرت عمده در اين صنعت نيز امروزه به دست تعداد كمي از توليدكنندگان عمده افتاده است. در حال حاضر صنعت پوشاك اروپا در مقايسه با كشورهايي مثل هند و چين ، بازيگر كوچكي در سطح جهاني است، اما استثناهايي هم در اين صنعت وجود دارد كه برپايه قدرت نوآوري و كارآفريني به موفقيت جهاني دست يافتهاند. در واقع تنها اين كه روندي خاص در یک صنعت غالب شده است به اين معنا نيست كه افراد جدید نميتوانند با این روند مخالفت کنند و زمینههای جدیدی به فعالیتهای رایج در صنعت اضافه کنند. آمانسيو اورتگا گائونا كه دستيار جواني در يك فروشگاه پوشاك در شمال اسپانيا بود، یکی از اين افراد نوآور است، او كه از آينده شغلي خود بسيار نااميد و دلزده بود تصميم گرفت كسب و كار جداگانه خود را راهاندازي كند و در سال 1963، او تمام پساندازش را كه حدود 25 دلار بود در يك كسب و كار كوچك توليد پيژامه و لباس زير سرمايهگذاري كرد. طي 10 سال بعد وي تصميم گرفت نخستين فروشگاه خود را بازگشايي كند. او در سال 1975 و در يكي از شهرهاي غربي لاكرونيا نخستين فروشگاهش را بازگشايي كرد. بعدها اورتگا شركتي به نام اينديتكس را تاسيس كرد. اين شركت در سال 2009 درآمدي بيش از 1300 ميليون يورو كسب كرده بود و در حال حاضر با بيش از 4600 فروشگاه در74 كشور يكي از بزرگترين شركتهاي نساجي دنيا به شمار ميرود. اين شركت در سالهاي اخير فروشگاه بزرگي در هنگ كنگ بازگشايي كرده و قرار است تا پايان سال 2010 فروشگاههايي هم در هندوستان راهاندازي كند. اين شركت بسيار عظيم داراي 8 برند عمده (زارا، پول اند بر، برشكا، ماسيمو دوتي، استرادیواریوس، اویشو، زارا هوم و اورتک)در صنعت پوشاك است كه هر كدام به بخش خاصي از بازار يا نوع خاصي از محصولات اختصاص دارند. براي مثال، «پول اندبر» مخصوص کودکان، «ماسيمو دوتي» مخصوص زنان و مردان مسن و «اویشو» مخصوص لباسهای زیر میباشند. برندی بدون تبلیغ اما با شعبههای متعدد مشهورترین برند ایندیتکس برند زارا است. زارا برندی جهانی با طراحی و ماهیت مدگرای قوی، هم در مورد لباسهایی که ميفروشد و هم در مورد فروشگاههایی که لباسها را در آن ميفروشد، ميباشد. لباسهای زارا ترکیبی از طراحی شیک طبق مدلهای روز دنیا، اما با قیمتهای متوسط و معقول هستند. به گفته یکی از روزنامهنگاران مد: «اگر به دنبال ظاهری کلاسیک و با استیل ایتالیایی، اما به شکل امروزی و با قیمتی معقول هستید به زارا بروید.» رشد موفقیتآمیز زارا به دلیل قیمت پایین یا استانداردسازی کارها نیست، بلکه بیشتر به واسطه نوآوری در عملکرد آن ميباشد. شايد يكي از عجيبترين استراتژيهاي زارا «سياست تبليغات در حد صفر» ( بدون تبليغات) آن است. در واقع شركت ترجيح ميدهد به جاي صرف هزينه براي تبليغات، درصدي از درآمدهايش را به بازگشايي فروشگاههاي جديد اختصاص دهد. زارا به واسطه بهرهگيري از برخي فاكتورها كه به قيمت مربوط نيستند مثل تنوع و نوآوري در محصول، توانسته در ليست رهبران بازار قرار گيرد. براي مثال اين شركت سالانه بيش از 10000 مدل مختلف لباس طراحي كرده و ميفروشد (به علاوه واضح است كه اين لباسها در سايزهاي مختلف هستند). اورتگا سيستم جامع و كاملي را براي توليد لباسها و ايجاد يك كسب و كار راهاندازي كرده است. او اين كار را به ويژه در حوزهاي از بازار پوشاك (يعني اسپانيا) انجام داده كه هيچ پيش زمينهاي در صنعت پوشاك نداشته است. بهبودها و پيشرفتهاي زارا به خاطر به كارگيري تكنولوژي اطلاعات و استفاده از گروههايي از طراحان به جاي افراد طراح، ميباشد. اورتگا در مراحل اوليه توسعه كسب و كار توليد خود به بخش عمليات نهايي توليد پارچه ميرفت تا مطمئن شود كه رنگها و كيفيت موادي كه استفاده ميكند مناسب باشند. اين كار نه تنها باعث كنترل كيفيت بهتر ميشد، بلكه راهي را براي ارائه طرحها و بافتهاي مختلف و جالب پارچه نيز باز ميكرد. در حال حاضر، حدود 18 عمليات طراحي و توليد پارچه در شركت انجام ميشود. طراحی متفاوت کلید موفقیت بخش عمده موفقيت شركت ناشي از تعهد قوي به طراحي ميباشد كه وجود بيش از 200 طراح ماهر در شركت نشاندهنده اين تعهد است. به علاوه، اين طراحي فقط در توليد لباسها نمود پيدا نميكند، بلكه تا مرحله ارائه آنها در فروشگاه، نمايش آنها در ويترين، كاتالوگها، تبليغات اينترنتي و غيره، ادامه مييابد. بخشي از ساختمان مركزي شركت در آرتئيكسو در لاكرونياي اسپانيا شامل 25 ويترين آزمايشي فروشگاه با اندازه، طراحي و نورپردازي واقعي است كه به تيمهاي طراحي كمك ميكند تا مشاهده كنند ويترين فروشگاههاي واقعي آنها چطور به نظر ميرسند ( نه تنها در شرايط عادي، بلكه در روزهاي باراني يا در شب و شرايط ديگر). جنبه ديگر موفقيت زارا، انعطافپذيري آن است كه ناشي از مدل ساخت و توليد بسيار متفاوت محصولات ميباشد. حدود 2500 كارمند به طور مستقيم در عمليات توليد كار ميكنند، اما تعداد بسيار بيشتري از نيروي كار كه در شهرها و جوامع كوچك اسپانيا و شمال پرتغال پراكنده اند ، به طور غیر مستقیم آنها را پشتیبانی ميکنند. در زارا زماني كه يك طرح پذيرفته ميشود، پارچهها برش ميخورند و سپس به شبكهاي از كارگاههاي كوچك ( كه نشان دهنده قابليت برون سپاري شركت است و به انعطافپذيري بالاي آن انجامیده) توزيع ميشود. تكههاي نيمهآماده به همراه دستورالعملهاي آسان و رواني به كارگرها داده ميشود و خروجي اين فرآيندها در نهايت، همچون نهرهاي كوچكي دوباره به مركز توزيع عظيم زارا كه مثل رودخانهاي عظيم و پر سرعت است، باز ميگردد. اين كار يك عمليات كوچك و ساده نيست، چون اين مركز حدود 200 كيلومتر از ريلهاي قطاري كه كالاها با آنها ميآيند فاصله دارد. فرآيند انتقال تكههاي ورودي فرآيندي اتوماتيك به همراه كنترل كيفيت گسترده و همزمان با توليد و توزيع ميباشد. اين قطعهها به پاركينگ بخش توليد مخصوص ناوگاني از كاميونها منتقل ميشوند. انعطافپذیری و پیشی گرفتن از رقبا تمام اين فرآيندها و مكانها نياز به سيستم هماهنگي نوآورانه و بسيار منعطفي دارند كه زارا در خانه ايجاد كرده است. در اين بخش از كار، شركت از مدلي استفاده ميكند كه به صدها سال قبل بازميگردد، يعني ايده ناحيهها و خوشههاي صنعتي، اما شركت با تركيب اين مدل با تكنولوژي قرن بيست و يكم، به انعطافپذيري بسيار زيادي در حجم و تنوع كالاهايي كه توليد ميكند دست يافته است، در حاليكه رقبايي مثل H&M و GAP براي برنامهريزي و توليد خطوط جديد توليدشان بايد 3 تا 5 ماه قبل از رسيدن محصول به فروشگاهها وقت بگذرانند، زارا تنها كمتر از 3 هفته براي تمام اين فرآيندها وقت ميگذارد. انعطافپذيري زارا بر پايه فاكتورهاي ديگري چون پاسخگويي سريع و استفاده گسترده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات نيز ميباشد. در پايان هر روز زماني كه تمام مشتريان در سرتاسر دنيا، 950 فروشگاه شركت را ترك ميكنند، كاركنان فروش با استفاده از وسايل ارتباطي بيسيم ،سطح موجودي را به مدير فروشگاه گزارش ميدهند و مدير نيز اين گزارشها را به عنوان ورودي اي براي سيستم طراحي و توزيع شركت به اسپانيا ارسال ميكند. اين كار به شكل دقيقهاي، اطلاعات تازهاي درباره اين كه چه كالاهايي فروخته شده و كدام كالاها فروخته نشدهاند ارائه ميدهد، (بنابراين فروشگاهها ميتواند به سرعت به ترجيحات مشتريان پاسخگو باشند). به علاوه شركت ميتواند متوجه شود چه رنگهايي بيشتر طرفدار دارند، چه تمهايي بيشتر فروش ميروند و چه طرحهايي خيلي در بازار داغ نيستند، اما كار زارا تنها دنبال كردن روند بازار نيست، بلكه همواره به دنبال آن است كه هيچ مدلي بيش از 4 هفته در فروش باقي نماند (مهم نيست كه چقدر آن مدل خوب به فروش ميرود). اين كار اثر زيادي روي برند شركت دارد چون آن را به عنوان شركتي كه به شدت به دنبال نوگرايي و طرحهاي جديد است، معرفي ميكند. به علاوه اين كار فشار مضاعفي را روي توانايي شركت براي چابكتر بودن در طراحي و توليد وارد ميكند كه باعث پيشرفت روز افزون شركت زارا شده است. [3] پروپاگاندا؛ از سفید تا سیاه "تبلیغات سیاسی" یا "پروپاگاندا" شکلی از ارتباط است که با "ترغیب یا اقناع" متفاوت است، زیرا هدفش این است تا به پاسخی دست یابد که قصد مبلغ را تداوم بخشد. "اقناع یا ترغیب"، به مثابه یک فعال کننده دوسویه عمل میکند و هدفش آن است که به نیازهای ترغیب کننده و ترغیب شونده پاسخ دهد. یک مدل تبلیغ (پروپاگاند) نشانگر آن است که چگونه میتوان عناصر اطلاع رسانی و ارتباط اقناعی را در تبلیغات با یکدیگر تلفیق کرد. تبلیغات سیاسی ممکن است افکار عمومی و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را دگرگون سازد.» ( علوی، 1376، ص182). «هرچه امکانات و وسایل ارتباطی پیشرفته تر می شود، پروپاگاندا نیز از ارج و قرب بیشتری برخوردار می شود، به نحوی که امروزه بدون استفاده آن نمیتوان از حصول یک موفقیت سیاسی اطمینان داشت. بدین ترتیب باید پذیرفت که قدرت نیروهای سیاسی حاکم، تاحد زیادی، به تبلیغات سیاسی و توان اقناع کردن مردم از طریق وسایل ارتباطی جمعی بستگی دارد.» (همان، ص175). «واژه تبلیغات تا اوایل قرن بیستم استفاده گستردهای نداشت، اما از آن هنگام، برای توصیف و تشریح تاکتیکهای اقناع که در جنگ جهانی اول و پس از آن توسط رژیمهای توتالیتر به کار میرفت، مورد استفاده قرار گرفت. جنگ جهانی دوم نه تنها جنگ بمبها وگلولهها، بلکه جنگ کلمات و تبلیغات بود. تهاجم تبلیغاتی نازیها ابتدا توسط "آدولف هیتلر" در کتاب "نبرد من" طراحی و سپس به وسیله "گوبلز" و وزارت تبلیغات او اجرا شد. ایالات متحده در ایجاد تبلیغات خویش، به مجموعه ای نه چندان منسجم از روان شناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی، برای تقویت روحیه ملی وخنثی ساختن تاثیر تبلیغات نازیها متکی بود» (پراتکانیس، 1380، ص143). واژه تبلیغات سیاسی یا (propaganda) از ریشه لاتینی (pripagaree) به معنی نشا کردن، منتشرساختن، برانگیختن و به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه است و امروزه تبلیغات، جزیی از ارتباطات عمومی است و هدف آن، دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده است (دادگران، 1380، ص49). پراتکانیس معتقد است معنای کلمه پروپاگاندا امروزه به "تلقین" یا نفوذ جمعی از طریق دستکاری نمادها و روانشناسی فرد، تکامل یافته است. در واقع به نظر او پروپاگاندا، انتقال نقطه نظری با هدف نهایی پذیرش «داوطلبانه » دریافت کننده است، به طوری که شخص، آن نظر را از آن خویش تلقی کند (پراتکانیس، 1380). از سوی دیگر، آشوری در دانشنامه سیاسی تبلیغات را این چنین تعریف می کند: «بیان واقعیات یا رویدادهایی که معمولا سیاسی هستند، یا جعل گزارشی درباره آنها به قصد اثر نهادن بر ذهن شنونده برای کشاندن او در جهت رفتار خاص». تبلیغات همیشه وجود داشته ولی درقرن بیستم با گسترش وسایل ارتباط و اختراع رسانههایی مانند (رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سینما) بخشی پایدار از کوشش هر دولت و حزب و گروه سیاسی شده و برای آن نهادهای خاصی به وجود آمده و رشتههایی در جامعه شناسی به مطالعه نقش اجتماعی رسانهها پرداختهاند. حزبها و دولتهای فاشیست، نازیست وکمونیست در سازماندهی و کاربرد تبلیغات به قصد جلب توده های مردم و افکار جهانیان، از خود توانایی خاص نشان دادهاند. کشاکشهای تبلیغاتی میان دولتها و حزبهای چپ و راست اصطلاح "جنگ تبلیغاتی" و "جنگ روانی" را به وجود آورده است. جنگ تبلیغاتی در دوران جنگ جهانی دوم و سپس میان دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد، پس از جنگ جهانی دوم بالاگرفت» (آشوری، 1378، صص94-95). لاسول تبلیغات را این گونه تعریف میکند: «انتخاب واژه ها و نشر آنها، به منظور تاثیر بر رفتار تودهها» و به همین روال تبلیغات بین المللی را میتوان به معنی انتخاب واژه ها و نشر آن به منظور تاثیر بر توده ها، در مسائل بین المللی مورد اختلاف» تعریف کرد (نصر، 1380، ص92). مک کویل تبلیغات را عبارت از مدیریت نگرشهای جمعی از طریق دستکاری نمادهای مهم میداند و معتقد است تبلیغات، کوشش کم و بیش عمدی و سنجیده ای است که هدف نهایی آن، نفوذ بر عقاید یا رفتار افراد برای تامین مقاصد از پیش تعیین شده است (Mequail, 1972). تیلور (Taylor) تعریف جامعی از تبلیغات ارائه کرده است. او تبلیغات را این گونه تعریف میکند: "مجموعه ای از تصمیمات هشیارانه، روشمند و از پیش طراحی شده که به منظور استفاده از فنون اقناع سازی، برای انجام مقاصد ویژه طراحی شده است؛ مقاصدی که در راستای سیاستهای مبلغ است (Taylor, 1993)." تعریف علوی از تبلیغ سیاسی، بر فرایند ارتباطی به ویژه بر هدف این فرایند تاکید دارد: «پروپاگاندا تلاشی است سنجیده و منظم، برای شکل دادن به ادراکها، ساختن یا دستکاری کردن شناختها و هدایت رفتار برای دستیابی به یک پاسخ که خواسته مورد نظر مبلغ را تقویت می کند. تبلیغ (پروپاگاند) تلاشی است برای برقراری ارتباط مستقیم و هدایت شده، با هدفی که از پیش تعیین شده است» (علوی، 1376، ص184). عناصر تبلیغات تبلیغات میتواند موجب بسیج مردم در حمایت از یک هدف شود. اما این امر اغلب به بهای مبالغه، تحریف واقعیتها وحتی دروغ پردازی درباره مسائل به منظور کسب حمایت انجام می گیرد. افرادی که تصویری منفی از دشمن ارائه می دهند. اغلب با ادبیاتی خاص برای اثبات حقانیت خود اقدام میکنند. تلاشهایی برای کسب تقویت و حمایت از این عقیده انجام میگیرد تا دیگران متقاعد شوند آنچه انجام می گیرد، مثبت و به نفع همگان است. ضیایی پرور معتقد است هر جنگی حداقل در دو زمینه رخ می دهد: «میدان نبرد و اذهان مردم از طریق تبلیغات. افراد خوب و بد اغلب میتوانند از طریق تحریف واقعیتها (Distortions)، مبالغه گوییها (Exaggerations)، ایجاد ذهنیت (Subgectivity)، خطا (Inaccuracy) و حتی دروغ پردازیها (Fabricatin) به گمراه کردن مردم بپردازند تا حمایت و مشروعیت یابند» (ضیایی پرور، 1386، ص15). پراتکانیس شرح می دهد که شیوه توصیف یک محصول و نحوه معرفی عمل مناسب، افکار ما را جهت میبخشند و واکنش شناختی ما را درباره آن پیام، به سمت خاصی سوق میدهد. ما به وسیله برچسبهایی که برای معرفی یک شی یا رویداد به کار میبریم، میتوانیم به گونه ای آن را تعریف کنیم که مخاطب پیام، تعریف ما را از وضعیت بپذیرد و بدین ترتیب، پیش از آنکه به طور جدی استدلالی کرده باشیم، از پیش اقناع شده باشد. او معتقد است" سیسرو" در قرن دوم میلادی، این قاعده ساده اقناع کردن را میشناخت. سیسرو مدعی بود یکی از عوامل موفقیت او در تعیین بی گناهی تعدادی از شرورترین جانیان روم، توانایی در اقامه این دلیل بود که جنایات رسوایی آنها در اصل جنایت نبوده، بلکه اعمال پرهیزکارانه بوده است؛ یعنی که قربانیان، مستحق کشته شدن بوده اند (پراتکانیس، 1380). او می نویسد: «تاریخ تبلیغات و جنگهای سیاسی گواه این واقعیت است که رفتار مردم به نامها و عناوینی که برای تفسیر یک واقعه یا وضعیت به کار میرود، بستگی دارد. اما قدرت تاثیر کلمات و برچسبها بر نحوه دریافت ما از جهان، به اوضاع و احوال دیگری نیز تعمیم داده میشود» (پراتکانیس، 1380، ص61). «کلمات و نامگذاریهایی که به کار می بریم، به تعریف و ایجاد دنیای اجتماعی ما منجر خواهند شد. این تعریفی که از واقعیت میکنیم، افکار، احساسات و تصورات ما را هدایت می کند، از این رو بر رفتار ما تاثیر میگذارد» (همان، ص63). انواع پروپاگاندا 1-پروپاگاندای سفید: دراین نوع پروپاگاندا، منبع کاملا مشخص و معین است و پیام به گونه ای ارائه میشود که از دقت بالای اطلاعات برخوردار باشد. این نوع پروپاگاندا، نوعی ارتباط دوستانه برقرار می کند. 2-پروپاگاندای خاکستری: در اینجا منبع، واضح و صریح نیست و اطلاعات دقیقی ارائه نمیشود. در این نوع پروپاگاندا، با آنکه جنگ تبلیغاتی برقرار است، اما صلح تبلیغاتی نیز حاکم نیست. اخبار، اعلامیه و اطلاعاتی که در آنها از عنوان یک منبع موثق، منابع مطلع و امثال آن استفاده میشود، در زمره پروپاگاندای خاکستری قرار میگیرند. تبلیغات علیه کمونیستها به هنگام حمله شوروی به افغانستان، نوعی پروپاگاندای خاکستری به شمار میرود. 3-پروپاگاندای سیاه: در پروپاگاندای سیاه، منبع و دقت اطلاعات مشخص نیست و در آن هر گونه جعل و تخریب صورت میگیرد. تمام قواعد در این نوع پروپاگاندا، به کار گرفته میشود. بسیاری از فرستندههای رادیویی در طول جنگ، براساس این نوع پروپاگاندا عمل میکنند. عملکرد "رادیو فردا" با توجه به روابط ایران- امریکا، نوعی پروپاگاندای سیاه به شمار می رود (نصر،1381). [4] واحد بازاریابی: یک کالا یا خدمت را در اختیار می گیرد وپول صرف می کند تا مزایای آن را به اطلاع مخاطبین هدف برساند. این روش دیگر کارآیی ندارد. به اعتقاد نویسنده ما دیگر نمی توانیم به صورتی مستقیم با انبوه مردم روبرو شویم.این کتاب در مورد این است که چرا باید گاو بنفش را در هر چه که می سازیم به کار گیریم. چرا تلویزیون ورسانه های دیگر کلید موفقیت نمیباشند.و چرا بازاریابی به صورت کامل دگرگون شده است. آیا متوجه انقلاب شده اید؟ تام پیترز اولین تلنگر در مورد بازاریابی را با کتاب به دنبال موفقیت زد در این کتاب او شرح می دهد که چرا محصولات آینده دار آنهایی هستند که بوسیله افراد مشتاق ساخته می شوند. او این حقیقت را بیان میکند که نگهداری مشتری قدیمی ارزان تر از یافتن مشتری جدید است. جنامور نیز در کتاب گذر از شکاف شرح میدهد که چگونه محصولات وایده های جدید در میان مردم پخش می شوند. بیشتر شرکتها در رابطه با روشهای نوینی که در بازاریابی مطرح میشوند به عنوان مدهای چاره ساز برخورد می کند .مدهایی که ارزش یک نگاه مختصر را دارند ، اما ارزش در نظر گرفتن به عنوان استراتژی اصلی شرکت را ندارند. چرا شما به گاو بنفش نیاز دارید؟ حقایق تلخ بازاریابی قدیمی عبارتند از : 1. عدم نیاز مردم به کالای شما و نداشتن تمکن مالی وزمان 2. عدم وجود وقت برای شنیدن صحبت ها ودرک سخنان و تبلیغات موجود. در قرن بیستم امکان انتخاب برای مشتریان بسیار زیادتر شده ، اما زمان بسیار کوتاهتری نیز برای انتخاب دارند. قوانین قبلی موثر نیستند و به نظر می رسد که باید تغییر نمایند. مرگ صنعت تلویزیون: صنعت تلویزیون یک راه برای تبلیغات بازاریابی بوده . در این سیستم یک حفره بزرگ بازار که به آن پرداخته نشده بود را می یافتند ، یک کارخانه بنا کرده وبا تبلیغات تلویزیونی فراوان به سود خوبی دست می یافتند. عصر صنعت تلویزیون عصر پس از صنعت تلویزیون محصولات متوسطه محصولات چشم گیر تبلیغات برای همه تبلیغات برای تطبیق پذیران اولیه ترس از شکست ترس از ترس چرخه های دراز مدت چرخه های کوتاه مدت تغییرات اندک تغییرات وسیع چه چیز موثر است؟ یکی از راههای رسیدن به یک تئوری بزرگ این است که ببینیم در ئنیای واقعی چه روشهایی موثر است. و این روش ها به چه موفقیتهایی منجر می شوند. تنها آگاهی کافی نیست . موضع قدیم بازاریاب ها این بود که به سرعت از قدرت تبلیغات تلویزیونی دفاع کنند. مشتاق بودند تا داستانهای موفقیت آمیز سالهای قبل را یادآوری نمایند. و به تفصیل و با خرسندی از اینکه چرا تنها تلویزیون می تواند آگاهی لازم را برای یک محصول جدید ویا حفظ یک محصول قدیمی ایجاد نماید، سخن بگویند. خواستن توانستن است: هدف من در کتاب گاو بنفش این است که این مسئله را آشکار کنم که افزایش تمایل به انجام کارهای شگفت انگیز، باعث ایمنی بیشتر میشود نه خطرات بیشتر. روشهای قدیمی جز شکست نتیجه ای ندارند، خلق روشهای چشم گیر که ارزش صحبت دارند ضروری است. به جای تلاش در استفاده از تکنولوژی جدید به منظور تولید محصولاتی بهتر و مطابق با استانداردهای رفتاری خریداران، تلاش کنید تا آنها را به تغییر در رفتار دعوت کنید و محصول را به نحو چشم گیری کارا تر سازید. آغاز کار: هیچ کسی مشتاقانه خود را با محصول شما وفق نمی دهد.اکثریت عمده مصرف کنندگان راضی هستند ، انتخاب خود را نموده وبه چیزهایی که دارند دل بسته اند. آنها به دنبال کالاهای جایگزینی نیستند. شما این قدرت را ندارید که آنها را به این پذیرش مجبور کنید. تنها شانس شما این است که محصول خود را به کسانی بفروشیدکه به تغییر علاقه مندند وکالاهای جدید را دوست دارند. شما باید محصولی طراحی کنید که آنقدر چشم گیر باشد که تطبیق پذیران اولیه را جذب نماید و باید به قدر کافی منعطف و جذاب باشد. ایده های خریدی که منتشر می شوند برنده اند. یک نام تجاری ویا یک محصول جدید،چیزی بیش از یک ایده خرید نیست.احتمال موفقیت ایده های خریدی که منتشر می شوند بیش از ایده هایی است که پخش نمیشوند. ایده های خریدی که انتشار می یابند را ایده های ویروسی می نامیم. عطسه کنندگان عامل اصلی انتشار یک ایده ویروسی هستند. این افراد کسانی هستند که مزیت هایی را که در محصول یا خدمت جدیدی می بینند برای همکاران، دوستان و آشنایان خود بازگو می کنند. هر بازاری عطسه کنندگان معدودی دارد. آنها اغلب ونه همیشه از دسته تطبیق پذیران اولیه هستند. یافتن وایجاد انگیزه در این افراد، گامی حیاتی در پخش یک ایده ویروسی است. سوء تفاهم بزرگ: مشکلی که وجود دارد این است که در بسیاری از موارد بسیاری از بازاریاب ها دچار برداشت اشتباهی میشوند.بعضی از بازاریاب ها که این کتاب را خوانده بودند این نتیجه را گرفتند که این راه کارها به ندرت موثر واقع می شوند . اما در همان لحظه نادان هایی بودند که ملیاردها دلار صرف تبلیغات می کردند . هردو گروه اشتباه می کردند .گاو بنفش ارزان نیست بلکه موثر است . لازم است درک کنیم که سزمایه گذاری روی گاو بنفش خردمندانه تر از خرید یک آگهی در سوپر جم است. تقلب : بعضی از شرکتها برای رسیدن به موفقیت از روشهای قدیمی و تبلیغ مدار استفاده نمی کنند. مثل آمازون دات کام تقلب میکند زیرا حمل رایگان و قدرت ارائه انتخاب وسیع مزیت ناعادلانه ای را نسبت به دیگر فروشگاههای محلی به آن ها بخشیده است. همینطور گوگل و وندی و.... در نظر رقبای فریب خورده این شرکتها متقلب هستند زیرا طبق قانون های سنتی وپذیرفته شده عمل نمی کنند. همه مشتریان یکسان نیستند: مشتریان خود را متمایز سازید . گروهی را پیدا کنید که بیشترین سود را برای شما دارد. گروهی که بیشترین احتمال عطسه کردن را داشته باشد. بیاموزید که چگونه میتوان این گروهها را توسعه داد . آنها را در معرض تبلیغات قرار دهید وتشویق نمایید. ما بقی را رها کنید. آگهی ها نباید برای عموم مردم تهیه وتولید شوند. آگهی ها باید مشتریانی که برگزیده اند را هدف قرار دهند. مشکل گاو بنفش: اگر گاو بنفش بودن روش موثری برای درخشش در میان عموم مردم این اندازه ساده بوده، چرا هر کسی آن را انجام نمی دهد؟ چرا اینقدر سخت است که گاو بنفش شویم؟ گاو بنفش نادر است زیرا مردم ترسو هستند. اگر شما چشم گیر باشید ممکن است عده ای شما را نپذیرند.بهترین چیزی که ترسوها آرزوی آن را دارند این است که پنهان بمانند.انتقاد به سمت کسانی می رود که در جستجوی برتری است. کار بی خطر یعنی سازگار شدن . در یک بازار شلوغ شبیه به دیگران بودن به معنی شکست است . اما برجسته ونمایان بودن متفاوت است .خبر خوب این است که فکر غالب مردم کار شما را راحت تر کرده است. به دلیل وحشت از گاو بنفش شدن ، شما می توانید با کوشش کمتری به تمایز دست یابید .محصولات جدید وموفق آنهایی هستند که برجسته ونمایانند. شما نمی دانید که آیا تضمینی برای موفقیت گاو بنفش وجود دارد یا نه . شما نمی دانید که آیا محصول شما به اندازه کافی چشم گیر خواهد بود یا خیر . نکته همین است. این که گاوبنفش موثر واقع میشود یا نه ، مسئله بسیار غیر قابل پیش بینی است.کسالت آور بودن همیشه به شکست منجر می شود و پر خطرترین استراتژی است. مردان باهوش کسب وکار این را درک میکنند وسعی می کنند که ریسکهای موجود را حداقل نمایند. آنها می دانند که گاو بنفش همیشه موثر نیست اما این را پذیرفته اند که تنها راه ممکن همین است. از رهبرپیروی کنید: چرا پرندگان منظم پرواز میکنند؟ زیرا پرندگانی که رهبر را دنبال می کنند آسان تر پرواز می کنند. رهبر مقاومت هوا را می شکند ، لذا پرندگان عقبی می توانند موثرتر پرواز نمایند. مشکلی که در ارتباط با افرادی که از مشاغل چشم گیر پرهیز میکنند این است که آنها هرگز کارشان را تا رسیدن به سمت یک رهبر ادامه نمی دهند. آن ها تصمیم می گیرند که برای یک شرکت بزرگ کار کنند. به عمد نقش های نا شناخته ای را به عهده بگیرند ودر عقب بمانند تا از ریسک وانتقاد رهایی یابند. اگر آنها اشتباه کنند وپرنده نا مناسبی را دنبال کنند شکست میخورند.. طرح ریزی ، سود وگاو بنفش : بازاریابی انبوه نیازمند محصولات انبوه است و محصولات انبوه در جستجوی بازاریابی انبوه . انبوه بازاریابان از ارزیابی نتیجه کار نفرت دارند: بدون شک بازاریابان میدانند که ارزیابی کلید موفقیت است . ارزیابی مشخص میکند که چه چیز موثر است و چه کاری را باید بیشتر انجام داد . انبوه بازاریابان همیشه در مقابل ارزیابی نتیجه کار مقاومت کرده اند. ارزیابی به معنای پذیرش اشتباه واصلاح کار است . تبلیغات در رسانه های انبوه چه تلویزیون باشد وچه چاپی ، از احساس پرواز میگوید نه از رفع اشتباهات. یکی از دلایلی که باعث شد دوران تبلیغات در اینترنت بسیار سریع به خاموشی بگراید ، این بود که بازار یابها را وادار به ارزیابی و پذیرش نادرست بودن کار می کرد. در دنیای گاوها چه کسی برنده است؟ تقریباً مشخص است که بازندگان چه کسانی هستند . نامهای تجاری بزرگ با کارخانه هایی بزرگ واهداف فصلی . سازمان هایی با پتانسیل کاری زیاد وقدرت کم برای مانور در برابر خطرهای تحمیلی ، شرکتهایی که به دوران صنعت تلویزیون خو گرفته اند. اما برندگان شرکتهایی متوسط وکوچکی هستند که به دنبال افزایش سهم بازار هستند . شرکت هایی که چیزی برای باختن ندارند. مزیتهای گاو بنفش بودن: هر قدر دنیا آشفته تر میشود مردم بیشتر به دنبال امنیت می روند. آنها میخواهند تا حد امکان خطراتی را که در کسب وکارشان وجود دارد از میان بردارند. هرقدر عده کمتری برای ساختن یک گاو بنفش تلاش کنند ، پاداش چشم گیر بودن افزایش می یابد. در واقع عده ای که سعی دارند با تلاش خود سایر افراد را تحت تاثیر قرار دهند،به نتایج خوبی میرسند. هر اندازه چشم گیر بودن قدرت فوقالعاده خود را در بازار به نمایش بگذارد ، پاداش کسانی که به دنبال گاو بنفش هستند زیادتر میشود.زمانی که شما قصد ایجاد چیز کاملاً چشم گیری را دارید ، چالش کار این است که این دو فعالیت را هم زمان انجام دهید. برای هر برنامه ارزشمندی گاو را بدوشید . تشخیص دهید که چگونه میتوان از مزیتهای گاو بنفش در مسیر توسعه نهایت بهره برداری را کرد. فضایی ایجاد کنید که بتوانید در آن گاو بنفش جدیدی را به موقع خلق نمایید و آن را زمانی که مزیتهای گاو اولی در حال افول است جایگزین سازید. جائی بنشین، فقط برخی از کارها را انجام نده: اگر کاری نکنید حداقل برای مشتریان موجود با ارسال ایمیلهای تبلیغاتی فراوان مشکلی بوجود نمی آورید. وقتی کاری نکنید، عطسه کنندکان محصولات شما می توانند مزیت های همان کالای خوبی که در آغاز باعث شناخته شدن شما شده را جار بزنند. فعالیتهای جدید با همان پیام ها و محصولات سطح متوسط فقط کار انتشار ایده را برای معدود طرفدارانی که از قبل دارید سخت تر می کند. کاری نکردن به خوبی کاری بزرگ کردن نیست ، اما بی دلیل مشغول کردن قسمت بازاریابی بدتر از کاری نکردن است فرآیند و برنامه: تاکتیک ها ویا برنامه های خاصی نیستند کهمحصولات گاو بنفش را بوجود می آورند. گاوبنفش در فرایندی ساخته می شود که در آن سازمان ها آگاهانه به کشف مرزهایی می پردازند که محصولات را چشم گیر میکند. مشکلات مربوط به سازش: اگر هدف بازاریابی ایجاد یک گاوبنفش است و ماهیت این گاو به صورتی است که در برخی ویژگیها باید فوق العاده باشد سازش میتواند صرفاً شانس موفقیت شما را کاهش دهد. در واقع سازش کمرنگ کردن مرزهای تمایز برای بدست آوردن رضایت دیگر اعضای شورا است. چرخه جادویی گاو بنفش: 4 مرحله این چرخه به شرح زیر است: 1. از افرادی که برای نخستین بار ملاقات می کنید اجازه بگیرید . اجازه نه برای ارسال ایمیل ویا فروش باقی مانده موجودی ویا کاهش حاشیه سود. اجازه برای اینکه خبر گاوبنفش بعدی را به آنها بدهید. 2. با کمک عطسه کنندگان موجود در گروه مخاطبین ، تلاش کنید تا پخش ایده خرید محصول خود را ساده تر نمایید . وسایل لازم وداستانهای لازمی که آنها برای انتشار ایده خرید نیاز دارند را در اختیار آنها بگذارید. 3. وقتی از مرز چشم گیر بودن گذر کردید و به یک کسب وکار سود آور رسیدید بگذارید گروه دیگری از سازمان شیر گاو را بدوشد.خدمات خود را گسترش دهید، محصولات خود را با ارائه خدمات همراه کنید و گذارید ثمرات آن به بار نشیند. اما فکر نکنید که کار شما به اتمام رسیده است.هر محصولی به یک سراشیبی غیر قابل اجتناب می رسد . 4. دوباره دست به ابتکار بزنید . دوباره تکرار کنید. با یک حس انتقام تولیدگاوبنفش دیگری را آغاز کنید.دوباره و دوباره و دوباره شکست بخورید . فرض کنید آنچه بار آخر چشم گیر بود ، این بار چشم گیر نخواهد بود. بازاریاب امروزی بودن به چه معنااست: اگر گاو بنفش یکی از p های بازاریابی باشد ، تاثیرات عمیقی در سازمان بوجود می آورد. گاوبنفش تعریف بازاریابی را تغییر می دهد. بازاریابی عبارت است ازابداع، تلاش برای طراحی، مهارت تولید، هنر قیمت گذاری وشیوه های فروش محصول. چگونه یک شرکت گاو بنفش می تواند توسط کسی جز یک بازاریاب اداره شود؟ شرکتهایی که گاو بنفش تولید می کنند توسط بازاریاب ها اداره میشوند. اگر شرکتی در حال شکست است ایراد از بالاترین سطح مدیریت آن است. به احتمال زیاد مشکل این است که آنها شرکتی را اداره می کنند، نه بازاریابی محصولی را . دیگر بازاریاب نه ، ما طراح هستیم: اگر دوران "بازاریابی پس از طراحی " یا دوران " بازاریابی پس از تولید" به اتمام رسیده است چه جای آن را گرفته؟ طراحی . طراحی باز مداری که توسط آن شرکت بتواند به این موفقیت برسد که بازاریابی محصول را در خود محصول بگنجاند. این کار ماهیت نامطمئنی دارد ، اما حقیقت آن واضح است. امروزه فردی که در موفقیت یک محصول می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد از زمانی که بذر اولیه پروژه آن کاشته می شود باید حضور موثری داشته باشد . آیا برای چشم گیر بودن لازم است با جسارت باشید؟ جسور بودن همیشه چشم گیر نیست وجسارت همواره لازم نیست. گاهی اوقات جسارت باعث آزار دیگران می شود. می توانید به صورت موقت با استفاده از رفتارهای جسورانه توجه افرادی را که نمی خواهند توجه کنند جلب نمایید. اما بدانید که این یک استراتژی بلند مدت نیست جسارت به تنهایی موثر نیست زیرا عطسه کنندگانی که با شرکت در تعاملند ذهنیت مثبتی از شرکت پیدا نمی کنند. چه زمانی گاو بنفش به دنبال کار می گردد؟ احتمال زیاد آخرین باری که شغل خود را عوض کرده اید از یک رزومه استفاده کردید. افراد چشم گیر اغلب رزومه ای ندارند. در عوض آنها به عطسه کنندگانی تکیه می کنند که در زمان لازم به سدعت آنها را پیشنهاد می دهند. رمز کار در چگونگی جستجوی کار نیست . رمز کار در این است که زمانی که این افراد به دنبال یافتن کار نیستند چه کارهایی انجام می دهند.این گاوهای بنفش کارهایی جسورانه انجام می دهند. آنها روی پروژه های پر سروصدا کا ر می کنند. این افراد ریسک میکنند که اغلب خطر شکستهای بزرگ را نیز دارد . این شکست به ندرت به بن بست می رسد. مهمتر اینکه چنین کارهایی در حقیقت ریسک نیستند ، آن ها فقط شانس خود را برای گرفتن پروژه های بهتر افزایش می دهند. اگر شما به فکر تبدیل شدن به یک گاو بنفش هستید ، زمان انجام آن وقتی است که در پی یافتن یک شغل جدید نیستید. آیا هدف ایجاد هیجان است؟ اضافه کردن هیجان وجذابیت به کارهایی که انجام می دهیم برای بسیاری از ما ایده قابل قبولی است. افرادی که میگویند چگونه می توانیم مساله ای را برای یک مخاطب خارجی جذاب کنیم یا ما نمی توانیم از عهده جلسات اخمقانه وشکست محصولات برآییم . باشنیدن داستانهای بازاریابهای خلاق دچار انگیزش نمی شوند. انسانهای شکاک فکر می کنند که همه هیجانات نوعی دلخوشی است . آنها خریدار این قضایا نیستند .آنها فقط می خواهند کاری را انجام دهند که فکر می کنند موثر است. شماغ برای ساختن گاو بنفش نیاز به هیجان و خلاقیت زیاد ندارید. چیزی که لازم دارید درک این است که انتخاب دیگری نداریدبه جز توسعه کسب وکار و یا آغاز یک محصول جدید با تفکر گاو بنفش. [5] هدف تبلیغات سرگرم کردن و یا خنداندن نیست در بسیاری موارد در بیلبوردها ، تیزرهای تبلیغاتی و حتی سایت ها با تبلیغاتی مواجه هستیم که سرگرم کننده و گاهی خنده دار به نظر می رسند ... و حتی تحسین همگان را بر می انگیزند ... اما سوال اینجاست : آیا این تحسین کنندگان خریدار کالا یا خدمات آن شرکت یا موسسه می شوند؟! آیا این آگهی که دقایقی شما را سرگرم کرده است ، اطلاعاتی از محصول (کالا یا خدمات) در اختیار شما قرار داده است که متقاعد خرید آن شوید؟! به یک آگهی می رویم " زورو (Zoro) وارد صحنه می شود؛با چند نفر می جنگد و در نهایت با اتومبیلی از صحنه فرار می کند و می گوید: ماشین خود را در قرعه کشی بانک برنده شدم" آگهی جذاب و سرگرم کننده ای است... اما آیا شما با دیدن این آگهی در این بانک حساب باز می کنید؟! یا در حال حاضر به خاطر دارید این آگهی مربوط به کدام موسسه بود؟ تبلیغی بر روی یک اتوبوس توجه مرا به خود جلب کرد"برای آقایانی که از سوزش و التحاب پس از اصلاح خسته شده اند" دقیقأ دست بر مشکل بسیاری از آقایان گذاشته و مزیت و هدف محصول را با بیانی ساده مطرح کرده است. این تبلیغ ،تبلیغی است با هدف اصلی تبلیغات که به گفته بزرگان این امر ، هدف چیزی نیست جز فروش، و فروش دوباره به مشتریان پیشین با کسب رضایت آنان و صداقت در گفتار. گرفتاری در حصار تبلیغات سرگرم کننده و شعارهای کلیشه ای تبلیغات بسیاری از شرکت ها و موسسات را درگیر کرده و در راهی متضاد هدف آنان یعنی کسب سود و اعتبار بیشتر ، قرار داده است. شعار کلیشه ای "کفشی از جنس دیگر" شعاری زیباست؛ اما باز هم دلیلی برای خرید به شما ارائه نمی کند. نظر شما درباره این شعار چیست ؟ " کفشی که هرگز بوی بد پا را با آن تجربه نخواهید کرد؟!" مزیتی به شما ارائه می دهد و بی پرده سخن از تفاوت این کفش با سایر کفش ها می گوید... و تبلیغ و تبلیغات همین است و همین را می خواهد. البته نباید فراموش کرد که چنانچه بیان هدف اصلی تبلیغ (بیان ویژگی های محصول ، مزایا و ... ) در غالب طنز و یا برنامه ای سرگرم کننده باشد که مخاطب را ملزم به تماشا نماید ، بسیار تاثیرگذار خواهد بود؛ در ادامه از مقاله ای برای بیان این دید و در واقع اثربخشی تبلیغ با اصولی ساده استفاده کرده ام : اینکه شما درک کنید مشتریان شما چگونه هستند، بسیار مهم است.همچنین ، اینکه در آنسوی تبلیغ چه کسی تصمیم می گیردکه از شما خرید کند نیز مهم می باشد.بنابراین بسیار مهم و ضروریست که بدانید، روانشناسی مشتری شما به چه شکل می باشد. کسی که آگهی تبلیغاتی شما را می خواند، چه پروسه ای به ذهنش خطور می کند؟ درک کردن کل این پروسه، شمارا به هدفهایتان می رساندوتجارت شما را موفق ترمی کند. خود را جای مشتری بگذارید ، برای خرید به چه اطلاعاتی نیاز دارید؟ چه دلایلی می خواهید؟ همان را در تبلیغات بگویید ، بی پرده و راحت . تئوریهای بسیاری راارائه داده اند تا توسط آنها بتوان این پروسه را که وقتی شخص آگهی را می بیند و بعد برای خرید آن اقدام می کند را توضیح و توصیف کنند. این پروسه ها سریع و فوری نیستند،اما به ترتیب و مرحله به مرحله هستند. هر کسی که خرید و فروش (بخصوص فروش) را انجام می دهد باید با AIDA آشنا باشد.AIDA یک مدل ساده تبلیغات است که عبارتست از: · (جلب توجه) Attention · (جذابیت)Interest · (میل و اشتیاق)Desire · (عمل خرید)Action تبليغات این مدل پیشنهاد می کند که آگهی شما باید در وهله اول توجه مشتری را جلب کند،سپس با تحریک او، میل و اشتیاق او را برای خرید کالا برانگیزد و سپس عمل او را در جهت خرید کالا، تحریک کند.(تحریک برای خرید کالا) این مدل شما را راهنمایی می کند که چگونه آگهی خودتان را تنظیم کنید و آگهی شما را بصورت "فرمول" در می آورد. بازاریابهای موفق از فرمول AIDA برای ایجاد پایگاههای تبلیغاتی موفق پیروی می کرده اند. AIDA خوب است اما ، نه به این خوبی که ما گفتیم. مدل دیگر که طرفداران بسیاری دارد و بسیار جامع تر و کامل تر ازAIDA می باشد ، مدل DAGMAR است. مراحل آن بسیار مشخص تر و جامع تر است، پس استفاده از آن راحت تر از AIDA نیز می باشد. DAGMAR مخفف "Defining Advertising Goals for Measured Advertising Results"می باشد. (مشخص کردن اهداف تبلیغات جهت بدست آوردن نتایج تبلیغاتی ارزیابی شده) باز هم تکرار می کنم ، مشخص کردن اهداف تبلیغات ، براستی هدف شما از تبلیغ چیست ؟ مسلما هرچه باشد سرگرم کردن و خنداندن مخاطبین نخواهد بود ، هدف اصلی تبلیغ را مشخص کنید و در هر مرحله تکرار و تکرار کنید ، بعد از به اجرا در آوردن تبلیغ نتایج را با هدف خود مقایسه کرده و سپس ادامه دهید . . . این بدین معناست که همه هدف شما از تبلیغ این است که چهار مرحله ذیل (به ترتیب) به مشتری بالقوه شما منتقل شود: · (آگاهی) Awareness · (ادراک و فهم) Comprehension · (مجاب شدن) Conviction · (عمل خرید) Action اجازه بدهید تصور کنیم که شما یک کالا برای فروش دارید، اما مشتری هدف شما، هیچ اطلاعی از آن ندارد . پس در مرحله اول،شما او را از این محصول خود آگاه می کنید. بطور مثال شما این آگهی را در یک سایت پررفت و آمد (سایتی که ترافیک کاربران در آن وجود دارد) درج می کنید ، و یا در مجله ای با تیتری درشت تبلیغ می کنید . مرحله دوم درک و فهم مشتری از کالای شماست. محصول شما چیست؟ محصول شما چه مزایا و امکاناتی دارد؟مشتری شما چگونه می تواند به آن دسترسی پیدا کند؟و این سوالات زمانی به او پاسخ داده می شوند که مشتری بالقوه شما،بر روی آگهی شما "کلیک" کند وبه صفحه ای دست پیدا کند که شامل جزئیات دقیقی از کالای شما باشد و یا جذب عنوان آگهی شما در مجله شده و به سراغ مطالعه متن آن می رود ..مرحله بعد،مجاب شدن مشتری است.این مرحله بسیار مهم است.شما باید مشتری را درباره مزایای آن کالا متقاعد کنید.یکی از ابزارهای مهم و مفید در این مرحله،ارائه"ضمانت"می باشد.شاهد عینی یا مدارک مستند نیز از دیگر ابزارهای مهم و مفید در این مرحله هستند.اما در این کار صادق و امین باشید و بدانید عدم صداقت و بزرگنمایی خارج از واقعیت در دراز مدت برای شما نتیجه نخواهد داشت. تبليغات بعد از اینکه مشتری بالقوه با محصول شما متقاعد شد، در این مرحله وارد گام بعدی یعنی"خرید"می شود.ممکن است او در این مرحله درخواست هایی داشته باشد یا پیشنهاد خرید مجازی بدهد(در صورت امکان)یا اینکه بطور حقیقی از شما خرید کند. شما برای ساختن پایگاه تبلیغاتی خود می توانید از هر "مدلی" استفاده کنید،اما باید آن مدل یادآور این مساله برای شما باشدکه "پروسه خرید"یک پروسه سریع نیست بلکه،سلسله ای از اتفاقاتی است که در ذهن مشتری شما رخ می دهد.هر مرحله باید توسط مرحله قبلی شکل گیرد.برای یک فروش موفقیت آمیز،هر مرحله مهم و حیاتی می باشد. پس باید به این نتیجه رسید که بجای نوشتن عبارت"Buy Me"در تبلیغات،باید تمرکز شما برای ساختن تبلیغاتی باشد که با یک مقدمه یا معرفی درباره کالای موردفروش،شروع شود و بعد مردم را متقاعد کند که چرا باید آنرا بخرند [6] سابقه به کارگیری تلویزیون به عنوان دستاویز معرفی کسب و کار وسیله اصلی برای بسیاری از جاذبههای اقناعی، رسانه های همگانی است. بنا بر شواهد موجود، فراموشی و اندک شمردن تاثیرات رسانه ها در امور تجاری، در نهایت باعث ضعف و نابودی سیستم شده و از کارایی، اثربخشی و بهره وری سیستم می کاهد. در این بین، تبلیغات، یکی از ابزارهای اساسی ارتباط واحد تجاری، با دنیای پر تغییر و دگرگونی بیرونی است؛ چه از نظر جذب و اخذ اطلاعات در زمینه ترجیهات محیط و چه از منظر نشر اطلاعاتی که گروههای ذینفع آن را شرطی (آگاهانه و یا ناخود آگاه) برای ارتباط با واحد تجاری (و سرازیر کردن منفعت به داخل واحد) قرار می دهند. واژه تبلیغات یا پروپاگاندا (PROPAGANDA) منشاء به نسبت متاخری دارد. نخستین استفاده ثبت شده آن به سال 1622م. هنگامی که پاپ گرگوری پانزدهم مجمع مقدس تبلیغات ایمان را تاسیس کرد، باز می گردد. معنای کلمه پروپاگاندا امروزه تلقین یا نفوذ جمعی از راه دستکاری نمادها و روانشناسی فرد تکامل یافته است. پروپاگاندا انتقال نظریه ای با هدف نهایی پذیرش داوطلبانه دریافت کننده است، به گونهای که شخص آن را نظر خویش تلقی کند.(پراتکانیس و دیگران ، ص18) عصر نوی تبلیغات از1843 در فیلادلفیا، هنگامی که مرد جوانی به نام ولنی پالمر نخستین مؤسسه تبلیغاتی را گشود، آغاز می شود. این بنگاه در مقایسه با استانداردهای امروزی بسیار ابتدایی بود و فقط واسطة مشتری و ناشر برای درج آگهی در روزنامه ها بود . نخستین آگهی تبلیغاتی، پیامی درباره آپارتمانهایی در لانگ اسلند بود که در اواخر 1922 از رادیو پخش شد. آگهی های تلویزیونی،کار خود را به گونة جدی بعد از پایان جنگ جهانی دوم آغاز کردند. برای اثر بخشی تبلیغات، امروز راههای گوناگونی پیشنهاد شده و هر از گاهی برای این امر گامهایی برداشته می شود. همچنین بهره گیری بیشتر از تئوریها و تکنیکهای روانشناسی نیز موردنظر بوده است. به عنوان نمونه: بر اساس تئوری یادگیری، پیام هنگامی اقناع کننده است که توسط گیرنده آموخته و پذیرفته شود. تبلیغ باید در معرض دید قرار گیرد، درک شود، آموخته شود، به یاد بماند و به عمل درآید. اصول اساسی تئوری یادگیری در طراحی ارتباطات مؤثر مورد استفاده است (پراتکانیس و دیگران، ص23). تئوری روانکاوی اقناع در اثر بسیار مشهور ونس پاکارد به نام اقناع کنندگان پنهانی در سال 1957 مورد توجه عموم قرار گرفت. به باور پاکارد، شرکتهای تبلیغاتی با استفاده مخفیانه از اصول روانکاوی، آگهیهایی را خلق می کردند که به گونهای حیرتآور قوی و مؤثر بود. بازاریان برای تهیه این آگهیها به شدت مشغول یافتن معنای پنهانی اشیا بودند (پراتکانیس و دیگران، ص32). الگوهای ساخته شده در رسانه های همگانی، به دو دلیل اساسی مؤثرند: نخست اینکه رفتارهای نو را می آموزند {دوم اینکه} آنان به عنوان نشانه ای از حقانیت و درستی رفتارهای معین عمل می کنند (پراتکانیس و دیگران، ص128و129). تبلیغات توقعی مثبت را ایجاد میکنند که سبب میشوند تا تجربه استفاده از یک محصول مثبت باشد. بازاریان میکوشند نیازهای مصرفکنندگان را برآورده سازند؛ ولی دلایلی که باعث میشود یک محصول خریداری شود، بسیار متنوع است. تعیین و شناخت انگیزههای مصرفکننده مرحله مهمی برای کسب اطمینان از این نکته است که با ارائه یک محصول، انگیزههای مربوط ارضا خواهند شد. توصیف این انگیزه که به منظور ارضای یکی از نیازها (برای مثال: نیازهایی که براساس نظریه مزلو طبقهبندی شدهاند) ایجاد میشود، کاری بس دشوار است (ساعتچی ، محمود. ص 217). کیت رین هارد که یکی از آگهی سازان خلاق است، می گوید: “در خیلی از موارد، محصولات رقیب هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ ولی آگهیها باعث آفرینش اختلاف میشوند... وقتی مصرفکنندهای هویت و عملکرد محصول را جذاب ارزیابی میکند، با خرید آن، هویت و عملکرد محصول را به خود انتقال می دهد” (پراتکانیس و دیگران، ص52) به منظور برخورد اثربخش با همه عواملی که بر توانایی شرکت در رشد سودآور آن تاثیر دارند، مدیران فرایندهای مدیریت استراتژیک را به گونهای طراحی میکنند که به نظرشان وضعیت بهینه مؤسسه را در موقعیت رقابتیاش آسان میکند. چنین استقراری به این لحاظ امکان پذیر است که فرایندهای استراتژیک، برآورد دقیقتری از تغییرات محیطی فراهم میکنند و برای واکنش نسبت به فشارهای داخلی یا رقابتی، آمادگی بیشتری پدید میآورند (پیرس و رابینسون ص17) . بدین ترتیب، با به کار بستن اصول مدیریت استراتژیک در فعالیتهای سازمان، می توان مطمئن شد که در میانمدت و حتی بلندمدت تلاشهای در پیش گرفتهشده ناکام نخواهند بود. به گونه طبیعی، تبلیغات غیرشخصی به عنوان یکی از فعالیتهای کلیدی سازمان از این روش بینیاز نیست . مشتریان نیز مانند مدیران نیاز به اطلاعاتی دارند که مبنای مناسبی برای تصمیمگیری آنها فراهم سازد. آنان معمولاً نیاز دارند بدانند که محصول مورد نظر چه ویژگیها و فواید منحصر به فردی دارد و چگونه می توان از آن به گونة بهینهای استفاده کرد؛ البته جذابیت روش آگاهی، بخشی بسیار تعیین کننده است. در نهایت بازتاب چگونگی سیر تفکر مشتری با تصمیمسازان و تصمیمگیران که این زنجیره را تکمیل می کند .پژوهشهای بازاریابی در ارائه اطلاعات برای برنامهریزی و کنترل ، نقش عمدهای ایفا میکنند. بعلاوه فعالیتهای پژوهشی بسیاری میتواند درباره نیاز برنامهریزی صورت گیرد. هدف از پژوهش فقط در دسترس داشتن چنین اطلاعاتی نیست، بلکه باید اطلاعات را سازمان داده ، به گونهای ارائه دهیم که به فعالیتهای برنامه ریزی و کنترل سازمان کمک کند ( ونوس ص19). دخالت و وزن دادن به پژوهشهای بازاریابی محیط، برخلاف آنچه که در زمان صفر پیشبینی شده است، به کمک سیستم آمده، این تغییرات را به تصمیمگیران بازتاب میدهد و تضمین میکند که تصمیمات بهینهای در تخصیص منابع در جهت انجام فعالیتهای بازاریابی، از جمله تبلیغات تجاری اتخاذ شود. با این وصف تمام عواملی که در انتقال مفهوم در یک مدل ارتباطی وجود دارند، باید مورد بررسی قرار گیرند. چگونگی به رمز در آوردن، انتخاب رسانه (کانال انتقال پیام) انتخاب محتوای پیام و از بین بردن موانع ارتباطی، از جمله مواردی هستند که توجه ویژهای را می طلبند. با توجه به این نکته که، اولاً: هزینه زیادی صرف تبلیغات میشود، ثانیاً: کارآمدی دیگر بخشهای سازمان در نهایت به گونهای به اثرگذار بودن تبلیغات وابسته است؛ هرگونه بیبرنامگی و نیز گسستگی برنامهها با واقعیت، منجر به ناکارآیی خواهد شد. بر اساس پژوهشهای کارل هاولند و همکارانش تقسیم فرایند یادگیری به چهار مرحله، شاید مهمترین رکن و مؤثرترین الگوی یادگیری در زمینه اقناع باشد. (,1979 Havland) پیام زمانی اقناع کننده است که اولا” هر یک از مراحل روانی یادشده در زیر به ترتیب انجام شود و همچنین به گیرنده پیام، پاداش دهد: 1- پیام باید توجه گیرنده را جلب کند. 2- دلایل پیام باید فهم و درک شود. 3- گیرنده پیام باید استدلالهای پیام را قبول کند و آنها را به عنوان حقیقت بپذیرد. -4 ما هنگامی می توانیم بر اساس این یادگیری و اعتقاد عمل کنیم که انگیزه ای برای انجام آن داشته باشیم (پراتکانیس، ص34 ). نویسندگان آگهی ها و طراحان صحنه که اصلی ترین خالقان آنها هستند، می دانند که آگهی خوب چگونه باید باشد. آگهی خوب در بر گیرنده ایدهای هوشمندانه است. آگهی خوب با مهارتی کامل نوشته و با تخیلی زیرکانه ساخته شده است (پراتکانیس، ص35). ولی زمانی می توانیم به موفقیت یک آگهی اطمینان داشته باشیم که قیدهای هوشمندانه خوب ،کامل و زیرکانه که به ترتیب برای ایده، آگهی، مهارت وتخیل به کار گرفته شده اند، با توجه به بستری که آگهی در آن اجرا میشود، بروز پیدا کنند. مسئولان بازاریابی تمام تلاش خود را به کار میبندند تاآگهیای ساخته شود که در عین اینکه شامل تخیلی مرتبط با مفهوم مورد نظر است، ایده قابل اتکایی نیز در آن نهفته باشد. البته شیوه پرداخت موضوع در آن برای دستیابی به هدفها بسیار تعیین کننده است. یکی از مسایل بسیار مهم در قلمرو تبلیغات، ارزیابی اثربخشی تبلیغات است. به عبارت دیگر، مشخص کردن اینکه تبلیغی که ما بودجه فراوانی برای آن صرف کرده ایم تا چه اندازه ما را به هدفهایی که تعیین کرده بودیم، رسانده است (عالم تبریز، ص 29). نکته ای که بیش از همه باید مورد توجه قرار گیرد، جزییات شاکله پیام است. اینکه چه جزییاتی باید در پیام قرار گیرد و شکل چینش این اجزا چگونه باید باشد. همچنین پس زمینه مناسبی که پیام در آن قرار می گیرد، تاثیر گذاری و جذابیت پیام را تعیین می کند که باید به دقت انتخاب شود. مشتری و مخاطب باید با بررسی و یا در معرض قرار گرفتن تولیدات و تبلیغات مرتبط با آنها، احساس جدید بودن و متفاوت بودن را در محصولات بیابند. ولی مهمترین عاملی که اثربخشی پیام وابسته به آن است ، یعنی همان چیزی که عامل نهایی کارا بودن هر پیامی است (پاداش در نظر گرفته شده برای توجه و عمل بر اساس آن) میزان اطلاعاتی است که به مخاطب پیام انتقال داده می شود، تا بر اساس آن تصمیم رضایتآمیز و خشنودکننده را اتخاذ کند. [1] روزنامه تفاهم [2] [1].ـ شاه محمّدي، عبدالرضا. اقناع و تبليغ. (تهران: انتشارات زرباف، 1385). [2].ـ نصيري ، بهاره. «نقش تبليغات در جامعه» [3]- بختائي، امير. «پيدايش تبليغات». [4].ـ محمدنژاد، سيد علي. «تبليغات نوين» [5]. ـ لالمي، شيده. «گريز مخاطب از تبليغات مزاحم»، روزنامه ايران (1384) [6]ـ بختا ئي، امير. «بنر تبليغاتي». [7].ـ زاهد، توحيد. «تبليغات نامرئي»، [8]- ترابي، علي اكبر. جامعه شناسي تبليغات. (تبريز: انتشارات فروزش، 1381). [3] www.managing-innovation.com [4] 0. آشوری، داریوش (1373). دانشنامه سیاسی: فرهنگ اصطلاحات و مکتبهای سیاسی، تهران: مروارید. 0. پراتکانیس، آنتونی و الیوت آرنسون (1379). عصر تبلیغات استفاده و سوء استفاده روزمره از اقناع، ترجمه کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران: انتشارات سروش. دادگران، سید محمد (1380). مبانی ارتباط جمعی، تهران: انتشارات فیروزه. ضیایی پرور، حمید (1386). جنگ رسانه ای، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران. علوی، پرویز (1376). ارتباطات سیاسی، تهران: انتشارات ثانیه. 6. Mecquial Denis (1972). Sociology of Mass Communications, p42, Penguin Books 7. Tylor.S.H.E. et al (1993), Social Psychology, Newjersy: Prentice Hal. [5] نام کتاب : گاو بنفش نویسنده : ست گادین مترجم: سید بهشاد باسینی ویراستار علمی : دکتر فریبا لطیفی [6] عصر بازاریابی سنتی به پایان رسیده است – نوشته زیمن (مدیر سابق بازاریابی کوکاکولا)